﻿1
00:00:14,000 --> 00:00:16,541
‫- آقا سردار...
‫- جانم.

2
00:00:16,625 --> 00:00:18,041
‫کمکم کن.

3
00:00:20,791 --> 00:00:22,666
‫چیزی به اسم زمان وجود نداره.

4
00:00:23,250 --> 00:00:24,125
‫سردار.

5
00:00:24,166 --> 00:00:26,291
‫همهٔ اتفاقات دنیا فقط
‫یک‌باره اتفاق می‌افتن.

6
00:00:26,375 --> 00:00:27,500
‫کمکم کن.

7
00:00:28,041 --> 00:00:29,250
‫نگران نباش.

8
00:00:32,000 --> 00:00:36,375
‫صرفاً به‌خاطر اینکه اینطوری بهمون گفتن
‫اتفاقات رو فقط به شکل پیوسته درک می‌کنیم.

9
00:00:37,000 --> 00:00:40,166
‫با این‌حال هر تصمیمی که می‌گیریم
‫منجر به یه احتمال دیگه می‌شه.

10
00:00:40,250 --> 00:00:45,041
‫با اینکه خودمون متوجه نمی‌شیم،
‫ولی توی یه مکان بی‌زمان روی همه‌چیز تأثیر می‌ذاریم.

11
00:00:46,041 --> 00:00:50,166
‫هنوزم می‌تونی اظهار ندامت کنی سردار
‫و این همه چیز رو تغییر می‌ده.

12
00:00:50,250 --> 00:00:52,625
‫نجاتت می‌دم جانسو.
‫نترس.

13
00:00:54,666 --> 00:00:56,166
‫خوب می‌شی.

14
00:00:59,166 --> 00:01:04,916
‫قسمت دوم

15
00:01:33,625 --> 00:01:35,250
‫[تولد با مرگ آغاز می‌شود]

16
00:01:35,291 --> 00:01:38,041
‫[روز آخر ما شروع اولین روز است]

17
00:02:56,750 --> 00:02:57,750
‫ارهان.

18
00:02:58,666 --> 00:02:59,500
‫من پیداش ....

19
00:02:59,625 --> 00:03:02,250
‫الو سردار؟
‫چی پیدا کردی؟‌ کجایی؟

20
00:03:25,666 --> 00:03:28,416
‫سردار؟ الو؟
‫صدامو داری؟

21
00:03:28,500 --> 00:03:29,500
‫الو؟

22
00:03:52,500 --> 00:03:54,250
‫کی اینا رو فرستاده؟

23
00:04:00,500 --> 00:04:01,666
‫اینجا کجاست؟

24
00:04:34,000 --> 00:04:35,000
‫عدن!

25
00:04:35,666 --> 00:04:36,666
‫یالا. دیرمون می‌شه.

26
00:04:40,125 --> 00:04:41,166
‫عدن بیا دیگه.

27
00:04:42,041 --> 00:04:44,250
‫پاشو.
‫سر تا پات شنی شده. بیا.

28
00:05:39,666 --> 00:05:41,000
‫می‌تونی دراز بکشی.

29
00:05:52,916 --> 00:05:53,916
‫چشمات رو ببند.

30
00:07:54,000 --> 00:07:55,250
‫وقتی بچه بودم

31
00:07:56,416 --> 00:07:58,541
‫با مامانم می‌رفتیم مخروط کاج جمع می‌کردیم.

32
00:08:02,666 --> 00:08:06,041
‫انگار که دعا کنه
‫همیشه می‌گفت  «اون می‌آد

33
00:08:07,750 --> 00:08:12,041
‫تا شب و روز به‌ هم نرسه
‫و آب و آتیش با هم کنار نیان، دست برنمی‌داره.

34
00:08:13,416 --> 00:08:19,416
‫که «روحش ترسه. روحش مکافاته.»

35
00:08:20,750 --> 00:08:22,416
‫ازش پرسیدم که داره چکار می‌کنه.

36
00:08:23,875 --> 00:08:28,500
‫گفت:  «می‌خوام با مرکز روح
‫یعنی همون جاودانگی ارتباط بگیرم»

37
00:08:32,250 --> 00:08:34,125
‫اگه یه روزی نیازش داشتی

38
00:08:34,750 --> 00:08:37,125
‫باید یه مخروط کاج پیدا کنی
‫و بهش فکر کنی.

39
00:08:38,916 --> 00:08:40,916
‫اون‌جوری چشم بصیرتت باز می‌شه.

40
00:08:41,000 --> 00:08:42,791
‫و می‌تونی پیداش کنی.»

41
00:08:47,416 --> 00:08:49,250
‫ولی من اصلا امتحانش نکردم.

42
00:08:59,291 --> 00:09:01,000
‫فکر می‌کنی واقعا بتونه این‌ کارو بکنه؟

43
00:09:01,125 --> 00:09:03,250
‫دخترت خیلی خاصه عطیه.

44
00:09:04,375 --> 00:09:07,125
‫زمان ممکنه یه‌ سری قدرت‌ها رو
‫از ما گرفته باشه

45
00:09:07,250 --> 00:09:09,541
‫ولی اون نوادهٔ دو نسله.

46
00:09:10,041 --> 00:09:12,000
‫نه تنها مثل ما دانش ذهنی داره

47
00:09:12,041 --> 00:09:13,541
‫بلکه دانش روح رو هم داره.

48
00:09:13,625 --> 00:09:15,750
‫کسایی که دزدیدنش هم می‌دونن.

49
00:09:15,875 --> 00:09:17,291
‫واسه همین دنبالشن.

50
00:09:17,375 --> 00:09:19,750
‫پس منطقیه که الان باهام ارتباط برقرار کرده.

51
00:09:20,250 --> 00:09:23,750
‫ دارن یه کاری می‌کنن. قدرتش رو می‌خوان.
‫واسه همین داره ازم کمک می‌خواد.

52
00:09:29,875 --> 00:09:32,000
‫باید فورا دخترم رو پیدا کنم.

53
00:09:33,875 --> 00:09:36,625
‫این پیام‌هایی که فرستاده
‫همه یه معنایی دارن.

54
00:09:38,250 --> 00:09:39,250
‫بریم سردار رو پیدا کنیم.

55
00:09:40,750 --> 00:09:41,625
‫ممکنه بدونه.

56
00:09:41,666 --> 00:09:42,875
‫نه، نمی‌شه.

57
00:09:43,625 --> 00:09:46,250
‫یه مخروط کاج سوخته، یه نماد، یه آیین...

58
00:09:46,375 --> 00:09:48,375
‫کلی اطلاعات جدید داری عطیه.

59
00:09:49,666 --> 00:09:52,000
‫ولی نمی‌خوام اونو تو خطر بندازم.

60
00:09:53,250 --> 00:09:54,750
‫تنها مهره‌‌ت همینه عطیه.

