﻿1
00:00:11,791 --> 00:00:14,666
« سریال « صد سال تنهایی

2
00:00:52,041 --> 00:00:53,875
،تلاش خسته‌کننده‌ای بود

3
00:00:54,625 --> 00:00:56,500
،اما در روز مشخص شده برای مراسم

4
00:00:57,000 --> 00:00:59,416
...رمدیوس در راه و روش زندگی

5
00:00:59,500 --> 00:01:01,291
.به اندازه خواهرانش ماهر شده بود

6
00:01:10,541 --> 00:01:12,291
،از طرف دیگه، آئورلیانو

7
00:01:12,875 --> 00:01:14,625
...که چکمه‌هایی پاش بود که

8
00:01:14,750 --> 00:01:18,625
چندین سال بعد در مواجه شدن با
،جوخه آتش هم قرار بود پاش باشه

9
00:01:19,625 --> 00:01:21,166
.بغض در گلو داشت

10
00:01:32,291 --> 00:01:33,916
،همانطور که اورسولا برنامه‌ریزی کرده بود

11
00:01:34,583 --> 00:01:36,791
...ربکا هم همون روز ازدواج می‌کرد

12
00:01:36,833 --> 00:01:39,583
خانم ربکا، یکی اومده دیدن شما

13
00:01:39,666 --> 00:01:41,166
،اما شب قبلش...

14
00:01:41,833 --> 00:01:46,291
پیترو کرسپی نامه‌ای دریافت کرد
،که خبر از مرگ قریب‌الوقوع گولیا می‌داد

15
00:01:46,333 --> 00:01:47,291
،مادرش

16
00:01:48,083 --> 00:01:50,208
.و اون فورا به سمت پایتخت رفت

17
00:01:55,041 --> 00:01:56,041
گولیا؟

18
00:02:00,333 --> 00:02:01,291
پیترو کجاست؟

19
00:02:01,791 --> 00:02:03,833
می‌خوام قبل عروسی ببینمش؟

20
00:02:05,291 --> 00:02:08,166
واسه عروسی اینو که تنت نمی‌کنی، مگه نه؟

21
00:03:13,958 --> 00:03:16,458
آئورلیانو، حلقه رو بگیر. بعد از من تکرار کن

22
00:03:17,458 --> 00:03:18,375
...من، آئو

23
00:03:20,458 --> 00:03:22,208
حلقه افتاد

24
00:04:02,583 --> 00:04:03,625
،از اون روز به بعد

25
00:04:04,875 --> 00:04:07,958
...ظرافت و آرامشی که رمدیوس همیشه

26
00:04:08,083 --> 00:04:10,833
.در مقابل فلاکت از خود نشون می‌داد آشکار شد

27
00:04:11,583 --> 00:04:14,208
...من، آئورلیانو بوئندیا

28
00:04:15,250 --> 00:04:17,333
...من، آئورلیانو بوئندیا

29
00:04:17,458 --> 00:04:19,458
.رمدیوس موسکوته را به همسری قبول می‌کنم

30
00:04:19,583 --> 00:04:21,458
.رمدیوس موسکوته را به همسری قبول می‌کنم

31
00:04:21,583 --> 00:04:22,708
...قول می‌دهم صادق باشم

32
00:04:23,208 --> 00:04:24,708
...قول می‌دهم صادق باشم

33
00:04:24,833 --> 00:04:26,583
.تا زمانی که مرگ ما را از هم جدا کند

34
00:04:26,708 --> 00:04:28,250
.تا زمانی که مرگ ما را از هم جدا کند

35
00:04:32,083 --> 00:04:35,541
من، رمدیوس موسکوته، آئورلیانو بوئندیا را
به عنوان شوهرم قبول می‌کنم

36
00:04:35,541 --> 00:04:36,708
من، رمدیوس موسکوته، آئورلیانو بوئندیا را
به عنوان شوهرم قبول می‌کنم

37
00:04:37,958 --> 00:04:41,041
،به تو قول می‌دهم صادق باشم
،در مریضی و سلامتی

38
00:04:41,041 --> 00:04:43,375
،به تو قول می‌دهم صادق باشم
،در مریضی و سلامتی

39
00:04:43,458 --> 00:04:44,958
.تا زمانی که مرگ ما را از هم جدا کند

40
00:04:47,458 --> 00:04:50,583
چیکار کردی؟ -
بگذارید این نمونه‌ای برای همه‌ی ما باشد -

41
00:04:51,083 --> 00:04:53,958
،تا اوضاع در مسیر درست باقی بماند

42
00:04:55,458 --> 00:04:58,708
همانطور که آقای آپولینار موسکوته
.ما را به ماکوندو آورد

