﻿1
00:02:16,875 --> 00:02:18,500
‫سال‌ها بعد

2
00:02:20,375 --> 00:02:22,541
‫زمانی که در مقابل جوخه‌ی اعدام قرار گرفت...

3
00:02:26,916 --> 00:02:28,916
‫سرهنگ آئورلیانو بوئندیا

4
00:02:30,666 --> 00:02:33,125
‫به یاد آن بعدازظهر
‫در گذشته‌های دور افتاد...

5
00:02:35,750 --> 00:02:38,250
‫که پدرش اون رو
‫برای پیدا کردن یخ با خودش برده بود

6
00:02:40,166 --> 00:02:45,541
‫« صـدسـال تـنـهـایـی »

7
00:03:12,916 --> 00:03:14,541
‫در طی روز

8
00:03:15,083 --> 00:03:17,250
‫خوزه از خروس‌جنگی‌هاش مراقبت می‌کرد

9
00:03:17,291 --> 00:03:18,875
‫و اورسولا گل‌دوزی می‌کرد

10
00:03:47,541 --> 00:03:49,291
‫فکر می‌کردم قرار نیست
‫سروکله‌ت پیدا بشه، رفیق

11
00:03:50,083 --> 00:03:52,333
‫پول زیادی روی خروست شرط بستم. آماده‌ست؟

12
00:03:52,333 --> 00:03:54,791
‫چون آماده‌ست آوردمش، رفیق

13
00:03:56,333 --> 00:03:58,000
‫مگنیفیکو، اوضاع شرط‌ها چطوره؟

14
00:03:58,041 --> 00:04:01,666
‫- خوزه، مثل همیشه بهت باور دارن
‫- بالاخره اومدی، بوئندیا!

15
00:04:03,416 --> 00:04:07,666
‫این همه صبر کردی باهام روبرو بشی
‫که فقط بیای و ببازی

16
00:04:08,541 --> 00:04:10,166
‫باورم نمیشه!

17
00:04:10,666 --> 00:04:13,416
‫امیدوارم سوپ خروس دوست داشته باشی
‫چون قراره دخلش بیاد

18
00:04:13,416 --> 00:04:15,041
‫فهمیدی؟

19
00:04:33,458 --> 00:04:35,083
‫یالا!

20
00:04:35,833 --> 00:04:37,458
‫یالا!

21
00:04:41,541 --> 00:04:43,666
‫بهش نوک بزن! آفرین!

22
00:04:44,291 --> 00:04:45,916
‫بکشش!

23
00:04:45,916 --> 00:04:47,416
‫بهش نوک بزن!

24
00:04:47,416 --> 00:04:49,791
‫بکشش! بزنش!

25
00:04:49,791 --> 00:04:52,541
‫بکشش!

26
00:04:53,166 --> 00:04:56,416
‫بهش نوک بزن!

27
00:04:56,416 --> 00:05:01,083
‫بجنب لعنتی!
‫بکشش! زود باش!

28
00:05:01,083 --> 00:05:04,291
‫آفرین! بکشش!

29
00:05:05,916 --> 00:05:07,583
‫بلند شو!

30
00:05:07,583 --> 00:05:09,375
‫یالا! بلند شو!

31
00:05:09,416 --> 00:05:13,166
‫وای خروسم!

32
00:05:16,083 --> 00:05:17,708
‫ایول

33
00:05:24,666 --> 00:05:27,708
‫ببین رفیق، زندگی همینه

34
00:05:28,916 --> 00:05:31,416
‫خروس خوبی داری، تبریک میگم

35
00:05:35,958 --> 00:05:37,583
‫بیا بغلم خوشگله

36
00:05:38,666 --> 00:05:40,291
‫هی، بوئندیا!

37
00:05:41,541 --> 00:05:43,291
‫شاید اون خروست

38
00:05:44,291 --> 00:05:45,875
‫بتونه برنده بشه

39
00:05:56,833 --> 00:05:58,458
‫برو یه اسلحه از خونه‌ت بیار

40
00:05:58,958 --> 00:06:00,583
‫می‌خوام بکشمت

41
00:06:01,083 --> 00:06:02,708
‫عصبانی شده

42
00:06:04,041 --> 00:06:05,666
‫عصبانی شده

43
00:06:12,708 --> 00:06:14,333
‫چه مرگته بابا؟

44
00:06:17,333 --> 00:06:19,291
‫- عالی بود
‫- آره

45
00:06:28,083 --> 00:06:29,708
‫خوزه آرکادیو

46
00:06:32,333 --> 00:06:33,958
‫خوزه آرکادیو!