61
00:09:55,500 --> 00:09:56,416
‫فقط یه بار.

62
00:09:56,500 --> 00:09:58,125
‫می‌ریم باهاش صحبت می‌کنیم.

63
00:10:01,500 --> 00:10:04,375
‫خودم می‌رم.
‫تو نمی‌خواد بیای.

64
00:10:11,750 --> 00:10:14,125
‫چای نعنا واسه‌ت درست کردم.
‫آرومت می‌کنه.

65
00:10:14,166 --> 00:10:15,166
‫ممنون.

66
00:10:24,875 --> 00:10:29,166
‫خواهرت این همه راه رو اومده.
‫شاید بد نباشه بذاریش کنار؟ بیا حرف بزنیم.

67
00:10:30,000 --> 00:10:31,166
‫یه لحظه.

68
00:10:36,083 --> 00:10:38,958
‫واقعا لازمه این‌قدر زیاد کار کنی؟

69
00:10:39,458 --> 00:10:41,541
‫خب، یه مسئلهٔ کاری‌ای هست که...

70
00:10:43,416 --> 00:10:46,041
‫آره، ولی در مورد الان صحبت نمی‌کنم.

71
00:10:46,541 --> 00:10:47,791
‫همیشه همین‌جوریه.

72
00:10:48,541 --> 00:10:51,916
‫من چند سال خارج بودم.
‫حتی یه بارم نیومدی بهم سر بزنی.

73
00:10:53,166 --> 00:10:56,416
‫جانسو... تو که می‌دونی چقدر درگیریم.
‫تو که وضعیت ما رو می‌دونی.

74
00:10:58,208 --> 00:10:59,458
‫می‌دونم.

75
00:11:00,083 --> 00:11:03,166
‫دقیقا واسه همین...

76
00:11:03,791 --> 00:11:06,583
‫شاید بهتره یه استراحتی کنی، نفسی تازه کنی؟
‫شاید سر حالت بیاره.

77
00:11:08,166 --> 00:11:09,333
‫باشه. بهم بگو.

78
00:11:09,416 --> 00:11:12,166
‫الکی حاشیه نرو.
‫وضعیتم بد به‌نظر می‌رسه؟

79
00:11:12,333 --> 00:11:13,708
‫بد که نه، ولی خب...

80
00:11:18,166 --> 00:11:20,916
‫همه‌ش انگار...مضطربی.

81
00:11:21,916 --> 00:11:24,666
‫آره، کنار مایی.
‫ولی ذهنت همیشه یه جای دیگه‌س.

82
00:11:24,708 --> 00:11:25,916
‫- دلمون واسه‌ت تنگ شده بود.
‫- جانسو.

83
00:11:26,041 --> 00:11:28,583
‫معلومه که جای دیگه‌ست.
‫فکر پیش دخترمه خب!

84
00:11:28,666 --> 00:11:31,041
‫و هر سر نخی که بتونه
‫ما رو بهش برسونه

85
00:11:31,083 --> 00:11:33,166
‫و گوبکلی‌تپه، و الفبای باستانی.

86
00:11:33,291 --> 00:11:35,041
‫چه‌کار کنم؟
‫دیگه دنبالش نگردم؟

87
00:11:35,166 --> 00:11:38,833
‫آره. ولش کن. بی‌خیال دخترت شو.
‫من اینو گفتم؟ اینجوری فکر می‌کنی؟

88
00:11:38,916 --> 00:11:42,208
‫پس چیه؟
‫جانسو من چارهٔ دیگه‌ای ندارم.

89
00:11:42,291 --> 00:11:45,708
‫هر کی دیگه بود الان دیوونه شده بود.
‫تنها کاری که می‌تونم بکنم اینه که دنبالش بگردم.

90
00:11:45,791 --> 00:11:47,791
‫اگه دنبالش نباشم روانی می‌شم.

91
00:11:56,458 --> 00:11:57,458
‫ببخشید.

92
00:11:59,916 --> 00:12:01,291
‫یه روزی پیداش می‌کنیم.

93
00:12:03,416 --> 00:12:05,291
‫و بعد همگی استراحت می‌کنیم

94
00:12:07,416 --> 00:12:09,083
‫و با خونواده‌مون وقت می‌گذرونیم.

95
00:12:11,416 --> 00:12:14,916
‫از حرفایی که گفتم دلخور نشی...

96
00:12:15,458 --> 00:12:17,041
‫یعنی خب...

97
00:12:17,083 --> 00:12:18,791
‫نفهمیدم چی دارم می‌گم.

98
00:12:18,916 --> 00:12:20,708
‫تحت هر شرایطی دوست داریم.

99
00:12:23,416 --> 00:12:25,166
‫کمکی از من بر می‌آد؟

100
00:12:32,291 --> 00:12:33,541
‫راستش هست.

101
00:12:34,291 --> 00:12:37,083
‫می‌تونی ببینی این عکس کجاست؟

102
00:12:37,791 --> 00:12:40,166
‫کاری نداره، سه سوته پیداش می‌کنم.

103
00:12:58,500 --> 00:12:59,750
‫با کی کار داری؟

104
00:13:01,666 --> 00:13:03,375
‫با سردار.

105
00:13:04,000 --> 00:13:06,125
‫- شما؟
‫- از دوستای قدیمیش.

106
00:13:06,250 --> 00:13:07,375
‫امروز ندیدمش.

107
00:13:07,500 --> 00:13:08,875
‫به‌گمونم رفته باشه.

108
00:13:09,666 --> 00:13:10,875
‫کجا می‌تونم پیداش کنم؟

109
00:13:11,000 --> 00:13:14,125
‫نمی‌دونم.
‫تا حالا ندیدم بره بیرون.

110
00:13:14,875 --> 00:13:18,125
‫دیروز یه سر مرد جوونی اومد.

111
00:13:18,166 --> 00:13:20,375
‫در رو روی خودشون بستن و صحبت کردن.

112
00:13:53,875 --> 00:13:55,000
‫نوش جان

113
00:13:58,291 --> 00:13:59,750
‫انتظار تماست رو نداشتم.

114
00:14:00,541 --> 00:14:02,250
‫واسه خودمم عجیب بود.

115
00:14:04,625 --> 00:14:08,416
‫ببخشید که خودم نتونستم بیام.
‫وقت سر خاروندن نداشتم.

116
00:14:10,000 --> 00:14:13,625
‫کس دیگه‌ای اینجا نیست
‫فکر کردم خودت صاحبشی.

117
00:14:14,125 --> 00:14:16,375
‫یه روز تو پراگ یه آشپز اومد پیشم.

118
00:14:16,416 --> 00:14:20,500
‫خیلی کارش رو دوست داشت.
‫می‌خواست رستوران خودش رو باز کنه.

