﻿1
00:01:21,581 --> 00:01:23,583
ترجمه ار آرمینا

2
00:01:23,583 --> 00:01:26,044
‫نه نه نه، لطفا، نه...

3
00:01:28,588 --> 00:01:30,673
‫نه. نه!

4
00:01:30,673 --> 00:01:32,634
‫هی! سریع‌تر، سریع‌تر!

5
00:01:46,481 --> 00:01:48,066
‫ساکت باش.

6
00:02:06,292 --> 00:02:10,130
‫خدایا، لطفا کمکمون کن. لطفا، خدایا. پدر مقدس، لطفا.

7
00:02:27,438 --> 00:02:29,691
‫می‌دونم، خدای من. می‌دونم. خیلی قنشگه.

8
00:02:29,691 --> 00:02:31,651
‫این لباس انگار به پرده‌ی دیافراگمم فشار میاره
‫بچه‌ها.

9
00:02:31,651 --> 00:02:34,529
‫- انگار یه نفر اکسیژنم رو دزدیده.
‫- فقط نفس بکش. نفس‌های کوتاه.

10
00:02:43,997 --> 00:02:49,085
‫خیلی‌خب، امبر، خیلی خوشگل شدی. و ساعت سه است.

11
00:02:49,085 --> 00:02:50,295
‫یه آرام‌بخش لازم دارم.

12
00:02:51,796 --> 00:02:53,590
‫در واقع، برادرم رو لازم دارم.

13
00:02:53,590 --> 00:02:55,675
‫- اوه، خب بهش می‌گیم بیاد.
‫- جدی؟

14
00:02:55,675 --> 00:02:58,428
‫آره، فقط یکم وقت لازم دارم. نیاز دارم یه دقیقه با
‫برادرم خلوت کنم.

15
00:02:58,428 --> 00:03:01,139
‫- آره، الان می‌گیم بیاد.
‫- ما همونجاییم.

16
00:03:01,139 --> 00:03:02,640
‫- بریم دخترا.
‫- متشکرم.

17
00:03:08,062 --> 00:03:09,939
‫- همه چی خوبه؟
‫- آره. یعنی...

18
00:03:11,107 --> 00:03:12,442
‫اونا همیشه دیر میان.

19
00:03:18,990 --> 00:03:20,200
‫یه دقیقه بهم فرصت بده. همه چیز خوبه.

20
00:03:20,200 --> 00:03:21,701
‫- همه چیز مرتبه؟
‫- بله.

21
00:03:34,672 --> 00:03:35,757
‫واو.

22
00:03:39,636 --> 00:03:40,637
‫ممنونم.

23
00:03:45,475 --> 00:03:48,937
‫- فقط نیاز دارم بهم بگی خواب
نمی‌بینم. و قراره ‫دووم بیاره.

24
00:03:49,771 --> 00:03:54,442
‫خب، هیچ چیز تا ابد پایدار نیست و او هم شوهر اولته.

25
00:03:55,068 --> 00:03:56,736
‫این نکته‌ی مهمی بود. درسته.

26
00:03:59,113 --> 00:04:03,076
‫اما این واقعیه. این عشقه. این خوشبختیه.

27
00:04:05,370 --> 00:04:07,956
‫خودشه، کوچولو. تو از پسش بر اومدی.

28
00:04:09,040 --> 00:04:10,041
‫می‌دونم.

29
00:04:10,959 --> 00:04:13,002
‫ولی به نظرت چیزی رو از قلم ننداختم؟

30
00:04:14,295 --> 00:04:16,381
‫درسته، ما با هم متفاوتیم. ارزش‌هامون فرق داره.

31
00:04:16,381 --> 00:04:19,550
‫پرینس خیلی از خانواده خودش نمیاد. سالی یه بار
‫پدرشو می‌بینه.

32
00:04:19,550 --> 00:04:20,927
‫صد ساله با مادرش حرف نزده.

33
00:04:20,927 --> 00:04:22,887
‫امبر، عزیزم...

34
00:04:25,640 --> 00:04:29,352
‫من نگران شما دو نفر نیستم. منظورم اینه که، اون با
‫تو خوب رفتار می‌کنه، مگه نه؟

35
00:04:32,397 --> 00:04:34,691
‫پرینس آدمیه که عادت داره هر چیزی که می‌خواد رو به
‫دست بیاره.

36
00:04:35,692 --> 00:04:37,110
‫تو هم آدم باجربزه‌ای هستی.

37
00:04:37,694 --> 00:04:39,696
‫واقعا قراره شاهد یه ازدواج واقعی بین دو آدم
‫هم‌پایه باشیم.

38
00:04:41,781 --> 00:04:44,742
‫می‌دونی چقدر دوستت دارم، درسته؟

39
00:04:49,580 --> 00:04:51,165
‫این وسط چیزی قرار نیست تغییر کنه.

40
00:04:52,208 --> 00:04:53,584
‫همیشه من بودم و تو.

41
00:04:55,253 --> 00:04:56,671
‫- آره.
‫- آره.

42
00:04:58,298 --> 00:04:59,299
‫و مامان.

43
00:05:00,425 --> 00:05:05,430
‫خب اگه بخوام خرکش‌ات کنم، لباست چروک می‌شه.

44
00:05:05,930 --> 00:05:07,015
‫- باشه.
‫- باشه؟

45
00:05:08,266 --> 00:05:09,309
‫بریم.

46
00:05:13,062 --> 00:05:14,063
‫صبر کن.

47
00:05:14,897 --> 00:05:15,982
‫چی شده؟

48
00:05:15,982 --> 00:05:17,150
‫یه چیزی تغییر کرده.

49
00:05:18,484 --> 00:05:21,654
‫اون فقط یکی دیگه از آدم‌های بخشت نیست.

50
00:05:23,031 --> 00:05:24,866
‫تو باید کاری کنی که برگرده پیش من.

51
00:05:27,285 --> 00:05:28,828
‫باید برگرده خونه.

52
00:05:30,913 --> 00:05:31,956
‫قبوله یا نه؟

53
00:05:32,749 --> 00:05:33,833
‫متوجهم چی می‌گی، کوچولو.

54
00:05:35,877 --> 00:05:37,628
‫- باشه.
‫- باشه.

55
00:05:54,687 --> 00:05:55,646
‫ یک زندگی
‫خوشبخت.

56
00:05:55,646 --> 00:05:57,065
‫درسته؟

57
00:05:57,065 --> 00:05:59,442
‫- تبریک می‌گم رفیق. مراسم عالی‌ایه.
‫- هی، ممنونم پسر.

58
00:05:59,442 --> 00:06:01,486
جالبه که تو همچین حرفی میزنی

59
00:06:01,486 --> 00:06:03,863
‫بعد از سه بار تجربه باید بهم اعتماد کنی، من متخصص
‫این قضیه‌ام.

60
00:06:03,863 --> 00:06:05,031
‫- آره.
‫- آره.

61
00:06:12,288 --> 00:06:15,083
‫بله، مرد. به خانواده خوش اومدی.

62
00:06:15,083 --> 00:06:16,626
‫می‌دونم که من پدرت نیستم،

63
00:06:17,251 --> 00:06:21,381
‫ولی دلم می‌خواد افتخار اینو داشته باشم که یک امروز
‫به جای اون قدم جلو بذارم و با تو برقصم.

64
00:06:21,381 --> 00:06:23,591
‫- امکانش هست؟
‫- بله.

65
00:06:24,175 --> 00:06:25,676
‫بر می‌گردم، عزیزم. عالی شد.

