﻿1
00:00:45,125 --> 00:00:46,625
‫آردا کجایی؟

2
00:00:46,750 --> 00:00:48,541
‫آردا

3
00:00:48,625 --> 00:00:50,791
‫- آردا کجایی؟
‫- آردا

4
00:00:50,875 --> 00:00:52,041
‫آردا کجایی؟

5
00:00:52,125 --> 00:00:54,791
‫- آردا
‫- صدامونو میشنوی، آردا؟

6
00:00:54,875 --> 00:00:57,875
‫آردا، پسرم کجا بودی آردا؟

7
00:01:00,625 --> 00:01:02,625
‫خیلی نگران بودم

8
00:01:02,666 --> 00:01:04,916
‫کجا بودی؟

9
00:01:11,333 --> 00:01:14,125
‫" هدیه "
‫" فصل سوم - قسمت اول "

10
00:01:18,833 --> 00:01:21,333
‫باشد که همه آرزوهای امشب محقق شوند

11
00:01:21,958 --> 00:01:23,500
‫باشد که توام به حقیقت تبدیل شوی

12
00:01:35,250 --> 00:01:37,750
‫بیایین کنار آتیش شام بخوریم

13
00:01:38,250 --> 00:01:39,541
‫معلومه که نه

14
00:01:45,666 --> 00:01:50,500
‫یک ایزد بانو در این سرزمین زندگی می‌‌کرد
‫جایی که دریای اژه با آناتولی دیدار می‌‌کند

15
00:01:51,791 --> 00:01:54,000
‫به عنوان الهه باروری
‫و برداشت،

16
00:01:54,041 --> 00:01:56,625
‫او مسئول
‫تغییر فصل بود

17
00:02:17,000 --> 00:02:19,250
‫سیب چشمش

18
00:02:19,375 --> 00:02:20,500
‫دخترش

19
00:02:22,875 --> 00:02:27,125
‫الهه همه جا رو برای پیدا کردن اون،
‫روزها، شب‌ها و سال‌ها جستجو کرد

20
00:02:29,750 --> 00:02:33,000
‫کل دنیا رو برای پیدا کردن
‫دختر گمشده‌اش سفر کرد

21
00:02:36,416 --> 00:02:40,041
‫اما وقتی با دست خالی به پایان رسید
‫آرزوهاش برآورده نشد،

22
00:02:40,125 --> 00:02:43,125
‫غم و غصه‌ش غیرقابل تحمل شد

23
00:02:46,916 --> 00:02:50,041
‫الهه تغییر فصول را متوقف کرد

24
00:02:50,125 --> 00:02:52,750
‫بهار در آن سال فرا نرسید

25
00:02:57,375 --> 00:03:01,250
‫یکبار گفتم
‫که یک کلمه یک مراد

26
00:03:01,291 --> 00:03:05,416
‫به محض این که از دهان فرد خارج شود ،
‫شروع به خلق واقعیت خودش می‌‌کند

27
00:03:06,666 --> 00:03:07,916
‫عطیه؟

28
00:03:23,083 --> 00:03:25,083
‫- صبح بخیر عشقم
‫- صبح بخیر

29
00:03:25,208 --> 00:03:26,833
‫این آرزوی هیدیرلز نیست؟

30
00:03:28,875 --> 00:03:30,583
‫بیا ببینیم چی آرزو کردی

31
00:03:30,958 --> 00:03:34,083
‫نمیتونی به همه آرزوتو بگی
‫اگه بگی، براورده نمیشه

32
00:03:34,750 --> 00:03:36,458
 پس سورپرایز

33
00:03:38,500 --> 00:03:40,458
‫میخوای با آرزوی هیدیرلز چیکار کنی؟

34
00:03:42,333 --> 00:03:43,708
‫باید بندازیش تو آب

35
00:03:44,958 --> 00:03:46,833
‫از زمین، به دریا

36
00:03:51,333 --> 00:03:53,375
‫این ترم مگه کلاس صبح نداری؟

37
00:03:53,958 --> 00:03:57,458
‫چرا، دارک، من دیگه میرم
‫چیکار میخوای بکنی امروز؟

38
00:03:58,333 --> 00:04:01,958
‫- من یک جلسه هنردرمانی دارم
‫- باشه، مراقب خودت باش

39
00:04:25,833 --> 00:04:27,208
‫یک، دو ، سه

40
00:04:28,333 --> 00:04:29,500
‫یک، دو ، سه

41
00:04:30,708 --> 00:04:32,083
‫یک، دو ، سه

42
00:04:43,291 --> 00:04:44,291
‫خانم عطیه

43
00:04:44,791 --> 00:04:46,000
‫- سلام
‫- سلام

44
00:04:46,666 --> 00:04:48,416
‫شما امروز یک مهمون جدید دارین

45
00:04:48,500 --> 00:04:50,875
‫اسمش آردا
‫اون شرایط خاصی داره

46
00:04:51,000 --> 00:04:52,500
‫اونجا منتظره

47
00:04:52,541 --> 00:04:53,541
‫مرسی

48
00:05:15,375 --> 00:05:16,625
‫از آشناییت خوشحالم آردا

49
00:05:16,708 --> 00:05:17,875
‫من عطیه‌ام

50
00:05:46,333 --> 00:05:48,708
‫امروز، قراره باهم یکم
‫نقاشی کنیم

51
00:05:58,333 --> 00:05:59,333
‫اینجا

52
00:05:59,458 --> 00:06:02,333
‫- نه
‫- باشه، آروم باش

53
00:06:02,458 --> 00:06:04,958
‫دستای من این سمته، ببین
‫من بهت دست نمیزنم، باشه؟

