﻿1
00:00:15,291 --> 00:00:17,916
تا حالا حس کردی
تو برزخ گیر کردی؟

2
00:00:19,916 --> 00:00:22,166
نه اینجا، نه اونجا.

3
00:00:23,416 --> 00:00:25,666
وسط یه چیز ناشناخته.

4
00:00:26,250 --> 00:00:27,916
تا حالا روی اون مرز ایستادی؟

5
00:00:28,041 --> 00:00:29,791
جمعیت: ۲۱۸,۱۵۰
ارتفاع: ۱,۰۸۳

6
00:00:29,875 --> 00:00:31,125
من از اون مرز عبور کردم.

7
00:00:31,541 --> 00:00:35,916
از درهایی گذشتم
که به احتمالات مختلف باز می‌شدن.

8
00:00:36,541 --> 00:00:38,541
اونجا با آدمایی آشنا شدم.

9
00:00:39,250 --> 00:00:41,000
بعضی‌هاشون دوستام شدن.

10
00:00:45,416 --> 00:00:46,625
و بعضی‌هاشون…

11
00:00:48,166 --> 00:00:49,125
دشمنام.

12
00:00:50,500 --> 00:00:53,041
تو زندگیم خیلی مرزها رو رد کردم.

13
00:00:53,875 --> 00:00:58,541
مثل ماری که پوست می‌ندازه،
مثل پرنده‌ای که از خاکستر بلند می‌شه،

14
00:00:58,666 --> 00:01:01,791
من تغییر کردم، رشد کردم.

15
00:01:01,916 --> 00:01:04,416
الان دوباره روی یه مرزم.

16
00:01:04,541 --> 00:01:08,000
دارم می‌ذارم یه زندگی جدید منو در بر بگیره.

17
00:01:08,041 --> 00:01:14,000
با این حال، می‌دونم که بزرگترین معمایی
که تا حالا باهاش روبرو شدم دخترمه.

18
00:01:16,041 --> 00:01:17,791
درباره دخترم بهم بگو، اوزان.

19
00:01:52,375 --> 00:01:54,041
چطور می‌تونم کمکت کنم؟

20
00:01:54,750 --> 00:01:57,166
می‌خوام یاد بگیرم
چطور از دخترم محافظت کنم.

21
00:01:59,166 --> 00:02:01,291
دیدی اون چیزی که عدن دید، مگه نه؟

22
00:02:05,291 --> 00:02:06,541
برای همین اومدی اینجا.

23
00:02:12,916 --> 00:02:17,500
این شبیه لحظه‌ای بود
که با یه غریبه شریک شدم.

24
00:02:21,875 --> 00:02:22,666
ببین.

25
00:02:25,375 --> 00:02:27,375
خیلی چیزا تو ذهن عدن هست.

26
00:02:29,250 --> 00:02:30,875
تمام اون تجربه‌های زندگی…

27
00:02:31,541 --> 00:02:32,666
گوپکلی تپه…

28
00:02:32,791 --> 00:02:34,291
خب، اگه از قبل می‌دونی…

29
00:02:35,500 --> 00:02:39,000
و ادعا می‌کنی که همه این سال‌ها
دخترمو از خودم محافظت کردی،

30
00:02:39,041 --> 00:02:41,666
پس بهم بگو،
چطور همچین چیزی ممکنه؟

31
00:02:41,791 --> 00:02:43,666
چطور تونستم همچین کاری کنم؟

32
00:02:52,041 --> 00:02:53,791
صبر کن. تکون نخور. من می‌رم.

33
00:02:59,416 --> 00:03:00,666
الو، ارهان؟

34
00:03:00,750 --> 00:03:03,916
سلام. من و امید رسیدیم ماردین.
خواستم بهت خبر بدم.

35
00:03:04,000 --> 00:03:06,125
داریم اون ضبط رو بررسی می‌کنیم.

36
00:03:06,250 --> 00:03:07,041
باشه.

37
00:03:07,916 --> 00:03:11,125
من خونه اوزانم.
می‌خواستم دوباره باهاش حرف بزنم.

38
00:03:14,041 --> 00:03:15,791
نمی‌خوای چیزی بگی؟

39
00:03:16,750 --> 00:03:18,250
من اینجام برای دخترمون.

40
00:03:23,041 --> 00:03:25,250
باشه.

41
00:03:25,750 --> 00:03:26,875
مواظب خودت باش.

42
00:03:26,916 --> 00:03:27,916
تو هم همینطور.

43
00:04:00,291 --> 00:04:03,041
یه نظریه درباره گوپکلی تپه دارم.
می‌خوای بشنوی؟

44
00:04:04,666 --> 00:04:05,666
بگو.

45
00:04:07,375 --> 00:04:10,416
اون سنگ‌های بنفش رو تو غار زیرزمینی یادته؟

46
00:04:12,166 --> 00:04:14,000
طبق بعضی مطالعات،

47
00:04:14,041 --> 00:04:18,375
اون سنگ‌ها برای باز کردن
چشم سوم استفاده می‌شن.

48
00:04:23,625 --> 00:04:26,750
یعنی، البته که زیاد
نظریه باستان‌شناسی نیست.

49
00:04:30,291 --> 00:04:36,666
خیلی منابع می‌گن
که مردمی که گوپکلی تپه رو ساختن

50
00:04:37,250 --> 00:04:40,041
درک خیلی بالاتری نسبت به ما داشتن.

51
00:04:41,541 --> 00:04:43,375
ببین دارم با کی حرف می‌زنم.

52
00:04:45,291 --> 00:04:49,916
حتی می‌گن که اونا
ارتباط خاصی با طبیعت داشتن…

53
00:04:51,041 --> 00:04:53,291
و قدرت‌های تله‌پاتیک داشتن.

54
00:04:53,916 --> 00:04:56,791
تو اون چشم‌ها رو روی اون مهره‌ها
به یه دلیلی می‌کشی.

55
00:05:01,250 --> 00:05:03,166
نمی‌دونم. شاید من نکشمشون.