66
00:06:27,303 --> 00:06:28,596
‫هر چیزی که امروز لازم داشتی...

67
00:06:29,180 --> 00:06:30,598
‫- بیا سراغ من، باشه؟
‫- باشه؟

68
00:06:55,331 --> 00:06:57,250
‫هی جان، من کلیدهای شماره دو رو لازم دارم.

69
00:06:57,250 --> 00:06:59,001
‫آره، براش حاضرش کردیم.

70
00:07:02,964 --> 00:07:04,132
‫چه خبرا مامان؟

71
00:07:05,758 --> 00:07:07,885
‫اومدم یه خرده هوای تازه بخورم.

72
00:07:09,345 --> 00:07:10,638
‫از مهمونی لذت می‌بری؟

73
00:07:11,639 --> 00:07:14,142
‫راستش آدمای من نیستن. خوششون نمیاد خیلی معاشرت
‫کنم باهاشون.

74
00:07:14,475 --> 00:07:18,855
‫شاید باید به خاطر دخترت وانمود کنی که مثل آدم‌های
‫عادی‌ای.

75
00:07:18,855 --> 00:07:19,939
‫اون مواد رو بیخیال شی.

76
00:07:20,440 --> 00:07:23,901
‫شایدم تو باید یه خرده بنوشی. شاید شخصیتت رو یکم
‫بهتر کنه.

77
00:07:25,027 --> 00:07:28,156
‫حالا هم برگرد تو و کارتو انجام بده. مراقب خواهرت
‫باش.

78
00:07:29,657 --> 00:07:32,118
‫احتمالا در درون دلت مثل سیر و سرکه می‌جوشه.

79
00:07:32,118 --> 00:07:35,705
‫خواهرت با رفیق پولدارت ازدواج کرده. هنوز یه کارایی
‫مونده که باید انجام بدی.

80
00:07:37,290 --> 00:07:39,750
‫یعنی، دارم شوخی می‌کنم. منظورم اینه که، نه، شوخی
‫نمی‌کنم...

81
00:07:41,210 --> 00:07:44,046
‫ولی زمان تو جلسه‌ی مجلس سنا هم داره زودی می‌گذره.

82
00:07:44,046 --> 00:07:48,634
‫هیچ چیز جذاب‌تر از یه قهرمان جنگ با یه خانواده‌ی
‫جوون نیست.

83
00:07:48,801 --> 00:07:50,011
‫نمی‌خوام درهای این فرصت به رومون بسته بشه.

84
00:07:50,011 --> 00:07:53,598
‫تو رهبر اونایی. همه‌ی پسرات دارن بزرگ می‌شن.

85
00:07:57,143 --> 00:07:59,479
‫- برادرخانوم، درسته؟
‫- آره.

86
00:08:00,021 --> 00:08:01,272
‫آره. من روی لئوناردم.

87
00:08:01,272 --> 00:08:03,399
‫الکس چس‌بارو. منو "بامبی" صدا کن.

88
00:08:03,399 --> 00:08:05,067
‫- بامبی؟
‫- درسته.

89
00:08:06,235 --> 00:08:09,363
‫پرینس به من گفته که تو از اعضای سابق گروه
‫نیوزلندی.

90
00:08:09,363 --> 00:08:11,365
‫آره. مال خیلی وقت پیشه، رفیق.

91
00:08:11,365 --> 00:08:13,743
‫داستاناش رو شنیدی. ما وسط جنگل مار می‌خوردیم.

92
00:08:13,743 --> 00:08:16,704
‫آره، اینو شنیده‌ام. مزه‌ی مرغ می‌ده، درسته؟

93
00:08:31,469 --> 00:08:33,513
‫مرحله‌ی مهمی از زندگی یه مرد اینه که

94
00:08:34,180 --> 00:08:36,557
‫یک همسر اختیار کنه و خانواده تشکیل بشه.
‫- بله.

95
00:08:37,141 --> 00:08:38,684
‫بله، به سلامتیش. ولی یادتون باشه...

96
00:08:39,143 --> 00:08:41,312
‫که ماها تنها خانواده‌ی همیم که می‌تونیم ساعت دو
‫نصفه شب

97
00:08:42,480 --> 00:08:45,274
‫و ما نمی‌پرسیم چرا. فقط می‌پرسیم، "چی لازم داری؟"

98
00:08:46,150 --> 00:08:47,735
‫مگر اینکه از خواهرم طلاق بگیری.

99
00:08:49,111 --> 00:08:50,321
‫چند تایی گلوله.

100
00:08:51,739 --> 00:08:53,616
‫در حد مرگ.

101
00:08:58,079 --> 00:08:59,080
‫بله رئیس؟

102
00:09:04,710 --> 00:09:05,711
‫گرفتم.

103
00:09:08,047 --> 00:09:09,048
‫پرینس!

104
00:09:09,882 --> 00:09:11,717
‫هی "ماجراجو"! داداش!

105
00:09:13,427 --> 00:09:15,054
‫- باید آماده‌ی پرواز بشیم.
‫- لعنت.

106
00:09:15,054 --> 00:09:17,223
‫امشب رو خوش بگذرون. فردا صبح می‌بینمت.

107
00:09:18,975 --> 00:09:20,226
‫دوستت دارم، داداش.

108
00:09:25,481 --> 00:09:28,234
‫گوش کنین. تا هشت ساعت دیگه باید آماده‌ی حرکت
‫باشیم.

109
00:09:29,193 --> 00:09:32,363
‫چند تا از خودمون رو می‌بریم. بیشتر از این ننوشین.

110
00:09:33,114 --> 00:09:34,156
‫- بله قربان.
‫- مفهوم شد.

111
00:09:34,156 --> 00:09:35,283
‫بزن بریم.

112
00:09:52,383 --> 00:09:54,844
‫- دستگاه‌ها خوبن.
‫- خوبه.

113
00:09:55,636 --> 00:09:57,888
‫توجه کنید. سه دقیقه با منطقه‌ی فرود فاصله دارید.

114
00:09:59,974 --> 00:10:01,976
‫اگه اوضاع بدتر بشه مجبور می‌شیم ماموریت رو لغو
‫کنیم.

115
00:10:01,976 --> 00:10:03,811
‫- مفهوم بود.
‫- شروع می‌کنیم به نزدیک شدن.

116
00:10:12,612 --> 00:10:14,196
‫ISR حواسش به منطقه‌ی فرود هست.

117
00:10:16,157 --> 00:10:17,783
‫توجه کنید. منطقه‌ی فرود امنه.

118
00:10:18,743 --> 00:10:20,286
‫- یک دقیقه فاصله دارید.
‫- یک دقیقه!

119
00:10:20,286 --> 00:10:21,829
‫- یک دقیقه.
‫- یک دقیقه.

120
00:10:21,829 --> 00:10:24,206
‫یک دقیقه.

121
00:10:24,206 --> 00:10:25,708
‫شروع می‌کنیم به نزدیک شدن.

122
00:10:34,592 --> 00:10:36,093
‫داریم به منطقه‌ی فرود نزدیک می‌شیم.

123
00:10:36,719 --> 00:10:39,305
‫مفهوم بود. تا سی ثانیه‌ی آینده ISR شما رو پوشش
‫می‌ده.

124
00:10:39,889 --> 00:10:42,433
‫- سی ثانیه حواستون به خودتون باشه.
‫- سی ثانیه.

125
00:10:42,433 --> 00:10:43,934
‫سی ثانیه!

126
00:10:43,934 --> 00:10:48,272
‫سه، دو، یک. درها باز شدن.

