﻿1
00:01:33,375 --> 00:01:36,500
‫درخت زندگی نماد یگانگی خداست.

2
00:01:41,625 --> 00:01:44,041
‫مادر، پدر، فرزند.

3
00:01:44,125 --> 00:01:45,791
‫هر سۀ اونا با همدیگه هستن.

4
00:01:46,375 --> 00:01:49,000
‫جایی که آب اول
‫بهش سرازیر می‌شه درون مادره.

5
00:01:49,625 --> 00:01:50,500
‫تولد.

6
00:01:51,916 --> 00:01:54,916
‫اعتقاد بر اینه که مثل
‫گریۀ یه بچۀ نوزاد می‌مونه،

7
00:01:55,000 --> 00:01:56,416
‫اگه با دقت گوش بدی.

8
00:01:57,916 --> 00:02:01,250
‫این بچگیه. معصوم‌ترین دورۀ زندگی ما.

9
00:02:01,750 --> 00:02:04,250
‫بعدش یواش‌یواش بزرگ می‌شی.

10
00:02:04,375 --> 00:02:07,625
‫زلال می‌شه.
‫بالغ می‌شه، تبدیل به یه بزرگسال می‌شه.

11
00:02:08,625 --> 00:02:10,125
‫و فکر کنم اون پیریه.

12
00:02:10,666 --> 00:02:11,875
‫آها!

13
00:02:13,000 --> 00:02:14,041
‫و مرگ.

14
00:02:15,375 --> 00:02:19,291
‫عبور از پل صراط و رسیدن به روز قیامت.

15
00:02:20,125 --> 00:02:23,750
‫و به زمین برمی‌گردی
‫تا زندگی جدیدی رو شروع کنی.

16
00:02:23,875 --> 00:02:25,666
‫این یه چرخۀ خارق‌العاده‌ست.

17
00:02:30,750 --> 00:02:31,625
‫چیه؟

18
00:02:33,125 --> 00:02:35,750
‫قرن‌هاست آب از این چشمه جاری نشده.

19
00:02:36,375 --> 00:02:38,125
‫دیروز ناگهانی برگشت.

20
00:02:38,875 --> 00:02:41,750
‫وقتی که پیدات کردم،
‫وقتی عدن مامان صدات کرد.

21
00:02:43,375 --> 00:02:47,125
‫شما دو نفر معجزۀ این چشمه
‫و این خشکی هستین عطیه.

22
00:02:48,916 --> 00:02:50,625
‫شما این برکت رو آوردین.

23
00:03:02,500 --> 00:03:03,625
‫عدن؟

24
00:03:30,041 --> 00:03:31,041
‫عدن؟

25
00:03:38,375 --> 00:03:39,875
‫عدن، دخترم.

26
00:03:43,875 --> 00:03:47,750
‫می‌تونی هر کاری که برای
‫التیام روحت باید بکنی رو انجام بدی.

27
00:03:48,250 --> 00:03:49,666
‫از نظر من ایرادی نداره.

28
00:04:30,000 --> 00:04:31,916
‫- عزیزم.
‫- ما یک خونوادۀ بزرگ هستیم.

29
00:04:32,000 --> 00:04:34,000
‫- دخترم.
‫- به خونه پیش خونواده‌ت خوش اومدی.

30
00:04:34,041 --> 00:04:34,875
‫نترس.

31
00:04:35,000 --> 00:04:37,125
‫من و تو خیلی شبیه هستیم،
‫اینو می‌دونی عدن؟

32
00:04:37,250 --> 00:04:38,625
‫- این یه معجزه‌ست.
‫- همه‌چی مرتبه.

33
00:04:38,750 --> 00:04:41,166
‫- دنبال چیزی برای کامل کردن خودتی.
‫- مامان.

34
00:04:45,500 --> 00:04:47,125
‫اونجا چه اتفاقی داره میفته؟

35
00:04:48,166 --> 00:04:49,416
‫عدن داره چیکار می‌کنه؟

36
00:04:50,750 --> 00:04:51,916
‫عطیه یه لحظه وایسا.

37
00:04:52,000 --> 00:04:54,166
‫چیزی بهت گفته؟

38
00:04:56,000 --> 00:04:57,125
‫حسش کردم.

39
00:04:57,791 --> 00:04:59,625
‫دخترمون باید یه تصمیمی بگیره.

40
00:04:59,750 --> 00:05:02,625
‫- چه تصمیمی؟
‫- نمی‌دونم.

41
00:05:02,666 --> 00:05:06,000
‫ولی هر کاری که باید بکنه،
‫ما نباید سد راهش بشیم.

42
00:05:06,041 --> 00:05:07,625
‫باید سعی کنیم درک کنیم.

43
00:05:11,500 --> 00:05:12,666
‫تو پدرشی.

44
00:05:13,291 --> 00:05:15,250
‫بعدا می‌فهمه چه‌قدر دوسش داری.

45
00:05:15,291 --> 00:05:16,500
‫صبر داشته باش.

46
00:05:18,875 --> 00:05:20,500
‫اون‌وقت یه خونواده می‌شیم.

47
00:05:22,250 --> 00:05:23,125
‫حق با توئه.

48
00:05:24,166 --> 00:05:26,375
‫اول باید این پیش‌گویی رو فیصله بدیم.

49
00:05:26,416 --> 00:05:27,791
‫چیزی پیدا کردی؟

50
00:05:28,375 --> 00:05:31,291
‫نه ولی تو فکرش هستم.

51
00:05:32,000 --> 00:05:33,791
‫هر کس که این پیش‌گویی رو کرده

52
00:05:33,875 --> 00:05:37,041
‫می‌گه عصر قدیم به پایان می‌رسه
‫و عصر جدیدی شروع می‌شه.