56
00:05:04,000 --> 00:05:08,375
اگه بهش فکر کنی،
دیدهای عطیه، خواب‌های من،

57
00:05:08,916 --> 00:05:12,125
چشم سوم، غده پینه‌آل،
نمی‌دونم، چاکرای ششم…

58
00:05:12,166 --> 00:05:16,416
در واقع، همشون کلمات مختلفی
برای یه چیز نیستن؟

59
00:05:22,291 --> 00:05:23,541
بریم؟

60
00:05:24,625 --> 00:05:25,916
می‌تونیم حساب کنیم؟

61
00:05:29,291 --> 00:05:31,250
ساعت چند مور حنانیو باز می‌شه؟

62
00:05:36,666 --> 00:05:39,125
همینه.
چیز دیگه‌ای ندارم بگم.

63
00:05:40,125 --> 00:05:42,791
اوزان، این نمی‌تونه همه چیزی باشه که می‌دونی.

64
00:05:43,416 --> 00:05:46,166
هیچکس یه بچه رو با این همه کم اطلاعات
نمی‌دزده،

65
00:05:46,291 --> 00:05:47,875
یا سال‌ها ازش مراقبت نمی‌کنه.

66
00:05:49,250 --> 00:05:50,250
من کردم.

67
00:05:50,791 --> 00:05:53,416
چرا؟ چطور متقاعدت کردن؟

68
00:05:55,541 --> 00:05:56,375
تو…

69
00:05:57,541 --> 00:05:59,666
واقعا از قدرت عدن خبر نداری.

70
00:06:03,291 --> 00:06:04,541
اون دنبال چیه، مگه نه؟

71
00:06:06,041 --> 00:06:08,500
جواب یه سوال، یه معما.

72
00:06:11,125 --> 00:06:12,625
دخترم چی می‌خواد؟

73
00:06:15,750 --> 00:06:17,166
اون تو رو می‌خواد، عطیه.

74
00:06:19,125 --> 00:06:22,541
از وقتی که اولین بار عدن رو دیدم،
تقریبا هر روز،

75
00:06:22,666 --> 00:06:25,375
به خصوص شب‌ها، کنار تختش بودم.

76
00:06:26,666 --> 00:06:28,041
چون نمی‌خوابید.

77
00:06:28,750 --> 00:06:33,041
حتی با اینکه همه کارها رو
طبق اصول انجام دادیم، بازم نمی‌خوابید.

78
00:06:34,166 --> 00:06:38,666
ولی بعدا، با گذشت زمان، فهمیدم که
خود خواب‌هاش اذیتش می‌کردن.

79
00:06:39,750 --> 00:06:42,041
ولی بعد کم کم بهتر شد.
می‌دونی چطور؟

80
00:06:43,916 --> 00:06:47,291
شروع کرد به کشیدن
همون نمادی که تو همه جا کشیدی.

81
00:06:52,666 --> 00:06:53,500
فکر می‌کنم…

82
00:06:54,875 --> 00:06:57,375
تو می‌تونی راهنماییش کنی.

83
00:07:05,041 --> 00:07:06,250
عدن؟

84
00:07:15,291 --> 00:07:16,375
عدن؟

85
00:07:21,000 --> 00:07:22,375
عدن، کجایی؟

86
00:07:43,541 --> 00:07:45,666
این همون جاییه
که تو ضبط صدا بود.

87
00:07:46,166 --> 00:07:47,791
یه چیزی اینجا یه زمانی اتفاق افتاده.

88
00:07:47,916 --> 00:07:50,250
یه چیزی به اندازه کافی مهم
که مردم راجع‌بهش حرف بزنن.

89
00:07:50,791 --> 00:07:52,500
-ولی چی؟
-آره واقعا.

90
00:07:53,291 --> 00:07:56,250
این رو به عنوان معبد
در دوره بین‌النهرین ساختن.

91
00:07:57,000 --> 00:07:58,250
معبد خورشید.

92
00:08:01,166 --> 00:08:02,875
بعدا تبدیل به قلعه رومی شد.

93
00:08:05,250 --> 00:08:07,750
الان یه صومعه آشوریه.

94
00:08:14,791 --> 00:08:16,416
بیا از اون حیاط رد بشیم.

95
00:08:37,083 --> 00:08:39,166
این نماد تو رو به گوپکلی تپه برد.

96
00:08:39,583 --> 00:08:43,041
تو دنبال جواب بودی
به چیزی که ۱۲,۰۰۰ سال قدمت داره.

97
00:08:43,083 --> 00:08:43,958
درسته؟

98
00:08:45,583 --> 00:08:47,708
عدن شاید دنبال یه چیز مشابه باشه.

99
00:08:51,833 --> 00:08:53,333
بریم اونجا؟

100
00:08:55,833 --> 00:08:58,208
از اینجا همه چی شروع شد،
به هر حال.

101
00:08:59,041 --> 00:09:00,083
معبدها.

102
00:09:07,083 --> 00:09:08,291
نمی‌فهمم.

103
00:09:08,958 --> 00:09:11,291
چطور یه مادر می‌تونه همچین کاری با دخترش بکنه؟

104
00:09:12,583 --> 00:09:14,958
فکر کنم اون یه پرنده‌ست،
ولی اون یکی چیه؟

105
00:09:16,041 --> 00:09:17,208
فکر کنم یه بزه.

106
00:09:17,708 --> 00:09:20,208
این‌ها باید حیوانای داخل کشتی نوح باشن.

107
00:09:20,291 --> 00:09:21,458
قطعاً!

108
00:09:22,166 --> 00:09:23,833
اونایی که از سیل نجات پیدا کردن.

109
00:09:24,541 --> 00:09:25,333
جالبه.

110
00:09:26,458 --> 00:09:30,333
این مکان از قرن پنجم اینجا بوده.

111
00:09:31,958 --> 00:09:35,583
کی می‌دونه این دیوارها چی دیدن؟

112
00:09:36,416 --> 00:09:38,583
آره، فکر کنم خوب بلدن راز نگه دارن.

113
00:09:38,708 --> 00:09:42,333
مطمئن بودم اینجا چیزی پیدا می‌کنیم.
این آخرین شانسمون بود.

114
00:09:56,083 --> 00:09:57,583
در واقع، یه چیزی هست.