127
00:10:49,899 --> 00:10:51,192
‫درها باز شدن.

128
00:10:54,487 --> 00:10:55,488
‫خبریه؟

129
00:10:56,155 --> 00:10:57,365
‫دیدمون داره کم می‌شه.

130
00:10:58,157 --> 00:10:59,492
‫بگیر پایین.

131
00:10:59,492 --> 00:11:01,285
‫طناب، طناب، طناب.

132
00:11:01,285 --> 00:11:03,162
‫توجه کنید. از سمت چپ طناب‌ها پرتاب می‌شن.

133
00:11:06,624 --> 00:11:08,626
‫- اولین طناب داره می‌ره بیرون.
‫- مفهومه.

134
00:11:13,589 --> 00:11:14,840
‫پرینس، صبر کن.

135
00:11:14,840 --> 00:11:16,634
‫این درست نیست. یه چیزی اشتباهه.

136
00:11:16,634 --> 00:11:20,763
‫پهپاد از روی یه کوهستان دیگه مشغول فیلمبرداریه.
‫این منطقه‌ی فرود امن نیست.

137
00:11:20,763 --> 00:11:22,390
‫اون پهپاد لعنتی رو ببرین روی کوهستان درست.

138
00:11:22,390 --> 00:11:24,141
‫بله قربان. الان داره می‌ره.

139
00:11:24,850 --> 00:11:27,353
‫- داره می‌ره پایین.
‫- روی زمین تکون‌هایی دیده می‌شه.

140
00:11:31,691 --> 00:11:33,359
‫داره به ما شلیک می‌شه! دارن بهمون شلیک می‌کنن.

141
00:11:35,319 --> 00:11:36,987
‫تیغه‌ی کوه. تیغه‌ی کوه.

142
00:11:38,030 --> 00:11:40,908
‫پرینس روی طنابه! پرینس روی طنابه!

143
00:11:48,874 --> 00:11:51,252
‫ما هنوز روی طناب یه مامور داریم.

144
00:11:51,252 --> 00:11:52,628
‫افتاد. افتاد.

145
00:11:57,007 --> 00:11:58,592
‫پرینس، حالت خوبه؟

146
00:12:00,094 --> 00:12:01,095
‫من خوبم.

147
00:12:01,095 --> 00:12:03,806
‫ماموریت رو لغو کنید! یکی از مامورامون اون پایینه!

148
00:12:03,806 --> 00:12:07,101
‫هلیکوپتر آسیب دیده. باید برگردیم به پایگاه و
‫وسیله‌ی نقلیه‌مون رو عوض کنیم.

149
00:12:15,609 --> 00:12:17,361
‫پس منو همین جا فرود بیارین!

150
00:12:17,361 --> 00:12:20,698
‫تو توی ارتفاع هزار پایی هستی و نیم کیلومتر هم با
‫هدف فاصله داری.

151
00:12:21,198 --> 00:12:22,742
‫برف به نظر نرم میاد.

152
00:12:23,242 --> 00:12:24,702
‫مفهوم شد.

153
00:12:35,087 --> 00:12:36,881
‫سربازا اونجان. سربازا اونجان.

154
00:12:37,506 --> 00:12:39,008
‫مفهوم بود. بزن بریم.

155
00:12:45,765 --> 00:12:47,933
‫نقشه چیه؟ صدای منو داری؟

156
00:12:48,559 --> 00:12:50,728
‫ما داریم به جای قبلی‌مون، حدود نیم کیلومتر دورتر،
‫بر می‌گردیم.

157
00:12:50,728 --> 00:12:52,062
‫و داریم بر می‌گردیم بالا.

158
00:12:52,062 --> 00:12:53,147
‫مفهومه.

159
00:13:08,829 --> 00:13:11,165
‫خوب شد کفشای برف‌مون رو تو هلیکوپتر گذاشتیم.

160
00:13:55,209 --> 00:13:56,877
‫گروگان‌ها دارن میان پایین به سمت شما.

161
00:14:04,593 --> 00:14:05,719
‫دارن میان پایین به سمت ما.

162
00:14:05,719 --> 00:14:09,139
‫باید بین گرفتن گروگان‌ها و رفتن دنبال پرینس یکی رو
‫انتخاب کنیم.

163
00:14:09,139 --> 00:14:10,724
‫انتخاب سختی نیست. می‌ریم دنبال پرینس.

164
00:14:10,724 --> 00:14:13,519
‫نه، اول ماموریت. پرینس باید یکم صبر کنه.

165
00:14:31,453 --> 00:14:34,331
‫بیا همین جا اردو بزنیم. مستقیما میان به سمت ما.

166
00:14:38,210 --> 00:14:40,462
‫پرینس، خوبی؟

167
00:14:42,214 --> 00:14:44,466
‫من خوبم، ولی بیشتر از این نمی‌تونم دووم بیارم.

168
00:15:15,456 --> 00:15:18,542
‫مسخره است. ما اینجا نشستیم کماندو بازی در میاریم،

169
00:15:18,542 --> 00:15:20,502
‫در حالی که پرینس اون بالا تک و تنهاست.

170
00:15:49,573 --> 00:15:51,241
‫- پرینس؟
‫- من خوبم، من خوبم.

171
00:15:51,241 --> 00:15:52,326
‫منتظر بمون.

172
00:16:22,564 --> 00:16:24,441
‫ما خبرنگاریم! شلیک نکنید!

173
00:16:25,442 --> 00:16:27,403
‫شلیک نکنید! ما خبرنگاریم!

174
00:16:27,403 --> 00:16:30,990
‫تیم نجات ایالات متحده. ایالات متحده آمریکا. ما تیم
‫نجات هستیم. جای شما امنه.

175
00:16:30,990 --> 00:16:32,408
‫فرمانده، محموله در امنیته.

176
00:16:32,408 --> 00:16:36,078
‫مفهوم بود. هلیکوپتر جنگی مجبور شد به خاطر نور زیاد
‫روز بزنه کنار. منتظر نیرو‌های پشتیبان باشید.

177
00:16:36,078 --> 00:16:37,454
‫ببریدشون توی هلیکوپتر.

178
00:16:37,454 --> 00:16:39,540
‫یه حرکاتی هم به سمت بالای کوه دیده می‌شه.

179
00:16:41,083 --> 00:16:44,878
‫- ماجراجو، من می‌رم دنبال پرینس.
‫- باشه.

180
00:16:44,878 --> 00:16:46,130
‫داریم می‌ریم دنبال پرینس.

181
00:16:46,130 --> 00:16:48,966
‫ماجراجو، الان نمی‌تونیم تو اون منطقه بهتون
‫پشتیبانی هوایی ثابت بدیم.

182
00:16:48,966 --> 00:16:50,676
‫پرینس اون بالا تنهاست.

183
00:16:51,301 --> 00:16:52,302
‫بذارش به عهده‌ی من.

184
00:17:28,255 --> 00:17:29,757
‫حواسم به مامورمون هست.

185
00:17:30,591 --> 00:17:33,010
‫پرینس، داریم می‌بینیمت، برادر.

186
00:17:43,854 --> 00:17:46,732
‫بچه‌ها ما اون بالا یه پایگاه داریم که مسلسل هم
‫داره.

187
00:17:46,732 --> 00:17:48,734
‫من نمی‌تونم پشتیبانی‌ات کنم.

188
00:17:48,734 --> 00:17:50,152
‫اول باید اون جا رو امن کنی.

189
00:17:52,279 --> 00:17:55,616
‫تریپل، باید قرارگاه‌مون رو ترک کنیم و تیراندازی
‫کنیم تا اون بتونه از این وسط رد شه.