53
00:05:37,750 --> 00:05:40,166
‫دارا رو به عنوان درگاهی
‫به یه شروع جدید می‌بینن.

54
00:05:41,791 --> 00:05:43,375
‫پس یه پایان تو راهه عطیه.

55
00:05:44,916 --> 00:05:46,416
‫شاید پایانی ویرانگر.

56
00:05:47,250 --> 00:05:50,291
‫- اما...
‫- چه ارتباطی با دخترمون داره؟

57
00:05:55,041 --> 00:05:57,166
‫- مجبور به عقب‌نشینی بودم.
‫- هوم.

58
00:05:57,875 --> 00:06:00,375
‫ارهان اونجا بود، با اوزان.

59
00:06:01,791 --> 00:06:03,000
‫ولی نگران نباشین.

60
00:06:04,166 --> 00:06:06,291
‫به‌جاش امروز دختر رو میارم.

61
00:06:06,375 --> 00:06:07,875
‫نقشه‌تون به‌هم نمی‌خوره.

62
00:06:10,750 --> 00:06:12,250
‫پس، تو این‌قدر مهمی؟

63
00:06:13,041 --> 00:06:15,500
‫برای نقشه حیاتی هستی، آره؟

64
00:06:16,666 --> 00:06:18,166
‫نقشۀ دیگه‌ای دارین؟

65
00:06:21,375 --> 00:06:24,250
‫بذار فرض کنیم دارم.
‫اون موقع چیکار می‌کنی؟

66
00:06:25,500 --> 00:06:28,875
‫می‌خوای بیشتر از این نقشه بدونی؟ هوم؟

67
00:06:33,041 --> 00:06:35,000
‫اگه موفق نشی، اوزان رو دارم.

68
00:06:38,625 --> 00:06:41,250
‫می‌دونی، همه‌تون یه کار می‌کنین.

69
00:06:41,375 --> 00:06:43,250
‫فراموش می‌کنین من کی هستم.

70
00:06:44,625 --> 00:06:47,625
‫من همیشه یه قدم ازتون جلوترم.

71
00:06:50,625 --> 00:06:51,500
‫همیشه!

72
00:06:55,875 --> 00:06:57,375
‫تو چه‌جور زنی هستی؟

73
00:06:59,416 --> 00:07:00,541
‫مامان، منم!

74
00:07:02,500 --> 00:07:04,041
‫تو داخلی! در رو باز کن!

75
00:07:04,625 --> 00:07:05,541
‫اومدم!

76
00:07:06,041 --> 00:07:06,875
‫اوزان.

77
00:07:07,000 --> 00:07:08,500
‫بهش می‌گم. بهت اجازه نمی‌دم.

78
00:07:12,250 --> 00:07:13,250
‫مامان؟

79
00:07:15,000 --> 00:07:15,875
‫اوزان.

80
00:07:32,333 --> 00:07:33,875
‫جریان چیه؟ چی شده؟

81
00:07:37,375 --> 00:07:39,500
‫الان تو چه فرقی با اونا داری؟

82
00:07:41,500 --> 00:07:44,916
‫باید بابا صداش کنم یا سردار؟
‫مردی که کشتم رو چی باید صدا کنم؟

83
00:07:50,750 --> 00:07:52,375
‫اون واقعا دوست داشت، مگه نه؟

84
00:07:54,750 --> 00:07:56,250
‫واسه همین اون کارو کرد.

85
00:08:10,458 --> 00:08:11,583
‫می‌شه روراست باشم؟

86
00:08:11,708 --> 00:08:13,708
‫دیگه نمی‌تونم تحمل کنم مامان.

87
00:08:14,500 --> 00:08:16,083
‫دیگه به هیچ‌کدوم از این چیزا باور ندارم.

88
00:08:18,958 --> 00:08:19,750
‫دروغ گفتن، مامان.

89
00:08:19,833 --> 00:08:22,083
‫خشم، نفرت!
‫اینا چیزای بدی هستن.

90
00:08:28,541 --> 00:08:30,333
‫داریم به دنیا آسیب می‌زنیم مامان.

91
00:08:32,708 --> 00:08:34,416
‫عدن رو از خونواده‌ش جدا کردیم.

92
00:08:34,541 --> 00:08:37,833
‫می‌دونه کار ما بوده ولی با این حال
‫وقتی منو دید بهم لبخند زد. دوستم داره.

93
00:08:42,166 --> 00:08:43,333
‫عطیه منو بخشید.

94
00:08:45,708 --> 00:08:46,541
‫این احمقانه‌ست؟

95
00:08:47,458 --> 00:08:48,291
‫نیست مامان.

96
00:08:53,208 --> 00:08:54,333
‫دیگه بریدم.

97
00:08:56,791 --> 00:08:57,791
‫اوزان یه دقیقه وایسا!

98
00:08:58,916 --> 00:09:01,583
‫اوزان ما برای رسیدن
‫به اینجا فداکاری‌های زیادی کردیم!

99
00:09:03,208 --> 00:09:04,916
‫دخترم در آینده...

100
00:09:05,041 --> 00:09:06,958
‫عدن توسط یه نفر دیگه بزرگ می‌شه.

101
00:09:07,041 --> 00:09:10,041
‫و تو با این قضیه مشکلی نداری، آره؟

102
00:09:15,791 --> 00:09:16,583
‫ندارم مامان.

103
00:09:17,916 --> 00:09:22,041
‫اگه عدن جاش امن، آروم
‫و راضی باشه مشکلی ندارم.

104
00:09:23,041 --> 00:09:24,291
‫هر کاری می‌کنم.

105
00:09:44,291 --> 00:09:45,166
‫امید!