119
00:14:20,625 --> 00:14:23,416
‫ازم خواست کمکش کنم.
‫و منم کردم.

120
00:14:23,500 --> 00:14:24,500
‫حالا شریکیم.

121
00:14:24,625 --> 00:14:27,416
‫اون کار می‌‌‌کنه و من پولدار می‌شم.
‫معاملهٔ دو سر بُرد.

122
00:14:29,625 --> 00:14:32,791
‫خب اگه پول درآوردن خوشحالت می‌‌کنه
‫پس خوش‌ به‌حالت.

123
00:14:33,500 --> 00:14:36,041
‫اینجوری به‌نظر اومد؟
‫نه،‌ منظورم این بود که...

124
00:14:36,750 --> 00:14:40,125
‫سعی دارم آرزوی یه بنده‌خدایی رو
‫محقق کنم.

125
00:14:40,166 --> 00:14:41,625
‫همچین چیز بدی هم نیست.

126
00:14:47,625 --> 00:14:48,916
‫خب؟

127
00:14:49,000 --> 00:14:50,791
‫افتخار دیدنت رو به چی مدیونیم؟

128
00:14:50,875 --> 00:14:52,666
‫دنبال بابات می‌‌‌گردم.

129
00:14:54,000 --> 00:14:55,125
‫من که دنبالش نیستم.

130
00:14:58,000 --> 00:15:00,750
‫جداً فکر می‌کنی می‌دونم کجاست؟

131
00:15:00,875 --> 00:15:03,250
‫گفتن تنها کسی که دیده‌ش
‫یه مرد جوون بوده.

132
00:15:04,875 --> 00:15:08,125
‫ممنون که منو جوون خطاب کردی.
‫ولی من اونو ندیدم.

133
00:15:08,750 --> 00:15:10,750
‫سردار به چه دردت می‌خوره اصلا؟

134
00:15:11,416 --> 00:15:13,041
‫یه چندتا سوال داشتم ازش.

135
00:15:17,250 --> 00:15:18,500
‫چی می‌خوای بپرسی؟

136
00:15:18,541 --> 00:15:21,750
‫چه دردی از تو دوا می‌کنه اوزان؟
‫می‌دونی کجاست یا نه؟

137
00:15:22,750 --> 00:15:24,041
‫نه. نمی‌دونم.

138
00:15:24,875 --> 00:15:26,875
‫می‌خوای شخصا ازش بپرسی

139
00:15:27,500 --> 00:15:30,291
‫پس حتما می‌خوای سر از کار و بار گذشته‌ش
‫در بیاری؟

140
00:15:39,125 --> 00:15:42,125
‫دخترم داره سعی‌ می‌کنه یه چیزی بهم بگه.

141
00:15:43,166 --> 00:15:46,041
‫فقط سردار می‌تونه بفهمه
‫پیامش چه معنایی می‌ده.

142
00:15:47,250 --> 00:15:50,875
‫سال‌ها منتظر این اتفاق بودم.
‫اگه می‌دونی کجاست لطفاً بگو.

143
00:15:52,875 --> 00:15:54,250
‫نمیدونم،‌ ولی...

144
00:15:55,500 --> 00:15:57,875
‫فکر نکنم سردار هم چیزی بدونه.

145
00:15:59,250 --> 00:16:02,000
‫به‌نظرت اگه چیزی می‌دونست
‫زنده نگه می‌داشتنش؟

146
00:16:05,500 --> 00:16:06,500
‫پس نمی‌‌‌دونی؟

147
00:16:07,375 --> 00:16:08,375
‫نمی‌دونم.

148
00:16:09,041 --> 00:16:10,041
‫باشه.

149
00:17:43,666 --> 00:17:44,666
‫کیه؟

150
00:17:48,250 --> 00:17:49,250
‫اوزان؟

151
00:17:51,375 --> 00:17:52,541
‫اوزان تویی؟

152
00:17:58,875 --> 00:18:00,625
‫هر کی هستی به خودت بیا.

153
00:18:03,500 --> 00:18:04,500
‫چشمات رو باز کن.

154
00:18:07,250 --> 00:18:09,875
‫قدرت،‌ موفقیت...

155
00:18:10,000 --> 00:18:12,250
‫هر چیزی که بهت قولش رو دادن،
‫فریبش رو نخور.

156
00:18:16,250 --> 00:18:18,375
‫تو رو بهتر از خودت می‌شناسن.

157
00:18:20,791 --> 00:18:23,416
‫بهت می‌گن که رو زخمات مرهم می‌ذاریم
‫ولی عوضش روحت رو می‌دزدن.

158
00:18:23,500 --> 00:18:26,250
‫نذار ازت استفاده کنن.
‫از این‌جا برو. می‌شنوی؟

159
00:18:29,250 --> 00:18:33,375
‫آهای! می‌شنوی چی ‌میگم؟

160
00:18:35,375 --> 00:18:38,625
‫وایسا! نرو! گوش کن، نرو!

161
00:18:40,125 --> 00:18:41,250
‫صبر کن...

162
00:19:25,083 --> 00:19:27,333
‫- سلام. دنبال آقا امید می‌گردم
‫- خودمم.

163
00:19:28,708 --> 00:19:31,708
‫- ببخشید فکر کردم چون امید هستید آقا باشین.
‫- چی می‌خوای؟

164
00:19:31,750 --> 00:19:33,958
‫- چندتا سوال داشتم. اگه ممکنه؟
‫- نه.

165
00:19:34,833 --> 00:19:36,833
‫ صبر کن خانوم. سوءتفاهم شده.

166
00:19:37,833 --> 00:19:40,333
‫- کی هستی؟
‫- اسمم ارهانه. ارهان کورتیز.

167
00:19:40,458 --> 00:19:42,708
‫باستان‌شناس و استاد دانشگاهم.

168
00:19:43,375 --> 00:19:44,958
‫کارت شناساییت رو ببینم.

169
00:19:50,625 --> 00:19:52,875
‫این به درد نمی‌خوره.
‫کارت دانشگاهیت رو نشون بده.

170
00:19:53,750 --> 00:19:54,750
‫زود باش.

171
00:19:55,250 --> 00:19:57,875
‫یه موضوع مهمه باید باهاتون صحبت کنم.

172
00:19:58,125 --> 00:19:59,125
‫لطفا.

173
00:20:01,125 --> 00:20:02,125
‫باشه. بیا داخل.

174
00:20:12,791 --> 00:20:15,250
‫خب دیگه.
‫سوالات رو بپرس و زود برو.

175
00:20:15,291 --> 00:20:17,875
‫یکی از دوستام که باهاش تحقیق می‌کنم
‫گم شده.

176
00:20:17,916 --> 00:20:20,875
‫آخرین پیامی که برام فرستاده عکس این‌جاست.