190
00:17:55,616 --> 00:17:58,077
‫- باید محاصره‌شون بکنیم.
‫- مفهومه.

191
00:17:58,077 --> 00:18:01,288
‫- بامبی، تو حرکات ما رو پوشش بده.
‫- مفهومه.

192
00:18:02,039 --> 00:18:04,124
‫- همونجا بمون، پرینس.
‫- مفهومه.

193
00:18:25,104 --> 00:18:26,438
‫ماجراجو، همه چیز امنه.

194
00:18:38,408 --> 00:18:39,660
‫پایگاه پاکسازی شده.

195
00:18:39,660 --> 00:18:41,745
‫مفهومه. داره عبور می‌کنه.

196
00:18:41,745 --> 00:18:43,831
‫بامبی، دارم میام پایین پیشت.

197
00:18:47,126 --> 00:18:48,544
‫ماجراجو!

198
00:18:51,255 --> 00:18:53,257
‫یه رزمنده‌ی دیگه اون بالا مونده.

199
00:18:53,257 --> 00:18:54,550
‫ماجراجو پایینه.

200
00:18:54,550 --> 00:18:57,261
‫- بامبی، برو سراغش. برو سراغش!
‫- دارم می‌رم.

201
00:19:02,307 --> 00:19:03,308
‫تیر خوردم!

202
00:19:05,102 --> 00:19:06,478
‫آخ، لعنتی.

203
00:19:06,478 --> 00:19:07,646
‫خوبی؟

204
00:19:07,646 --> 00:19:10,232
‫خوبم، خوبم. برید کمک ماجراجو.

205
00:19:10,816 --> 00:19:12,818
‫- پرینس تیر خورده.
‫- لعنت.

206
00:19:12,818 --> 00:19:14,736
‫جوخه‌ی پیاده‌نظام داره منطقه‌ی هدف رو ترک می‌کنه.

207
00:19:14,736 --> 00:19:17,281
‫شش یا هفت رزمنده دارن می‌رن پایین به سمت خط جنگل.

208
00:19:17,281 --> 00:19:19,199
‫شما باید عجله کنین. وقت زیادی ندارین.

209
00:19:19,992 --> 00:19:21,577
‫ماجراجو!

210
00:19:24,288 --> 00:19:25,289
‫حالت خوبه؟

211
00:19:27,499 --> 00:19:29,334
‫فقط خیلی خلاصه بهم بگو، "هستم".

212
00:19:31,128 --> 00:19:33,839
‫سعی کن سرت رو تکون بدی. پات رو تکون بده.

213
00:19:44,892 --> 00:19:47,728
‫بامبی، من تریپل‌ام. نمی‌تونم برگردم سمتت، برادر.

214
00:19:47,728 --> 00:19:49,688
‫گیر کرده‌ام. حداقل ده دقیقه فاصله دارم.

215
00:19:50,314 --> 00:19:53,984
‫رزمنده‌ها دارن به موقعیت پرینس نزدیک می‌شن. سی
‫ثانیه.

216
00:20:03,744 --> 00:20:08,582
‫فقط سرت یا پات رو تکون بده. فقط خیلی خلاصه بهم
‫بگو، "هستم".

217
00:20:09,499 --> 00:20:11,210
‫طالبان تا بیست ثانیه دیگه بهتون می‌رسن.

218
00:20:29,144 --> 00:20:32,314
‫تریپل، برگرد به هلیکوپتر. من می‌رم سمت پرینس،
‫دارم می‌رم پایین.

219
00:20:44,868 --> 00:20:46,954
‫ماجراجو مرده. باید بریم پایین.

220
00:20:46,954 --> 00:20:50,582
‫- مطمئنی؟
‫- ماجراجو مرده. باید بریم.

221
00:20:51,708 --> 00:20:52,960
‫لعنتی! مطمئنی؟

222
00:21:30,706 --> 00:21:33,292
‫می‌شه یه سوال درباره‌ی این ماموریت ازت بپرسم؟

223
00:21:38,588 --> 00:21:42,926
‫من همه‌اش سعی می‌کنم ازش سر در بیارم، ولی او راجع
‫به این موضوع با من حرف نمی‌زنه.

224
00:21:52,185 --> 00:21:57,024
‫اون گیر افتاده بود، ولی تا اون زمان من هم فرصتی
‫نداشتم.

225
00:21:59,109 --> 00:22:02,571
‫من کار خودم رو می‌کردم و او هم کار خودش رو.

226
00:22:10,537 --> 00:22:13,165
‫من واقعا از لحظه‌ای که ماموریت شروع شد، پرینس رو
‫ندیدم.

227
00:22:21,423 --> 00:22:25,135
‫اوه. باشه.

228
00:22:43,528 --> 00:22:44,529
‫ممنونم.

229
00:22:54,164 --> 00:22:57,501
‫- البته.
‫- ما برای همدیگه اینجاییم، درسته؟

230
00:22:57,501 --> 00:22:58,585
‫درسته.

231
00:23:00,545 --> 00:23:02,923
‫- امروز چی میل دارین؟
‫- سه تا غذای ویژه،

232
00:23:02,923 --> 00:23:06,259
‫و لطفا یه بطری از مرغوب‌ترین نوشیدنی‌تون رو هم
‫برامون بیارین.

233
00:23:06,259 --> 00:23:07,719
‫و یکم آب برای این آقا.

234
00:23:11,473 --> 00:23:13,517
‫یه دیقه حواست بهش نباشه، غذات رو یه لقمه‌ی چپ
‫می‌کنه.

235
00:23:15,102 --> 00:23:18,105
‫- واقعا؟ چه بامزه.
‫- اوه، آره. هر دفعه. آره.

236
00:23:21,983 --> 00:23:24,403
‫امروز بچه‌های ماجراجو رو بردم تمرین هاکی.

237
00:23:25,737 --> 00:23:27,447
‫اولین باری بود که دوباره بر می‌گشتن به ورزش و روی
‫یخ.

238
00:23:28,990 --> 00:23:31,368
‫جیسون یه جر و بحثی با مربی‌اش کرد،

239
00:23:31,868 --> 00:23:36,081
‫ولی خوب جمعش کرد. پسرای سرسختی‌ان.

240
00:23:36,790 --> 00:23:37,874
‫خیلی قوی‌ان.

241
00:23:38,792 --> 00:23:42,546
‫آره خب، ده دوازده سال پدر بالای سرشون بوده.

242
00:23:44,881 --> 00:23:48,260
‫نمی‌فهمم منظورت چیه. یعنی اگه پسربچه‌های ده دوازده
‫ساله پدرشون رو از دست بدن، اشکالی نداره؟

243
00:23:50,429 --> 00:23:51,430
‫نه.

244
00:23:53,056 --> 00:23:56,351
‫من منظورم اینه که تا الان خیلی چیزها از پدرشون به
‫ارث برده‌ان،

245
00:23:56,351 --> 00:23:57,686
‫و اونا کمکشون می‌کنه.

246
00:23:58,854 --> 00:23:59,855
‫وا! یعنی چی؟

247
00:23:59,855 --> 00:24:02,149
‫اونا آدمایی‌ان که مجبورن از دل سختی بیرون بیان.
‫بیشتر آدما اینجوری‌ان.

248
00:24:02,149 --> 00:24:05,068
‫درسته. به نظرم خودت بهترین مثال این موضوعی.

249
00:24:05,986 --> 00:24:07,654
‫خب، من فقط خیلی پوست کلفتم.