106
00:10:28,375 --> 00:10:29,333
‫اون مادرمه.

107
00:10:33,625 --> 00:10:35,833
‫امید ما یه‌سری اطلاعات جدید داریم.

108
00:10:35,958 --> 00:10:38,500
‫چندتا مسئله رو راجع‌به پیش‌گویی حل کردیم.

109
00:10:39,208 --> 00:10:41,708
‫ولی نمی‌دونیم باید چیکار کنیم،
‫کجا بریم.

110
00:10:42,625 --> 00:10:43,875
‫اومدین سراغ من؟

111
00:10:44,500 --> 00:10:46,875
‫فکر کردیم شاید چیزی اینجا پیدا کردی.

112
00:10:48,083 --> 00:10:50,583
‫چی بگم آخه؟
‫جای اشتباهی اومدین.

113
00:10:51,500 --> 00:10:55,333
‫در حال حاضر من آخرین نفری‌ام
‫که می‌تونم بهتون مشورت بدم.

114
00:10:58,875 --> 00:10:59,958
‫امید حالت خوبه؟

115
00:11:01,625 --> 00:11:02,500
‫نمی‌دونم...

116
00:11:03,208 --> 00:11:04,583
‫این همه سال، من...

117
00:11:05,333 --> 00:11:07,583
‫این همه سال بهم گفتن دیوونه.

118
00:11:08,708 --> 00:11:10,375
‫گفتن من مجنونم.

119
00:11:10,458 --> 00:11:13,250
‫می‌گفتن «امکان نداره.
‫هیچ‌کس دنبالت نیست.»

120
00:11:13,333 --> 00:11:15,458
‫«همه‌ش تو ذهنته.»

121
00:11:15,583 --> 00:11:17,125
‫و بعدش می‌فهمم...

122
00:11:18,875 --> 00:11:19,958
‫که کل خونواده‌م...

123
00:11:23,333 --> 00:11:24,833
‫کل خونواده‌م به قتل رسیدن.

124
00:11:30,000 --> 00:11:31,250
‫اینجا رو ببینین.

125
00:11:33,000 --> 00:11:34,750
‫یه عمر زندگی اینجاست.

126
00:11:36,958 --> 00:11:39,458
‫زندگی‌ای که هیچ‌وقت نمی‌تونم داشته باشم.

127
00:11:47,750 --> 00:11:49,458
‫می‌دونین این افراد کی هستن؟

128
00:11:52,125 --> 00:11:55,125
‫مامانم، خاله‌م...

129
00:11:55,208 --> 00:11:56,583
‫چهره‌های زیادی اینجاست.

130
00:11:58,083 --> 00:11:59,500
‫عکس‌های زیاد.

131
00:12:03,375 --> 00:12:04,583
‫می‌خندن.

132
00:12:05,500 --> 00:12:06,708
‫گریه می‌کنن.

133
00:12:09,083 --> 00:12:10,458
‫عاشق می‌شن.

134
00:12:11,708 --> 00:12:13,083
‫بچه دارن.

135
00:12:18,583 --> 00:12:19,708
‫کل...

136
00:12:20,458 --> 00:12:23,708
‫یه زندگی کامل و شاد رو تجربه می‌کنن.
‫بعدش یه روز، همه‌شون...

137
00:12:28,250 --> 00:12:30,958
‫همه‌شون به قتل رسیدن.

138
00:12:35,083 --> 00:12:36,208
‫کل خونواده‌م...

139
00:12:38,083 --> 00:12:39,208
‫کل دودمانم...

140
00:12:45,333 --> 00:12:48,208
‫من هیچ‌کس رو تو این عکس نمی‌شناسم.

141
00:12:51,750 --> 00:12:52,833
‫یه غریبه...

142
00:12:53,458 --> 00:12:55,458
‫یه غریبه داره بهم نگاه می‌کنه.

143
00:13:07,208 --> 00:13:11,875
‫می‌دونم که واقعا آسون نیست
‫با این قضیه روبه‌رو بشی و بپذیریش.

144
00:13:12,708 --> 00:13:14,708
‫- اما...
‫- اما چی؟

145
00:13:15,958 --> 00:13:17,708
‫زمان همه‌چی رو خوب می‌کنه؟

146
00:13:20,458 --> 00:13:21,583
‫می‌گذره؟

147
00:13:23,875 --> 00:13:28,833
‫دختر ما عدن تو خواب‌هات
‫باهات ارتباط برقرار می‌کرد، درسته؟

148
00:13:31,083 --> 00:13:32,458
‫به یه دلیلی اون اتفاق افتاده.

149
00:13:32,583 --> 00:13:34,958
‫با وجود اینکه از خونواده‌ت جدا شده بودی،

150
00:13:35,000 --> 00:13:37,083
‫اون می‌خواسته بهت
‫یادآوری کنه کی هستی.

151
00:13:38,458 --> 00:13:40,375
‫می‌خواسته اصل و نسبت رو بشناسی.

152
00:13:47,208 --> 00:13:49,083
‫اون‌وقت تو نمی‌خوای بشناسی؟

153
00:14:02,250 --> 00:14:04,208
‫امیدم، عزیز من.

154
00:14:16,125 --> 00:14:19,333
‫به کسی نگو ما اومدیم اینجا، خب؟

155
00:14:22,708 --> 00:14:25,458
‫رسیدیم عزیزم، رسیدیم امیدم.

156
00:14:39,958 --> 00:14:42,458
‫اینجا خونۀ توئه،
‫جایی که همیشه جات امنه.

157
00:15:00,333 --> 00:15:01,375
‫مرسی.

158
00:15:06,625 --> 00:15:08,333
‫بهت قول می‌دم،

159
00:15:09,208 --> 00:15:12,125
‫هر اتفاقی که در گذشته افتاده،
‫باهمدیگه از سر می‌گذرونیمش.