115
00:09:58,208 --> 00:09:59,708
شاید به کارمون بیاد.

116
00:10:01,083 --> 00:10:02,041
با من بیا.

117
00:10:21,250 --> 00:10:25,083
روزی روزگاری،
یه پرنده بزرگ به اسم سیمرغ

118
00:10:25,875 --> 00:10:28,333
روی درخت زندگی، زندگی می‌کرد.

119
00:10:28,375 --> 00:10:30,375
این پرنده خیلی پیر بود

120
00:10:30,500 --> 00:10:34,625
که سه بار شاهد نابودی و تولد دوباره دنیا بود.

121
00:10:35,333 --> 00:10:38,375
سیمرغ همه دانش جهان رو در ذهنش داشت.

122
00:10:42,458 --> 00:10:45,750
درد و تروما از نسل‌های قبل منتقل می‌شه.

123
00:10:47,375 --> 00:10:49,875
احساسش می‌کنی،
حتی بدون اینکه خودت تجربه‌ش کرده باشی.

124
00:10:50,500 --> 00:10:54,500
عدن درد نسل‌های گذشته رو
همراه با دانششون حمل می‌کنه.

125
00:10:54,583 --> 00:10:57,000
شاید داره تلاش می‌کنه
با اون‌ها کنار بیاد.

126
00:10:57,125 --> 00:11:00,708
ما تاوان گناه‌های کسایی رو می‌دیم که
قراره ازمون محافظت کنن، که ما رو بزرگ می‌کنن.

127
00:11:00,750 --> 00:11:01,750
عجیب نیست؟

128
00:11:04,583 --> 00:11:06,625
اوزان، پدرت اشتباهات بزرگی کرد.

129
00:11:08,500 --> 00:11:09,875
ولی دنبال یه رویا بود.

130
00:11:10,958 --> 00:11:12,375
تا دوباره با مادرت ملاقات کنه.

131
00:11:17,500 --> 00:11:21,250
حتی تو بعدهای دیگه هم دنبالش گشت
می‌خواست دوباره همه‌تون رو کنار هم جمع کنه.

132
00:11:21,333 --> 00:11:22,708
و واقعاً پشیمون بود.

133
00:11:25,583 --> 00:11:29,750
یه روز، یه گروه از پرنده‌ها
سفر کردن تا سیمرغ رو پیدا کنن.

134
00:11:31,000 --> 00:11:35,958
بعد از اینکه چالش‌های زیادی رو پشت سر گذاشتن،
بالاخره به یه دریاچه رسیدن.

135
00:11:36,000 --> 00:11:36,875
و اونجا…

136
00:11:36,958 --> 00:11:38,083
و اونجا…

137
00:11:38,583 --> 00:11:41,125
با انعکاس خودشون مواجه شدن.

138
00:11:41,750 --> 00:11:43,750
و فهمیدن…

139
00:11:44,750 --> 00:11:47,125
که سیمرغ یه پرنده مقدس نیست…

140
00:11:48,000 --> 00:11:49,458
بلکه خودشونن.

141
00:11:50,375 --> 00:11:54,750
دانشی که دنبالش بودن مال کسی دیگه‌ای نبود،
بلکه توی خودشون بود.

142
00:11:57,458 --> 00:12:04,125
و سفر واقعی اونیه
که بفهمیم همه یکی هستیم.

143
00:12:08,000 --> 00:12:09,750
داستان سیمرغ خیلی زیباست.

144
00:12:11,000 --> 00:12:12,625
خوش اومدی، امید.

145
00:12:12,708 --> 00:12:13,583
خاله.

146
00:12:14,875 --> 00:12:16,208
خوشحالم که اینجام.

147
00:12:17,541 --> 00:12:20,416
-خیلی دلم برات تنگ شده بود عزیزم.
-منم همینطور.

148
00:12:20,458 --> 00:12:22,791
چرا بهم نگفتی که خاله‌ته؟

149
00:12:25,416 --> 00:12:29,333
راستی، اون خاله واقعیم نیست،
ولی منو بزرگ کرده.

150
00:12:33,666 --> 00:12:34,583
ممنون.

151
00:12:41,166 --> 00:12:42,208
یه زنی هست.

152
00:12:45,583 --> 00:12:49,291
از وقتی که باهاش آشنا شدی،
زندگیت زیر و رو شده.

153
00:12:52,041 --> 00:12:54,708
-ممنون بابت داستان.
-مرسی.

154
00:12:59,541 --> 00:13:03,208
در واقع ما اومدیم اینجا
تا چیزی از شما بپرسیم.

155
00:13:05,583 --> 00:13:08,083
یه اتفاق ناراحت‌کننده یه زمانی
توی معبد خورشید افتاده.

156
00:13:09,958 --> 00:13:11,333
می‌دونی چی بوده؟

157
00:13:12,291 --> 00:13:13,708
منظورتون کشتاره؟

158
00:13:14,333 --> 00:13:15,541
کشتار؟

159
00:13:15,583 --> 00:13:18,541
چرا؟ توی کتاب‌های تاریخ بهش اشاره نشده.

160
00:13:18,583 --> 00:13:19,458
درسته اشاره نشده.

161
00:13:19,541 --> 00:13:23,666
از همه مدارک پاک شده
و از بشر پنهان شده.

162
00:13:24,208 --> 00:13:26,458
فقط اگه اینجا به دنیا اومده باشی می‌دونی،

163
00:13:26,583 --> 00:13:28,083
و اینجا زندگی کرده باشی،

164
00:13:28,666 --> 00:13:32,583
و شب‌ها به قصه‌های
مامانت گوش داده باشی.

165
00:13:33,583 --> 00:13:34,583
یادم میاد.

166
00:13:35,333 --> 00:13:37,583
یه داستانی بود که برام تعریف کردی.

167
00:13:38,458 --> 00:13:40,083
یه داستان تاریک و ترسناک بود.

168
00:13:40,208 --> 00:13:43,208
دوستش نداشتم. کابوس می‌دیدم.

169
00:13:45,958 --> 00:13:48,791
حالا چطور؟ الان می‌خوای بشنویش؟

170
00:13:50,791 --> 00:13:52,083
می‌خوایم.