47
00:07:59,166 --> 00:08:01,708
‫اگر ایگوانا به ‌دنیا آوردی
‫ایگوانا بزرگ می‌کنیم

48
00:08:02,791 --> 00:08:05,833
‫ولی دیگه توی این شهر
‫هیچکس به‌خاطر ما نمی‌میره

49
00:08:22,416 --> 00:08:25,583
‫به عنوان مقامات ارشد این شهر

50
00:08:25,625 --> 00:08:29,958
‫من و شهردار تصمیم‌مون رو گرفتیم

51
00:08:30,000 --> 00:08:33,041
‫با اینکه مرگ
‫جناب پرودنسیو آگیلار اتفاق غم‌انگیزی بوده

52
00:08:33,625 --> 00:08:37,291
‫ما به این نتیجه رسیدیم که مرگ ایشون
‫ناشی از دوئل اعاده‌ی حیثیت بوده

53
00:08:38,750 --> 00:08:43,916
‫بنابراین، جناب خوزه آرکادیو بوئندیا رو

54
00:08:44,625 --> 00:08:46,500
‫بی‌گناه تشخیص دادیم

55
00:08:46,500 --> 00:08:48,000
‫- نه!
‫- عادلانه نیست!

56
00:08:58,041 --> 00:09:00,291
‫آفرین. ممنونم

57
00:09:01,041 --> 00:09:04,291
‫چند تا لیوان نوشیدنی لازم داری
‫تا تلخی این قضیه از دهنت بره

58
00:09:58,000 --> 00:09:59,625
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

59
00:10:00,333 --> 00:10:02,208
‫خودت می‌دونی تقصیر خودت بود

60
00:10:03,333 --> 00:10:04,916
‫برو به جهنم

61
00:10:31,250 --> 00:10:34,625
‫هر دفعه بیای، بازم می‌کشمت

62
00:10:37,083 --> 00:10:40,083
‫خوزه آرکادیو بوئندیا
‫جرات نکرد نیزه‌ش رو پرت کنه

63
00:10:41,583 --> 00:10:43,500
‫و پرودنسیو آگیلار جایی نرفت

64
00:10:48,333 --> 00:10:50,375
‫بعد از اون دیگه آرامش از زندگی‌شون رخت بست

65
00:10:58,708 --> 00:11:00,958
‫فلاکت بی‌اندازه‌ای که در نگاه

66
00:11:00,958 --> 00:11:03,625
‫اون مَرد مرده موج می‌زد
‫اون‌ها رو عذاب می‌داد

67
00:11:10,583 --> 00:11:13,250
‫دلتنگی عمیقی که برای زنده‌ها حس می‌کرد...

68
00:11:22,250 --> 00:11:24,375
‫پریشانیش درحالی ‌که کل خونه رو

69
00:11:24,375 --> 00:11:27,208
‫به دنبال آب می‌گشت
‫تا بتونه زخمش رو بشوره

70
00:11:32,083 --> 00:11:35,958
‫دیدن جستجوی اون مرد مرده
‫چنان اورسولا رو تحت‌تاثیر قرار داد

71
00:11:35,958 --> 00:11:38,458
‫که چندین ظرف آب توی خونه براش گذاشت

72
00:11:41,000 --> 00:11:43,208
‫باید چیکار کنم تا بری پی کارت؟

73
00:11:53,125 --> 00:11:54,750
‫اشکال نداره، پرودنسیو

74
00:11:56,250 --> 00:11:59,083
‫تا جایی که می‌تونیم
‫از این شهر دور میشیم

75
00:11:59,625 --> 00:12:01,250
‫و هرگز برنمی‌گردیم

76
00:12:22,791 --> 00:12:24,375
‫کجا بریم؟

77
00:12:31,416 --> 00:12:33,916
‫میریم دریای اون سمت کوهستان رو پیدا می‌کنیم

78
00:12:38,083 --> 00:12:40,958
‫چرت نگو. تابحال هیچکس تا اونجا نرفته

79
00:12:42,291 --> 00:12:43,916
‫دقیقاً

80
00:12:45,583 --> 00:12:47,208
‫یه جایی پیدا می‌کنیم

81
00:12:48,583 --> 00:12:51,666
‫که توش نگرانی‌های اجدادمون
‫روی شونه‌هامون سنگینی نکنه

82
00:12:52,916 --> 00:12:55,166
‫جایی که بتونیم
‫در آرامش به همدیگه عشق بورزیم...

