﻿1
00:00:01,001 --> 00:00:05,046
...در این شب که سراسر آرامش و سکوت است

2
00:00:05,964 --> 00:00:08,008
...راه را گَز می‌کنم

3
00:00:08,008 --> 00:00:12,053
!بی‌آنکه نقشه و مقصدی راهنمایم باشد

4
00:00:12,971 --> 00:00:16,016
...تو را کنار خویش می‌بینم

5
00:00:16,016 --> 00:00:20,979
!که مهتاب بر رخسارت تابیده است...

6
00:00:22,063 --> 00:00:26,985
!همینطور بنشسته، سرگردان سال‌های گذشته‌ایم

7
00:00:26,985 --> 00:00:29,029
!کلمه‌ها را به هم می‌بافیم

8
00:00:29,029 --> 00:00:34,951
!تا که در هم پیچند و آن شوند که باید گفت

9
00:00:34,951 --> 00:00:39,998
!گفتنی‌هایی سرشار از جریانی بی‌وقفه از خاطراتمان

10
00:00:39,998 --> 00:00:42,042
...از زمان‌هایی که باهم گذراندیم

11
00:00:43,001 --> 00:00:49,966
!از آن‌روزی که سوگند یاد کردم زندگانی‌ای را، که در آن همیشه کنارت باشم

12
00:00:49,966 --> 00:00:54,054
...دنیای مقابل دیدگانم ذره‌ذره دگرگون شد

13
00:00:54,054 --> 00:00:57,015
...قدرت درونم موج می‌زند

14
00:00:57,015 --> 00:00:59,976
...نقطه‌ضعف‌هایم در قلبم نهان شده‌اند

15
00:00:59,976 --> 00:01:04,022
!گویی کسی شده‌ام که آن را نمی‌شناسم، امّا خویشتنم

16
00:01:04,064 --> 00:01:08,026
...از آن هنگام که چشمانت مقابلم ظاهر شدند

17
00:01:08,026 --> 00:01:10,987
!و نورشان بر قلبم تابید...

18
00:01:10,987 --> 00:01:15,992
!آموخت مرا آنچه که تا پیش از این نمی‌دانستم

19
00:01:15,992 --> 00:01:18,036
...حتی نمی‌دانستم

20
00:01:18,036 --> 00:01:20,997
...داشتن کسی که خواهی مراقبش باشی...

21
00:01:21,039 --> 00:01:26,044
!قدرتی به تو می‌بخشد که تا پیش از او در خویش نمی‌دیدی...