171
00:13:52,833 --> 00:13:53,666
بله.

172
00:13:56,958 --> 00:14:00,416
بعضی قصه‌ها برای ترسوندن بچه‌ها
تعریف نمی‌شن.

173
00:14:00,458 --> 00:14:04,291
برای این تعریف می‌شن که توی قلب و ذهنشون
اثر بذارن،

174
00:14:04,333 --> 00:14:07,833
تا وقتی بزرگ شدن و زمانش رسید،
دوباره بیان بپرسن.

175
00:14:10,916 --> 00:14:13,166
این کشتار هزاران سال پیش اتفاق افتاد.

176
00:14:14,958 --> 00:14:17,083
وقتی این سرزمین‌ها به نام بین‌النهرین شناخته می‌شدن.

177
00:14:18,958 --> 00:14:21,958
پیشرفته‌ترین و روشنفکرترین مردم بین‌النهرین،

178
00:14:22,083 --> 00:14:25,916
که به حکمت و دانش اعتقاد داشتن،
قتل‌عام شدن.

179
00:14:27,291 --> 00:14:32,458
این مردم همچنین با مردم
ساکن گوبکلی‌تپه هم‌تبار بودن.

180
00:14:34,583 --> 00:14:36,041
چرا کشته شدن؟

181
00:14:37,083 --> 00:14:38,958
چون محافظان بودن.

182
00:14:40,666 --> 00:14:43,708
اون‌ها اسرار کهن رو
نسل به نسل محافظت می‌کردن.

183
00:14:44,333 --> 00:14:49,416
اسرار کهنی که توی این سرزمین‌ها
ریشه داشتن.

184
00:14:50,166 --> 00:14:53,583
اون‌ها توسط کسایی کشته شدن که
می‌خواستن اونا رو تصاحب کنن.

185
00:14:54,083 --> 00:14:56,083
اونا هزاران سال قدمت دارن.

186
00:14:56,208 --> 00:14:59,458
وجود دارن
چون این اسرار هم وجود دارن.

187
00:14:59,541 --> 00:15:01,291
از زمان اولین انسان.

188
00:15:01,916 --> 00:15:03,916
پسرم، این اسرار انقدر قوی هستن

189
00:15:04,458 --> 00:15:07,916
که نهایتاً باعث می‌شن هر کسی
که دنبال‌شون میره گمراه بشه.

190
00:15:10,041 --> 00:15:15,458
همیشه کسایی هستن که
حاضرن برای محافظت ازشون بمیرن،

191
00:15:15,541 --> 00:15:17,541
و حاضرن برای به دست آوردنشون آدم بکشن.

192
00:15:17,583 --> 00:15:18,833
و همیشه هم خواهند بود.

193
00:16:01,208 --> 00:16:04,791
می‌دونی اونایی که کشتار انجام دادن برای کیا کار می‌کردن؟

194
00:16:05,583 --> 00:16:07,458
یا چرا این کار رو کردن؟

195
00:16:08,416 --> 00:16:12,333
اونا فقط دانش کهن رو از محافظان ندزدیدن.

196
00:16:13,708 --> 00:16:15,291
زبون‌شون رو هم دزدیدن.

197
00:16:24,708 --> 00:16:28,041
اون زبون محافظان رو بهت یاد داده، نه؟

198
00:16:28,916 --> 00:16:29,958
خب...

199
00:16:30,833 --> 00:16:33,208
اون بهم کمک کرد و باهام درس خوند،

200
00:16:33,916 --> 00:16:36,458
ولی انگار همیشه میدونستم.

201
00:16:39,208 --> 00:16:41,166
خاله، یه چیزی اینجا جور در نمیاد.

202
00:16:41,208 --> 00:16:42,916
خیلی وقتا بهش گوش دادم،

203
00:16:42,958 --> 00:16:45,958
و به نظر نمیاد
دارن درباره یه چیز قدیمی حرف میزنن.

204
00:16:46,083 --> 00:16:47,958
تو هم بهش گوش دادی. نظرت چیه؟

205
00:16:50,583 --> 00:16:52,666
چیزی هست که به ما نمیگی؟

206
00:16:54,083 --> 00:16:55,708
گفتی اون داستانا رو برام تعریف کردی

207
00:16:55,791 --> 00:16:58,666
که وقتی وقتش شد ازشون بپرسم.

208
00:17:00,708 --> 00:17:03,958
این درباره یه چیزی که
هزاران سال پیش اتفاق افتاده نیست، نه؟

209
00:17:08,583 --> 00:17:10,166
تو هم محافظی، امید.

210
00:17:10,833 --> 00:17:12,083
مثل مادرت.

211
00:17:19,708 --> 00:17:21,958
یعنی چی، من محافظم؟

212
00:17:23,208 --> 00:17:24,958
اون ضبط درباره این حرف نمیزنه که

213
00:17:25,041 --> 00:17:27,583
یه کشتار هزاران سال پیش اتفاق افتاده.

214
00:17:29,208 --> 00:17:32,583
درباره یه فاجعه حرف میزنه
که وقتی تو یه بچه کوچیک بودی، اتفاق افتاد.

215
00:17:33,458 --> 00:17:34,958
نمیفهمم، خاله.

216
00:17:35,833 --> 00:17:38,333
پدر و مادرش بودن که کشته شدن، درسته؟

217
00:17:43,041 --> 00:17:45,333
نه، خاله. تو گفتی اونا رفتن.

218
00:17:47,458 --> 00:17:51,666
گفتی، اونا ترکت کردن.
اونا تو رو با من تنها گذاشتن و رفتن.

219
00:17:53,666 --> 00:17:56,666
آره، گفتم. برای محافظت ازت.

220
00:17:58,958 --> 00:18:01,958
خانواده مادرت
یه وظیفه خیلی مهم داشتن، امید.

221
00:18:03,083 --> 00:18:05,041
محافظت از اطلاعات باستانی.

222
00:18:05,708 --> 00:18:07,333
پدرت هم بهش پیوست.

223
00:18:09,041 --> 00:18:12,083
ولی یه روز،
کل خانواده‌ش قتل عام شدن.