160
00:15:12,208 --> 00:15:16,875
‫به‌نظر تو مادرهایی نیستن
‫که بچه‌شون ناراحت و اذیت می‌کنن؟

161
00:15:16,958 --> 00:15:20,375
‫بشریت بدترین فاجعه‌ایه
‫که روی زمین اتفاق افتاده.

162
00:15:21,375 --> 00:15:25,458
‫ستم، کینه، حرص، خشم،

163
00:15:25,583 --> 00:15:27,583
‫جنگ، رنج...

164
00:15:28,583 --> 00:15:32,583
‫دخترم.
‫به خونه‌ت، به خونواده‌ت خوش اومدی.

165
00:15:37,458 --> 00:15:39,583
‫تو خاطرات امید یه خونه دیدم.

166
00:15:40,458 --> 00:15:42,333
‫به‌نظرت اون خونه هنوز اونجاست؟

167
00:15:42,375 --> 00:15:44,333
‫ممکنه مامانش اطلاعات اونجا مخفی کرده باشه؟

168
00:15:44,458 --> 00:15:46,750
‫ممکنه. چجور جایی بود؟

169
00:15:46,833 --> 00:15:49,833
‫عمارتی روی یه تپه بود،
‫دور تا دورش درخت بود.

170
00:15:51,208 --> 00:15:54,000
‫حتما باید تو حومۀ شهر باشه.
‫اونجا عمارت هست.

171
00:15:54,083 --> 00:15:55,708
‫چطور می‌تونیم بریم اونجا؟

172
00:15:58,958 --> 00:16:01,583
‫داری می‌گی اگه فرصتش برات
‫پیش بیاد یواشکی وارد می‌شی؟

173
00:16:03,500 --> 00:16:04,708
‫پیداش کردم.

174
00:16:06,458 --> 00:16:08,333
‫یادم اومد که یه جایی دیدمش.

175
00:16:13,375 --> 00:16:15,500
‫کلیدی که تو دست مادرم دیدم.

176
00:16:16,333 --> 00:16:17,375
‫بریم.

177
00:16:18,083 --> 00:16:19,333
‫شما برین.

178
00:16:19,958 --> 00:16:22,708
‫من هنوز نمی‌دونم
‫با این مسائل چیکار کنم.

179
00:16:24,500 --> 00:16:26,000
‫باشه. هر طور مایلی.

180
00:16:59,208 --> 00:17:00,750
‫مگه بهت نگفتم نیای؟

181
00:17:05,208 --> 00:17:06,875
‫خونه‌ای که دیدم شبیه اون بود!

182
00:17:11,625 --> 00:17:15,083
‫طبق افسانه آتش‌پرستان
‫اونجا زندگی می‌کردن.

183
00:17:15,125 --> 00:17:18,500
‫روستاییان می‌گن صداهای شیطانی شنیدن.

184
00:17:19,458 --> 00:17:24,333
‫کسانی که واردش شدن
‫عقلشون رو از دست دادن و لال شدن.

185
00:17:24,458 --> 00:17:26,958
‫به‌جز شیاطین ارواح هم اونجا هستن؟

186
00:17:27,000 --> 00:17:28,833
‫چرا این داستانا رو می‌گن؟

187
00:17:28,958 --> 00:17:31,958
‫چون این داستانا بازدارنده‌ن.
‫ترسناکن.

188
00:17:32,958 --> 00:17:36,000
‫پس اگه داستانت به اندازه کافی قوی باشه،

189
00:17:36,708 --> 00:17:39,250
‫واسه مخفی نگه داشتن مکان
‫نمی‌خواد محافظت خاصی ترتیب بدی.

190
00:17:39,333 --> 00:17:40,500
‫درسته.

191
00:17:41,208 --> 00:17:43,208
‫- این همون دره.
‫-علامت‌ها.

192
00:18:14,708 --> 00:18:16,750
‫سال‌هاست که کسی نیومده اینجا.

193
00:18:24,833 --> 00:18:25,833
‫ببین.

194
00:18:45,083 --> 00:18:47,083
‫عطیه باید یه چیزی بهت بگم.

195
00:18:48,250 --> 00:18:51,250
‫از داستان‌های ارواح نترس.
‫من ازت محافظت می‌کنم.

196
00:18:56,833 --> 00:18:57,625
‫بیا.

197
00:19:00,083 --> 00:19:01,000
‫اینا چی هستن؟

198
00:19:01,500 --> 00:19:03,208
‫چیزایی که تو خونۀ ساحلی دیدیم.

199
00:19:13,208 --> 00:19:14,583
‫تو این کارو کردی؟

200
00:19:14,708 --> 00:19:15,583
‫نمی‌دونم.

201
00:19:21,625 --> 00:19:23,833
‫فکر کنم یه‌جور فرکانس منتشر می‌کنه.

202
00:19:56,958 --> 00:19:58,708
‫این صفحه‌ها باید یه معنایی داشته باشن.

203
00:19:58,833 --> 00:20:01,583
‫این همون ارتباط رمزگذاری شده‌ایه
‫که سردار می‌گفت.

204
00:20:05,708 --> 00:20:07,833
‫وقتی نزدیکش می‌شی از کار میفته.

205
00:20:13,083 --> 00:20:15,208
‫تو مسیر درست هستیم.
‫بیا از این طرف بریم.

206
00:20:25,208 --> 00:20:26,000
‫عدن کجاست؟

207
00:20:26,875 --> 00:20:29,375
‫- ازت می‌خوام بری لطفا.
‫- جانسو خواهش می‌کنم.

208
00:20:29,458 --> 00:20:30,958
‫- من از عدن مراقبت می‌کنم...
‫- عدن!