177
00:20:20,916 --> 00:20:23,625
‫- مدتی هست که خبری ازش نیست.
‫- صبر کن ببینم.

178
00:20:23,666 --> 00:20:27,125
‫- منو متهم می‌کنی؟
‫- نه. فقط دنبال دوستم می‌گردم.

179
00:20:28,500 --> 00:20:30,000
‫شاید یه چیزی بدونی شما.

180
00:20:30,041 --> 00:20:32,166
‫من چه دخلی با دوست تو دارم آخه؟

181
00:20:33,000 --> 00:20:36,250
‫چی از جونم می‌خوای؟
‫آدرس منو از کجا آوردی؟

182
00:20:36,291 --> 00:20:37,500
‫توی اینترنت.

183
00:20:38,125 --> 00:20:41,291
‫ببین ما داریم دربارهٔ
‫گوبکلی‌تپه تحقیق می‌کنیم.

184
00:20:41,375 --> 00:20:42,875
‫شاید یه چیزی بدونی.

185
00:20:43,541 --> 00:20:47,666
‫ببین. هر چی که دنبالشی،
‫هر چی که می‌خوای. اینجا نیست.

186
00:20:47,750 --> 00:20:49,750
‫من هیچ دخلی به گوبکلی‌تپه ندارم!

187
00:20:49,791 --> 00:20:53,041
‫- دست از سرم بردار.
‫- که دخلی نداری؟

188
00:20:53,125 --> 00:20:54,166
‫باشه.

189
00:20:55,208 --> 00:20:56,291
‫تو امید یازیچی هستی.

190
00:20:56,416 --> 00:20:57,416
‫فاجعهٔ گوبکلی‌تپه.

191
00:20:57,416 --> 00:20:59,541
‫تنها کسی که از حادثه نجات پیدا کرده.

192
00:20:59,958 --> 00:21:02,916
‫همه می‌گن معجزه‌ست.
‫ممکنه صرفا اتفاقی باشه؟

193
00:21:02,958 --> 00:21:04,458
‫نمی‌دونم. شاید باشه.

194
00:21:04,541 --> 00:21:06,666
‫اگه سوالی نداری دیگه می‌تونی بری.

195
00:21:06,791 --> 00:21:08,541
‫مرگ آغاز تولده.

196
00:21:09,791 --> 00:21:10,791
‫و...

197
00:21:12,041 --> 00:21:13,041
‫روز آخرمون...

198
00:21:14,083 --> 00:21:16,041
‫آغاز روز اولمونه.

199
00:21:19,041 --> 00:21:21,666
‫ما این جمله رو از یه
‫زبان باستانی ترجمه کردیم.

200
00:21:21,791 --> 00:21:23,416
‫کسی خبر نداره.

201
00:21:25,041 --> 00:21:27,166
‫مشخصه که قبلا این جمله رو شنیدی.

202
00:21:27,208 --> 00:21:29,166
‫لطفا، این مسئله خیلی واسه‌م مهمه.

203
00:21:30,791 --> 00:21:31,791
‫ببین،‌ ارهان...

204
00:21:32,791 --> 00:21:33,791
‫ارهان بودی دیگه؟

205
00:21:33,833 --> 00:21:36,666
‫یه توصیه بهت بکنم؟
‫خودتو قاطی این مسائل نکن.

206
00:21:36,708 --> 00:21:39,083
‫هر چیزی که دربارهٔ گوبکلی‌تپه نوشتن
‫یه دروغ محضه.

207
00:21:39,666 --> 00:21:41,166
‫اینکه ورودیِ بهشته

208
00:21:41,208 --> 00:21:44,666
‫که فضایی‌ها ساختنش
‫مال ابرانسان‌‌هاست و... همه‌ش دروغه!

209
00:21:44,708 --> 00:21:47,166
‫آدما متولد می‌شن،‌ زندگی می‌کنن و می‌میرن!
‫بقیه چیزا مهم نیست.

210
00:21:47,208 --> 00:21:50,291
‫- اینا مزخرفای نسل جدیده،‌ خب؟
‫- خودت می‌فهمی چی داری می‌گی؟

211
00:21:50,333 --> 00:21:52,791
‫به درک اصلاً
‫برو از مغازه‌دارا بپرس من چه‌جور آدمیم.

212
00:21:52,833 --> 00:21:54,333
‫من دیوانه‌ام.
‫افتاد؟

213
00:21:54,416 --> 00:21:57,083
‫به نفع خودته دور و بر من نپلکی!
‫حالا جمع‌کن بساطت رو برو بیرون.

214
00:21:58,291 --> 00:21:59,291
‫یالا!

215
00:22:02,083 --> 00:22:03,291
‫تو دیوونه نیستی.

216
00:22:18,208 --> 00:22:20,083
‫ببین. این رو به نماد اضافه کرده.

217
00:22:21,791 --> 00:22:23,208
‫عجیب نیست؟

218
00:22:24,208 --> 00:22:25,791
‫هشت سالشه.

219
00:22:26,958 --> 00:22:28,666
‫هنوزم نمی‌دونم اسمش چیه.

220
00:22:30,166 --> 00:22:32,916
‫من که می‌گم به ‌زودی قراره ببینیش.
‫خیلی زود.

221
00:22:34,333 --> 00:22:36,666
‫بالاخره بدون هیچ حرف اضافه‌ای
‫حمایت کردی ازمون.

222
00:22:36,791 --> 00:22:39,416
‫البته.
‫غیر از اینم درست نیست واقعاً.

223
00:22:43,416 --> 00:22:46,166
‫می‌دونی انقد حالم داغون بود
‫که حتی امروز با اوزان هم صحبت کردم.

224
00:22:46,208 --> 00:22:47,458
‫کدوم اوزان؟ اوزان خودمون؟

225
00:22:48,791 --> 00:22:50,166
‫خب؟

226
00:22:50,208 --> 00:22:52,166
‫چی گفت؟‌ چی شد؟

227
00:22:53,166 --> 00:22:55,583
‫هیچی. فقط صحبت کرد.

228
00:23:07,083 --> 00:23:08,083
‫جواب نمی‌دی؟

229
00:23:08,541 --> 00:23:10,458
‫نه. حوصله ندارم.

230
00:23:13,458 --> 00:23:16,583
‫- الان دیگه از هم چیزی رو مخفی می‌‌کنیم؟
‫- عطیه.

231
00:23:17,291 --> 00:23:18,541
‫بچه‌ایم مگه؟

232
00:23:19,416 --> 00:23:20,416
‫نه. نمی‌کنیم.

233
00:23:20,791 --> 00:23:23,583
‫خب بگو دیگه.
‫مشخصه یکی تو زندگیته.

234
00:23:24,916 --> 00:23:27,916
‫بازم شروع کرد شبیه این پیش‌گوها صحبت کردن.