54
00:06:10,500 --> 00:06:11,958
‫میتونی بهم نگاه کنی؟

55
00:06:15,083 --> 00:06:16,708
‫میتونی کارت رو نگاه کنی؟

56
00:06:29,666 --> 00:06:30,666
‫خب

57
00:06:34,791 --> 00:06:37,916
‫هرچی اون بالا باشه ، اینجا هم هست

58
00:06:39,458 --> 00:06:41,208
‫ هرچی که بیرونه

59
00:06:42,333 --> 00:06:43,708
‫ داخلم هستش

60
00:06:46,291 --> 00:06:47,541
‫آروم باش

61
00:06:54,208 --> 00:06:55,416
‫خیلی خوبه

62
00:07:14,583 --> 00:07:15,666
‫خیلی خوبه

63
00:07:25,541 --> 00:07:26,416
‫سلام؟

64
00:07:26,458 --> 00:07:30,166
‫استاد، من شما را تو دانشگاه ندیدم
‫امروز هم نمیایین؟

65
00:07:30,208 --> 00:07:31,416
‫میتونی جای من باشی

66
00:07:31,541 --> 00:07:33,666
‫-  اما، استاد
‫- گفتم میتونی جای من باشی

67
00:08:29,666 --> 00:08:30,666
‫خوش اومدید

68
00:08:36,583 --> 00:08:37,958
‫سورپرایز

69
00:08:38,083 --> 00:08:39,083
‫جانسو

70
00:08:41,125 --> 00:08:42,500
‫دلت برام تنگ شده بود؟

71
00:08:42,583 --> 00:08:44,833
‫دلم خیلی برات تنگ شده بود
‫کی اومدی اینجا؟

72
00:08:44,875 --> 00:08:46,458
‫امروز صبح

73
00:08:47,083 --> 00:08:50,208
‫تادا شاهکارمو دوست داری؟
‫این تعبیر خودمه

74
00:08:50,833 --> 00:08:53,458
‫من چیزی برای اضافه کردن
‫به تعبیر یک هنرمند ندارم

75
00:08:53,500 --> 00:08:55,333
‫خدای من

76
00:08:56,958 --> 00:08:59,375
‫- موهاتو کوتاه کردی؟
‫- فقط یکم سرشو

77
00:08:59,875 --> 00:09:01,125
‫کلی هم وزن کم کردی

78
00:09:01,208 --> 00:09:03,625
‫عزیزم،
امروز هیچ چیز از دست تو فرار نمی‌‌کنه، خانم

79
00:09:03,708 --> 00:09:06,208
‫اینم به خاطر اینه که من تورو
‫یکبار در یک ماه آبی میبینم

80
00:09:06,250 --> 00:09:07,333
‫چقدر زمان شده تقریبا؟

81
00:09:07,375 --> 00:09:09,500
‫اونقدرم زیاد نیست، سه یا چهار ماهه

82
00:09:10,750 --> 00:09:14,250
‫میدونم، سه یا چهار ماه
‫به نظر برای تو خیلی کوتاه میاد

83
00:09:14,833 --> 00:09:17,000
‫و هدف این دیدار چیه؟ کار؟ عشق؟

84
00:09:17,083 --> 00:09:19,958
‫من زندگی عشقی ندارم
‫اومدم چون دلم برات تنگ شده بود

85
00:09:20,083 --> 00:09:22,375
‫پس به خونه خوش اومدی عزیزم

86
00:09:22,458 --> 00:09:24,625
‫- مرسی
‫- حداقل برای الان

87
00:09:28,791 --> 00:09:30,125
‫این یه کادو برای من؟

88
00:09:34,541 --> 00:09:35,791
‫مرسی

89
00:10:06,416 --> 00:10:08,166
‫ایندفعه چقدر میخوای بمونی؟

90
00:10:13,166 --> 00:10:17,000
‫خب، میدونی منظورم چیه تو که نمیدونی
‫این یکیو برای همین سوال کردم

91
00:10:18,291 --> 00:10:20,166
‫منم دلم برات تنگ شده بود

92
00:10:20,250 --> 00:10:22,041
‫اما هنوز بلیتمو نخریدم

93
00:10:22,125 --> 00:10:25,750
‫اول بیایین اومدن منو جشن بگیریم
‫بعد به فکر رفتن من باشیم

94
00:10:26,375 --> 00:10:27,500
‫- باشه،بیایین
‫- بیایین

95
00:11:01,958 --> 00:11:04,208
‫- سس اضافه کردی؟
‫- آره عزیزم

96
00:11:07,125 --> 00:11:10,083
‫اَرحان بهم گفت نقاشی رو دوباره شروع کردی

97
00:11:12,583 --> 00:11:16,125
‫نظرت راجع‌به برگزاری یک نمایشگاه دیگه چیه؟
‫عطیه؟ خیلی خوب میشه