43
00:05:00,458 --> 00:05:01,750
من حالا شما را زن و شوهر اعلام می‌کنم

44
00:05:01,750 --> 00:05:02,958
من حالا شما را زن و شوهر اعلام می‌کنم

45
00:05:11,583 --> 00:05:15,166
.اینجا خانواده مارکز و ویزبال تشریف دارن

46
00:05:18,166 --> 00:05:19,166
عصر بخیر

47
00:05:20,583 --> 00:05:22,708
متوجه شدم که شما از موسسین هستین

48
00:05:22,791 --> 00:05:26,166
همینطوره. گرینلدو مارکز -
خوشوفتم -

49
00:05:26,291 --> 00:05:29,541
...پدر نیکانور رینا افتخار دادن

50
00:05:29,666 --> 00:05:33,541
تا فعالیت‌های معنوی خودشون
.در سانتا مارتا رو رها کنن تا اینجا پیش ما باشن

51
00:05:33,583 --> 00:05:37,666
.خانم موسکوته، لازم نیست همچین حرفی بزنید
باور کنید، افتخار از آن بنده‌ست

52
00:05:38,833 --> 00:05:41,166
حال شما؟ -
خوشوفتم. ایزابل هستم -

53
00:05:41,291 --> 00:05:43,166
نظرتون راجع‌به شهر چیه؟

54
00:05:43,208 --> 00:05:46,916
.همانطور که تصورش میشه
حالا با حضور خداوند بهتر هم هست

55
00:05:48,291 --> 00:05:49,541
همراه من بیاید -
ممنونم -

56
00:05:49,583 --> 00:05:52,166
خیال می‌کنه کیه؟ -
آروم باش. آروم -

57
00:06:19,583 --> 00:06:22,458
اورسولا، تصورش هم نمی‌تونم بکنم
...کارهایی رو که برای

58
00:06:22,583 --> 00:06:24,708
نگه‌ داشتن این خانواده به تنهایی انجام دادی

59
00:06:28,083 --> 00:06:30,583
خوشبختانه، من با کار کردن غریبه نیستم، آقای نیکانور

60
00:06:30,625 --> 00:06:31,458
البته

61
00:06:33,083 --> 00:06:35,458
بازم برای هر دوی شما دعا می‌کنم

62
00:06:35,958 --> 00:06:36,000
نگران نباش عزیزم

63
00:06:36,500 --> 00:06:38,208
ربکا. کجا داری میری؟

64
00:06:42,291 --> 00:06:44,250
تو نامه رو فرستاده بودی؟

65
00:06:44,291 --> 00:06:46,541
ربکا... بس کن

66
00:06:47,500 --> 00:06:49,500
.این مهربانانه‌ترین راه بود

67
00:06:50,416 --> 00:06:52,125
راه دیگه‌ش کشتنت بود

68
00:06:54,541 --> 00:06:56,875
آمارانتا، می‌خوای با من بیای؟ -
البته -

69
00:06:58,500 --> 00:06:59,291
ممنون

70
00:07:31,000 --> 00:07:32,250
مادرم کجاست؟

71
00:07:46,625 --> 00:07:49,250
،ما زمانی که باید نمی‌میریم
بلکه زمانی که می‌تونیم می‌میریم

72
00:07:49,291 --> 00:07:51,625
،ما زمانی که باید نمی‌میریم
بلکه زمانی که می‌تونیم می‌میریم

73
00:07:53,625 --> 00:07:55,666
...ما زمانی که باید نمی‌میریم

74
00:07:55,750 --> 00:07:57,375
...ما زمانی که باید نمی‌میریم

75
00:07:57,875 --> 00:07:59,291
بلکه زمانی که می‌تونیم می‌میریم...

76
00:07:59,375 --> 00:08:00,416
بلکه زمانی که می‌تونیم می‌میریم...

77
00:08:01,000 --> 00:08:03,875
...رمدیوس مشغول به کار خسته‌کننده‌ی

78
00:08:03,916 --> 00:08:06,291
.مراقبت از خوزه آرکادیو بوئندیا شده بود

79
00:08:06,916 --> 00:08:10,666
اون مو و ریش‌هاش رو تمیز می‌کرد
.تا شپش نگیره

80
00:08:11,791 --> 00:08:13,625
،و در ماه‌های آخرش

81
00:08:14,625 --> 00:08:16,500
اون تونسته بود باهاش ارتباط برقرار کنه

82
00:08:16,541 --> 00:08:18,125
ترس از خطر؟ ترس؟

83
00:08:19,750 --> 00:08:21,250
ازش نمی‌ترسی؟

84
00:08:27,125 --> 00:08:30,625
مورچه‌های کوچک، اگه از این راه بیاین
کسی شما رو نمی‌بینه

85
00:08:30,666 --> 00:08:32,041
...اما اگه از اون راه برید

86
00:08:33,125 --> 00:08:34,041
مراقب باش

87
00:08:40,875 --> 00:08:42,125
دیدین منظورم چیه؟

88
00:08:44,375 --> 00:08:48,375
ورود او نسیم لذت‌بخشی
.به خانواده بوئندیا آورده بود

89
00:08:48,500 --> 00:08:51,250
.رمدیوس. بیا اینجا
می‌خوایم آبنبات درست کردن رو یاد بگیریم