235
00:23:28,041 --> 00:23:29,666
‫حس ششمت این‌جوری می‌گه زندگیم؟

236
00:23:29,708 --> 00:23:31,791
‫آره. حسس ششمه همه‌کسم.

237
00:23:31,833 --> 00:23:35,333
‫صفحهٔ گوشیت رو به میزه،
‫و لباسای دیروزت رو پوشیدی.

238
00:23:35,416 --> 00:23:36,583
‫خنگ!

239
00:23:40,541 --> 00:23:42,541
‫باشه خب. نگو اگه نمی‌خوای!

240
00:23:43,458 --> 00:23:45,541
‫اگه همین‌‌جوری داری باهاش می‌گردی
‫مشکلی نیست

241
00:23:46,041 --> 00:23:48,583
‫ولی اگه عشق زندگیت رو پیدا کردی
‫و به‌خاطر اونه که برگشتی

242
00:23:48,666 --> 00:23:50,791
‫اگه پنهونش کنی ناراحت می‌شم.

243
00:23:50,833 --> 00:23:53,416
‫نه بابا. چه عشقی عزیزم؟

244
00:23:53,541 --> 00:23:55,041
‫منو چه به عاشقی آخه؟

245
00:23:56,416 --> 00:23:57,583
‫کسی نیست.

246
00:23:57,666 --> 00:23:58,791
‫همچین چیزی نیست.

247
00:24:00,083 --> 00:24:01,541
‫تو اصلاً اینجا نبودی.

248
00:24:01,583 --> 00:24:04,541
‫و وقتی اینجایی می خوام که
‫همه‌چی مثل سابق باشه.

249
00:24:04,583 --> 00:24:06,208
‫می‌شه دیگه؟ درسته؟

250
00:24:06,291 --> 00:24:09,541
‫الان تازه از خارج برگشتی عادت نداری.
‫یکم بگذره عادی می‌شه برات.

251
00:24:11,208 --> 00:24:13,416
‫راستی می‌خوام یه چیزی رو بهت بگم.

252
00:24:13,541 --> 00:24:15,541
‫گفتی همه‌چیز مثل سابق بشه...

253
00:24:16,166 --> 00:24:19,416
‫امروز اتفاقی یه پیام روی گوشی داداشم دیدم.

254
00:24:20,333 --> 00:24:22,041
‫سردار فرستاده بود.

255
00:24:22,791 --> 00:24:25,583
‫آخه گفتین خبری ازش ندارین...

256
00:24:25,666 --> 00:24:27,166
‫عجیب بود برام.

257
00:24:48,041 --> 00:24:51,708
‫انسان بدترین بلایی‌ست که سر زمین آمده.

258
00:24:52,791 --> 00:24:56,916
‫خشونت، کینه، حرص،‌ خشم

259
00:24:57,791 --> 00:25:00,208
‫جنگ،‌ عذاب...

260
00:25:01,166 --> 00:25:03,416
‫همهٔ اینا ساختهٔ دست بشره.

261
00:25:04,166 --> 00:25:09,333
‫انسان تصمیم گرفت که به‌جای این‌که
‫آتش زندگی رو روشن کنه،‌ اونو به آتیش بکشه.

262
00:25:10,541 --> 00:25:14,291
‫پشت به دنیا کرد
‫و به‌خاطر نیازهای خودش چه خون‌ها که نریخت.

263
00:25:15,041 --> 00:25:19,833
‫به‌جای عشق و محبت،
‫نفرت رو مثل ویروسی در هوا پخش کرد.

264
00:25:20,958 --> 00:25:25,166
‫اقیانوس‌ها و آبی که در بر داشت رو مسموم کرد.

265
00:25:26,333 --> 00:25:28,958
‫این موج نفرت آن‌قدر پخش شد که...

266
00:25:30,291 --> 00:25:31,833
‫نه تنها خودش رو از بین برد...

267
00:25:31,916 --> 00:25:33,166
‫حاضر شو بریم.

268
00:25:33,291 --> 00:25:36,375
‫بلکه جون بقیهٔ جانداران سیاره رو هم گرفت.

269
00:25:38,333 --> 00:25:42,666
‫آدمیزاد تسلیمِ نقطهٔ‌ تاریک وجودش شد.

270
00:25:48,166 --> 00:25:48,958
‫الو؟

271
00:25:49,041 --> 00:25:52,666
‫و حالا دیگه برای بهبودیش خیلی دیره.

272
00:25:54,583 --> 00:25:57,458
‫از این‌ به بعد بایست به دنبال راه نجات بود.

273
00:25:59,041 --> 00:26:01,083
‫نوبت تو هم فرا می‌رسه.

274
00:26:01,791 --> 00:26:05,583
‫خودت رو بشناس و به وظیفه‌ت عمل کن.

275
00:26:06,541 --> 00:26:08,833
‫نمی‌دونم.
‫یه‌جوری با مادرش ارتباط برقرار کرده.

276
00:26:10,666 --> 00:26:13,083
‫این روش دیگه جواب نمی‌ده.

277
00:26:13,166 --> 00:26:14,958
‫اطلاعات بیشتری رو نمی‌شه گرفت.

278
00:26:40,041 --> 00:26:43,083
‫جناب یعنی چی؟
‫منظورتون چیه اخراجم؟

279
00:26:44,083 --> 00:26:45,291
‫و به چه دلیلی؟

280
00:26:45,708 --> 00:26:49,291
‫بهونهٔ الکی نیار آقاجان.
‫من که می‌دونم درد شما چیه.

281
00:26:49,416 --> 00:26:52,208
‫کی دستور داده؟
‫کی افسارتون رو گرفته؟

282
00:26:52,791 --> 00:26:55,416
‫هر کاری می‌خواین بکنید.
‫من به کارم ادامه می‌دم.

283
00:27:04,166 --> 00:27:08,041
‫الکی از دانشگاه اخراجم کردن.

284
00:27:08,666 --> 00:27:09,958
‫همینجوری؟

285
00:27:10,916 --> 00:27:15,041
‫آره خب. اخیرا زیادی غایب بودم،
‫ولی عطیه اینا همه‌ش بهونه‌ست.

286
00:27:15,166 --> 00:27:16,541
‫دستور از بالا اومده.

287
00:27:19,708 --> 00:27:23,791
‫ممکنه به این خاطر باشه
‫که با سردار در ارتباطی؟

288
00:27:29,166 --> 00:27:31,291
‫بهم قول دادی ارهان.

289
00:27:31,333 --> 00:27:34,416
‫می‌دونیم که دنبالشن.
‫قرار بود تنهاش بذاریم.

290
00:27:34,458 --> 00:27:35,958
‫عطیه. نمی‌تونم بیخیال سردار بشم.

291
00:27:36,541 --> 00:27:40,083
‫سال‌ها واسه‌شون کار کرده.
‫هر سر نخی که ازش بشه گرفت مهمه.