83
00:12:57,333 --> 00:12:58,958
‫و یه خانواده تشکیل بدیم

84
00:13:13,791 --> 00:13:15,416
‫ممنون، بابا

85
00:13:18,416 --> 00:13:20,041
‫خداحافظ، مامان

86
00:13:22,666 --> 00:13:24,291
‫اورسولا...

87
00:13:26,541 --> 00:13:28,125
‫هر جا هم برین...

88
00:13:30,916 --> 00:13:33,291
‫هیچوقت نمی‌تونین از تقدیرتون فرار کنین

89
00:13:43,041 --> 00:13:44,625
‫مراقب خودتون باشین

90
00:14:09,916 --> 00:14:11,541
‫بریم، رفیق

91
00:14:32,083 --> 00:14:34,916
‫و اینطور شد که راه کوهستان رو در پیش گرفتن

92
00:14:36,458 --> 00:14:39,958
‫چندین دوست خوزه آرکادیو بوئندیا
‫مردان جوانی مثل خودش

93
00:14:41,291 --> 00:14:42,958
‫که مشتاق ماجراجویی بودن

94
00:14:44,333 --> 00:14:47,625
‫زن و بچه‌ها و وسایلشون رو برداشتن

95
00:14:47,666 --> 00:14:50,166
‫و به سمت سرزمینی که هیچکس
‫بهشون وعده نداده بود حرکت کردن

96
00:15:25,208 --> 00:15:26,833
‫خطر

97
00:15:27,416 --> 00:15:29,666
‫مرد حلق‌آویز دنیا رو متفاوت می‌بینه

98
00:15:35,541 --> 00:15:37,166
‫کارت‌هات رو برات خونده؟

99
00:15:37,166 --> 00:15:38,791
‫آره خیلی وقته

100
00:17:06,958 --> 00:17:09,750
‫اورسولا با کمک پیلار ترنرا

101
00:17:09,750 --> 00:17:11,583
‫پسری به‌دنیا آورد
‫که کاملاً انسان بود

102
00:17:43,333 --> 00:17:44,958
‫بیاین!

103
00:17:51,541 --> 00:17:53,500
‫آروم! آروم!

104
00:17:53,541 --> 00:17:56,083
‫آروم باش پسر!

105
00:17:59,208 --> 00:18:00,833
‫جلوشو بگیرین!

106
00:18:16,458 --> 00:18:18,083
‫بیا، گری

107
00:18:54,833 --> 00:18:57,833
‫نگران نباش، گرینلدو
‫به دریا نزدیک‌تر شدیم

108
00:19:14,833 --> 00:19:18,458
‫یه روز صبح، بعد از حدوداً 2 سال سفر

109
00:19:18,458 --> 00:19:22,750
‫اولین انسان‌هایی شدن
‫که دامنه‌ی غربی کوهستان رو به چشم می‌دیدن

110
00:19:30,708 --> 00:19:32,083
‫از قله‌ی پوشیده از ابر

111
00:19:32,083 --> 00:19:35,583
‫گستره‌ی وسیع مردابی عظیم رو دیدن

112
00:19:36,958 --> 00:19:39,458
‫که تا اون سر دنیا ادامه داشت

113
00:19:43,583 --> 00:19:45,208
‫ولی هیچ دریایی ندیدن

114
00:19:47,958 --> 00:19:51,166
‫- دریا کدوم گوریه؟ کجاست؟
‫- هی! بس کن!

115
00:19:51,208 --> 00:19:52,791
‫گرینلدو، آروم باش!

116
00:19:55,333 --> 00:19:57,333
‫حتماً بعد از این مرداب بزرگه

117
00:20:43,916 --> 00:20:45,583
‫هی!

118
00:20:45,625 --> 00:20:47,208
‫لطفاً وایسا!

119
00:20:47,750 --> 00:20:49,375
‫وایسا!