224
00:18:13,166 --> 00:18:15,333
رازهایی که داشتند، به سرقت رفت.

225
00:18:16,541 --> 00:18:19,083
تو تنها کسی بودی
که از اون روز دردناک زنده موندی.

226
00:18:19,666 --> 00:18:21,208
همه رویاهای من...

227
00:18:22,208 --> 00:18:23,541
کابوس‌هایم...

228
00:18:25,083 --> 00:18:28,208
اون نظریه‌هایی که برای
درک کردنشون درست کردم...

229
00:18:28,291 --> 00:18:30,416
خاله، همه منو دیوونه صدا می‌کردن!

230
00:18:34,083 --> 00:18:35,291
بخاطر همین بود؟

231
00:18:45,583 --> 00:18:46,458
این چیه؟

232
00:18:47,541 --> 00:18:49,416
کلید خونه‌ای که توش به دنیا اومدی.

233
00:19:25,708 --> 00:19:26,583
امید.

234
00:19:29,875 --> 00:19:30,708
ببخشید.

235
00:19:31,375 --> 00:19:33,375
فکر نمی‌کردم کسی اینجا باشه.

236
00:19:35,000 --> 00:19:37,375
-نمی‌خوام مزاحمت بشم.
-بیا پیشم بشین.

237
00:19:37,458 --> 00:19:40,125
حالا که اینجایی، بیا یه نوشیدنی بخور.

238
00:19:46,000 --> 00:19:46,958
باشه.

239
00:20:18,458 --> 00:20:20,291
حالا چیکار کنم؟

240
00:20:23,583 --> 00:20:24,458
یعنی...

241
00:20:27,208 --> 00:20:29,916
باید دنبال قاتلای پدر و مادرم بگردم؟

242
00:20:31,916 --> 00:20:35,041
یا باید دنبال
اون اطلاعات باستانی بگردم،

243
00:20:35,333 --> 00:20:37,708
چون نسل من
یه مأموریت خیلی مهم داره؟

244
00:20:37,833 --> 00:20:41,041
باید سعی کنم از اون محافظت کنم؟
حالا چیکار کنم؟

245
00:20:42,291 --> 00:20:45,958
نرفتی تا گوبکلی تپه،
دنبال رویاهات؟

246
00:20:46,041 --> 00:20:47,708
اونجا تقریباً جونت رو از دست دادی.

247
00:20:48,791 --> 00:20:50,291
ولی بازم، تسلیم نشدی.

248
00:20:50,708 --> 00:20:53,208
چون قوی‌ای.
تو یه زن قوی‌ای.

249
00:20:59,083 --> 00:21:01,958
واقعاً اینطوری فکر می‌کنی؟

250
00:21:05,291 --> 00:21:06,666
فکر می‌کنی من قوی‌ام؟

251
00:21:07,791 --> 00:21:09,791
اینکه من چی فکر می‌کنم مهم نیست.

252
00:21:12,416 --> 00:21:15,708
مهم اینه که تو چی فکر می‌کنی.
چی احساس می‌کنی.

253
00:21:18,916 --> 00:21:20,291
قلبت می‌دونه.

254
00:21:23,166 --> 00:21:24,416
ببخشید.

255
00:21:31,125 --> 00:21:34,250
منظورم اینه که،
امروز ممکنه شروع جدیدت باشه.

256
00:21:35,125 --> 00:21:38,291
امروز ممکنه شروع زندگی جدیدت باشه.

257
00:21:39,791 --> 00:21:40,875
اینطوری بهش فکر کن.

258
00:22:05,583 --> 00:22:07,458
مامان، یه چیز دیگه هم می‌خوام بپرسم.

259
00:22:07,916 --> 00:22:08,708
این...

260
00:22:15,083 --> 00:22:16,791
میشه بعداً زنگ بزنم، مامان؟

261
00:22:44,333 --> 00:22:46,666
چقدر رو داری!
همیشه اینجایی.

262
00:22:47,666 --> 00:22:49,083
اصلاً نمی‌فهمم.

263
00:22:51,083 --> 00:22:52,583
به عدن سر می‌زنم و میرم.

264
00:22:52,708 --> 00:22:54,666
میری؟ خب برو دیگه.

265
00:22:55,583 --> 00:22:56,458
عادت دارم.

266
00:22:56,958 --> 00:22:58,083
این همونیه که هستی.

267
00:23:00,083 --> 00:23:01,083
داشتم فکر می‌کردم...

268
00:23:01,166 --> 00:23:03,416
اون روز چی شد؟
ترسیدی؟

269
00:23:03,458 --> 00:23:05,708
از اینکه دو قدم دیگه برداری و باهام روبرو بشی؟

270
00:23:06,208 --> 00:23:07,958
چون فرار کردن آسون‌تر بود.

271
00:23:09,666 --> 00:23:12,041
سه سال پیش دم خونه‌م چی بهم گفتی؟

272
00:23:12,083 --> 00:23:13,458
-چی گفتم؟
-ساکت شو.

273
00:23:13,541 --> 00:23:15,708
چی گفتی؟
با گل اومدی.

274
00:23:15,833 --> 00:23:19,416
گفتی، یه فرصت دیگه بهم بده، جانسو.
بزرگ شدم. الان دیگه مرد شدم.

275
00:23:20,041 --> 00:23:20,916
مرد شدی هِچی!

276
00:23:21,541 --> 00:23:23,416
البته که اون فرصت رو بهت دادم.

277
00:23:24,166 --> 00:23:25,583
احتمالاً برای هزار و پانصدمین بار.

278
00:23:25,666 --> 00:23:29,166
باید یه احمق باشی
که به کسی انقدر فرصت بدی، نه؟

279
00:23:29,208 --> 00:23:30,833
خدا لعنت کنه منو!

280
00:23:30,916 --> 00:23:32,708
چی؟ به چی نگاه می‌کنی؟

281
00:23:33,958 --> 00:23:35,208
نگاه نمی‌کنم. باشه.

282
00:23:35,291 --> 00:23:37,958
به من نگاه نکن.
جواب نده، حرف نزن.