22
00:01:29,047 --> 00:01:34,052
ضیافت سرنوشت

23
00:01:42,978 --> 00:01:44,980
،حتی با پَس رفتن نقابم هم

24
00:01:45,063 --> 00:01:48,066
.آخرش بازم شیری از دسته‌ی شیشیگامی‌اَم

25
00:01:48,984 --> 00:01:51,027
،این تنها راهی‌ـه که به نظرم می‌رسه

26
00:01:51,027 --> 00:01:54,948
.تا بتونم رابطه‌م رو باهات قطع کنم

27
00:01:56,032 --> 00:01:57,033
.رئیس

28
00:01:59,035 --> 00:02:01,997
،گفتم لحظات خوشایندی رو باهات سپری کردم

29
00:02:02,956 --> 00:02:03,999
.ولی دروغ گفتم

30
00:02:03,999 --> 00:02:07,002
.در واقع... خوشبختی و سعادتی بود

31
00:02:08,003 --> 00:02:11,047
.لویی، تو نجاتم دادی

32
00:02:19,055 --> 00:02:22,017
،اگر این قضیه رو فیصله ندی

33
00:02:22,017 --> 00:02:23,977
.می‌خورمت

34
00:02:24,978 --> 00:02:26,980
.مسیر صدام رو بگیر و شلیک کن

35
00:02:27,063 --> 00:02:28,982
!نمی‌تونم... ایبوکی

36
00:02:29,983 --> 00:02:31,985
!آخه مگه می‌تونم؟

37
00:02:31,985 --> 00:02:33,028
.پس

38
00:02:33,987 --> 00:02:34,988
...در اون صورت

39
00:02:50,962 --> 00:02:52,005
...ایبوکی

40
00:02:53,006 --> 00:02:54,049
ایبوکی؟

41
00:02:55,008 --> 00:02:56,009
!هوی

42
00:02:56,009 --> 00:02:58,053
!چشماتو وا کن! مگه تو شیر نیستی؟

43
00:02:58,053 --> 00:03:00,013
!نبینم بمیری ها

44
00:03:00,013 --> 00:03:01,014
!ایبوکی

45
00:03:02,015 --> 00:03:06,978
!اینجانب، فری، از رئیس محافظت کردم

46
00:03:08,063 --> 00:03:10,023
تو چیکار...؟

47
00:03:11,024 --> 00:03:12,943
...ایبوکی

48
00:03:13,026 --> 00:03:15,987
.از شلیک بهت پشیمون نیستم

49
00:03:16,029 --> 00:03:18,031
.بالاخره شیره و قولش

50
00:03:18,031 --> 00:03:19,032
چه قولی؟

51
00:03:19,032 --> 00:03:22,994
گفت اگر یهو به سرش زد و سعی کرد
،شما رو بخوره

52
00:03:22,994 --> 00:03:24,996
.بدون تعلّل بهش شلیک کنم

53
00:03:24,996 --> 00:03:28,041
!نمی‌خواست بخورتم چون به سرش زده بود

54
00:03:28,041 --> 00:03:31,002
.به این خاطر بود که می‌خواستم از شیشیگامی برم

55
00:03:32,045 --> 00:03:37,968
باید به‌عنوان شیری از دسته‌ی شیشیگامی
.با رابطه‌ش با تو کنار می‌اومد

56
00:03:40,053 --> 00:03:43,974
برو و خواهشاً دیگه هیچوقت هم
.به بازار سیاه برنگرد

57
00:03:44,057 --> 00:03:47,018
،وگرنه تو هم می‌کشم

58
00:03:47,018 --> 00:03:49,563
.و مرگ ایبوکی هم هدر می‌ره

59
00:03:56,945 --> 00:03:58,947
می‌خوای چیکار کنی، لگوشی کون؟

60
00:03:58,947 --> 00:04:00,991
...اون بچه خوشگل

61
00:04:00,991 --> 00:04:02,993
.الآن تو شکمم‌ـه...

62
00:04:03,034 --> 00:04:05,036
.نه، دروغ می‌گی

63
00:04:13,003 --> 00:04:17,007
اون توی یه زباله‌دونیِ زیر پل هواییِ
،2100متری اینجاست

64
00:04:18,049 --> 00:04:21,052
.یه خراش هم رو دست چپش داره

65
00:04:23,972 --> 00:04:27,017
احتمالاً خون پینا کون رو به خودت مالیدی
،که منو گول بزنی

66
00:04:27,976 --> 00:04:29,019
.ولی کار به جایی نبردی

67
00:04:30,020 --> 00:04:32,981
،خزانه‌ی رایحه‌های درونم

68
00:04:32,981 --> 00:04:35,025
.محض محافظت از اونایی که می‌خوام، وجود داره

69
00:04:37,027 --> 00:04:41,031
جفت‌مون گوشتخواریم و دلمون
.واسه گیاهخوارها غنج می‌ره

70
00:04:41,031 --> 00:04:42,949
.عین همیم

71
00:04:42,949 --> 00:04:44,951
!من هیچیم عین تو نیست

72
00:04:49,998 --> 00:04:50,999
.لگوشی کون

73
00:04:51,958 --> 00:04:54,044
چه به خاطر محافظت از گیاهخوارها
...باشه، چه خوردنشون

74
00:04:54,044 --> 00:04:59,049
در هر صورت بهای قدرتمون
.در شکلی از انزوا خودش رو نشون میده

75
00:05:01,009 --> 00:05:05,013
.خیلی خوشحالم

76
00:05:05,013 --> 00:05:08,058
.گوشت و خونت تنهاییم رو تسکین می‌بخشه

77
00:05:10,018 --> 00:05:13,980
...انزوای ریز و خودِ درونیِ من

78
00:05:14,064 --> 00:05:16,066
!نذار بخورتت، خودِ درونم

79
00:05:18,985 --> 00:05:22,030
می‌گم گوشتت یه‌کم زیادی سفت نیست؟

80
00:05:24,991 --> 00:05:28,036
نگو که تو هم... گوشت خوردی؟

81
00:05:28,036 --> 00:05:32,958
.ریز، تو هیچوقت نمی‌فهمی

82
00:05:32,958 --> 00:05:35,001
،چیزی که واقعاً اهمیت داره

83
00:05:35,961 --> 00:05:37,045
.احترام به زندگی‌هاست

84
00:06:08,034 --> 00:06:11,037
...نمی‌ذارم یکی از بیرون برسه و

85
00:06:11,037 --> 00:06:16,001
.گند بزنه به تمام دوستیِ من و تم...