250
00:24:15,287 --> 00:24:16,538
‫چه کارش می‌شه کرد، رفیق؟

251
00:24:30,635 --> 00:24:31,928
‫شاید اشتباه کرده باشی.

252
00:24:34,890 --> 00:24:35,891
‫شاید.

253
00:24:38,685 --> 00:24:39,728
‫اشتباه کردی.

254
00:24:43,648 --> 00:24:44,649
‫شایدم نه.

255
00:24:47,986 --> 00:24:52,240
‫شاید تو ماموریت بعدی، اشتباه تو باعث مردن من بشه.

256
00:24:54,659 --> 00:24:56,578
‫داری مغلطه می‌کنی. پای منو وسط نکش.

257
00:24:56,578 --> 00:24:58,788
‫- داری زیادی بر اساس فرضیات نتیجه می‌گیری.
‫- من مسئله نیستم.

258
00:24:58,788 --> 00:25:00,957
‫و این جواب نمی‌ده، می‌شنوی چی می‌گم؟

259
00:25:02,209 --> 00:25:04,503
‫اینطوری فکر کردن باعث می‌شه دفعه‌‌ی بعدی
‫خودت رو ببازی و دست و پاتو گم کنی.

260
00:25:06,630 --> 00:25:08,048
‫منو ببخش.

261
00:25:09,049 --> 00:25:12,552
‫منم عذر می‌خوام، ولی او انگار حتما باید حرف خودشو
‫بزنه، وگرنه ادامه دادن فایده‌ای نداره.

262
00:25:14,971 --> 00:25:17,182
‫پاسخگو بودن انقدرام نباید کار سختی باشه.

263
00:25:17,182 --> 00:25:18,266
‫خدایا.

264
00:25:18,266 --> 00:25:21,603
این انکار کردنه باعث میشه از هم بپاشی
‫روانی‌ات می‌کنه.

265
00:25:23,021 --> 00:25:24,189
‫درست نمی‌گم؟

266
00:25:24,189 --> 00:25:27,609
‫ماجراجو مرده. دوستت مرده.

267
00:25:27,609 --> 00:25:30,028
‫- لازمه الان اینطوری مطرحش کنیم؟
‫- یه زن بیوه شده.

268
00:25:30,028 --> 00:25:31,404
‫دو تا بچه داشته.

269
00:25:31,404 --> 00:25:34,241
‫فقط کافیه سر این توافق کنیم پسر، و بحثو تموم کنیم.

270
00:25:43,583 --> 00:25:44,584
‫من می‌رم.

271
00:25:47,087 --> 00:25:48,088
‫متاسفم.

272
00:25:48,255 --> 00:25:49,214
‫اگه تا قبل از رفتنت همدیگرو ندیدیم، حواست به خودت
‫باشه، خب؟

273
00:25:49,214 --> 00:25:50,298
‫باشه.

274
00:26:18,952 --> 00:26:22,247
‫معذرت می‌خوام که انقدر بهش سخت گرفتم. فقط داشتم
‫سعی می‌کردم حقیقت رو بگم.

275
00:26:22,247 --> 00:26:24,124
‫بعضی وقتا تو رو نمی‌فهمم.

276
00:26:24,124 --> 00:26:26,835
‫اون اگر حدس می‌زد که قراره گند بزنم، همین کارو با
‫منم می‌کرد.

277
00:26:26,835 --> 00:26:27,919
‫نه، نمی‌کرد.

278
00:26:29,296 --> 00:26:31,715
‫مجبور نبود ولش کنه و بره.

279
00:26:37,846 --> 00:26:40,181
‫راستش خیلی خوبه که الان داری احساسات واقعی‌ات رو
‫بروز می‌دی.

280
00:26:41,266 --> 00:26:42,517
‫منظورت چیه؟

281
00:26:42,517 --> 00:26:44,311
‫شاید تو واسه این کار ساخته نشدی.

282
00:26:44,894 --> 00:26:46,646
‫- نمی‌دونم. برو تو کار سیاست.
‫- چی؟

283
00:26:46,646 --> 00:26:49,858
‫هر چی که هست، تو داری کلافگی‌ات رو سر بی ام بی خالی
‫می‌کنی.

284
00:26:49,858 --> 00:26:52,152
‫تو خودتم اونجا بودی. تو هم نرفتی به نجات ماجراجو.

285
00:26:52,152 --> 00:26:55,614
‫اگه نتونیم با هم صادق باشیم زندگی‌مون از هم
‫می‌پاشه.

286
00:26:55,614 --> 00:26:58,408
‫اون‌وقت مطمئنی که اصلا کل قضیه سر یه رقابت بین
‫تو و رفیقات نیست؟

287
00:26:58,408 --> 00:27:00,243
‫- واقعا راجع به من اینجوری فکر می‌کنی؟
‫- فقط واسم سواله.

288
00:27:00,243 --> 00:27:02,078
‫سوال چندش‌آوریه.

289
00:27:02,078 --> 00:27:04,748
‫من هم دارم زجر می‌کشم، ولی تو به جای اینکه حواست
‫به من باشه،

290
00:27:04,748 --> 00:27:07,917
‫فقط داری به اخلاقیات اشرافی‌ات وفادار می‌مونی.

291
00:27:09,419 --> 00:27:11,630
‫بسیارخب، ببخشید، می‌دونم حرف خوبی نزدم،

292
00:27:11,630 --> 00:27:15,133
‫ولی تو همیشه طرف برادرت رو می‌گیری، اهمیتی هم
‫نداره که اوضاع چقدر ترسناک باشه.

293
00:27:19,220 --> 00:27:21,681
‫اگه ما قرار نیست یک خانواده باشیم، پس تو اصلا چرا
‫با من ازدواج کردی؟

294
00:27:37,280 --> 00:27:38,657
‫این اینجا چی کار می‌کنه؟

295
00:27:40,367 --> 00:27:44,454
‫این یه ردیابه. برای اینه که تو در امنیت باشی.

296
00:27:48,333 --> 00:27:51,503
‫بیخیال، عین همون چیزیه که ما با خودمون می‌بریم.
‫ابزار نظامیه.

297
00:27:53,338 --> 00:27:54,631
‫نه، ممنون.

298
00:27:54,631 --> 00:27:58,385
‫- تو داری می‌ری کلمبیا.
‫- من همه‌جای دنیا بوده‌ام.

299
00:27:58,385 --> 00:28:00,261
‫تلفن همراهت تو جنگل قرار نیست کار کنه.

300
00:28:00,261 --> 00:28:02,138
‫این فقط یه چیز اولیه برای محافظته.

301
00:28:02,806 --> 00:28:04,516
‫حالا نکنه با خودت فکر می‌کنی دارم دستور می‌دم؟

302
00:28:04,516 --> 00:28:07,852
‫این فقط برای محافظت تو یه وضعیت اضطراریه. بیخیال.

303
00:28:08,436 --> 00:28:09,229
‫خب، آره،

304
00:28:09,229 --> 00:28:12,399
‫وقتی با هم ازدواج کردیم، بهم قول دادی که این کارو
‫نمی‌کنی.

305
00:28:12,399 --> 00:28:15,276
‫باشه، ولی اگه اتفاقی برات افتاد چی؟

306
00:28:15,402 --> 00:28:17,320
‫- این وقت شب می‌خوای بری بیرون ورزش کنی؟
‫

307
00:29:36,941 --> 00:29:38,151
‫ما خوبیم، درسته؟

308
00:29:39,652 --> 00:29:40,945
‫آره.

309
00:29:42,781 --> 00:29:43,990
‫هی. هی.