283
00:23:38,041 --> 00:23:40,083
مثل یه خنگ گوش کن. فهمیدی؟

284
00:23:40,666 --> 00:23:43,791
دارم میرم به هر حال.
برام مهم نیست. بلیط خریدم.

285
00:23:43,833 --> 00:23:45,833
-واقعاً؟
-واقعاً. تعجب کردی؟

286
00:23:45,958 --> 00:23:47,208
نه. تعجب کردی؟

287
00:23:48,291 --> 00:23:50,333
-کی منو مجبور کرد بلیط بخرم؟
-کی؟

288
00:23:50,416 --> 00:23:51,833
-کی مجبورم کرد بخرم؟
-من؟

289
00:23:51,958 --> 00:23:53,208
آره، تو بودی.

290
00:23:53,291 --> 00:23:55,916
چون ازت خسته شدم.
از دروغات خسته شدم.

291
00:23:55,958 --> 00:23:58,291
از انتظار کشیدن، دل بستن به امید خسته شدم.

292
00:23:58,333 --> 00:24:00,083
شاید تغییر کنه و مرد بشه.

293
00:24:00,166 --> 00:24:02,583
ولی تو هیچی نمیشی.
هیچی نیستی، فهمیدی؟

294
00:24:02,708 --> 00:24:04,458
فکر می‌کنی ما خیلی فرق داریم؟

295
00:24:04,958 --> 00:24:06,458
ما واقعاً اینقدر فرق داریم؟

296
00:24:06,958 --> 00:24:08,458
چی میگی، اُزان؟

297
00:24:08,541 --> 00:24:10,708
شرایط سخته،
و تو چیکار میکنی؟

298
00:24:11,458 --> 00:24:13,041
کی الان داره فرار میکنه؟

299
00:24:14,541 --> 00:24:15,333
اُزان.

300
00:24:16,666 --> 00:24:17,958
گمشو از اینجا.

301
00:24:23,291 --> 00:24:24,208
باشه.

302
00:24:43,916 --> 00:24:44,708
با سحر؟

303
00:24:45,416 --> 00:24:47,083
عدن داره با سحر حرف میزنه؟

304
00:24:47,166 --> 00:24:50,333
مامان، خاله‌ام هم منو راهنمایی کرد.

305
00:24:51,833 --> 00:24:53,416
حالا داره بهمون زنگ میزنه.

306
00:24:55,541 --> 00:24:57,333
باید جوابشو بدیم.

307
00:25:01,791 --> 00:25:02,833
باشه.

308
00:25:03,833 --> 00:25:06,208
باشه. بگو، باید چیکار کنم؟

309
00:25:07,291 --> 00:25:08,208
بیا اینجا، بشین.

310
00:25:28,541 --> 00:25:29,375
مامان.

311
00:25:35,791 --> 00:25:37,000
مامان!

312
00:25:38,041 --> 00:25:39,375
بذار یه نگاه بندازم بهت.

313
00:25:39,416 --> 00:25:41,041
خیلی وقت گذشته.

314
00:25:46,125 --> 00:25:50,416
مادرا می‌خوان بچه‌هاشون
آدمای بهتری از خودشون باشن.

315
00:25:50,541 --> 00:25:53,041
تو از من بهتری.

316
00:25:54,916 --> 00:25:57,041
و عطیه از تو بهتره.

317
00:25:59,000 --> 00:26:01,625
و این کوچولو…

318
00:26:06,416 --> 00:26:09,375
دنیا رو عوض می‌کنه.

319
00:26:14,250 --> 00:26:15,166
یه بچه…

320
00:26:16,041 --> 00:26:18,416
آینه خانوادشه.

321
00:26:20,041 --> 00:26:22,500
آماده‌ای که این مسئولیت رو قبول کنی؟

322
00:26:25,916 --> 00:26:26,875
آماده‌ام، مامان‌بزرگ.

323
00:26:27,875 --> 00:26:31,541
پس وقتشه که بدونی.

324
00:26:35,250 --> 00:26:38,250
تو اولین گناه رو کردی.

325
00:26:39,875 --> 00:26:43,166
زمین به خاطر اون گناه خشک شد.

326
00:26:44,666 --> 00:26:45,875
رابطه‌ها قطع شد.

327
00:26:47,166 --> 00:26:48,541
ما شکستیم.

328
00:26:50,791 --> 00:26:52,125
ولی حالا،

329
00:26:53,166 --> 00:26:55,041
شروع کردیم به درمان شدن.

330
00:26:57,041 --> 00:27:00,125
برو به تپه. ریشه‌هامونو پیدا کن.

331
00:27:02,000 --> 00:27:03,250
وقتی وقتش برسه…

332
00:27:06,000 --> 00:27:08,916
ریشه‌هامون براش باز میشن.

333
00:27:13,791 --> 00:27:14,666
نماد من…

334
00:27:15,750 --> 00:27:17,166
نماد من برگشته.

335
00:27:19,041 --> 00:27:20,541
-عطیه.
-مامان؟

336
00:27:24,166 --> 00:27:25,666
بذر جوانه‌زده رو پیدا کن.

337
00:27:26,541 --> 00:27:27,791
به من گفت برم پیشش.

338
00:27:30,375 --> 00:27:31,166
کی اینو گفت؟

339
00:27:32,416 --> 00:27:33,916
سحر تو گوشم زمزمه کرد.

340
00:27:35,041 --> 00:27:36,291
به من گفت برم پیشش.

341
00:27:37,666 --> 00:27:39,000
وقتی وقتش برسه،

342
00:27:39,500 --> 00:27:43,791
یه عصر جدید با بذر جوانه‌زده شروع میشه.

343
00:27:48,166 --> 00:27:50,666
مامان‌بزرگ گفت برو به ریشه‌های تپه.

344
00:27:53,791 --> 00:27:55,791
منظورش درخت گوبکلی‌تپه بود؟

345
00:28:23,000 --> 00:28:25,958
ببخشید. باید جواب بدم. تو برو.

346
00:28:29,250 --> 00:28:30,083
الو؟

347
00:28:31,000 --> 00:28:32,333
دلم برات خیلی تنگ شده.