120
00:21:01,250 --> 00:21:02,833
‫داریم دور خودمون می‌چرخیم

121
00:21:04,250 --> 00:21:06,125
‫اصلاً نمی‌دونه کجاییم

122
00:21:08,166 --> 00:21:10,250
‫باید راهمون رو توی خشکی پیدا کنیم

123
00:21:23,041 --> 00:21:24,708
‫یه روز بعدازظهر

124
00:21:24,750 --> 00:21:28,125
‫بعد از ماه‌ها سرگردانی در مرداب

125
00:21:29,625 --> 00:21:31,750
‫کنار رودخونه‌ای سنگلاخی چادر زدن

126
00:21:31,750 --> 00:21:34,625
‫ که آبش مثل موجی از شیشه‌های یخ‌زده بود

127
00:21:41,416 --> 00:21:43,625
‫مرداب بزرگ حتماً یه جایی تموم میشه

128
00:21:45,625 --> 00:21:49,000
‫باید یه راهی پیدا کنیم
‫که ازش بگذریم و به دریا برسیم

129
00:21:49,833 --> 00:21:51,833
‫وقتشه از فکر و خیال دربیای

130
00:21:54,875 --> 00:21:56,833
‫مگه نمی‌بینی مردمت چه وضعی دارن؟

131
00:22:55,875 --> 00:22:58,291
‫خوزه آرکادیو بوئندیا اون شب خواب دید

132
00:22:59,666 --> 00:23:02,625
‫که شهری پرجنب‌و‌جوش اونجا برپا شده...

133
00:23:04,500 --> 00:23:07,500
‫که خونه‌هاش دیوارهایی پوشیده از آینه داشتن

134
00:23:08,500 --> 00:23:10,125
‫پرسید این چه شهریه؟

135
00:23:11,000 --> 00:23:14,041
‫و اسمی بهش گفتن
‫که تابحال نشنیده بود

136
00:23:15,625 --> 00:23:17,625
‫اسمی که هیچ معنایی نداشت...

137
00:23:19,541 --> 00:23:22,541
‫ولی طنینی فراطبیعی در رویاش داشت...

138
00:23:25,916 --> 00:23:27,541
‫ماکوندو

139
00:23:37,750 --> 00:23:39,333
‫بیا

140
00:23:39,666 --> 00:23:41,291
‫بیاین

141
00:23:52,375 --> 00:23:54,000
‫گرینلدو...

142
00:23:57,833 --> 00:23:59,833
‫می‌دونم نه دریا رو پیدا کردیم

143
00:24:00,583 --> 00:24:02,458
‫نه جایی برای زندگی

144
00:24:04,458 --> 00:24:06,458
‫ولی احمقانه‌ست که بخوایم
‫بیشتر از این بگردیم

145
00:24:11,083 --> 00:24:13,833
‫همه آزادن که مسیر خودشون رو انتخاب کنن...

146
00:24:16,083 --> 00:24:17,875
‫ولی ما همین‌جا می‌مونیم

147
00:24:20,333 --> 00:24:22,708
‫خونه‌ی رویاهامون رو همین‌جا می‌سازیم

148
00:24:23,333 --> 00:24:24,958
‫خونه‌‌ی بچه‌هامون

149
00:24:26,500 --> 00:24:30,250
‫جایی که هیچکس نمی‌تونه برای بقیه
‫تعیین تکلیف کنه. حتی درورد نحوه‌ی مرگشون

150
00:24:35,958 --> 00:24:37,541
‫و اسم اینجا...

151
00:24:39,458 --> 00:24:41,041
‫ماکوندو خواهد بود

152
00:24:50,708 --> 00:24:53,458
‫خوزه آرکادیو، چرا اینجوری‌ای؟
‫برگرد خونه

153
00:24:54,458 --> 00:24:58,333
‫ماکوندو روستایی متشکل از 20 خونه
‫از جنس خشت و نی بود

154
00:24:59,458 --> 00:25:01,750
‫که در ساحل رودخونه‌ای زلال

155
00:25:01,750 --> 00:25:04,958
‫با بستری از سنگ‌های صیقلی ساخته شده بود

156
00:25:04,958 --> 00:25:07,750
‫سنگ‌هایی سفید و بزرگ
‫ مثل کوه‌های ماقبل تاریخ

157
00:25:13,708 --> 00:25:15,583
‫- سلام بابا!
‫- سلام پسرم!

158
00:25:16,208 --> 00:25:19,708
‫دنیا اونقدر ناشناخته و جدید بود
‫که خیلی چیزها اسم نداشتن

159
00:25:20,708 --> 00:25:23,500
‫برای صحبت درموردشون
‫باید بهشون اشاره می‌کردی

160
00:25:23,500 --> 00:25:25,125
‫خوزه آرکادیو!