86
00:06:16,001 --> 00:06:18,003
!تو تِم رو شکار کردی

87
00:06:18,003 --> 00:06:20,005
!خودت بودی که به همه‌چی گند زدی

88
00:06:20,964 --> 00:06:24,050
.تِم... هیچی نیست

89
00:06:24,050 --> 00:06:26,970
!الآن این یارو رو خفه می‌کنم

90
00:06:31,016 --> 00:06:32,976
...لگوشی

91
00:06:32,976 --> 00:06:34,060
!لگوشی

92
00:06:35,979 --> 00:06:37,022
.خودشه

93
00:06:37,022 --> 00:06:39,024
.همین حس‌ـه

94
00:06:39,024 --> 00:06:44,988
،وقتی پاتون لب گور‌ـه
.شما حیوونیا شل می‌شین و وا می‌رین

95
00:06:52,996 --> 00:06:55,999
.ولی حسابی هم کِش میاید

96
00:06:58,043 --> 00:06:59,044
آهای؟

97
00:07:00,003 --> 00:07:01,004
لگوشی؟

98
00:07:04,007 --> 00:07:05,967
.عه، هنوز زنده‌ای

99
00:07:05,967 --> 00:07:07,010
چـ چی؟

100
00:07:08,053 --> 00:07:11,056
.یه‌کم واسه نگرانی دیره

101
00:07:12,974 --> 00:07:14,976
.راست می‌گی ها

102
00:07:15,977 --> 00:07:19,981
.ولی حس می‌کنم باید یه چیز رو اعتراف کنم

103
00:07:20,941 --> 00:07:24,027
.راستش رو بخوای، خودمم می‌دونستم

104
00:07:24,027 --> 00:07:28,990
،می‌دونستم وقتی تِم رو می‌خوردم
.هیچ دوستی‌ای بین‌مون نبود

105
00:07:29,991 --> 00:07:34,955
بلکه فقط خودم بودم که به خواست
.خودم شکارش کردم

106
00:07:34,955 --> 00:07:36,957
!ریز، ریز

107
00:07:36,957 --> 00:07:37,999
!یه لحظه صبر کن

108
00:07:42,003 --> 00:07:44,005
...میشه بیشتر

109
00:07:44,005 --> 00:07:46,049
برام تعریف کنی؟

110
00:07:46,049 --> 00:07:48,009
هان؟

111
00:07:48,009 --> 00:07:50,053
!وسط کشت و کشتاریم ها

112
00:07:50,053 --> 00:07:51,972
...خودم می‌دونم، ولی

113
00:07:51,972 --> 00:07:54,975
الآن خیلی دلم می‌خواد
.اعترافاتت رو بشنوم

114
00:08:00,981 --> 00:08:04,985
.هعی... سر و وضع‌مون رو نگاه

115
00:08:05,026 --> 00:08:08,071
.ولی باید این بار رو از سینه‌م برمی‌داشتم

116
00:08:08,071 --> 00:08:11,032
.یه استراحت کوتاه به جایی برنمی‌خوره

117
00:08:11,992 --> 00:08:15,036
...دو تا هیولا که کنار هم لَم دادن

118
00:08:15,036 --> 00:08:16,955
.چه منظره‌ی مزخرفی

119
00:08:16,955 --> 00:08:18,957
هیولا؟

120
00:08:18,957 --> 00:08:19,958
ما دو تا؟

121
00:08:20,959 --> 00:08:23,045
.چیزیه که تِم، اون شب بهم گفت

122
00:08:24,046 --> 00:08:28,967
«.گفت: «شما گوشتخوارها هیولایی بیش نیستین

123
00:08:29,968 --> 00:08:31,970
.جا خوردم انقدر راحت با حرفش کنار اومدم

124
00:08:31,970 --> 00:08:37,059
،منو با کلماتش... با درکِ خودِ واقعیم
.در آغوش کشید