348
00:29:09,875 --> 00:29:12,875
تو همیشه راه درستو بهم نشون دادی
وقتی گم شدم.

349
00:29:15,000 --> 00:29:17,458
با تمام وجودم بهت اعتماد دارم.

350
00:29:19,375 --> 00:29:20,750
و خیلی دوستت دارم.

351
00:29:21,333 --> 00:29:22,458
منم دوستت دارم.

352
00:29:24,583 --> 00:29:27,083
تو میدونی که پیشگویی
درباره‌ی بذر جوانه‌زده‌ست…

353
00:29:28,500 --> 00:29:31,083
فکر کنم دارن درباره‌ی
درخت گوبکلی‌تپه حرف میزنن.

354
00:29:31,125 --> 00:29:32,125
باشه.

355
00:29:32,833 --> 00:29:33,625
باشه؟

356
00:29:33,750 --> 00:29:36,000
اگه فکر می‌کنی اونجاست،
که باشه حتما.

357
00:29:36,125 --> 00:29:38,958
در واقع، الان برو اونجا
منم میام دنبالت.

358
00:29:39,000 --> 00:29:40,125
قبول.

359
00:29:40,625 --> 00:29:42,875
باشه. اونجا می‌بینمت. خداحافظ.

360
00:30:12,125 --> 00:30:15,833
خاله‌ام گفت تا سه سالگی
اینجا با مادرم زندگی می‌کردم.

361
00:30:16,708 --> 00:30:18,208
ولی هیچی یادم نمیاد.

362
00:30:20,500 --> 00:30:22,125
پس شروع کنیم به تحقیق کردن.

363
00:30:22,750 --> 00:30:24,208
شاید چیزی یادت بیاد.

364
00:30:27,500 --> 00:30:28,375
ارحان.

365
00:30:30,750 --> 00:30:32,000
تو آدم خوبی هستی.

366
00:30:33,750 --> 00:30:35,500
اعتماد به عطیه…

367
00:30:36,500 --> 00:30:38,125
کمک به من…

368
00:30:39,125 --> 00:30:41,125
باید زودتر اینو می‌گفتم، ولی…

369
00:30:42,208 --> 00:30:43,250
ممنونم.

370
00:30:56,833 --> 00:30:58,125
یه چیزی اینجاست.

371
00:31:18,375 --> 00:31:20,208
یه چیزی پشت اینه.

372
00:31:32,083 --> 00:31:35,250
یه چیزی اینجا عمداً مخفی شده.

373
00:31:35,375 --> 00:31:36,875
باید اینو پاک کنیم.

374
00:31:53,125 --> 00:31:54,625
جانسو، داری چیکار می‌کنی؟

375
00:31:55,458 --> 00:31:57,750
بذار یه چیزی بپرسم. من…

376
00:31:58,708 --> 00:32:02,375
تو همه این سال‌ها مامانم بودی.
باید منو بشناسی. امیدوارم بشناسی.

377
00:32:02,500 --> 00:32:05,833
به خاطر خدا، لطفاً بهم بگو.
از مشکلات فرار می‌کنم؟

378
00:32:05,875 --> 00:32:07,708
اصلاً راه نداره. به هیچ وجه.

379
00:32:08,625 --> 00:32:11,125
رفتی لندن واسه فوق‌لیسانست.

380
00:32:11,625 --> 00:32:13,125
اون واسه درس بود، مامان.

381
00:32:13,208 --> 00:32:15,875
بهترین مدرسه مد هم اونجا بود.
چیکار می‌تونستم بکنم؟

382
00:32:16,958 --> 00:32:17,750
البته.

383
00:32:18,250 --> 00:32:19,250
البته عزیزم.

384
00:32:20,000 --> 00:32:25,333
اون مال هفت هشت سال پیش بود.
بعد از اون چیزی که بین تو و عطیه گذشت،

385
00:32:25,375 --> 00:32:28,625
یه ویدئو برامون گذاشتی و رفتی.

386
00:32:29,333 --> 00:32:32,583
یه ویدئو گذاشتی و رفتی.
چون آسون بود، نه؟

387
00:32:32,625 --> 00:32:34,833
آسون نبود
همه‌چی رو به خواهرم بگم.

388
00:32:34,875 --> 00:32:36,833
علاوه بر این، الان دیگه این کار رو نمی‌کردم.

389
00:32:36,875 --> 00:32:39,875
معلومه که نمی‌کردی.
هیچ‌وقت این کار رو نمی‌کردی!

390
00:32:40,750 --> 00:32:42,083
اینم هست.

391
00:32:42,625 --> 00:32:46,375
وقتی عدن اول گم شد،
همه‌چی رو پشت سر گذاشتی و رفتی.

392
00:32:46,500 --> 00:32:49,125
رفتی و اون ور دنیا ساکن شدی.

393
00:32:59,500 --> 00:33:00,875
حالا تو هم داری میری.

394
00:33:02,083 --> 00:33:03,375
دارم فرار می‌کنم، نه؟

395
00:33:08,208 --> 00:33:09,375
چای دم کردم.

396
00:33:10,875 --> 00:33:11,708
بیا بریم.

397
00:33:13,750 --> 00:33:16,500
به‌خاطر مشکلات خودم،
مشکلات خواهرام یادم رفت.

398
00:33:16,875 --> 00:33:20,250
خوبن. خونه‌ان و سالم، نه؟

399
00:33:21,250 --> 00:33:23,000
رفتن، جانسو.

400
00:33:24,083 --> 00:33:24,875
کجا رفتن؟

401
00:33:25,958 --> 00:33:27,333
به گوبکلی تپه.

402
00:33:28,333 --> 00:33:29,125
چرا؟

403
00:33:30,625 --> 00:33:32,750
باید اون سفر رو می‌رفتن، ولی...

404
00:33:37,333 --> 00:33:38,333
ولی چی؟

405
00:33:39,375 --> 00:33:42,125
مامان، بهم بگو. نترسونم. ولی چی؟

406
00:33:42,958 --> 00:33:44,583
منم می‌ترسم، جانسو.

407
00:33:46,000 --> 00:33:49,583
نه از سفرشون،
بلکه از کسی که با خودشون بردن.