209
00:20:31,000 --> 00:20:34,000
‫باشه خفه شو.
‫عدن اینجاست. جاش امنه.

210
00:20:34,083 --> 00:20:36,208
‫- باید ببینمش.
‫- من ازش محافظت می‌کنم.

211
00:20:36,250 --> 00:20:37,333
‫موضوع چیه؟

212
00:20:37,833 --> 00:20:39,708
‫جانسو می‌دونم خوشت نمیاد،

213
00:20:39,833 --> 00:20:41,208
‫ولی من باید اینجا باشم.

214
00:20:41,833 --> 00:20:43,083
‫باید از عدن محافظت کنم.

215
00:20:44,000 --> 00:20:45,958
‫هیچ‌کدوم‌تون رو تنها نمی‌ذارم.

216
00:20:50,708 --> 00:20:52,083
‫اتفاقی افتاده؟

217
00:20:55,625 --> 00:20:56,458
‫نه، هیچی.

218
00:20:59,125 --> 00:21:02,500
‫خیلی وقت بود اینجوری ندیده بودمت.
‫شگفت‌زده شدم.

219
00:21:06,833 --> 00:21:07,833
‫یعنی چطوری؟

220
00:21:09,750 --> 00:21:11,125
‫مثل خودت.

221
00:21:12,500 --> 00:21:14,083
‫مثل خود واقعیت.

222
00:21:32,083 --> 00:21:33,375
‫راستی ممنون.

223
00:21:36,708 --> 00:21:39,708
‫اون روز جلوی ارهان ازم دفاع کردی.

224
00:21:40,333 --> 00:21:41,125
‫مرسی.

225
00:21:41,208 --> 00:21:44,708
‫- ولی چرا؟
‫- مدرک یا هیچ چیزی نداشتی.

226
00:21:45,500 --> 00:21:46,833
‫تصمیم گرفتی که بهم اعتماد کنی.

227
00:21:49,083 --> 00:21:51,333
‫منظورم اون نیست. منظورم اینه چرا...

228
00:21:53,583 --> 00:21:55,375
‫پنج سال گذشته.

229
00:21:56,208 --> 00:21:59,000
‫چرا بعد از این همه سال
‫دوباره وارد زندگی من شدی؟

230
00:21:59,083 --> 00:22:00,333
‫چرا اومدی سراغم؟

231
00:22:03,458 --> 00:22:06,083
‫با وجود اینکه غرقِ این مشکلات بودی،

232
00:22:06,583 --> 00:22:08,083
‫درگیر همۀ این قضایا بودی،

233
00:22:08,708 --> 00:22:10,458
‫چرا دوباره اومدی سراغم اوزان؟

234
00:22:10,583 --> 00:22:14,625
‫کلی به مفزم فشار آوردم و نمی‌فهمم.
‫چرا دوباره وارد زندگیم شدی؟ چرا؟

235
00:22:28,083 --> 00:22:28,958
‫اون دوستم داشت.

236
00:22:30,333 --> 00:22:31,208
‫کی؟

237
00:22:33,500 --> 00:22:34,500
‫عدن.

238
00:22:39,458 --> 00:22:40,458
‫بچه‌ها نمی‌پرسن

239
00:22:40,500 --> 00:22:43,958
‫کی هستی، چی هستی،
‫چه اشتباهاتی کردی، از کجا اومدی.

240
00:22:44,000 --> 00:22:44,958
‫همین‌جوری میان سمتت.

241
00:22:46,833 --> 00:22:48,708
‫فکر کنم از اون یاد گرفتم. یعنی...

242
00:22:50,750 --> 00:22:52,708
‫واسه همین جرئت کردم بیام سراغت.

243
00:22:53,750 --> 00:22:54,583
‫ببخشید.

244
00:23:01,833 --> 00:23:02,708
‫و...

245
00:23:04,250 --> 00:23:06,708
‫اگه هشت سال پیش نرفته بودم،

246
00:23:07,250 --> 00:23:09,208
‫اگه جدا نشده بودیم،

247
00:23:09,708 --> 00:23:11,458
‫اگه ندیده بودمت...

248
00:23:13,375 --> 00:23:15,125
‫جلوی این اتفاقات گرفته می‌شد؟

249
00:23:17,875 --> 00:23:19,875
‫اگه بهت می‌گفتم درک نمی‌کردی.

250
00:23:21,833 --> 00:23:23,125
‫چرا نمی‌کردم؟

251
00:23:25,083 --> 00:23:27,083
‫چون خونوادۀ تو همیشه دوستت داشتن.

252
00:23:49,958 --> 00:23:52,458
‫حالا دلیل اون داستانا رو می‌دونیم.

253
00:23:58,625 --> 00:24:00,833
‫همون حوضِ تو کاسیمیه‌ست.

254
00:24:02,458 --> 00:24:05,750
‫هر چیزی که تو دنیا وجود داره
‫یه انعکاسی داره.

255
00:24:09,250 --> 00:24:11,958
‫یه انعکاس مخالف، یه تصویر آینه‌ای.

256
00:24:13,750 --> 00:24:15,000
‫زن و مرد.

257
00:24:15,791 --> 00:24:17,125
‫گذشته و آینده.

258
00:24:17,625 --> 00:24:19,125
‫خورشید و ماه.

259
00:24:19,666 --> 00:24:21,500
‫بالا و پایین زندگی.

260
00:24:21,583 --> 00:24:24,833
‫هیچ‌کدوم نمی‌تونه بدون دیگری
‫وجود داشته باشه.