125
00:08:37,059 --> 00:08:39,978
،خیلی خوشحال بودم

126
00:08:39,978 --> 00:08:45,942
که از شکار تِم برای خودم
.خاطره‌ای زیبا ساخته بودم

127
00:08:47,027 --> 00:08:51,990
گوشت‌خوارها، تَه وجودشون، هیولایی
.بیش نیستن، لگوشی کون

128
00:08:52,074 --> 00:08:55,994
.می‌دونی... خیلی ناراحت شدم

129
00:08:56,953 --> 00:08:59,998
دیگه حتی به زور چهره و صدای تِم
.رو می‌تونم به خاطر بیارم

130
00:09:00,957 --> 00:09:06,004
...ولی هنوزم بو و مزه‌ش خاطرم هست
.انگار همین دیروز بوده باشه

131
00:09:07,005 --> 00:09:11,009
.سرانجامِ منم می‌تونست مثل ریز بشه

132
00:09:11,968 --> 00:09:14,012
،اگه به خاطر کمک به دور و بَری‌هام نبود

133
00:09:14,971 --> 00:09:19,017
شاید منم از سر عشقِ غیرقابل‌کنترلم
.هارو چان رو خورده بودم

134
00:09:23,063 --> 00:09:26,024
.الآن همون لحظات نابِ جوونیِ گوشتخوارهاست

135
00:09:27,984 --> 00:09:31,988
.ولی نمی‌تونم باورهام رو عوض کنم

136
00:09:34,032 --> 00:09:35,993
.دیگه بیا برگردیم سرکارمون

137
00:09:36,994 --> 00:09:40,038
،دلیلی که گوشتخوارها چنگ و دندون دارن

138
00:09:40,038 --> 00:09:43,000
.واسه شکاره و بس

139
00:09:43,959 --> 00:09:47,004
.مطمئنم که طعم تو هم فراموش نخواهم کرد

140
00:09:47,963 --> 00:09:50,007
.نه، ریز

141
00:09:50,966 --> 00:09:52,968
...چنگ و دندونمون

142
00:09:53,010 --> 00:09:55,971
.برای محافظت از عزیزانمون‌ـه...

143
00:10:09,026 --> 00:10:11,945
!بد نگذره یه‌وقت

144
00:10:12,988 --> 00:10:14,031
.لوئیس سنپای

145
00:10:17,034 --> 00:10:19,036
.چه ظاهر حقیری

146
00:10:19,995 --> 00:10:23,040
.شکار واقعاً کریه‌ـه

147
00:10:23,040 --> 00:10:25,000
!دهنتو ببند

148
00:10:54,988 --> 00:10:56,031
.آخیش

149
00:10:57,991 --> 00:11:01,995
کی فکرشو می‌کرد این شاخ‌ها واسه
چیزی جز تور کردن دخترها به کار بیان؟

150
00:11:06,959 --> 00:11:09,044
.پس بالاخره پیدات شد، لوئیس سنپای

151
00:11:10,045 --> 00:11:12,005
.ممنون

152
00:11:13,006 --> 00:11:16,009
باورم نمیشه باید آخرین شب سال نواَم
.رو اینجوری سپری کنم

153
00:11:17,052 --> 00:11:18,971
...ولی

154
00:11:18,971 --> 00:11:21,014
.هنوزم باید برگردم و این مبارزه رو تموم کنم

155
00:11:21,014 --> 00:11:22,015
مغز خر خوردی؟

156
00:11:22,015 --> 00:11:22,975
.آخ

157
00:11:22,975 --> 00:11:26,019
!تمومش کنی؟
!به زور رو پات وایسادی

158
00:11:26,019 --> 00:11:31,066
اینکه کدوممون ببریم و ببازیم
.دیگه برامون اهمیتی نداره

159
00:11:32,025 --> 00:11:37,030
الآن دیگه جنگ‌مون سرِ شیوه‌های
.زندگی‌مون به‌عنوان گوشتخوار‌ـه