161
00:25:27,708 --> 00:25:32,125
‫عزیزم، لطفاً این کوروزوها رو بده مامانت
‫تا یه آب‌میوه‌ی خوشمزه برات درست کنه

162
00:25:32,125 --> 00:25:33,750
‫ممنون

163
00:25:35,583 --> 00:25:38,875
‫خوزه آرکادیو بوئندیا
‫خونه‌ها رو جوری چیده بود

164
00:25:39,875 --> 00:25:42,166
‫که می‌شد از هرکدوم مستقیماً

165
00:25:42,208 --> 00:25:44,250
‫به رودخونه رسید و آب آورد

166
00:25:45,958 --> 00:25:48,208
‫خیابون‌ها رو اونقدر خوب چیده بود

167
00:25:48,208 --> 00:25:51,208
‫که هیچ خونه‌ای در گرمای ظهر
‫بیشتر از بقیه آفتاب نمی‌خورد

168
00:25:59,958 --> 00:26:01,625
‫آب‌میوه می‌خوای؟

169
00:26:01,666 --> 00:26:03,250
‫باشه. بیا بریم

170
00:26:18,416 --> 00:26:20,416
‫پرنده کوچولو اینجا زندگی می‌کنه

171
00:26:25,166 --> 00:26:26,791
‫در طی سال‌های بعد

172
00:26:27,666 --> 00:26:30,958
‫خوزه آرکادیو بوئندیا
‫نه تنها خونه‌ی خودش رو

173
00:26:30,958 --> 00:26:33,666
‫بلکه کل روستا رو پر از مرغ‌انجیر، قناری

174
00:26:34,541 --> 00:26:36,333
‫کبودمرغ و سینه‌سرخ کرد

175
00:26:41,541 --> 00:26:45,083
‫آواز اون همه پرنده اونقدر گیج‌کننده شد

176
00:27:30,500 --> 00:27:32,125
‫شماها کی هستین؟

177
00:27:33,208 --> 00:27:34,791
‫اسم من "ملکیادس"ـه

178
00:27:35,958 --> 00:27:37,541
‫و این خانوادمه

179
00:27:38,458 --> 00:27:40,333
‫راه درازی رو تا اینجا طی کردیم

180
00:27:43,125 --> 00:27:44,750
‫چطوری ما رو پیدا کردین؟

181
00:27:46,500 --> 00:27:48,125
‫با صدای پرنده‌ها

182
00:27:48,333 --> 00:27:50,833
‫داشتیم از مرداب بزرگ می‌گذشتیم

183
00:27:52,458 --> 00:27:54,333
‫و صدای آوازشون ما رو به اینجا کشوند

184
00:27:55,250 --> 00:27:56,958
‫خوشبختم

185
00:28:02,000 --> 00:28:03,625
‫من خوزه آرکادیو بوئندیا هستم...

186
00:28:06,208 --> 00:28:08,208
‫و اسم این شهر "ماکوندو"ـه

187
00:28:14,583 --> 00:28:19,416
‫خانم‌ها و آقایون، ما هشتمین عجایب دنیا
‫که توسط کیمیاگرهای خردمند مقدونیه

188
00:28:19,458 --> 00:28:22,708
‫ اختراع شده رو به این سرزمین دوردست آوردیم

189
00:28:24,083 --> 00:28:28,750
‫هرکس می‌خواد این اختراع شگفت‌انگیز رو ببینه

190
00:28:29,583 --> 00:28:32,083
‫امروز، شاهد جان گرفتن
‫اجسام بی‌جان خواهید بود

191
00:28:35,458 --> 00:28:37,875
‫فقط باید ارواح‌شون رو بیدار کنیم

192
00:29:29,375 --> 00:29:31,000
‫این سحر و جادوئه!

193
00:29:32,250 --> 00:29:33,875
‫نه خانم

194
00:29:33,875 --> 00:29:35,500
‫علم و دانشه

195
00:29:37,000 --> 00:29:38,625
‫و اگر می‌خواین شاهد چیزهای بیشتری باشین

196
00:29:39,583 --> 00:29:41,833
‫می‌تونین بیاین از نمایش‌مون دیدن کنین

197
00:29:48,958 --> 00:29:50,583
‫خوزه آرکادیو بوئندیا

198
00:29:51,708 --> 00:29:53,166
‫که تصورات بی‌حد و مرزش

199
00:29:53,208 --> 00:29:56,375
‫همیشه فراتر از نبوغ طبیعت

200
00:29:56,375 --> 00:29:58,000
‫معجزه و جادو بود

201
00:29:58,625 --> 00:30:01,791
‫با خودش فکر کرد
‫می‌تونه با اون اختراع بی‌مصرف