261
00:24:26,166 --> 00:24:29,875
‫اگه معنای نمادهای باستانی رو بدونی،

262
00:24:30,875 --> 00:24:33,500
‫اگه عمیقا اونا رو درون خودت نهادینه کنی،

263
00:24:34,125 --> 00:24:35,875
‫می‌تونی کنترل‌شون کنی.

264
00:24:36,875 --> 00:24:38,791
‫می‌تونی معجزه بیافرینی.

265
00:24:47,916 --> 00:24:50,416
‫در واقع ما معنای اون نمادها رو می‌دونیم.

266
00:24:52,166 --> 00:24:55,625
‫حتی اگه اونا رو نفهمیم،
‫به نسل‌های بعد منتقل‌شون می‌کنیم.

267
00:24:58,916 --> 00:25:03,125
‫این درون آگاهی جمعی ماست،
‫در ژن‌هامون رمزنگاری شده.

268
00:25:24,875 --> 00:25:26,416
‫یه چیزی اینجا مخفی کردن.

269
00:25:46,000 --> 00:25:48,125
‫وقتی که از پدرت عصبانی بودی رو یادته؟

270
00:25:48,250 --> 00:25:51,125
‫چون ارهان، خونواده‌ت،
‫و تصادف رو ازت مخفی کرده بود.

271
00:25:51,250 --> 00:25:52,125
‫آره.

272
00:25:52,250 --> 00:25:54,541
‫چند ماه باهاش حرف نزدم. یعنی...

273
00:25:54,625 --> 00:25:56,250
‫اون موقع درک نکردم.

274
00:25:56,875 --> 00:25:57,666
‫یعنی...

275
00:25:58,250 --> 00:25:59,250
‫چون به‌خاطر تو...

276
00:25:59,916 --> 00:26:02,291
‫اگه چیزی بهت آسیب می‌زد
‫ دنیا رو به آتیش می‌کشید.

277
00:26:04,000 --> 00:26:05,875
‫نفهمیدم چی ناراحتت کرد.

278
00:26:07,500 --> 00:26:08,750
‫پدر من ازم سوءاستفاده کرد.

279
00:26:10,750 --> 00:26:12,250
‫تا به عطیه برسه.

280
00:26:13,625 --> 00:26:16,000
‫تا به زنی که دوستش داشت برسه،
‫مادرم.

281
00:26:20,666 --> 00:26:22,250
‫منم هر کاری که خواست رو انجام دادم.

282
00:26:24,375 --> 00:26:27,250
‫بهش اجازه دادم.
‫به امید اینکه شاید دوستم داشته باشه.

283
00:26:30,000 --> 00:26:31,250
‫بعدش اون سر رسید.

284
00:26:32,625 --> 00:26:33,500
‫کی؟

285
00:26:40,541 --> 00:26:41,541
‫مادرم.

286
00:26:53,250 --> 00:26:54,041
‫سلام.

287
00:26:54,916 --> 00:26:57,541
‫- بله؟
‫- فکر کنم تازه اومدین اینجا.

288
00:26:58,291 --> 00:27:01,375
‫آره ولی من تو همسایه بودن خوب نیستم.

289
00:27:01,416 --> 00:27:03,625
‫- عذر می‌خوام.
‫- من خونواده‌ت رو می‌شناختم.

290
00:27:03,666 --> 00:27:06,125
‫یعنی، خونواده‌ای که اینجا زندگی می‌کرد.

291
00:27:06,666 --> 00:27:08,250
‫تو دخترشونی، نه؟

292
00:27:09,375 --> 00:27:10,250
‫آره.

293
00:27:11,416 --> 00:27:13,791
‫واقعا اونا رو می‌‌شناختی؟

294
00:27:13,875 --> 00:27:14,875
‫البته که می‌شناختم.

295
00:27:16,500 --> 00:27:18,666
‫می‌دونی، چشمای مادرتو داری.

296
00:27:23,375 --> 00:27:24,291
‫می‌شه بیام تو؟

297
00:27:25,750 --> 00:27:27,250
‫البته، بفرمائین.

298
00:27:42,208 --> 00:27:45,291
‫ببخشید نپرسیدم.
‫چیزی میل دارین؟

299
00:27:45,416 --> 00:27:46,541
‫یه‌کم آب می‌خورم.

300
00:27:47,458 --> 00:27:48,791
‫- باشه.
‫- مرسی.

301
00:28:38,500 --> 00:28:41,125
‫عزیزم، امیدم.

302
00:28:48,583 --> 00:28:49,625
‫خانم؟

303
00:28:52,000 --> 00:28:53,333
‫خانم؟

304
00:29:01,583 --> 00:29:05,875
‫راز دخترمون، راز گوبکلی‌تپه اینجاست.

305
00:29:09,583 --> 00:29:10,583
‫تو دستای ماست.

306
00:29:39,000 --> 00:29:40,125
‫خوبی؟

307
00:29:40,250 --> 00:29:41,125
‫حورس.

308
00:29:41,916 --> 00:29:42,750
‫حورس؟

309
00:29:43,625 --> 00:29:44,875
‫مثل چشم حورس؟

310
00:29:45,625 --> 00:29:48,125
‫چشمی که عدن وسط نماد کشید.

311
00:29:48,250 --> 00:29:51,250
‫چشم حورس مثل یه قاضی الهیه،

312
00:29:51,291 --> 00:29:53,250
‫که به دنیا نظارت می‌کنه.

313
00:29:53,291 --> 00:29:55,416
‫پلک نمی‌زنه. نمی‌خوابه.

314
00:29:55,500 --> 00:29:59,666
‫یه چشم آبیه، مثل ماه.
‫چشم دیگه زرده، مثل خورشید.

315
00:30:02,000 --> 00:30:05,666
‫گفتی عدن باید یه تصمیم بگیره، درسته؟

316
00:30:06,750 --> 00:30:07,875
‫مثل حورس...