160
00:11:38,031 --> 00:11:41,952
.باید باهاش روبرو شم و تمومش کنم

161
00:11:42,035 --> 00:11:46,039
.باید مسئولیت خشمم رو به عهده بگیرم

162
00:11:46,999 --> 00:11:48,041
...مسئولیت

163
00:11:49,001 --> 00:11:52,963
چرا مسئولیت قدرتت رو به عهده نمی‌گیری؟

164
00:11:54,006 --> 00:11:57,050
تا کِی می‌خوای بچسبی به این کلمه‌ها؟

165
00:11:58,969 --> 00:12:00,012
.لوئیس سنپای

166
00:12:00,971 --> 00:12:06,018
،من تبدیل به هیولا نشدم
.چون شما رو داشتم

167
00:12:06,977 --> 00:12:09,980
.لویی، تو نجاتم دادی

168
00:12:11,982 --> 00:12:15,027
.مِن‌مِن نکن! استوار باش

169
00:12:15,986 --> 00:12:17,029
،یعنی می‌خوای

170
00:12:17,029 --> 00:12:20,032
برای اثباتش خودت رو به کشتن بدی؟

171
00:12:20,032 --> 00:12:21,992
.احساسات واقعیت رو پنهان کن

172
00:12:21,992 --> 00:12:25,078
مبارزه سرِ راه درستِ زندگیِ گوشتخواران؟
شوخیت گرفته؟

173
00:12:25,078 --> 00:12:27,956
.آره، خودشه. همینطوری

174
00:12:27,956 --> 00:12:28,999
.قلبت رو سخت بگیر

175
00:12:29,958 --> 00:12:35,005
،شما گوشتخوارها قدرت بدنیِ زیادی دارین
.که این قدرتتون می‌تونه به قیمت غریزه‌ بقاتون تموم شه

176
00:12:35,047 --> 00:12:39,009
.اگه انقدر می‌خوای بمیری، باشه
!برو و بمیر

177
00:12:40,052 --> 00:12:43,013
....لـ لوئیس سنـ

178
00:12:45,015 --> 00:12:47,976
.برو دیگه

179
00:12:52,022 --> 00:12:53,023
اینا دیگه چین؟

180
00:12:55,943 --> 00:12:58,028
...این چیزای آبکی و ولرم
...که از چشمام می‌ریزن

181
00:12:59,029 --> 00:13:00,948
.حال به‌هم‌زنه...

182
00:13:02,032 --> 00:13:05,035
...چـ چیزه... من

183
00:13:07,037 --> 00:13:08,997
.یه‌کم دیگه هم می‌مونم

184
00:13:16,004 --> 00:13:20,008
اولین باری‌ـه که خاطرم هست
.گریه کرده باشم

185
00:13:21,009 --> 00:13:23,011
.نمی‌دونستم انقدر سخت بند میان

186
00:13:23,971 --> 00:13:27,015
هیچوقت جایی نبود‌م که بتونم
.با خیال راحت بزنم زیر گریه

187
00:13:27,057 --> 00:13:30,978
،برای قوی‌تر شدن، برای زنده موندن

188
00:13:30,978 --> 00:13:32,980
...گناه پشت گناه

189
00:13:32,980 --> 00:13:34,982
...و در آخر

190
00:13:35,023 --> 00:13:37,985
.کسی که برام خیلی عزیز بود، فدا کردم

191
00:13:38,986 --> 00:13:41,989
.همه‌ش به خاطر ضعیف بودنم‌ـه

192
00:13:44,032 --> 00:13:45,993
.لگوشی

193
00:13:46,994 --> 00:13:48,996
.تو قوی‌ای

194
00:13:48,996 --> 00:13:51,957
می‌خوای مسئله رو با ریز فیصله بدی، مگه نه؟

195
00:13:51,957 --> 00:13:54,042
.من هیچ حقی ندارم، سد راهت بشم

196
00:13:55,002 --> 00:13:56,962
.شرمنده

197
00:13:56,962 --> 00:13:58,005
.فدای سرت

198
00:13:58,005 --> 00:13:59,047
...ولی

199
00:13:59,047 --> 00:14:02,050
ولی اگه همینطور گیج و ویج باهاش
.گلاویز شی، احتمالاً می‌میری

200
00:14:02,050 --> 00:14:05,053
.دیگه تاب دیدنش رو ندارم

201
00:14:05,053 --> 00:14:07,973
.نمی‌خوام دوستای عزیزم جلو چشمام پَرپَر شن

202
00:14:08,974 --> 00:14:13,020
کودک درونم هنوزم توی سلولِ
.بازار سیاه، زندانی‌ـه و اشک می‌ریزه