98
00:11:17,500 --> 00:11:19,000
‫نه، فکر نکنم

99
00:11:48,750 --> 00:11:51,291
‫جانسو، عزیزم
‫اگه گفته بودی بهمون که داری میای

100
00:11:51,375 --> 00:11:53,541
‫غذایی رو برات آماده میکردیم که خیلی دوست داری

101
00:11:54,125 --> 00:11:58,250
‫اگه اومدنتو خبر ندی
‫چیزی که هست رو میخوری نه چیزی که میخوای

102
00:11:58,875 --> 00:12:00,125
‫مشکلی نیست واقعا

103
00:12:01,625 --> 00:12:03,541
‫ خُب، خانواده عزیزم

104
00:12:04,625 --> 00:12:07,375
‫رازهای بزرگی هستش که
‫شما از من مخفی کردین؟

105
00:12:07,916 --> 00:12:09,916
‫اگه چیزی هستش، همین الان و اینجا بهم بگین

106
00:12:10,666 --> 00:12:11,541
‫جانسو، عزیزم

107
00:12:11,625 --> 00:12:14,125
‫اون حق داره
‫اگه چیزی هستش بگین

108
00:12:17,375 --> 00:12:19,041
‫حدس میزنم چیزی نیست

109
00:12:26,625 --> 00:12:27,625
‫ماه کامله؟

110
00:12:28,750 --> 00:12:29,750
‫آره

111
00:12:32,791 --> 00:12:34,916
‫خُب، تو برنامه برگشتت رو هنور نریختی؟

112
00:12:35,625 --> 00:12:38,875
‫در اولین فرصت بهت میگم هرچی شد
‫نگو که بهت هشدار ندادم

113
00:12:46,041 --> 00:12:47,041
‫جانسو؟

114
00:12:47,875 --> 00:12:49,291
‫- بله؟
‫- میدونم

115
00:12:49,791 --> 00:12:52,500
‫میدونم خواهرت رو برای اینجور چیزها
‫ همیشه داری

116
00:12:54,750 --> 00:12:57,666
‫ولی منم اینجا هستم، اگه چیزی نیاز داشتی

117
00:12:59,916 --> 00:13:01,750
‫نگران نباش، توام تو این چیزا خوبی

118
00:13:01,875 --> 00:13:03,000
‫تو چی؟

119
00:13:03,041 --> 00:13:06,541
‫- خُب، تو اینکه برادر خوبی باشی
‫- مرسی

120
00:13:07,541 --> 00:13:08,625
‫هی

121
00:13:08,666 --> 00:13:10,375
‫کجا بودین؟

122
00:13:12,291 --> 00:13:14,000
‫میخوام یه چیزی بگم

123
00:13:16,125 --> 00:13:19,375
‫میدونین چجوری به نظر میرسه
‫اینکه همیشه همه چیز رو مسخره میکنم،

124
00:13:19,416 --> 00:13:20,916
‫و جدی نمیگیرمشون

125
00:13:21,000 --> 00:13:24,541
‫درواقع، درستم هست
‫ این تنها راهیه که میشه زندگی رو قابل تحمل کرد

126
00:13:26,791 --> 00:13:29,750
‫چیزی که میخوام بگم اینه،
‫من دیگه بچه لوس خونواده نیستم

127
00:13:29,875 --> 00:13:35,125
‫در نتیجه، شما میتونین چیزهای
‫ مهم و جدی رو اگه دوست دارین بهم بگین

128
00:13:37,875 --> 00:13:41,541
‫خواهر کوچولو خودمونه
‫ که بزرگ شده

129
00:13:41,625 --> 00:13:43,916
‫معلومه که باهات حرف میزنیم

130
00:13:44,500 --> 00:13:47,000
‫خواهر اینقدر بزرگش نکن

131
00:13:47,041 --> 00:13:48,166
‫باشه، فهمیدم

132
00:13:49,750 --> 00:13:52,125
‫یه چیز دیگه هستش
‫که خیلی منو آزار میده

133
00:13:52,500 --> 00:13:55,250
‫سردار چطوره؟
‫خبری ازش دارین؟ حالش خوبه؟

134
00:13:57,125 --> 00:13:58,375
‫مطمئنم حالش خوبه

135
00:13:59,041 --> 00:14:02,166
‫اون قایم شده، و ما هم به خاطر امنیتش
‫نمیریم دیدنش

136
00:14:02,250 --> 00:14:05,125
‫ما نمیبینمش یا باهاشم حرف نمیزنیم
‫این قسمت داستان رو بستیم

137
00:14:05,166 --> 00:14:06,250
‫همش مال گذشته

138
00:14:07,041 --> 00:14:08,166
‫داریم ازش رد میشیم

139
00:14:13,375 --> 00:14:14,375
‫هی گوش کن

140
00:14:15,000 --> 00:14:17,375
‫فکر میکنی
‫بابا هنوز کابینت نوشیدنی رو قفل میکنه؟

141
00:14:18,125 --> 00:14:20,666
‫فکر نکنم
‫ولی تو کسی که اینجا زندگی میکنه

142
00:14:20,750 --> 00:14:22,666
‫چرا نمیری یک بطری بیاری؟

143
00:14:23,125 --> 00:14:26,041
‫اگه ازش بخوایم بهمون میده
‫دیگه بچه مدرسه‌ای نیستیم که