202
00:30:01,833 --> 00:30:03,833
‫از زمین طلا استخراج کنه

203
00:30:08,833 --> 00:30:10,125
‫اینا رو نمی‌بری

204
00:30:10,125 --> 00:30:12,208
‫ولی اونا فلزها رو به سمت خودشون می‌کشن

205
00:30:12,208 --> 00:30:14,375
‫و برای خورد و خوراک‌مون
‫ به بزها احتیاج داریم

206
00:30:14,375 --> 00:30:16,416
‫متوجه نیستی که می‌تونیم
‫یه عالمه طلا جمع کنیم؟

207
00:30:16,458 --> 00:30:18,583
‫طلا توی این شهر به چه دردی می‌خوره؟

208
00:30:19,125 --> 00:30:21,833
‫عزیزم، ماکوندو تا همیشه
‫این شکلی باقی نمی‌مونه

209
00:30:22,458 --> 00:30:24,125
‫باید به فکر آینده باشیم

210
00:31:06,416 --> 00:31:09,500
‫متاسفانه نمی‌تونم آهنرباها رو
‫برای همچین هدفی بهت بفروشم

211
00:31:11,500 --> 00:31:13,125
‫نتیجه‌گیری‌ت منطقیه

212
00:31:14,000 --> 00:31:17,416
‫ولی بطور متناقضی
‫فلزهای باارزش جذبشون نمیشن

213
00:31:30,666 --> 00:31:33,041
‫شاید روی مقادیر کم جواب نمیده...

214
00:31:35,750 --> 00:31:38,625
‫ولی مطمئنم برای بیرون کشیدن سنگ‌های بزرگ

215
00:31:39,125 --> 00:31:40,750
‫یا گنج‌های کامل جواب میده

216
00:31:41,625 --> 00:31:43,250
‫می‌تونم پولشون رو بدم

217
00:31:43,625 --> 00:31:46,166
‫وجدانم اجازه نمیده
‫اینا رو بهت بفروشم، باور کن

218
00:31:47,250 --> 00:31:48,833
‫اینطوری سرمایه‌تو از دست میدی

219
00:31:53,750 --> 00:31:55,500
‫بذار خودم امتحانش کنم

220
00:31:56,250 --> 00:31:57,833
‫تو که چیزی از دست نمیدی

221
00:32:06,250 --> 00:32:07,833
‫خیلی‌خب

222
00:32:08,916 --> 00:32:10,541
‫از شور و شوقت خوشم میاد

223
00:32:19,375 --> 00:32:21,166
‫گرینلدو، چیکار داری می‌کنی؟

224
00:32:21,166 --> 00:32:23,208
‫اینجا رو که گشتیم
‫برو اونجا رو بگرد

225
00:32:23,250 --> 00:32:25,458
‫چرا زودتر بهم نگفتی؟

226
00:32:25,500 --> 00:32:28,166
‫معلومه دیگه. احمقی

227
00:32:28,166 --> 00:32:30,625
‫- تو همون‌جا بمون. خودم میرم می‌گردم
‫- باشه. برگرد سر کارت

228
00:32:33,750 --> 00:32:35,625
‫هی! بیاین اینجا!

229
00:32:43,375 --> 00:32:45,000
‫حتماً چیز بزرگیه

230
00:32:57,500 --> 00:32:59,083
‫جسده

231
00:33:00,291 --> 00:33:04,875
‫بعد از یه هفته
‫ تنها چیزی که تونستیم پیدا کنیم یه جسده

232
00:33:44,333 --> 00:33:46,708
‫پس اون همه طلایی
‫که قرار بود پیدا کنی چی شد؟

233
00:33:56,125 --> 00:33:58,125
‫باید بزها رو برگردونی

234
00:33:59,208 --> 00:34:00,791
‫بزها دیگه مال ما نیستن

235
00:34:03,458 --> 00:34:06,333
‫اگر خودت با اون کولی
‫کلاهبردار حرف نزنی، خودم میرم سراغش

236
00:34:10,458 --> 00:34:12,958
‫نمی‌تونیم حیوون‌هامون رو بدیم برن

237
00:34:15,125 --> 00:34:16,750
‫بخصوص الان

238
00:34:18,083 --> 00:34:19,666
‫بخصوص الان؟

239
00:34:24,000 --> 00:34:26,375
‫زنم حتی نمی‌ذاره
‫ببرمشون توی خونه

240
00:34:28,041 --> 00:34:30,000
‫حداقل خودت دیدی

241
00:34:31,541 --> 00:34:35,041
‫تجربه... مهم‌ترین چیز توی زندگیه

242
00:34:36,666 --> 00:34:39,916
‫می‌تونی بزهات رو ببری، بیرون منتظرتن

243
00:34:46,625 --> 00:34:48,208
‫ملکیادس...