203
00:14:14,062 --> 00:14:15,981
.وقتشه آزادش کنم

204
00:14:16,982 --> 00:14:18,984
.حالا دیگه آزادی

205
00:14:19,943 --> 00:14:21,028
.دیگه ضعیف نیستی

206
00:14:23,071 --> 00:14:25,032
.بخور، لگوشی

207
00:14:25,032 --> 00:14:26,992
.قدرت مبارزه‌ت رو به‌دست بیار

208
00:14:26,992 --> 00:14:28,035
چـ چـ چـ چی؟

209
00:14:28,994 --> 00:14:30,996
.نمی‌خوام مرگ تو هم ببینم

210
00:14:30,996 --> 00:14:32,998
!بجنب و قبل از مبارزه‌ت بخورش

211
00:14:32,998 --> 00:14:37,002
من... این همه تمرین رو تحمل کردم که
!بدون گوشت قوی شم

212
00:14:37,002 --> 00:14:40,005
!کوری؟ نمی‌بینی از این بیشتر کفافت رو نمی‌ده؟

213
00:14:40,005 --> 00:14:42,132
!دیگه از این ظاهرسازی‌هات خسته شدم

214
00:14:43,967 --> 00:14:45,761
.خودم آب دهنت رو راه میندازم

215
00:14:48,013 --> 00:14:50,015
این شماره‌هه چیه؟

216
00:14:50,015 --> 00:14:51,975
.نفرینم‌ـه

217
00:14:53,060 --> 00:14:56,980
.منو از این نفرین خلاص کن، لگوشی

218
00:14:58,065 --> 00:15:00,984
.خیلی بدجنسی، لوئیس سنپای

219
00:15:00,984 --> 00:15:05,030
.ولی بالاخره وجهه‌ی ناتوانش رو نشونم داد

220
00:15:05,948 --> 00:15:08,408
.باید یه‌جوری نشون بدم که قبولش می‌کنم

221
00:15:11,036 --> 00:15:19,962
نمی‌خوام بهونه بیارم و ادعا کنم که فقط
.چون خودت ازم خواستی، خوردمت، لوئیس سنپای

222
00:15:20,963 --> 00:15:24,967
.من ارتباطم با گوشت رو کاملاً قطع کردم

223
00:15:24,967 --> 00:15:29,012
و آهسته و پیوسته در حال قدم زدن در
.مسیر تبدیل شدن به گرگی بی‌خطرم

224
00:15:30,013 --> 00:15:31,974
.یا شاید اینطور فکر می‌کردم

225
00:15:33,976 --> 00:15:37,020
.می‌خورمت، چون خودم می‌خوام

226
00:15:37,980 --> 00:15:39,982
عیبی نداره از نظرت؟

227
00:15:40,983 --> 00:15:45,028
،اگه اینجوری قانع می‌شی
.پس به توافق می‌رسیم

228
00:15:46,029 --> 00:15:47,990
.قسم می‌خورم

229
00:15:48,031 --> 00:15:50,033
!که نذارم بیهوده باشه

230
00:16:04,006 --> 00:16:06,008
...بیا شروعش کنیم

231
00:16:11,054 --> 00:16:13,056
...یالّا، بـ بیا

232
00:16:14,016 --> 00:16:15,058
.بیا شروعش کنیم

233
00:16:18,020 --> 00:16:21,064
!پاش بیفته، تو هم شناگر ماهری هستی ها

234
00:16:21,064 --> 00:16:25,027
واقعاً خوردیش؟ لوئیس سنپای
رو یه لقمه‌ی چپ کردی؟

235
00:16:25,986 --> 00:16:30,991
اصلاً فکرش هم نمی‌کردم تو و
.لوئیس سنپای انقدر به هم نزدیک باشین

236
00:16:31,033 --> 00:16:34,995
.ولی دیگه الآن شدی عین خودم

237
00:16:35,954 --> 00:16:38,999
.لوئیس سنپای هم داخل بهشت باهام موافقه

238
00:16:38,999 --> 00:16:40,000
.هنوز زنده‌ست

239
00:16:40,000 --> 00:16:43,045
.لوئیس سنپای همینجاست

240
00:16:43,045 --> 00:16:44,963
...و همچنین

241
00:16:45,047 --> 00:16:46,048
!درون من

242
00:16:46,965 --> 00:16:49,051
!برو! لگوشی

243
00:16:50,969 --> 00:16:55,057
لوئیس سنپای، بخشی از وجودت رو
.درونم حس می‌کنم که غَلْط می‌زنه