317
00:30:08,666 --> 00:30:10,000
‫قاضی الهی...

318
00:30:11,500 --> 00:30:12,625
‫پیش‌گویی رو یادت بیار.

319
00:30:12,750 --> 00:30:15,291
‫می‌گه یه نفر میاد
‫و عصر جدیدی شروع می‌شه.

320
00:30:15,375 --> 00:30:17,875
‫مثل حورس، اون باید تصمیمی بگیره.

321
00:30:21,750 --> 00:30:26,500
‫یه‌جورایی دخترمون روح حورس رو
‫با خودش داره و مسئولیت اون رو تقبل کرده.

322
00:30:27,250 --> 00:30:29,541
‫تصمیمش چرخۀ جدید رو شروع می‌کنه.

323
00:30:30,625 --> 00:30:34,250
‫عدن اگه بخواد
‫قدرت به پایان رسوندن دنیا رو داره.

324
00:30:37,750 --> 00:30:39,916
‫پس واسه همین دخترمون رو دزدیدن.

325
00:30:40,875 --> 00:30:43,416
‫می‌خوان کاری که قبلا نتونستن رو
‫به انجام برسونن.

326
00:30:45,000 --> 00:30:46,500
‫پس من دخترم رو کشتم

327
00:30:47,375 --> 00:30:49,875
‫تا جلوی اتفاق رو بگیرم؟

328
00:30:55,000 --> 00:30:56,000
‫باید بریم...

329
00:30:57,166 --> 00:31:00,250
‫و بفهمیم کی و چطوری
‫پیش‌گویی تبدیل به واقعیت می‌شه.

330
00:31:02,000 --> 00:31:05,041
‫اگه اینو به جایی که تعلق داره ببریم
‫جواب سوالا رو پیدا می‌کنیم.

331
00:31:11,875 --> 00:31:15,041
‫دیگه چیزی تو این دنیا نیست
‫که به‌خاطر عشق بشه نجاتش داد.

332
00:31:19,625 --> 00:31:24,000
‫وقتش رسیده که همه چیز رو
‫خراب کنی و یه زندگی جدید بسازی.

333
00:31:31,791 --> 00:31:32,625
‫یعنی...

334
00:31:35,250 --> 00:31:38,416
‫می‌دونم. می‌تونی عصبانی بشی
‫یا سرم داد بزنی.

335
00:31:39,000 --> 00:31:40,875
‫من همۀ اون مسائل رو ازت مخفی کردم.

336
00:31:42,166 --> 00:31:43,000
‫نمی‌دونم...

337
00:31:43,750 --> 00:31:46,541
‫مامانم بهم گفت یه خونواده می‌شیم.

338
00:31:49,500 --> 00:31:51,666
‫فقط تو می‌تونی کمک‌مون کنی امید.

339
00:31:53,750 --> 00:31:57,916
‫این پیش‌گویی کی به واقعیت تبدیل می‌شه؟
‫دودمان تو جوابش رو داره.

340
00:32:03,541 --> 00:32:06,291
‫خونوادۀ من محافظ این دانش باستانی بودن.

341
00:32:08,416 --> 00:32:09,500
‫منم همین‌طور.

342
00:32:12,750 --> 00:32:14,125
‫و حالا همه چیز...

343
00:32:16,750 --> 00:32:18,166
‫درست جاییه که بهش تعلق داره.

344
00:32:20,750 --> 00:32:22,916
‫خونواده‌ت اینجاست، در این میراث.

345
00:32:27,000 --> 00:32:30,000
‫دلیلی داشته که خونواده‌ت
‫این اطلاعات رو مخفی کردن.

346
00:32:31,375 --> 00:32:34,125
‫این اسرار اگه دست
‫آدم اشتباه باشن ممکنه مخرب باشن.

347
00:32:34,166 --> 00:32:36,500
‫این چیزیه که ما می‌خوایم
‫جلوش رو بگیریم.

348
00:32:42,250 --> 00:32:44,375
‫- الو بابا؟
‫- الو؟ ارهان؟

349
00:32:45,291 --> 00:32:48,375
‫- گزارش پزشکی‌قانونی سردار رو گرفتم.
‫- عه؟

350
00:32:48,500 --> 00:32:51,541
‫دی‌ان‌ای قاتل رو روی جسد پیدا کردن.

351
00:32:52,250 --> 00:32:54,791
‫تو سامانه با هیچی تطابق نداره، ولی...

352
00:32:54,875 --> 00:32:56,250
‫قاتل...

353
00:32:57,500 --> 00:32:58,625
‫اوزانه.

354
00:33:01,166 --> 00:33:02,375
‫باشه بابا. مرسی.

355
00:33:02,500 --> 00:33:04,375
‫وایسا ارهان. یه چیز دیگه‌ام هست.

356
00:33:05,500 --> 00:33:06,500
‫بله؟

357
00:33:06,625 --> 00:33:09,291
‫دی‌ان‌ای یه نفر دیگه رو هم
‫روی جسد پیدا کردن.

358
00:33:09,375 --> 00:33:10,625
‫دی‌ان‌ای یه زن.

359
00:33:11,500 --> 00:33:13,625
‫- یه زن مرده، جالب اینجاست.
‫- مال کیه؟

360
00:33:14,750 --> 00:33:17,375
‫همسر سردار که چند سال پیش فوت شد.

361
00:33:18,041 --> 00:33:19,250
‫ملک ییلماز.

362
00:33:20,125 --> 00:33:21,000
‫مرسی بابا.

363
00:33:23,500 --> 00:33:24,416
‫چی شده؟

364
00:33:25,625 --> 00:33:28,541
‫زن سردار، ملک.
‫اون نمرده، زنده‌ست.