310
00:29:44,991 --> 00:29:47,494
‫لازم نیست بمونم و مراقب شما پسرا باشم؟

311
00:29:47,494 --> 00:29:50,038
‫نه بابا. ما پسرای بزرگی هستیم.

312
00:30:10,975 --> 00:30:13,561
‫- صبح بخیر به همگی.
‫- صبح بخیر.

313
00:30:13,561 --> 00:30:14,938
‫حال همه امروز چطوره؟

314
00:30:14,938 --> 00:30:16,815
‫- خوبیم.
‫- خوبه.

315
00:30:16,815 --> 00:30:18,733
‫کسی امروز مواد مصرف نکرده؟

316
00:30:20,485 --> 00:30:24,572
‫راستشو بگین. قهوه چی؟ کافئین هم حسابه.

317
00:30:25,615 --> 00:30:26,616
‫نیکوتین؟

318
00:30:28,159 --> 00:30:31,746
‫یه قاشق کوچولو شکر چی؟ خودشه.

319
00:30:31,746 --> 00:30:35,291
‫شکر همون تاثیری رو روی مغز داره که مواد مخدر دارن.

320
00:30:36,251 --> 00:30:40,964
‫می بینید، واقعیت اینه که ما هر روز در حال مصرف
‫مواد هستیم،

321
00:30:40,964 --> 00:30:43,716
‫اما من اینجام تا درباره‌ی اون اساسی‌هاش صحبت کنم.

322
00:30:44,342 --> 00:30:47,303
‫این عددو داشته باشین. بیست و سه میلیون.

323
00:30:47,929 --> 00:30:50,723
‫این تعداد آمریکایی‌هاییه که با اعتیاد به مواد
‫درگیر هستن.

324
00:30:52,433 --> 00:30:54,143
‫ما ملتی در درد هستیم.

325
00:30:57,063 --> 00:31:02,110
‫و این موضوع برای من خیلی جنبه‌ی شخصی داره، چون
‫مادر من خودش معتاده.

326
00:31:02,694 --> 00:31:06,114
‫چون درمان اعتیاد درست جلوی چشم همه‌ی ماست،

327
00:31:07,073 --> 00:31:08,783
‫اما جامعه‌ی علمی...

328
00:31:08,783 --> 00:31:11,369
‫ما نمی‌خوایم بپذیریم که اصلا درمانی وجود داره.

329
00:31:11,369 --> 00:31:12,829
‫و ما نمی‌خوایم اینو قبول کنیم،

330
00:31:12,829 --> 00:31:18,126
‫چون در اون صورت باید بپذیریم که این بچه‌ها هم
‫درست می‌گفتن.

331
00:31:21,212 --> 00:31:23,381
‫می‌دونین، علوم اعصاب به ما می‌گن که اعتیاد

332
00:31:23,381 --> 00:31:28,052
‫به خاطر اینه که مغز در صورتی که به ماده‌ای وابسته
‫شده باشه،

333
00:31:28,052 --> 00:31:30,638
‫نمی‌تونه خودش رو تغییر بده.

334
00:31:30,638 --> 00:31:34,601
‫اما ده‌ها سال پژوهش به ما می‌گن که روان‌گردان‌ها

335
00:31:34,601 --> 00:31:38,396
‫قدرتمندترین ترکیبات اثرگذار بر مغز هستن.

336
00:31:38,396 --> 00:31:43,610
‫نه، منظورم این نیست که کافیه اسید رو ترک کنیم تا
‫درمان بشیم، نه.

337
00:31:44,319 --> 00:31:48,698
‫باید اول تحت دوره‌ی روانشناسی قرار بگیریم، باید
‫ راهنمایی بشیم.

338
00:31:49,574 --> 00:31:52,911
‫خوشبختانه آدمایی روی این کره‌ی زمین وجود دارن

339
00:31:52,911 --> 00:31:55,455
‫که می‌دونن چطور از روان‌گردان‌ها به عنوان یه داروی
‫روانپزشکی استفاده کنن.

340
00:31:56,247 --> 00:31:57,665
‫ما به اونا می‌گیم "شمن".

341
00:32:00,043 --> 00:32:02,337
‫ایشون حتما کارشو درست انجام داده،

342
00:32:02,337 --> 00:32:07,300
‫چون مسئله‌ی اعتیاد برای جامعه‌ی او یه چیز ناشناخته
‫است.

343
00:32:08,426 --> 00:32:11,346
‫در واقع اصلا وجود نداره.

344
00:32:18,978 --> 00:32:21,272
‫یکمی زنجبیل، یه ذره سویا.

345
00:32:21,272 --> 00:32:24,901
‫آره، این جادوگریه. تو یه جادوگری.

346
00:32:24,901 --> 00:32:27,195
‫نه بابا، من فقط یکی از جن‌های دور و برشونم.

347
00:32:28,446 --> 00:32:29,864
‫خوبه، کارمون انجام شد.

348
00:32:30,740 --> 00:32:31,824
‫بای بای.

349
00:32:32,575 --> 00:32:35,078
‫بسیارخب آرتور، بسپرش به من.

350
00:32:35,078 --> 00:32:39,707
‫این آخرین روزمون توی آزمایشگاهه. من از هر توصیه‌ای
‫استقبال می‌کنم.

351
00:32:39,707 --> 00:32:41,459
‫یکی از اون لحظه‌هایی رو شاهد هستیم که استاد به
‫شاگرد درخشانش

352
00:32:41,459 --> 00:32:46,381
‫توصیه می‌کنه که به بینش‌اش باور داشته باشه.

353
00:32:46,881 --> 00:32:48,466
‫من باور دارم.

354
00:32:48,466 --> 00:32:53,221
‫این بقیه‌ان که خیال می‌کنن من دیوونه‌ام که قصد
‫دارم سفر کنم به آمریکای جنوبی

355
00:32:53,221 --> 00:32:58,434
‫تا مناسک و گیاهان اونا رو بررسی کنم بلکه درمانی
‫برای اعتیاد پیدا کنم.

356
00:32:58,434 --> 00:33:01,145
‫آره خب، ما درباره‌ی علوم برون‌مرزی صحبت کردیم.

357
00:33:01,145 --> 00:33:03,690
‫یه عالمه تردید و استهزاء سر راهت قرار می‌گیره،

358
00:33:03,690 --> 00:33:06,567
‫اما من می‌تونم آینده رو ببینم و توی اون آینده، تو
‫به کمک میای.

359
00:33:07,944 --> 00:33:11,364
‫با این علاقه‌ای که به آلکالوئیدها [ترکیبات
‫نیتروژنی] داری، تیموتی لیری آینده‌مون تویی.

360
00:33:13,408 --> 00:33:16,661
‫من بدم نمیاد تاثیرگذار باشم، ولی شاید از سر
‫خودخواهیه.

361
00:33:16,661 --> 00:33:17,745
‫نه.

362
00:33:19,163 --> 00:33:20,164
‫این رو در درونت داری.

363
00:34:20,141 --> 00:34:22,226
‫من قبل از اینکه بیای مطالعاتت رو خوندم.

364
00:34:23,603 --> 00:34:24,604
‫همه‌مون خوندیم.

365
00:34:25,980 --> 00:34:29,233
‫"مرزهای علم لزوما تا کهکشان‌ها نمی‌رن.

366
00:34:30,568 --> 00:34:37,200
‫آلکالوئیدها آخرین و شگفت‌ترین سیاهچاله‌ها هستن.
‫اون‌ها باید کاوش بشن."