144
00:14:26,500 --> 00:14:28,875
‫میدونم
‫ولی دیگه دورهمی ‌‌جوونا نیستا

145
00:14:29,000 --> 00:14:33,125
‫فهمیدم وقت تغییر بازی
‫میرم یدونه میدزدم

146
00:14:33,208 --> 00:14:35,291
‫حدس میزنم این برای تو باشه، نه؟

147
00:14:35,791 --> 00:14:38,666
‫مخفیانه باز کردن چیزی که قفله

148
00:14:39,416 --> 00:14:41,583
‫اون خواهرته، من نمیدونستم

149
00:15:54,041 --> 00:15:55,041
‫دیر کردی

150
00:15:57,666 --> 00:15:58,750
‫دلم خیلی برات تنگ شده بود

151
00:15:59,458 --> 00:16:00,458
‫چی رو بهت بگم؟

152
00:16:07,583 --> 00:16:09,000
‫چیزی که موقع شام اتفاق افتاد

153
00:16:10,000 --> 00:16:12,333
‫- متوجهش شدی
‫- معلومه فهمیدم

154
00:16:14,333 --> 00:16:15,708
‫دوباره دارم صداها رو میشنوم

155
00:16:17,458 --> 00:16:18,500
‫مثل آخرین بار؟

156
00:16:18,583 --> 00:16:20,583
‫نه، ایندفعه فرق میکنه

157
00:16:20,625 --> 00:16:23,833
‫مثل ترک خوردنه
‫مثل اینکه یه چیزی داره میسوزه یا ترک میخوره

158
00:16:27,083 --> 00:16:28,208
‫چی فکر میکنی؟

159
00:16:28,750 --> 00:16:32,583
‫ممکنه به خاطر این باشه که
‫خودت گفتی منتظر یه وقت مناسبی

160
00:16:33,708 --> 00:16:34,958
‫اما شایدم نباشه

161
00:16:36,125 --> 00:16:39,125
‫ولی اگه باشه چی عطیه؟
‫اگه دخترمون باشه؟

162
00:16:41,416 --> 00:16:45,458
‫باشه پس هرچی بشه
‫تو با جزییات برام میگی، باشه؟

163
00:16:45,541 --> 00:16:47,666
‫اگه کاری لازمه انجام بدم، بگو

164
00:16:47,708 --> 00:16:51,166
‫باشه؟ تو جات امنه
‫و بهم میگی چه اتفاقی داره میوفته، همه چیزو

165
00:16:51,208 --> 00:16:52,958
‫درباره‌ش حرف زدیم قبلا، نمیتونی اینکارو بکنی

166
00:16:53,583 --> 00:16:54,583
‫منظورت چیه؟

167
00:16:56,416 --> 00:16:58,041
‫من اونو تو بدنم دارم

168
00:16:58,833 --> 00:17:02,083
‫تولد بهش میدم
‫میگیرمش، بوش میکنم

169
00:17:02,916 --> 00:17:04,291
‫اون بچمه

170
00:17:05,041 --> 00:17:07,416
‫آره، ولی اونا از تو دزدیدنش

171
00:17:07,916 --> 00:17:09,791
‫اونا از ما دزدیدنش

172
00:17:10,958 --> 00:17:13,166
‫وقتی تو گم شدی،
‫فکر کردم مُردی

173
00:17:13,208 --> 00:17:15,166
‫فکر میکردم هیچوقت نمیبینمت

174
00:17:15,208 --> 00:17:17,666
‫طاقت نیاوردم
‫اگه دوباره اتفاق بیوفته عطیه

175
00:17:17,708 --> 00:17:19,666
‫من اینجام، قرار نیست جایی برم

176
00:17:23,791 --> 00:17:24,916
‫- عطیه
‫- اَرحان

177
00:17:25,416 --> 00:17:28,958
‫ من عروسک چینی نیستم که منو بپیچی
‫ و تو پشم و پنبه نگه داری و پنهون کنی

178
00:17:29,541 --> 00:17:32,416
‫عطیه، اونا بچمون دستشونه

179
00:17:33,666 --> 00:17:37,416
‫هیچکسی نمیتونه نجات پیدا کنه
‫و با این مسئولیت زندگی کنه