365
00:33:29,666 --> 00:33:30,875
‫چی؟

366
00:33:30,916 --> 00:33:33,125
‫دو نوع دی‌ان‌ای روی جسد سردار پیدا کردن.

367
00:33:33,250 --> 00:33:35,000
‫دی‌ان‌ای اوزان و ملک.

368
00:33:36,041 --> 00:33:37,625
‫باید به جانسو زنگ بزنم.

369
00:33:51,875 --> 00:33:52,875
‫برنمی‌داره.

370
00:33:53,000 --> 00:33:54,250
‫- بیا بریم.
‫- آره.

371
00:33:54,375 --> 00:33:56,750
‫هر موقع حلش کنم بهتون خبر می‌دم.
‫نگران نباشین.

372
00:34:32,500 --> 00:34:33,541
‫من طبقه بالا رو نگاه می‌کنم.

373
00:34:41,125 --> 00:34:41,916
‫جانسو؟

374
00:34:45,083 --> 00:34:45,958
‫این کارو می‌کنم!

375
00:34:46,583 --> 00:34:48,833
‫برو عقب! قسم می‌خورم این کارو می‌کنم!

376
00:34:50,083 --> 00:34:51,208
‫نزدیک‌تر نیا.

377
00:34:52,958 --> 00:34:53,958
‫اوزان!

378
00:34:58,708 --> 00:35:01,250
‫وقت عدن تقریبا تموم شده.
‫باید برش داریم و بریم.

379
00:35:01,333 --> 00:35:03,625
‫- خودتو جمع و جور کن!
‫- نه!

380
00:35:03,708 --> 00:35:05,458
‫- اوزان آروم باش.
‫- برو عقب!

381
00:35:05,583 --> 00:35:07,458
‫برو عقب!
‫مامان شلیک می‌کنم.

382
00:35:07,958 --> 00:35:09,708
‫گفتم هر کاری می‌کنم.
‫این کارو می‌کنم.

383
00:35:10,333 --> 00:35:12,333
‫- پسرم.
‫- مامان.

384
00:35:12,375 --> 00:35:13,208
‫نکن.

385
00:35:15,208 --> 00:35:16,000
‫لطفا.

386
00:35:16,083 --> 00:35:17,500
‫من واقعا پسرتم؟

387
00:35:18,625 --> 00:35:20,458
‫بهم نگاه کن. من چی هستم؟

388
00:35:20,500 --> 00:35:21,458
‫این منم مامان؟

389
00:35:21,583 --> 00:35:22,833
‫این خودت نیستی اوزان.

390
00:35:25,708 --> 00:35:27,208
‫این کارو نکن پسرم.
‫اسلحه رو بده من.

391
00:35:27,333 --> 00:35:30,833
‫شلیک می‌کنم! مجبورم نکن این کارو بکنم.
‫لطفا. کاری نکن دوباره این کارو بکنم.

392
00:35:30,958 --> 00:35:31,750
‫بس کن پسرم.

393
00:35:32,625 --> 00:35:34,250
‫نزدیک‌تر نشو.

394
00:35:34,333 --> 00:35:35,333
‫فرزندم.

395
00:35:35,375 --> 00:35:37,125
‫- عقب وایسا!
‫- لطفا.

396
00:35:37,875 --> 00:35:39,583
‫- برو!
‫- لطفا پسرم. این کارو نکن.

397
00:35:39,625 --> 00:35:40,958
‫مامان!

398
00:35:42,208 --> 00:35:43,833
‫من هیچ‌وقت زندگی نداشتم.

399
00:35:44,708 --> 00:35:45,875
‫عدن زندگی خواهد داشت.

400
00:35:45,958 --> 00:35:47,958
‫کسانی که دوسش دارن رو
‫داره، خونواده‌ش.

401
00:35:49,333 --> 00:35:51,458
‫- اوزان.
‫- گفتم هر کاری می‌کنم، و می‌کنم.

402
00:35:51,958 --> 00:35:52,875
‫شلیک می‌کنم.

403
00:35:54,458 --> 00:35:55,458
‫این کارو می‌کنم.

404
00:35:55,500 --> 00:35:57,750
‫- نکن پسرم. لطفا.
‫- می‌کنم.

405
00:35:57,833 --> 00:36:00,208
‫همه‌چی رو درست می‌کنیم پسرم.
‫بهم اعتماد کن.

406
00:36:00,958 --> 00:36:01,875
‫فرزندم...

407
00:36:17,000 --> 00:36:18,041
‫اوزان!

408
00:36:21,250 --> 00:36:22,916
‫اوزان!

409
00:36:23,000 --> 00:36:24,875
‫دستمو بگیر! بگیرش.

410
00:36:25,625 --> 00:36:26,750
‫دستمو بگیر.

411
00:36:26,791 --> 00:36:29,291
‫- طاقت بیار، می‌کشمت بالا.
‫- ارهان. عدن!

412
00:36:30,541 --> 00:36:32,416
‫اوزان!

413
00:36:33,000 --> 00:36:34,750
‫درست می‌شه. اوزان!

414
00:36:36,750 --> 00:36:38,916
‫- خودتو بکش بالا.
‫- تو باید زنده بمونی ارهان.

415
00:36:39,416 --> 00:36:40,875
‫- تو پدر عدن هستی.
‫- اوزان.

416
00:36:41,000 --> 00:36:42,250
‫خوشحالش کن.

417
00:36:42,291 --> 00:36:43,916
‫- تنهاش نذار.
‫- اوزان.

418
00:36:44,000 --> 00:36:46,375
‫کاری کن لبخند بزنه.
‫هیچ‌وقت تنهاش نذار.

419
00:36:52,125 --> 00:36:54,416
‫اوزان!