244
00:34:50,125 --> 00:34:51,750
‫میشه یه سوالی ازت بپرسم؟

245
00:34:52,541 --> 00:34:54,166
‫بفرما

246
00:34:58,125 --> 00:35:00,541
‫چطوری توی مرداب گم نشدین؟

247
00:35:00,541 --> 00:35:02,166
‫مرداب سردرگم‌ کننده و خطرناکیه

248
00:35:03,166 --> 00:35:05,375
‫سفر طولانی و سختی بود

249
00:35:05,916 --> 00:35:08,375
‫ولی ابزارهامون همیشه راهنمامون بودن

250
00:35:10,041 --> 00:35:11,666
‫چه ابزاری؟

251
00:35:14,916 --> 00:35:16,541
‫یه لحظه وایسا

252
00:35:22,541 --> 00:35:25,375
‫ببین. این یه "اسطرلاب"ـه

253
00:35:26,041 --> 00:35:31,958
‫قرن‌هاست که انسان‌ها سعی کردن
‫برای درک زمین، آسمون رو مطالعه کنن

254
00:35:32,000 --> 00:35:33,583
‫بیا

255
00:35:34,041 --> 00:35:36,041
‫علم داره فاصله‌ها رو از بین می‌بره

256
00:35:42,291 --> 00:35:43,916
‫اینم یه زاویه‌یابه

257
00:35:44,500 --> 00:35:49,083
‫به‌زودی، انسان حتی بدون ترک خونه‌ش

258
00:35:49,125 --> 00:35:50,708
‫ می‌تونه بفهمه

259
00:35:52,000 --> 00:35:53,625
‫در هر نقطه‌ای از جهان چه خبره

260
00:35:55,000 --> 00:35:57,375
‫اینا نقشه‌های پرتغالی هستن
‫خیلی قدیمی‌ان

261
00:35:58,625 --> 00:36:00,250
‫ببین

262
00:36:02,000 --> 00:36:04,375
‫این بهت یاد میده
‫چطوری ازشون استفاده کنی

263
00:36:12,000 --> 00:36:13,625
‫همه‌شون مال خودت

264
00:36:15,250 --> 00:36:16,958
‫ممنونم، ملکیادس

265
00:36:17,000 --> 00:36:20,250
‫اون روز، خوزه آرکادیو بوئندیا مطمئن بود

266
00:36:21,125 --> 00:36:24,000
‫که یک دوستی فوق‌ا‌لعاده
‫بینشون آغاز شده

267
00:36:41,791 --> 00:36:45,375
‫شب‌های متوالی رو صرف
‫تماشای حرکت ستاره‌ها کرد

268
00:36:48,250 --> 00:36:51,875
‫وقتی در استفاده و کار با ابزارهاش، خبره شد

269
00:36:52,666 --> 00:36:56,750
‫تونست عالمی رو تصور کنه، که بهش
‫ اجازه داد در دریاهای ناشناخته سفر کنه

270
00:36:57,666 --> 00:36:59,916
‫از مناطق دارای سکنه دیدن کنه

271
00:37:00,750 --> 00:37:03,416
‫و با موجوداتی شگفت‌انگیز
‫ارتباط برقرار کنه

272
00:37:07,666 --> 00:37:11,041
‫نمی‌دونم داری با این نقشه‌ها چیکار می‌کنی
‫ولی برو یه جای دیگه بشین

273
00:37:12,166 --> 00:37:13,958
‫می‌خوام بفهمم ماکوندو کجاست

274
00:37:13,958 --> 00:37:16,541
‫تا ببینم بالاخره می‌تونم
‫راهی برای رسیدن به تمدن پیدا کنم یا نه

275
00:37:17,041 --> 00:37:18,666
‫خودم جوابشو می‌دونم

276
00:37:18,916 --> 00:37:21,458
‫ماکوندو اینجاست
‫و تو توی آسمونا سیر می‌کنی

277
00:37:22,916 --> 00:37:24,583
‫خوزه آرکادیو بوئندیا، وقت غذاست!