180
00:17:38,041 --> 00:17:40,291
‫اما ما تونستیم از پسش بربیاییم

181
00:17:41,166 --> 00:17:43,916
‫نمیتونم تو رو از همه شیطان‌های
‫دنیا نجات بدم

182
00:17:44,041 --> 00:17:45,333
‫اما نهایت تلاشمو میکنم

183
00:17:53,583 --> 00:17:55,000
‫یک چیزی داره میسوزه

184
00:18:57,583 --> 00:18:58,583
‫بچه‌ام

185
00:19:16,208 --> 00:19:17,333
‫ دخترم

186
00:19:19,083 --> 00:19:20,083
‫نه

187
00:19:20,833 --> 00:19:21,958
‫نه دخترم

188
00:19:22,083 --> 00:19:25,125
‫نه کمک

189
00:19:27,875 --> 00:19:29,458
‫نه

190
00:19:53,625 --> 00:19:55,416
‫تو نمیخوای اینجاها زندگی کنی

191
00:19:56,375 --> 00:19:58,750
‫نمیتونیم یک جایی رو تو شهر اجاره کنیم

192
00:20:07,375 --> 00:20:10,375
‫- جانسو، چند وقته که ما باه دوستیم؟
‫- اوزان

193
00:20:14,375 --> 00:20:16,125
‫سه سال شده، درسته؟

194
00:20:16,666 --> 00:20:17,875
‫- سه سال
‫- درسته؟

195
00:20:18,541 --> 00:20:19,541
‫درسته

196
00:20:23,541 --> 00:20:24,791
‫ما نمیخوایم جدا شیم

197
00:20:26,375 --> 00:20:27,625
‫میخوایم؟

198
00:20:33,625 --> 00:20:34,750
‫ما باهم خوبیم

199
00:20:35,375 --> 00:20:37,375
‫ منظورم اینه اگه خوب بودن این شکلیه

200
00:20:37,875 --> 00:20:38,916
‫شبیه همین

201
00:20:41,000 --> 00:20:42,583
‫- چیه؟
‫- منظورت چیه؟

202
00:20:46,333 --> 00:20:47,458
‫جدی الان؟

203
00:20:49,000 --> 00:20:50,083
‫نه جدی نیستم

204
00:20:51,208 --> 00:20:54,375
‫تو ناراحتی، جدی بودی

205
00:20:57,583 --> 00:20:59,458
‫چیه؟ چی میخوای بگی؟

206
00:21:01,833 --> 00:21:03,958
‫- ببین، من
‫- بله؟

207
00:21:05,000 --> 00:21:09,000
‫من ا‌شتباهات زیادی کردم
‫بیشترش رو خودت شاهد بودی

208
00:21:09,083 --> 00:21:11,583
‫افتادم دوباره بلند شدم، گند زدم

209
00:21:12,958 --> 00:21:14,708
‫تونستم از همه‌ی اینا رد بشم

210
00:21:16,125 --> 00:21:19,583
‫اما به خودم قول دادم که دیگه
‫خودم رو به کسی بدهکار نکنم، دوباره

211
00:21:20,833 --> 00:21:21,958
‫جز برای تو

212
00:21:22,458 --> 00:21:23,458
‫خُب

213
00:21:24,583 --> 00:21:26,208
‫من نقطه ضعف دارم برای تو

214
00:21:30,208 --> 00:21:31,708
‫پس برو سراغ اصل مطلب

215
00:21:33,333 --> 00:21:34,333
‫برگرد

216
00:21:35,458 --> 00:21:36,458
‫باشه

217
00:21:39,208 --> 00:21:40,458
‫دوباره حق با تو

218
00:21:45,375 --> 00:21:46,750
‫این چه رفتاریه؟

219
00:21:52,083 --> 00:21:54,708
‫اگه میتونستم یکم بیشتر
‫تو تپه گوبکلی حفاری کنم

220
00:21:54,833 --> 00:21:58,500
‫وقت بیشتری با غار میگذروندم، شاید میتونستیم
‫کتاب مقدس رو مثل این پیدا کنیم

221
00:21:59,458 --> 00:22:02,583
‫اما اون عوضی‌ها
‫تپه گوبکلی رو کامل سوزوندن

222
00:22:03,458 --> 00:22:05,958
‫فکر حفاریم نکن
‫حتی نمیتونیم نزدیکش بشیم

223
00:22:07,083 --> 00:22:08,500
‫این سازمان داره این کارو انجام میده

224
00:22:09,208 --> 00:22:12,583
‫برای اینکه دستاتو ببندن هرکاری میکنن

225
00:22:12,625 --> 00:22:16,333
‫بله اونا مردم رو زیر لاشه‌ها دفن کردن
‫کشتنشون

226
00:22:19,333 --> 00:22:20,833
‫ این الفبا

227
00:22:20,875 --> 00:22:24,583
‫قدیمی‌‌ترین منبعی که می‌‌توانم پیدا کنم
‫استفاده از این الفبا مربوط به 300 سال قبل از میلاد است

228
00:22:24,625 --> 00:22:25,958
‫قبل اون وجود نداشته

229
00:22:26,000 --> 00:22:29,208
‫300 سال قبل از میلاد مربوط به اسکندر بزرگ بود
‫کمپین هند

230
00:22:31,375 --> 00:22:33,750
‫مثل بقیه زبان‌ها
‫از طریق جنگ پخش شد

231
00:22:33,833 --> 00:22:36,750
‫میدونم، دارم پرونده‌هایی که
‫دیروز آوردی رو مرور میکنم

232
00:22:40,208 --> 00:22:41,708
‫خُب؟ اما؟

233
00:22:42,333 --> 00:22:43,333
‫اما

234
00:22:43,958 --> 00:22:45,375
‫متاسفانه راحت نیست

235
00:22:46,583 --> 00:22:49,208
‫این زبان مخفی
‫مدل‌های مختلفی داره

236
00:22:49,250 --> 00:22:54,458
‫اونها چیزی کاملا متفاوت رو
‫وقتی من وارد سازمان شدم به من یاد دادن

237
00:22:57,500 --> 00:23:01,208
‫به عنوان مثال، این نقش برجسته
‫جنگ اسکندر با پارسیان نشون میده

238
00:23:01,250 --> 00:23:02,583
‫جمله‌ها خیلی مهمه

239
00:23:02,625 --> 00:23:06,125
‫تو الفبا رو تشخیص میدی
‫ولی نسخه‌ای متفاوت از اون رو میدونی