367
00:34:38,785 --> 00:34:39,786
‫ممنونم.

368
00:34:40,286 --> 00:34:41,662
‫- هی، امبر.
‫- بله؟

369
00:34:41,662 --> 00:34:43,039
‫فکر کنم کافیه.

370
00:34:43,039 --> 00:34:44,415
‫نه، ادامه بده.

371
00:34:45,833 --> 00:34:46,834
‫مراقب باش.

372
00:34:48,086 --> 00:34:49,670
‫واسه همین اومدیم اینجا.

373
00:34:50,213 --> 00:34:51,589
‫آره.

374
00:34:53,341 --> 00:34:54,675
‫اوه، خوبه.

375
00:34:56,344 --> 00:34:59,222
‫بسیارخب، بچه‌ها. بریم سر وقت کار.

376
00:34:59,222 --> 00:35:01,099
‫- خوبه.
‫- همه‌شون رسیده‌ان.

377
00:35:01,099 --> 00:35:02,183
‫می‌بینی؟

378
00:36:04,954 --> 00:36:08,749
‫ما به دانش تو برای... برای خیلی چیزا نیاز داریم.

379
00:36:37,069 --> 00:36:40,031
‫مجبورم. خیلی کار دارم که باید انجام بدم.

380
00:36:40,531 --> 00:36:43,618
‫خونواده‌ام. اون‌ها خونه‌ان. منتظرمن.

381
00:36:47,955 --> 00:36:49,373
‫همیشه.

382
00:37:04,055 --> 00:37:05,056
‫(دو هفته بعد)
‫همینه؟

383
00:37:06,766 --> 00:37:11,771
‫واسه اینکه به پیتر برسی، از حق و حقوق راب نزن.
‫همینه؟

384
00:37:12,521 --> 00:37:13,898
‫آره. فکر کنم.

385
00:37:14,440 --> 00:37:15,983
‫می‌خوی بدونی دیگه به چی فکر می‌کنم؟

386
00:37:16,108 --> 00:37:20,446
‫اگه طاقت زندان رفتن نداری پس جرم و جنایت هم نکن.

387
00:37:22,156 --> 00:37:24,325
‫راستش خیلی از آدما انتخابی ندارن.

388
00:37:26,994 --> 00:37:28,788
‫شخصیت یک مرد، سرنوشت اونه.

389
00:37:33,376 --> 00:37:37,171
‫بد نبود. خوشم اومد. یونانیه؟

390
00:37:37,964 --> 00:37:38,965
‫شاید.

391
00:37:42,969 --> 00:37:44,387
‫از امبر خبر داری؟

392
00:37:46,180 --> 00:37:47,848
‫چند روزه بهم زنگ نزده.

393
00:37:50,977 --> 00:37:52,395
‫مطمئن بودم تو دردسر میافته.

394
00:37:54,021 --> 00:37:56,440
‫فقط امیدوارم یه تمساح نخورده باشدش.

395
00:37:57,233 --> 00:37:59,277
‫می‌دونی که جنگل‌هاشون پر تمساحه.

396
00:37:59,944 --> 00:38:04,031
‫یا نکنه یه پشه نیشش زده باشه و زیکا بگیره و تا ده
‫سال نتونه بچه‌دار بشه.

397
00:38:04,031 --> 00:38:06,200
‫مغزت چطوری اینا رو به هم می‌بافه؟

398
00:38:06,701 --> 00:38:08,703
‫زیاد مطالعه می‌کنم.

399
00:38:10,496 --> 00:38:12,164
‫اونجا آدما رو به بردگی می‌گیرن

400
00:38:12,915 --> 00:38:16,460
‫و توی مزارع موزشون چادرهایی دارن که توش نگهت
‫می‌دارن و به هروئین وابسته‌ات می‌کنن.

401
00:38:16,460 --> 00:38:17,545
‫جدی از این کارا می‌کنن؟

402
00:38:18,045 --> 00:38:19,255
‫چشماتو باز کن.

403
00:38:20,047 --> 00:38:24,719
‫بهتره پا شی بری اونجا و از خواهرت مواظبت کنی.

404
00:38:25,219 --> 00:38:28,806
‫چرا نمی‌تونیم یه صحبت عادی با هم داشته باشیم و تو
‫وسطش پیش‌بینی‌های آخرالزمانی نکنی؟

405
00:38:29,598 --> 00:38:32,810
‫ما چیزی درباره‌ی نیمه‌ تاریک دنیا نمی‌دونیم،
‫می‌دونیم؟

406
00:38:53,247 --> 00:38:54,248
‫خوش اومدین.

407
00:38:55,082 --> 00:38:56,083
‫Welcome.

408
00:38:58,461 --> 00:38:59,670
‫این آقایون رو می‌شناسیم؟

409
00:39:00,713 --> 00:39:02,298
‫آره، از شهر میان.

410
00:39:05,634 --> 00:39:07,261
‫نمی‌دونم چرا اومده‌ان اینجا.

411
00:39:26,697 --> 00:39:29,950
‫بسیارخب، به نظر میاد حرفایی برای گفتن دارن.

412
00:39:33,788 --> 00:39:35,122
‫چی شده؟

413
00:39:35,915 --> 00:39:37,083
‫شما اینجا چی کار می‌کنین؟

414
00:39:37,708 --> 00:39:39,585
‫پژوهش علمی انجام می‌دیم.

415
00:39:40,419 --> 00:39:43,589
‫من با فرمانده‌تون حرف زدم. ما اجازه‌شو داریم.

416
00:39:43,589 --> 00:39:45,633
‫باید تمام تجهیزاتتون رو بررسی کنیم.

417
00:39:45,633 --> 00:39:47,134
‫آقایون،

418
00:39:47,134 --> 00:39:49,303
‫ما برای کار اینجاییم.

419
00:39:49,804 --> 00:39:53,682
‫من با افرادتون توی دهکده صحبت کردم. مجوزمون اصله.

420
00:39:55,101 --> 00:39:56,102
‫بفرمایین.

421
00:40:03,442 --> 00:40:04,443
‫همه چیز رو بیرون بریزین.

422
00:40:04,443 --> 00:40:05,528
‫همه رو بررسی کنین.

423
00:40:07,947 --> 00:40:10,074
‫هی، دارن چه کار می‌کنن؟

424
00:40:10,908 --> 00:40:13,577
‫هی، مراقب تجهیزات باشین.

425
00:40:13,577 --> 00:40:14,662
‫ممنونم.

426
00:40:55,411 --> 00:40:59,415
‫خدایا، لطفا کمکمون کن. لطفا، خدایا. پدر مقدس،
‫لطفا.

427
00:41:21,896 --> 00:41:23,981
‫- بله؟
‫- کجایی؟

428
00:41:25,107 --> 00:41:26,150
‫لیک‌وود.

429
00:41:26,150 --> 00:41:27,776
‫از امبر خبر داری؟

430
00:41:28,402 --> 00:41:29,737
‫چند روزی هست که ندارم.

431
00:41:30,529 --> 00:41:32,573
‫باید ببینمت. چقدر سریع می‌تونی برسی خونه‌مون؟

432
00:41:41,415 --> 00:41:42,583
‫یکم پیش‌زمینه لازم داری.

433
00:41:43,834 --> 00:41:46,378
‫قبل از اینکه بره، من یه ردیاب انفجاری توی کیفش
‫گذاشتم.

434
00:41:47,546 --> 00:41:48,923
‫هر روز دنبالش کرده‌ام.