244
00:16:56,016 --> 00:16:58,018
.شبیه به جادویی ممنوعه

245
00:16:58,977 --> 00:17:01,980
.امشب از این جادو استفاده خواهم کرد

246
00:17:12,032 --> 00:17:13,033
!لگوشی

247
00:17:15,035 --> 00:17:16,995
!قهرمان شو

248
00:17:24,002 --> 00:17:27,047
...پیوند بین گوشتخواران و گیاهخواران

249
00:17:28,006 --> 00:17:31,051
.دوستیِ من... بی‌جواب موند

250
00:17:32,970 --> 00:17:37,015
واسه همین فکر می‌کردم احساساتم از
.هر کسی قوی‌تر باشه

251
00:17:38,016 --> 00:17:39,017
...ولی الآن

252
00:17:40,018 --> 00:17:46,024
،می‌بینم حتی بعد از خوردن و خورده شدن...
.پیوندشون از قبل هم قوی‌تر و محکم‌تر شده

253
00:17:47,025 --> 00:17:48,026
...تِم

254
00:17:48,986 --> 00:17:54,033
،با اینکه وقتی با هم صحبت می‌کردیم
.مرگ قدم به قدم دنبالت بود، ولی تو بازم لبخند می‌زدی

255
00:17:55,034 --> 00:18:00,998
شاید اگر وقتی زنده بود، بهش می‌گفتم چقدر قدردانش
...هستم، اوضاع جور دیگه‌ای رقم می‌خورد

256
00:18:05,961 --> 00:18:09,048
«ممنونم... تِم»

257
00:18:24,063 --> 00:18:25,022
.هی

258
00:18:25,981 --> 00:18:28,025
!ریز! ریز

259
00:18:28,025 --> 00:18:28,984
هان؟

260
00:18:29,943 --> 00:18:31,987
.مثل اینکه سال نوئه

261
00:18:32,029 --> 00:18:34,990
.عیدت مبارک

262
00:18:35,949 --> 00:18:38,035
هرچند به‌نظرم گفتنش وسط
.دوئل یه‌‌خورده عجیبه

263
00:18:44,041 --> 00:18:47,002
.تو بردی، لگوشی کون

264
00:18:49,046 --> 00:18:55,010
امشب قلبم دوباره به زندگی برگشت؛
.قلبی که توی این چند سال مدام می‌شکست و زخم می‌خورد

265
00:18:55,969 --> 00:19:01,016
چطور می‌تونه بعد از خوردن گوشت هم
با اون چشم‌های زیبا و پاکش نگام کنه؟

266
00:19:01,975 --> 00:19:04,978
.گمونم واقعاً وجود داره

267
00:19:05,979 --> 00:19:09,024
.دوستیِ واقعیِ بین گوشتخواران و گیاهخواران رو می‌گم

268
00:19:10,025 --> 00:19:11,026
.هوی، ریز

269
00:19:12,027 --> 00:19:16,991
اینجور وقت‌ها معمولاً چی می‌گفتم؟

270
00:19:17,950 --> 00:19:22,037
...کلماتی قدرتمند که حقارت مخاطب رو بیاره جلو چشماش

271
00:19:23,038 --> 00:19:24,999
.نه

272
00:19:24,999 --> 00:19:29,962
.دیگه با کلمات عاریه‌ای باهاشون ارتباط برقرار نمی‌کنم

273
00:19:29,962 --> 00:19:32,965
،کاری که کردی غیرقابل‌بخشش‌ـه

274
00:19:33,966 --> 00:19:38,053
.ولی منم عذر می‌خوام که زودتر متوجه تنهایی‌هات نشدم

275
00:19:39,013 --> 00:19:40,014
...لوئیس سنپای

276
00:19:42,016 --> 00:19:42,975
!سنپای

277
00:19:43,976 --> 00:19:45,019
!باید برسونیمت بیمارستان

278
00:19:47,021 --> 00:19:50,024
.و همچنین، قدردانی‌م هم نشونت بدم

279
00:19:51,984 --> 00:19:53,027
،لوئیس سنپای

280
00:19:54,028 --> 00:19:55,988
.بابت غذا ممنون

281
00:19:56,989 --> 00:19:59,992
خوشحالم که اولین و آخرین گوشت
.زندگیم، گوشت تو بود

282
00:20:02,036 --> 00:20:03,037
...گوشتخوارهایی

283
00:20:03,996 --> 00:20:07,041
،که توی زندگیم شناختمشون...