240
00:23:06,208 --> 00:23:07,458
‫پس تو نمیتونی بفهمیش؟

241
00:23:12,458 --> 00:23:15,583
‫این ها دخترمو 8 سال پیش
‫ازم گرفتن

242
00:23:16,375 --> 00:23:20,083
‫و همه چیزهایی رو که می‌‌فهمیم
‫منو یک قدم به اون نزدیک می‌‌کنه

243
00:23:20,208 --> 00:23:22,333
‫برای همینه تو هرکاری که میتونی انجام میدی

244
00:23:27,958 --> 00:23:29,958
‫هنوزم نمیتونی به من اعتماد کنی، نه؟

245
00:23:30,000 --> 00:23:32,833
‫این احمقیت نیست اعتماد کردن به تو
‫نه؟

246
00:23:38,083 --> 00:23:39,458
‫عطیه به من اعتماد میکرد

247
00:23:40,875 --> 00:23:42,583
‫به خودت فشار نیار سردار

248
00:23:42,708 --> 00:23:45,333
‫دربارش حرف زدیم
‫عطیه نباید چیزی بدونه

249
00:23:53,000 --> 00:23:54,208
‫سوویدا

250
00:23:56,708 --> 00:23:58,000
‫میدونی معنیش چیه؟

251
00:24:01,458 --> 00:24:02,458
‫نه

252
00:24:04,833 --> 00:24:06,208
‫ منظور از سوویدا

253
00:24:07,583 --> 00:24:10,958
‫یک نقطه کوچیک سیاه روی قلبه

254
00:24:16,625 --> 00:24:17,708
‫ اونا میگن

255
00:24:19,500 --> 00:24:22,875
‫که روح ما از اون طریق وقتی تو
شکم مادر هستیم دمیده میشه

256
00:24:24,250 --> 00:24:27,333
‫و وقتیم میمیریم
‫از همون طریق از بدن خارج میشه

257
00:24:28,000 --> 00:24:33,000
‫تمام حقیقت ما
‫تو همون نقطه مخفیه

258
00:24:34,208 --> 00:24:36,375
‫ و البته وجدان ما

259
00:24:42,958 --> 00:24:44,875
‫من قلبم رو سیاه کردم اَرحان

260
00:24:45,708 --> 00:24:47,208
‫من ذات خودمو فراموش کردم

261
00:24:49,083 --> 00:24:51,333
‫ عطیه به من یادآوری کرد

262
00:24:53,208 --> 00:24:55,208
‫که من واقعا چی هستم، ما واقعا چی هستیم

263
00:24:59,583 --> 00:25:01,333
‫نمیتونم دیگه به اون زندگی برگردم

264
00:25:03,125 --> 00:25:04,125
‫هیچوقت

265
00:25:05,500 --> 00:25:06,500
‫هیچوقت

266
00:25:10,500 --> 00:25:13,333
‫عطیه صدای آتیش میشنوه

267
00:25:14,000 --> 00:25:17,583
‫مثل ضربه زدن برای روشن کردن آتیش

268
00:25:20,375 --> 00:25:21,708
‫میتونه مفید باشه؟

269
00:25:25,750 --> 00:25:28,541
‫- دیشب خوابتو دیدم
‫- خُب؟

270
00:25:29,250 --> 00:25:32,166
‫با قلب درد بیدار شدم
‫برای همین اومدم

271
00:25:33,250 --> 00:25:34,625
‫تو جنگل بودی

272
00:25:35,916 --> 00:25:37,166
‫آشفتگی بود

273
00:25:37,750 --> 00:25:42,666
‫داشتی اطراف میدویدی و داد میزدی
‫ و وحشت‌زده دنبال چیزی میگشتی

274
00:25:43,500 --> 00:25:47,791
‫داشتم دنبال دخترم میگشتم
‫کمک خواستم، داشتم جیغ میزدم

275
00:25:47,875 --> 00:25:50,000
‫عطیه من نگرانم

276
00:25:51,541 --> 00:25:55,166
‫واقعا نگرانم
‫اتفاقی برات بیوفته

277
00:25:55,791 --> 00:25:59,041
‫خُب تو هرکاری که بتونی نمیکنی
‫اگه اتفاقی شبیه اون برام بیوفته؟ درسته

278
00:25:59,125 --> 00:26:01,375
‫معلومه میکنم
‫زندگیمو برات میدم

279
00:26:02,375 --> 00:26:04,500
‫مامان تو بیشتر از همه باید
‫منو بفهمی

280
00:26:05,541 --> 00:26:08,666
‫یکی دخترمو ازم گرفته
‫حتی نمیدونم اونا کین

281
00:26:08,750 --> 00:26:11,000
‫واقعا فکر میکنی
‫بعد همه‌ی این ماجراها بازم میترسم؟