435
00:41:48,923 --> 00:41:51,926
‫معمولا می‌رفت به جنگل برای تحقیقات و بر می‌گشت به
‫کمپ،

436
00:41:51,926 --> 00:41:54,553
‫اما توی 24 ساعت گذشته، رادار تکون نخورده. همینجا
‫مونده.

437
00:41:55,137 --> 00:41:57,431
‫- شاید کمپ جدیدی زده‌ان.
‫- اینجا اصلا نمی‌شه اردو زد.

438
00:41:57,431 --> 00:41:59,308
‫می‌بینی، سیگنال درست پای یه صخره است.

439
00:42:00,392 --> 00:42:01,477
‫ایناهاش.

440
00:42:01,477 --> 00:42:03,687
‫اون از ردیابش جدا شده. این اتفاقیه که افتاده.

441
00:42:03,687 --> 00:42:05,064
‫توی کوله‌پشتی‌اش بود.

442
00:42:05,564 --> 00:42:07,358
‫- شاید انداخته‌تش دور.
‫- آره.

443
00:42:08,400 --> 00:42:11,904
‫راستش تعجب می‌کنم از اینکه راضی شده با خودش ردیاب
‫ببره. اون قرار بود بی نام و نشون بره.

444
00:42:11,904 --> 00:42:14,406
‫من گذاشتمش تو کیفش. یعنی راستش خودش راضی نبود.

445
00:42:14,406 --> 00:42:16,283
‫چرا لازم بود بی نام و نشون باشه؟

446
00:42:16,283 --> 00:42:19,078
‫- برای کارش.
‫- منظورت چیه؟

447
00:42:19,078 --> 00:42:21,580
‫لازم نیست بی نام و نشون باشه، اون یه دانشمنده.

448
00:42:21,580 --> 00:42:23,040
‫نمی‌دونم چطوری برات توضیح بدم، پسر.

449
00:42:23,040 --> 00:42:26,585
‫چی؟ آخه منظورت چیه وقتی می‌گی باید بی نام و نشون
‫باشه؟

450
00:42:26,585 --> 00:42:27,795
‫حرفت اصلا قابل فهم نیست.

451
00:42:29,088 --> 00:42:31,173
‫گمونم یه چیزایی هست که نمی‌دونی.

452
00:42:32,633 --> 00:42:33,717
‫خب، بهم بگو.

453
00:42:36,387 --> 00:42:39,056
‫اون در حاشیه‌ی تحقیقاتش داره یه کاری هم برای
‫سازمان انجام می‌ده.

454
00:42:39,640 --> 00:42:42,685
‫یه کار کوچولو برای میچ. واسه اون باید بی نام و
‫نشون باشه.

455
00:42:43,727 --> 00:42:47,439
‫- یعنی اون یه افسر ارتشیه؟
‫- نه، فقط یه قرارداد جزئی بسته. یه سِمَت فرعی.

456
00:42:48,566 --> 00:42:51,652
‫کارشون اینه که هزاران نفر آدم رو به سراسر دنیا
‫می‌فرستن...

457
00:42:51,652 --> 00:42:53,862
‫- تا براشون اطلاعات جمع کنن.
‫- بله، می‌دونم CIA کارش چیه.

458
00:42:53,862 --> 00:42:56,156
‫- پس می‌بینی که خیلی هم چیز خاصی نیست.
‫- چیز خاصی نیست؟

459
00:42:56,156 --> 00:42:59,118
‫میذارنش توی یه پوشه به عنوان داده. هیچ‌کس هم نگاهش
‫نمی‌کنه.

460
00:42:59,118 --> 00:43:01,829
‫شما دو تا دروغگوهای لعنتی!

461
00:43:01,829 --> 00:43:05,874
‫اون حالا با هر موقعیتی داره برای CIA کار می‌کنه.
‫باید به من می‌گفت.

462
00:43:05,874 --> 00:43:08,502
‫حداقل تو باید بهم می‌گفتی.

463
00:43:18,304 --> 00:43:19,555
‫این خوشمزه به نظر میاد.

464
00:43:22,182 --> 00:43:23,350
‫از کجا گرفتیش؟

465
00:43:23,350 --> 00:43:24,643
‫شوخی‌ات گرفته؟

466
00:43:24,643 --> 00:43:27,229
‫نه جدی از کجا گرفتیش؟ تو مغازه‌ی من از این چیزای
‫خفن وارداتی نمی‌فروشن. از کجا گرفتیش؟

467
00:43:27,229 --> 00:43:28,314
‫از کجا گرفتیش؟

468
00:43:28,314 --> 00:43:31,692
‫از یه فروشگاه گرون مخصوص آدمای پولدار.

469
00:43:33,694 --> 00:43:34,695
‫دقیقا.

470
00:43:36,864 --> 00:43:39,825
‫این ماجراها وقتی ما فقیر بودیم شروع شد، قبل از این
‫که اون تو رو بشناسه.

471
00:43:39,825 --> 00:43:41,827
‫وای خدایا، چه داستان تاثیرگذاری.

472
00:43:41,827 --> 00:43:45,247
‫نه پول داشتین و نه باباتون بالا سرتون بوده، در
‫نتیجه تبدیل شدین به دو تا دروغگو.

473
00:43:45,873 --> 00:43:48,292
‫چطور جذبش کردن؟ از دانشگاه درش آوردن که استخدامش
‫کنن؟

474
00:43:50,377 --> 00:43:52,379
‫بهش بورسیه و پول می‌دن و حمایتش می‌کنن.

475
00:43:53,964 --> 00:43:57,217
‫پس تو کلمبیا چه کار می‌کنه؟ از مناطق حساس
‫عکس‌برداری می‌کنه؟

476
00:43:57,217 --> 00:44:00,929
‫- نه، این کارو نمی‌کنه. الان به میچ زنگ می‌زنم.
‫- این واقعا خیلی خطرناکه.

477
00:44:03,057 --> 00:44:04,183
‫بله.

478
00:44:11,774 --> 00:44:14,026
‫- همین الان می‌خواستم بهت زنگ بزنم.
‫- خب، بگو.

479
00:44:14,026 --> 00:44:15,402
‫او و دو تا دانشمند دیگه

480
00:44:15,402 --> 00:44:18,697
‫گیر گروه‌های چریکی ارتش  آزادی‌بخش کلمبیا افتادن.

481
00:44:18,697 --> 00:44:20,157
‫ما بین اون‌ها روابط داریم.

482
00:44:20,949 --> 00:44:22,993
‫رهبرشون رو می‌شناسیم. امبر مجوز داشت اونجا کار
‫کنه.

483
00:44:22,993 --> 00:44:24,912
‫یه اشتباه بود. درستش می‌کنیم.

484
00:44:24,912 --> 00:44:31,418
‫البته اون دو تا دانشمند دیگه ممکنه اعدام شده باشن،
‫ولی حال امبر خوبه.

485
00:44:31,418 --> 00:44:33,462
‫اون یه آمریکاییه، از لحاظ حقوقی جایگاهش فرق داره.

486
00:44:33,462 --> 00:44:36,382
‫ازت می‌خوام هر نیم ساعت بهم زنگ بزنی و خبرای جدید
‫رو بهم بدی.

487
00:44:36,382 --> 00:44:38,342
‫مفهومه. مواظب اوضاع هستم. منتظر باش.

488
00:44:56,485 --> 00:44:57,611
‫یه سوال ازت دارم.

489
00:44:57,611 --> 00:45:00,114
‫و می‌خوام قبل از جواب دادن، خوب فکر کنی.

490
00:45:03,534 --> 00:45:05,869
‫الان چقدر روی CIA حساب باز می‌کنی؟