284
00:20:08,000 --> 00:20:12,046
.جزء جدایی ناپذیر زندگیم خواهند بود

285
00:20:12,046 --> 00:20:14,006
.اینو مطمئنم

286
00:20:16,967 --> 00:20:19,011
.صورتت رو پاک کن و بخند

287
00:20:19,011 --> 00:20:21,013
.عین این جانی‌ها شدی

288
00:20:21,013 --> 00:20:22,973
.آه... روم سیاه

289
00:20:26,060 --> 00:20:29,980
...ضعف و درد طعمه

290
00:20:30,981 --> 00:20:34,026
،و نفرینی که توسط دندون‌های گوشتخواران
،بهمون تحمیل شده

291
00:20:34,985 --> 00:20:37,988
همه‌ و همه فقط با همون دندون‌ها
.می‌تونن بشکنن و از بین برن

292
00:20:38,989 --> 00:20:40,032
،و این دندون‌ها

293
00:20:41,033 --> 00:20:45,996
.بالاخره من رو از نفرینم آزاد کردن

294
00:21:05,015 --> 00:21:10,062
بعد از اون لوئیس سنپای فوراً به بیمارستان
.منتقل شد و تونستن نجاتش بدن

295
00:21:11,021 --> 00:21:15,025
.من و ریز هم به خاطر شکار دستگیر شدیم

296
00:21:16,026 --> 00:21:16,986
...ولی

297
00:21:17,069 --> 00:21:38,966
.ولی من... به لطف شهادت دوستان، آزاد شدم
♪ بسان ابرها ♪
!به خانواده‌ی خود کمک کنید برای جلوگیری از کلاهبرداری
نام
لگوشی
،و چون الآن سابقه‌ی کیفری دارم
♪ ،که هرگز نمانند ♪
.ظاهراً راه سختی رو در پیش دارم
♪ ...و دور خواهند شد ♪
،ولی دیدن هارو چان و همچنین لوئیس سنپای
♪ ...بارقه‌های خورشید ♪
♪ نیز خواهند تابید... ♪
زنجیر‌های باارزشی هستن که می‌خوام
.خودم رو بهشون گره بزنم

298
00:21:39,008 --> 00:21:46,056
♪ !چرا که این، رسم روزگار است ♪
...هارو چان، چیزه

299
00:21:47,016 --> 00:22:15,002
.من... می‌خوام از مدرسه برم
♪ هیچکس را نشاید ♪
هان؟ چرا؟
...حقیقتش... نمی‌تونم توضیح بدم
♪ که تو باشد ♪
♪ یکی از دیگری متفاوتیم ♪
.خیلی بدجنسی
.زخم‌هات هم که همینجور بیشتر میشن
♪ و همین است ♪
بعد حتی نمی‌خوای بگی واسه چی میری؟
♪ !دلیل زیبایی‌هایمان ♪
...آممم... معذرت
♪ ،یک دنیا ♪
...می‌دونی چیه
♪ ...و هزاران قصه ♪
.خسته شدم از بس باید همه‌ش نگرانت باشم
...آه

300
00:22:16,962 --> 00:22:20,007
.ولی راه زندگی کردن من، اینه

301
00:22:20,049 --> 00:22:23,969
همچنان دُمم رو تکون می‌دم و تا جایی که
.بتونم به‌ زندگیم ادامه میدم

302
00:22:25,012 --> 00:22:30,017
دنیا هنوز هم مملو از چیزهایی‌ـه
.که باید یاد بگیرم

303
00:22:31,018 --> 00:22:33,020
.به جست‌وجوی راه زندگیم ادامه می‌دم

304
00:22:33,020 --> 00:22:35,981
.شاید منم یه نامزد پیدا کنم

305
00:22:35,981 --> 00:22:38,025
...هان؟ نکن همچین

306
00:22:38,025 --> 00:22:39,985
!نکن همچین» نداره دیگه»

307
00:22:39,985 --> 00:22:41,987
خب... چیکار می‌کنی لگوشی کون؟

308
00:22:41,987 --> 00:22:43,989
...خب‌ب‌ب

309
00:22:43,989 --> 00:22:45,991
...وقت می‌خوام تا درباره ش فکر کنم

310
00:22:45,991 --> 00:22:47,993
...چه فکر کردنی