282
00:26:12,500 --> 00:26:15,125
‫این اتفاقی نیست
‫که هردومون یک خواب رو دیدیم

283
00:26:15,750 --> 00:26:17,625
‫این ندای خون ماست

284
00:26:18,291 --> 00:26:20,375
‫این همونقدر که وظیفه تو، وظیفه منم هست

285
00:26:20,916 --> 00:26:22,625
‫لطفا ایندفعه کنارم باش

286
00:26:26,375 --> 00:26:27,625
‫حق با تو

287
00:26:30,125 --> 00:26:31,625
‫من ترسیدم و فرار کردم

288
00:26:33,125 --> 00:26:34,750
‫سعی کردم از توام محافظت کنم

289
00:26:35,625 --> 00:26:36,625
‫اما

290
00:26:37,375 --> 00:26:41,875
‫همه دیدیم
‫این سرنوشت اجتناب‌ناپذیره

291
00:26:44,125 --> 00:26:45,125
‫حق با تو

292
00:26:46,500 --> 00:26:48,416
‫تو باید کاری که من نتونستم رو انجام بدی

293
00:26:49,000 --> 00:26:53,500
‫اما یبار بهم گفتی این دانه
‫همه چیز رو میتونه دوباره شکوفا کنه

294
00:26:57,625 --> 00:26:59,625
‫با اِرحان حرف زدی؟ نظرش چیه؟

295
00:27:00,500 --> 00:27:01,916
‫نگران نباش مامان

296
00:27:03,875 --> 00:27:05,166
‫دخترم منو صدا میزنه

297
00:27:05,583 --> 00:27:06,833
‫ زندگی

298
00:27:06,958 --> 00:27:08,708
‫سوتیما

299
00:27:08,833 --> 00:27:10,125
‫نه این نیست

300
00:27:10,625 --> 00:27:11,750
‫مرگ

301
00:27:13,083 --> 00:27:14,250
‫اینم نیست

302
00:27:14,833 --> 00:27:17,750
‫اینه اِرحان، بیا

303
00:27:21,500 --> 00:27:23,500
‫"تولد با مرگ شروع میشه

304
00:27:23,583 --> 00:27:27,250
‫آخرین روز ما
‫شروع اولین روز ماست"

305
00:27:27,333 --> 00:27:28,458
‫این چیزیه که میگه

306
00:27:28,583 --> 00:27:32,583
‫چه معنی میده؟ تناسخ؟
‫چه معنی میده؟

307
00:27:34,250 --> 00:27:35,333
‫نمیدونم

308
00:27:35,833 --> 00:27:38,833
‫تو سال‌ها با اینا بودی
‫این هیچ معنی نداره برات؟

309
00:27:38,958 --> 00:27:43,833
‫بعد از این‌همه زمان، فهمیدم
‫هیچی راجع‌به اونا نمیدونم

310
00:27:43,875 --> 00:27:47,000
‫میدونم برات مهم نیست ولی
‫هنوزم میتونن زندگیمونو نابود کنن

311
00:27:47,125 --> 00:27:48,958
‫باشه من یکم روی این کار می‌‌کنم

312
00:27:49,583 --> 00:27:50,833
‫اِرحان

313
00:27:52,333 --> 00:27:54,375
‫اِرحان خواهش میکنم صبر کن

314
00:27:58,708 --> 00:28:00,458
‫میفهمم الان عصبانی

315
00:28:02,250 --> 00:28:05,583
‫از دست اینا، از دست من و از دست کل دنیا

316
00:28:05,708 --> 00:28:10,833
‫اما پسرم اجازه نده
‫این خشم زندگیتو دستش بگیره

317
00:28:10,958 --> 00:28:13,083
‫- خواهش میکنم
‫- کار‌ اشتباهی نمیکنم

318
00:28:13,208 --> 00:28:15,833
‫فقط دارم تلاش میکنم
‫کسی که مسئول بهم خوردن زندگیمونه پیدا کنم

319
00:28:15,958 --> 00:28:18,083
‫فکر نمیکنم
‫منم کار بدی نمیکردم

320
00:28:19,333 --> 00:28:21,458
‫فقط میخواستم زنم برگرده

321
00:28:24,333 --> 00:28:26,125
‫بله حق با تو

322
00:28:26,208 --> 00:28:28,000
‫ شاید تو راست میگی

323
00:28:29,083 --> 00:28:31,458
‫اما این مهم نیست

324
00:28:32,083 --> 00:28:34,250
‫فراموش نکنی اطرافتو ببینی پسرم

325
00:28:34,333 --> 00:28:36,458
‫کسایی هستن که بهت نیاز دارن

326
00:28:37,208 --> 00:28:38,208
‫نکن

327
00:28:39,458 --> 00:28:41,583
‫محبت خودتو ازشون دریغ نکن

328
00:28:44,458 --> 00:28:46,583
‫ پدر بودن یعنی همین، من

329
00:28:48,583 --> 00:28:49,958
‫زمانی فهمیدم که خیلی دیر بود

330
00:28:51,833 --> 00:28:52,833
‫خیلی دیر

331
00:28:55,833 --> 00:28:56,833
‫مرسی

332
00:29:19,208 --> 00:29:21,000
‫یکی یکی برین تو صف

333
00:29:24,250 --> 00:29:25,250
‫اونجا

334
00:29:30,583 --> 00:29:33,333
‫- یک لحظه ببخشید؟
‫- حتما به کارت برس

335
00:29:37,958 --> 00:29:40,458
‫تو اینو دیروز به من به عنوان هدیه دادی
‫یادت میاد؟