408
00:34:29,875 --> 00:34:33,375
مامان، می‌خوام درمورد سردار
یه چیزی ازت بپرسم.

409
00:34:35,250 --> 00:34:41,500
ممکنه کاری کرده باشه
که تو رو برگردونه؟ یعنی...

410
00:34:42,000 --> 00:34:44,250
ممکنه دنبال راه‌های دیگه‌ای رفته باشه؟

411
00:34:44,333 --> 00:34:48,333
هر کاری که پدرت توی زندگی کرد،
فقط برای خودش کرد، باشه؟

412
00:34:48,375 --> 00:34:50,958
نه واسه من، نه واسه تو. فقط واسه خودش.

413
00:34:51,583 --> 00:34:55,250
من چیکار کردم؟
تمام عمرم برای تو تلاش کردم.

414
00:34:55,958 --> 00:34:58,500
سعی کردم زخم‌های
پدرت رو درمان کنم.

415
00:34:58,625 --> 00:35:00,750
اوزان، تا حالا بهت دروغ گفتم پسرم؟

416
00:35:01,333 --> 00:35:04,125
-نه مامان.
-درسته پسرم. دروغ نگفتم.

417
00:35:04,625 --> 00:35:06,708
بیا بریم. دیگه وقت تلف نکنیم.

418
00:35:07,250 --> 00:35:08,250
باشه.

419
00:35:15,083 --> 00:35:18,250
سردار ییلماز
۰۶ ژانویه ۱۹۶۸ - ۰۵ آگوست ۲۰۲۷

420
00:35:21,000 --> 00:35:25,250
ملک ییلماز
۱۵ نوامبر ۱۹۷۲ - ۱۲ سپتامبر ۱۹۹۸

421
00:35:35,000 --> 00:35:36,958
خیلی ممنون عزیزم.

422
00:35:38,958 --> 00:35:40,083
اگه تو نبودی،

423
00:35:40,125 --> 00:35:42,625
هیچ‌کدوم از این ماموریت‌ها رو
نمی‌تونستم انجام بدم.

424
00:35:53,458 --> 00:35:57,583
این‌ها همون حیوان‌هایی هستن
که روی گوبکلی تپه حکاکی شدن.

425
00:36:01,708 --> 00:36:03,250
خورشید، تولد.

426
00:36:05,375 --> 00:36:06,708
زیر زمین، مرگ.

427
00:36:07,750 --> 00:36:08,708
سیمرغ.

428
00:36:09,375 --> 00:36:10,333
و...

429
00:36:12,083 --> 00:36:17,375
یک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت...

430
00:36:18,500 --> 00:36:19,458
یک لحظه صبر کن.

431
00:36:22,875 --> 00:36:24,916
یک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت.

432
00:36:25,791 --> 00:36:26,791
این درها، این‌ها...

433
00:36:26,916 --> 00:36:28,125
این داراست!

434
00:36:28,916 --> 00:36:32,166
این درخت توی گوبکلی تپه نیست.
توی داراست!

435
00:36:33,500 --> 00:36:35,291
باید به عطیه زنگ بزنم.

436
00:36:43,875 --> 00:36:44,666
الو؟

437
00:36:44,791 --> 00:36:47,000
عطیه. درختی رو پیدا کردم
که دنبالش بودی.

438
00:36:47,791 --> 00:36:48,666
خب؟

439
00:36:49,541 --> 00:36:51,916
اون درخت توی گوبکلی تپه نیست، عطیه.

440
00:36:52,000 --> 00:36:54,041
توی داراست، ماردین.

441
00:36:57,166 --> 00:36:59,250
باشه، ممنون که خبرم کردی.

442
00:36:59,291 --> 00:37:00,291
عطیه؟

443
00:37:07,541 --> 00:37:09,291
اوزان، از ما چی می‌خوای؟

444
00:37:12,291 --> 00:37:15,416
می‌دونم پدرت
بهت محبت کافی نکرد.

445
00:37:17,916 --> 00:37:21,291
بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم
می‌تونستم بیشتر برات انجام بدم.

446
00:37:21,416 --> 00:37:25,125
ولی هر کسی که باورش داری،
هر کسی که برای اون داری این کار رو می‌کنی،

447
00:37:27,125 --> 00:37:28,916
دلیلش عشق نیست.

448
00:37:31,125 --> 00:37:32,291
بخشیدمت.

449
00:37:33,166 --> 00:37:34,541
منو هم ببخش.

450
00:37:35,375 --> 00:37:36,541
خودت رو هم ببخش.

451
00:37:43,875 --> 00:37:45,791
لطفاً یواش برو. عدن توی ماشینه.

452
00:37:59,000 --> 00:38:01,375
-چی؟ ندیدی؟ به یه دختر زدی!
-چی؟

453
00:38:13,166 --> 00:38:15,916
پدرت توی دارا منتظر ماست.
آماده‌ای؟

454
00:38:26,666 --> 00:38:29,375
خوش اومدی به دارا، پروفسور ارهان.

455
00:38:29,916 --> 00:38:31,250
سلام، سلیم. سلام.

456
00:38:31,791 --> 00:38:34,291
-دوستم، امید.
-خوش‌بختم. سلیم.

457
00:38:34,875 --> 00:38:36,916
چطور می‌تونم کمکتون کنم؟ سفر چطور بود؟

458
00:38:37,041 --> 00:38:39,000
خوب بود. ما یکم عجله داریم، سلیم.

459
00:38:39,041 --> 00:38:41,541
دنبال یه چیزی هستیم. یه درخت.

460
00:38:41,625 --> 00:38:43,291
و فکر می‌کنیم ممکنه توی دارا باشه.

461
00:38:43,541 --> 00:38:47,125
پیداش می‌کنیم. اول یه استراحت کنید.
یه قهوه معروف ما رو بخورید.

462
00:38:47,166 --> 00:38:48,666
-دنبالم بیاید.
-بیا بریم.

463
00:39:14,916 --> 00:39:17,875
شهر باستانی دارا

464
00:39:17,916 --> 00:39:19,666
کجایی ارهان؟