292
00:27:40,166 --> 00:27:42,458
‫چیزی که مهمه تو و دخترمون هستش.

293
00:27:44,083 --> 00:27:47,916
‫باشه ولی الان غیبش زده.
‫الان که بیشتر از همیشه لازمش داریم.

294
00:27:47,958 --> 00:27:51,208
‫غیبش زده؟
‫تو از کجا می‌دونی غیبش زده؟

295
00:27:51,791 --> 00:27:55,291
‫دخترمون داره پیام‌هایی می‌فرسته.
‫همهٔ نمادها رو نتونستم متوجه بشم.

296
00:27:55,333 --> 00:27:56,916
‫رفتم پیش سردار که کمک کنه.

297
00:27:57,041 --> 00:28:00,458
‫صبر کن ببینم.
‫چه پیامی؟ همه‌چی رو از اول بهم بگو.

298
00:28:01,041 --> 00:28:03,291
‫با دنبال کردن نشونه‌ها رفتم به یه جنگل.

299
00:28:03,333 --> 00:28:05,666
‫همون نماد با مخروط کاج کشیده شده بود.

300
00:28:05,708 --> 00:28:08,083
‫و وسطش هم یه چشم بود.

301
00:28:08,166 --> 00:28:11,541
‫چه‌جور جنگلی بود؟ می‌دونی کجاست؟
‫می‌تونی توصیفش کنی؟

302
00:28:18,458 --> 00:28:19,666
‫یه مخروط کاج.

303
00:28:20,291 --> 00:28:21,791
‫امروز صبح این‌جا نبود.

304
00:28:23,458 --> 00:28:24,958
‫اینجا هم یه چیزی هست.

305
00:28:34,791 --> 00:28:35,791
‫خودشه!

306
00:28:36,416 --> 00:28:39,041
‫همین نماده.
‫با همون چشم وسطش.

307
00:28:39,958 --> 00:28:42,166
‫می‌دونستم اون زن یه چیزایی می‌دونه.

308
00:28:42,541 --> 00:28:43,791
‫کدوم زن؟

309
00:29:00,166 --> 00:29:01,166
‫[اوزان:‌ دارم می‌رم سفر]

310
00:29:01,208 --> 00:29:03,791
‫[یه مدت نیستم. وقتی برگشتم خبر می‌دم]

311
00:29:14,250 --> 00:29:15,416
‫بابا...

312
00:29:19,750 --> 00:29:22,500
‫من آدما رو نمی‌فهمم.

313
00:29:23,125 --> 00:29:27,166
‫جانسو. بهتر نیست این حرفا رو
‫با مامانت بزنی؟

314
00:29:27,250 --> 00:29:29,291
‫من و مامان هیچ‌وقت
‫آبمون با هم تو یه جوب نمی‌ره.

315
00:29:29,875 --> 00:29:30,875
‫خب حرف بزنین عزیزم.

316
00:29:31,750 --> 00:29:33,625
‫واسه این‌ کارا دیگه دیره باباجون.

317
00:29:34,541 --> 00:29:36,625
‫مشکلی نیست. درکش می‌کنم.

318
00:29:36,666 --> 00:29:37,875
‫اشکالی نداره.

319
00:29:37,916 --> 00:29:41,375
‫من فقط یه بچه بودم
‫که دادن بهش گفتن بزرگش کن.

320
00:29:41,416 --> 00:29:43,250
‫و داره هر کاری که می‌تونه هم واسه‌ش می‌کنه.

321
00:29:43,291 --> 00:29:45,666
‫ولی خب همینه دیگه.
‫بیشتر نمی‌شه.

322
00:29:45,750 --> 00:29:47,125
‫دیگه بیشتر از این هم کشش ندیم.

323
00:29:48,416 --> 00:29:50,750
‫بگذریم. خب تعریف کن
‫‌ می‌شنوم.

324
00:29:53,791 --> 00:29:57,666
‫من همهٔ زورم رو می‌زنم که
‫ارتباطم با بقیه رو جلوتر ببرم

325
00:29:57,750 --> 00:30:00,416
‫یا بهترش کنم
‫ولی انگار واسه‌شون کافی نیست.

326
00:30:00,500 --> 00:30:02,041
‫چیزای بیشتری می‌خوان.

327
00:30:02,125 --> 00:30:05,750
‫باریکلا!
‫الان فهمیدی آدمیزاد ذاتش چطوره.

328
00:30:05,791 --> 00:30:10,000
‫باشه خب. ولی منم ممکنه
‫یه رازهایی داشته باشم.

329
00:30:10,041 --> 00:30:12,125
‫یا چه می‌دونم شاید آدمایی باشن

330
00:30:12,166 --> 00:30:14,875
‫که قبل از اینکه
‫برم سمتشون اونا رو درک کنم.

331
00:30:15,000 --> 00:30:16,500
‫نمی‌تونم که همه رو خوشحال کنم.

332
00:30:17,125 --> 00:30:21,500
‫جانسو، بهتره که زیاد به راز
‫و این مسائل اهمیتی ندی.

333
00:30:23,125 --> 00:30:24,125
‫مطمئنی؟

334
00:30:25,125 --> 00:30:28,166
‫ما به یه سری چیزا زیادی فکر می‌کنیم.

335
00:30:28,250 --> 00:30:31,666
‫الکی سر همه چی اذیت می‌شیم.
‫نیازی نیست عزیزدلم.

336
00:30:32,375 --> 00:30:35,000
‫به‌خاطر هیچ‌کس چیزی رو تو خودت نریز.

337
00:30:35,500 --> 00:30:39,666
‫نهایتا هم نباید اون رازها
‫سر راه رسیدن به آرزوهات باشه.

338
00:30:40,791 --> 00:30:42,166
‫اولش ازت عصبانی می‌شن

339
00:30:42,791 --> 00:30:47,125
‫نمی‌تونن درکت کنن،
‫ولی اگه واقعا دوست داشته باشن

340
00:30:47,750 --> 00:30:49,750
‫بالاخره درکت می‌کنن.

341
00:30:50,625 --> 00:30:51,625
‫قبول داری؟

342
00:30:53,500 --> 00:30:55,250
‫واقعاً این‌طوری فکر می‌کنی؟

343
00:30:55,375 --> 00:30:56,250
‫خودمون رو نگاه.

344
00:30:56,291 --> 00:30:58,875
‫یه راز بزرگ ازت مخفی کردم.

345
00:30:59,375 --> 00:31:02,250
‫ولی مثل سابق دوباره کنار همیم.
‫درسته؟

346
00:31:03,250 --> 00:31:05,375
‫دلم واسه درسای زندگیت تنگ شده بود.

347
00:31:05,416 --> 00:31:07,000
‫- واقعا؟
‫- واقعا.