336
00:29:45,958 --> 00:29:47,708
‫میتونی بهم بگی چرا؟

337
00:29:55,750 --> 00:29:57,250
‫کسی اینو بهت داده؟

338
00:30:19,958 --> 00:30:23,625
‫یه دختر یه دختر کوچولو

339
00:30:24,708 --> 00:30:26,875
‫یک دختر با موهای بلند قهوه‌ای

340
00:30:26,958 --> 00:30:29,958
‫درختای تو جنگل

341
00:30:44,958 --> 00:30:46,583
‫"تولد با مرگ شروع میشه

342
00:30:46,708 --> 00:30:49,125
‫آخرین روز ما
‫شروع اولین روز ماست"

343
00:30:50,583 --> 00:30:52,708
‫" تولد با مرگ شروع میشه آخرین روز"

344
00:31:04,958 --> 00:31:10,208
‫"به طور معجزه‌آسایی ، اوموت یازجی
‫موفق به فرار از لاشه هواپیما شد"

345
00:31:18,500 --> 00:31:22,000
‫راز گوبکلی تپه
‫که پدرم هم دنبالش بود

346
00:31:22,958 --> 00:31:24,458
‫سال‌ها گذشت

347
00:31:24,500 --> 00:31:28,208
‫بزرگ شدم و تبدیل به پدر شدم اما
‫هنوز منم دارم دنبال همون میگردم

348
00:31:31,208 --> 00:31:36,208
‫اما امروز، بالاخره میتونم بگم
‫فکر میکنم ارتباط مستقیمی ‌‌بین

349
00:31:36,333 --> 00:31:39,833
‫گوبکلی تپه و چرخه
‫زندگی انسان وجود داره

350
00:31:39,875 --> 00:31:41,083
‫عطیه؟

351
00:31:46,833 --> 00:31:47,833
‫عطیه؟

352
00:31:54,750 --> 00:31:59,708
‫بسیاری از دانشمندان ادعا دارند
‫زمان خطی نیست،

353
00:32:00,375 --> 00:32:03,583
‫اما دایره یا مارپیچی

354
00:32:05,083 --> 00:32:07,208
‫من نظریه جدیدی دارم،

355
00:32:07,833 --> 00:32:12,083
"‫ عوض کردن "زمان" با "زندگی انسانی

356
00:32:13,750 --> 00:32:14,958
‫عطیه؟

357
00:32:15,708 --> 00:32:20,375
‫ پس تولد، زندگی، برزخ، مرگ

358
00:32:21,083 --> 00:32:24,875
‫این ها لزوما به ترتیبی که
‫بهمون یاد دادن اتفاق نمیوفته

359
00:32:26,083 --> 00:32:30,583
‫معابدی که در گوبکلی تپه وجود دارن
‫ابزارهایی برای این چرخه هستن

360
00:32:30,625 --> 00:32:34,250
‫و در حقیقت،
‫و پشت اونا یک چیز دیگه‌ای وجود داره

361
00:32:35,000 --> 00:32:38,708
‫یک دانش باستانی وجود داره،
‫یک رمز و رازی جایی پنهانه

362
00:32:38,750 --> 00:32:40,000
‫باید باشه

363
00:33:45,083 --> 00:33:48,583
‫گاهی وقتا، قدرت یک راز
‫میتونه خیلی قوی و شدید باشه

364
00:33:49,208 --> 00:33:52,375
‫که از خودت میپرسی،
‫"آیا این سفر ارزش رفتن داره؟

365
00:33:53,083 --> 00:33:55,583
‫آیا ارزش ریسک کردن همه چیز رو داره؟

366
00:33:57,083 --> 00:33:59,500
‫گذشته، آینده و حال

367
00:34:04,875 --> 00:34:06,083
‫تولد با مرگ شروع میشه

368
00:34:10,083 --> 00:34:13,708
‫چی میشه اگه دلیلی
‫داشته باشه که اون افراد راز رو مخفی نگه میدارند؟

369
00:34:13,833 --> 00:34:16,458
‫و اگه یک راز باشه که
‫نباید فاش بشه چی؟

370
00:34:16,958 --> 00:34:20,333
‫و اگه به جای روشنی باعث
‫تاریکی بشه چی میشه؟

371
00:34:21,458 --> 00:34:22,958
‫بعدش چیکار می‌‌کنی؟

372
00:34:30,375 --> 00:34:32,583
‫اما اگه دنبال حقیقت باشی،

373
00:34:32,625 --> 00:34:36,000
‫و با دانشی که جهان رو تغییر خواهد داد
‫دنیا رو تراشیدید،

374
00:34:36,083 --> 00:34:37,708
‫پس نمیتونین ناامید بشین

375
00:34:38,458 --> 00:34:40,458
‫نمیتونین وقتی خطر رو میبینین فرار کنین

376
00:34:43,125 --> 00:34:47,208
‫باید به اعتقادات و ایمان خودتون
‫حتی در تاریک‌ترین لحظه‌ها ادامه بدین

377
00:34:52,708 --> 00:34:54,208
‫و من ادامه خواهم داد

378
00:34:56,250 --> 00:34:57,708
‫باید ادامه بدم،

379
00:34:57,750 --> 00:35:02,583
‫چون میدونم اگه این معما رو حل کنم
‫دخترم رو پیدا میکنم

380
00:36:33,750 --> 00:36:35,791
‫دخترم آدن؟