278
00:37:29,041 --> 00:37:31,541
‫اول دستات رو بشور. خیلی کثیفن

279
00:37:32,333 --> 00:37:33,958
‫بیا بریم

280
00:38:11,666 --> 00:38:13,250
‫خداحافظ، بابا!

281
00:38:15,041 --> 00:38:16,625
‫خداحافظ پسرم!

282
00:39:00,708 --> 00:39:03,166
‫این کشتی باید
‫حداقل 200 سال قدمت داشته باشه

283
00:39:38,041 --> 00:39:39,625
‫باید همین نزدیکیا باشه

284
00:39:42,208 --> 00:39:43,833
‫چی باید همین نزدیکیا باشه؟

285
00:39:44,416 --> 00:39:46,041
‫دریا!

286
00:40:03,791 --> 00:40:06,958
‫چیزی که پیدا کرد
‫روحیه‌ی خوزه آرکادیو بوئندیا رو درهم شکست

287
00:40:09,166 --> 00:40:11,083
‫عقیده داشت بازی سرنوشتشه

288
00:40:11,083 --> 00:40:13,458
‫که بعد از اون همه گشتن و فداکاری

289
00:40:13,958 --> 00:40:15,583
‫دریا رو پیدا نکرد

290
00:40:16,083 --> 00:40:18,791
‫و حالا بدون اینکه دنبالش بگرده پیداش کرد

291
00:40:28,666 --> 00:40:31,541
‫دقیقاً قبل از رسیدن به دریا
‫تسلیم شدیم، اورسولا

292
00:40:31,541 --> 00:40:33,166
‫دورتادور ماکوندو آبه

293
00:40:40,958 --> 00:40:42,375
‫یه سری اندازه‌گیری انجام دادیم

294
00:40:42,375 --> 00:40:45,125
‫ولی برای کامل کردن نقشه
‫اندازه‌گیری‌های بیشتری لازم داریم

295
00:40:47,083 --> 00:40:49,583
‫باید یه سفر اکتشافی دیگه بریم

296
00:40:55,083 --> 00:40:56,958
‫باید با دنیا ارتباط برقرار کنیم

297
00:40:57,833 --> 00:41:00,333
‫نمی‌تونی دوباره بری
‫خوزه آرکادیو بوئندیا

298
00:41:03,375 --> 00:41:05,000
‫نمی‌بینی بهت نیاز داریم؟

299
00:41:33,916 --> 00:41:35,541
‫بیا اینجا

300
00:41:36,458 --> 00:41:38,083
‫گوش کن

301
00:41:47,375 --> 00:41:50,791
‫آئورلیانو اولین انسانی بود
‫که توی ماکوندو به‌دنیا میومد

302
00:41:54,166 --> 00:41:55,791
‫با چشمان باز به‌دنیا اومده بود

303
00:41:56,875 --> 00:41:59,791
‫و با کنجکاوی بی‌تفاوتی
‫دنیا رو تماشا می‌کرد

304
00:42:01,375 --> 00:42:04,750
‫اورسولا تا سال‌ها بعد
‫سنگینی و نافذ بودن اون نگاه رو

305
00:42:05,250 --> 00:42:06,875
‫به یاد نیاورد

306
00:42:07,291 --> 00:42:10,500
‫تا اینکه یک روز بعدازظهر
‫آئورلیانو بوئندیا برای اولین بار پیشگویی کرد

307
00:42:12,375 --> 00:42:14,541
‫مامان، ظرف الان میفته

308
00:42:16,000 --> 00:42:17,583
‫ظرف جاش درسته، آئورلیانو

309
00:42:29,125 --> 00:42:31,958
‫وقتی کم‌کم متوجه شد
‫می‌تونه آینده رو پیش‌بینی کنه

310
00:42:36,208 --> 00:42:39,916
‫سرهنگ آئورلیانو بوئندیا
‫فکر کرد ‫با نشونه‌ای قطعی

311
00:42:39,958 --> 00:42:45,500
صریح و مسلم، مرگش رو خواهد دید

312
00:42:48,875 --> 00:42:51,125
‫ولی تا لحظاتی قبل از مرگش...

313
00:42:53,958 --> 00:42:55,750
‫خبری از اون نشونه نشده بود

314
00:43:01,958 --> 00:43:04,375
‫« بر اساس رمانی از گابریل گارسیا مارکز »