348
00:31:07,750 --> 00:31:10,916
‫کل دنیا رو گشتی،
‫هر کشوری بگی رفتی

349
00:31:11,000 --> 00:31:12,625
‫ولی درس زندگی‌ای یاد نگرفتی؟

350
00:31:12,750 --> 00:31:13,875
‫نه.

351
00:31:14,541 --> 00:31:19,291
‫خوبه. پس بالاخره متوجه شدی
‫کجا باید زندگی کنی دیگه؟

352
00:31:20,000 --> 00:31:21,000
‫ها؟

353
00:31:22,250 --> 00:31:25,958
‫فقط واسه این‌که تند برخورد کرده
‫دلیل نمی‌شه که مشکل روانی داشته باشه.

354
00:31:26,000 --> 00:31:28,625
‫اینجاست.
‫نه البته که نه. ولی خیلی بد برخورد می‌کنه.

355
00:31:28,708 --> 00:31:32,000
‫منو با داد و بی‌داد انداخت بیرون.
‫مشخصاً یه مشکلی داره دیگه.

356
00:31:32,083 --> 00:31:35,500
‫شاید فقط ترسیده باشه.
‫سختیای زیادی رو پشت سر گذاشته.

357
00:31:36,083 --> 00:31:37,583
‫خب چطور بریم داخل؟

358
00:31:38,708 --> 00:31:42,125
‫- بابات مگه شرکت امنیتی نداره؟
‫- عه رو من حساب کردی؟

359
00:31:42,833 --> 00:31:44,208
‫همیشه روت حساب می‌کنم.

360
00:31:57,625 --> 00:31:58,625
‫باریکلا.

361
00:32:07,458 --> 00:32:10,625
‫همه‌جا رو بگرد. کتاب،‌ دفترچه...
‫هر چی هم پیدا کردی بیار پیشم.

362
00:32:21,333 --> 00:32:22,833
‫- ارهان؟
‫- بله؟

363
00:32:22,875 --> 00:32:24,208
‫باید اینو ببینی.

364
00:32:30,333 --> 00:32:31,708
‫[کشف بزرگ در گوبکلی‌تپه]

365
00:32:31,750 --> 00:32:32,750
‫این دیگه چیه؟

366
00:32:34,208 --> 00:32:35,875
‫بدجوری به گوبکلی‌تپه گیر داده.

367
00:32:39,458 --> 00:32:41,208
‫[حفاری در گوبکلی‌تپه متوقف شد]

368
00:32:48,000 --> 00:32:49,958
‫انگار به چشم‌زخم هم اعتقاد داره.

369
00:32:53,208 --> 00:32:55,708
‫مثل دخترمون.
‫خیلی درگیر چشمه.

370
00:32:56,833 --> 00:32:58,708
‫این نماد ریشه‌ش برمی‌گرده به بابل.

371
00:32:58,750 --> 00:33:01,375
‫از اون زمان واسه دفع
‫انرژی‌های بد ازش استفاده شده.

372
00:33:01,458 --> 00:33:02,583
‫کی اونجاست؟

373
00:33:17,500 --> 00:33:18,625
‫کی هستی تو؟

374
00:33:19,000 --> 00:33:22,208
‫اولش توی روز می‌‌آی و
‫شب که می‌شه دزدکی وارد می‌شی؟

375
00:33:22,333 --> 00:33:23,333
‫این چه مسخره‌ بازی‌ایه؟

376
00:33:24,958 --> 00:33:28,083
‫یه لحظه صبر کن. آروم باش.
‫هر چیزی که بهت گفتم واقعیت داشت.

377
00:33:28,125 --> 00:33:29,125
‫بهت دروغ نگفتم.

378
00:33:29,208 --> 00:33:32,125
‫خب روزا باستان‌شناسی
‫و شبا دزد؟

379
00:33:32,208 --> 00:33:35,333
‫وقتی به سوالام جواب ندادی
‫راهی واسه‌م نذاشتی.

380
00:33:35,375 --> 00:33:37,458
‫حرف حالیت نیست مثل اینکه.

381
00:33:37,500 --> 00:33:39,666
‫سوالات رو جواب دادم.

382
00:33:39,833 --> 00:33:41,750
‫گفتم که گورت رو گم کنی و بری.

383
00:33:42,333 --> 00:33:44,583
‫کاش راه دیگه‌ای داشتم امید.

384
00:33:46,458 --> 00:33:47,958
‫سلام امید.
‫من عطیه‌م.

385
00:33:48,083 --> 00:33:50,208
‫دخترمون رو هشت سال پیش دزدیدن

386
00:33:50,333 --> 00:33:53,125
‫و داره واسه اولین بار
‫یه پیام‌هایی می‌فرسته.

387
00:33:53,958 --> 00:33:57,833
‫و دقیقاً چشم‌هایی شبیه مال تو می‌کشه.

388
00:33:58,375 --> 00:34:01,708
‫دخترمون ما رو به سمت تو هدایت کرده.
‫لطفاً کمکمون کن.

389
00:34:06,500 --> 00:34:07,791
‫تاحالا دیدینش؟

390
00:34:09,500 --> 00:34:11,916
‫می‌تونید توصیفش کنید؟

391
00:34:12,750 --> 00:34:14,166
‫فقط توی خوابم دیدمش.

392
00:34:14,250 --> 00:34:17,166
‫خیلی خوشگله.
‫چشماش دو رنگه.

393
00:34:18,250 --> 00:34:19,625
‫یه چشمش زرد

394
00:34:20,666 --> 00:34:21,875
‫و یه چشمش آبی.

395
00:34:22,666 --> 00:34:24,625
‫آره. کجا دیدیش؟

396
00:34:26,500 --> 00:34:28,291
‫توی خواب منم بوده.

397
00:34:28,791 --> 00:34:31,000
‫همه‌ش یه چیز رو تکرار می‌کنه.

398
00:34:31,541 --> 00:34:34,875
‫«تولد با مرگ آغاز می‌شه.
‫آخرین روزمون شروع اولین روز ماست.»

399
00:34:35,000 --> 00:34:37,375
‫هربار این حرف رو تکرار می‌کنه.

400
00:34:37,416 --> 00:34:41,125
‫آخرش به این نتیجه رسیدم
‫که یه نداست.

401
00:34:41,916 --> 00:34:44,875
‫شروع به تحقیق دربارهٔ جاهایی که
‫توی خواب با دخترتون بودم کردم.

402
00:34:44,916 --> 00:34:48,250
‫مثل پلیس دنبالشون گشتم.
‫با خیلیا صحبت کردم.

403
00:34:49,125 --> 00:34:50,625
‫و یه چیزایی رو پیدا کردم.

404
00:34:56,583 --> 00:34:59,250
‫در واقع به خاطر همینم
‫رفتم گوبکلی‌تپه.

405
00:35:00,125 --> 00:35:01,208
‫ولی اونجا...

406
00:35:04,583 --> 00:35:05,958
‫تو دام تاریکی افتادم.

407
00:35:11,875 --> 00:35:13,708
‫همه‌چیز خیلی یهویی اتفاق افتاد.

408
00:35:13,750 --> 00:35:16,833
‫کل گروهمون زیر آوار گیر افتادن.

409
00:35:17,708 --> 00:35:20,000
‫هیچ هوایی هم اونجا نبود.
‫منتظر مرگم بودم.

410
00:35:22,333 --> 00:35:24,125
‫دخترت لحظهٔ آخر اومد سراغم.

411
00:35:24,708 --> 00:35:25,958
‫مسیر رو نشونم داد.

412
00:35:27,708 --> 00:35:29,708
‫به لطف دخترت از اونجا نجات پیدا کردم.

413
00:35:30,250 --> 00:35:31,708
‫دخترت منو نجات داد.

414
00:35:35,458 --> 00:35:37,750
‫بعدش؟ چکار می‌تونستم بکنم؟
‫کاری نکردم.

415
00:35:38,333 --> 00:35:41,708
‫همون موقع‌ هم دنبالم بودن.
‫هر روز یه اتفاقی واسه‌م میفتاد.

416
00:35:41,833 --> 00:35:43,833
‫واسه همین خودمو اینجا حبس کردم.
‫چکار می‌تونستم بکنم؟

417
00:35:46,375 --> 00:35:49,583
‫وقتی دنبالشون بودم
‫این متن رو پیدا کردم.

418
00:35:50,333 --> 00:35:54,333
‫دربارهٔ روزی که منتظرشن نوشته
‫یه پیشگویی.

419
00:35:54,958 --> 00:35:55,958
‫می‌شه ببینم؟

420
00:36:02,208 --> 00:36:03,708
‫مرگ آغازگر تولده.

421
00:36:03,833 --> 00:36:06,500
‫روز آخرمون آغاز اولین روز ماست.

422
00:36:07,208 --> 00:36:11,833
‫و وقتی که زمانش فرا برسه،
‫با اولین دانه دوران جدیدی شروع می‌شه.

423
00:36:11,958 --> 00:36:13,375
آن دختر خواهد آمد

424
00:36:13,958 --> 00:36:17,583
‫او درهای زندگی حقیقی رو باز می‌کنه.

425
00:36:34,333 --> 00:36:35,333
‫عدن.

426
00:36:37,125 --> 00:36:39,333
‫فقط یه کار دیگه مونده.

427
00:36:40,750 --> 00:36:42,750
‫الان تمومش می‌کنم و بعدش...

428
00:36:59,500 --> 00:37:01,958
‫تو جایی نرو خب؟
‫زود برمی‌گردم.

429
00:37:16,250 --> 00:37:17,958
‫[مرگ آغازگر زندگیه.]

430
00:37:18,875 --> 00:37:21,458
‫گفتی که دنبالتن.
‫کی دنبالته؟

431
00:37:23,375 --> 00:37:25,583
‫نمی‌دونم. اونا!

432
00:37:26,250 --> 00:37:28,375
‫کسی رو ندیدم تاحالا.

433
00:37:29,083 --> 00:37:32,750
‫چهره‌شون رو نشون نمی‌دن.
‫همیشه صورتشون با ماسک می‌پوشونن.

434
00:37:33,458 --> 00:37:35,708
‫و چرا دنبالت بودن؟

435
00:37:35,750 --> 00:37:36,750
‫تو..

436
00:37:37,208 --> 00:37:38,583
‫تو کی هستی؟

437
00:37:42,750 --> 00:37:46,333
‫اگه می‌خواین، می‌تونین از کجایی که
‫من ادامه ندادم شروع کنید.

438
00:37:46,875 --> 00:37:50,583
‫آخرین جاهایی که دخترتون رو دیدم رو
‫توی این نقشه علامت زدم

439
00:37:50,708 --> 00:37:51,875
‫شاید به درد بخوره.

440
00:37:55,333 --> 00:37:56,333
‫همینجا بود.

441
00:37:57,333 --> 00:37:59,083
‫- مطمئنی؟
‫- معلومه که هستم.

442
00:38:10,750 --> 00:38:11,750
‫اوزان.

443
00:38:16,958 --> 00:38:17,958
‫پسرم.

444
00:38:21,958 --> 00:38:22,958
‫پسرم.

445
00:38:26,083 --> 00:38:27,375
‫خیلی خوشحالم که اینجایی.

446
00:38:30,333 --> 00:38:32,750
‫باید صحبت کنیم.
‫بهم گوش کن.

447
00:38:34,500 --> 00:38:36,000
‫هنوزم دیر نشده.

448
00:38:37,083 --> 00:38:42,333
‫نمی‌دونم که راضیت کرده
‫یا چطوری پای تو رو به این قضیه باز کردن

449
00:38:43,125 --> 00:38:45,083
‫ولی هنوزم می‌تونی اون دختر رو پس بدی.

450
00:38:46,750 --> 00:38:48,833
‫می‌تونی از اول شروع کنی.

451
00:39:00,500 --> 00:39:01,583
‫حق با توئه.

452
00:39:03,333 --> 00:39:04,833
‫همهٔ‌ اینا حقمه.

453
00:39:07,625 --> 00:39:09,750
‫ولی التماست می‌کنم
‫خودت رو نجات بده.

454
00:39:11,500 --> 00:39:12,583
‫خودتو آزاد کن.

455
00:39:13,833 --> 00:39:15,750
‫خودت رو آزاد کن و گرنه نابودت می‌کنن!

456
00:39:16,625 --> 00:39:17,708
‫اونا تو رو...

457
00:39:38,541 --> 00:39:40,166
‫چطور ممکنه؟‌ تو...

458
00:39:43,625 --> 00:39:44,625
‫تو مگه نمردی!

459
00:39:49,416 --> 00:39:51,666
‫با دستای خودم کشتمت!

460
00:40:04,041 --> 00:40:07,541
‫هر کاری که کردم
‫به‌خاطر خودت بود.

461
00:40:09,666 --> 00:40:12,416
‫واسه برگردوندن تو این‌کارو کردم.

462
00:40:13,250 --> 00:40:14,250
‫اوزان!

463
00:40:16,041 --> 00:40:18,250
‫نکن...

464
00:40:19,250 --> 00:40:20,250
‫اوزان...

465
00:40:31,916 --> 00:40:32,916
‫من..

466
00:40:35,166 --> 00:40:38,750
‫من پدرتم.

467
00:40:53,166 --> 00:40:55,000
‫ولی من پسرت نیستم.

468
00:40:56,125 --> 00:40:57,416
‫من هیچوقت پدری نداشتم.