90
00:09:01,750 --> 00:09:04,125
فرزندم، تو خیلی قشنگ آواز می‌خونی

91
00:09:05,875 --> 00:09:09,500
دیوارهای خانه سرشار از
.سرزندگی او بود

92
00:09:11,875 --> 00:09:15,166
،خانم ربکا بوئندیا
میشه با من بیاین؟

93
00:09:18,500 --> 00:09:19,916
صبح بخیر، دنیا

94
00:09:20,416 --> 00:09:23,750
اون مثل گردبادی از حال خوب
.در میان راهرو‌ها بود

95
00:09:23,875 --> 00:09:27,125
صبح بخیر، خوزه آرکادیو -
صبح بخیر، رمدیوس -

96
00:09:37,875 --> 00:09:39,375
صبح بخیر، ویسیتاسیون

97
00:09:39,416 --> 00:09:40,375
صبح بخیر

98
00:09:52,875 --> 00:09:54,500
صبح بخیر، خانم اورسولا

99
00:09:55,750 --> 00:09:57,125
صبح بخیر، فرزندم

100
00:10:18,125 --> 00:10:25,000
آئورلیانو انگیزه‌ای که برای زندگی
.نیاز داشت رو درون او پیدا کرده بود

101
00:10:33,125 --> 00:10:34,250
تو درستش کردی؟

102
00:10:36,500 --> 00:10:37,916
این یک مکان شخصیه

103
00:10:40,500 --> 00:10:41,750
ببخشید، آرکادیو

104
00:10:42,250 --> 00:10:44,000
خیال کردم دلت قهوه بخواد

105
00:10:47,500 --> 00:10:48,541
...اون

106
00:10:48,625 --> 00:10:49,500
ممنون

107
00:10:49,625 --> 00:10:53,000
آخرین کسی بود...
.که آرکادیو قبل مرگ بهش فکر می‌کرد

108
00:11:09,250 --> 00:11:10,416
رمدیوس، تکون نخور

109
00:11:38,958 --> 00:11:41,958
بهت نگفتم چون نمی‌خواستم
ازدواجت رو خراب کنه

110
00:11:44,166 --> 00:11:46,291
می‌دونم این یک مشکله، آئورلیانو

111
00:11:47,791 --> 00:11:50,666
.اما من خودم دو تا پسر دارم
اون لایق یک خانواده‌ست

112
00:11:54,166 --> 00:11:54,958
اشکالی نداره

113
00:11:56,166 --> 00:11:57,208
ازش مراقبت می‌کنم

114
00:12:00,416 --> 00:12:02,583
اما سرزده نباید می‌اومدی

115
00:12:32,666 --> 00:12:34,916
چیزی نیست

116
00:12:39,291 --> 00:12:40,291
عشق من

117
00:12:46,666 --> 00:12:47,541
آئورلیانو

118
00:13:04,833 --> 00:13:06,291
چطور تونستی، آئورلیانو؟

119
00:13:09,583 --> 00:13:12,708
متاسفم که
این اتفاق افتاد

120
00:13:12,791 --> 00:13:13,958
!مهم نیست

121
00:13:20,083 --> 00:13:21,416
مجبورش می‌کنی که این کار رو بکنه؟

122
00:13:23,708 --> 00:13:24,708
چی گفتی؟

123
00:13:30,916 --> 00:13:33,083
اون پسر اسم بوئندیا رو به دوش می‌کشه

124
00:13:36,208 --> 00:13:38,291
،خوب گوش کن، اورسولا ایگواران

125
00:13:39,041 --> 00:13:42,583
هیچوقت نمی‌ذارم طوری که با آرکادیو
!رفتار کردی با اون هم رفتار کنی

126
00:13:44,458 --> 00:13:45,333
باشه

127
00:13:47,416 --> 00:13:50,791
بذار ببینیم اون و خانواده‌ش چی میگن
این قضیه رو بفهمن

128
00:13:53,291 --> 00:13:54,166
خواهیم دید

129
00:13:56,791 --> 00:13:57,666
بله، خواهیم دید

130
00:14:00,916 --> 00:14:02,291
اسم داره؟

131
00:14:02,791 --> 00:14:04,583
اسم من و برادرم بهش میرسه

132
00:14:05,791 --> 00:14:06,791
آئورلیانو خوزه

133
00:14:11,083 --> 00:14:13,916
فردا نیکانور رو راضی می‌کنم
تا غسل تعمیدش بده

134
00:14:13,958 --> 00:14:16,708
،با برکت خداوند
،و این بین خودمون باشه

135
00:14:16,791 --> 00:14:19,541
.فکر نکنم مشکلی پیش بیاد
موافقی؟

136
00:14:21,916 --> 00:14:22,708
موافقم

137
00:14:27,916 --> 00:14:30,416
به قلمرو پروردگار خوش اومدی

138
00:14:31,291 --> 00:14:32,541
اینم از این

139
00:14:45,833 --> 00:14:46,916
سفت بگیرش

140
00:14:51,583 --> 00:14:53,791
چند وقت در شهر می‌مونین، پدر؟

141
00:14:53,833 --> 00:14:57,208
می‌خوایم از حضور شما استفاده کنیم
.تا برنامه ازدواج خودمون رو بریزیم

142
00:14:57,291 --> 00:14:59,083
نیازی به عجله نیست، عزیزم

143
00:14:59,166 --> 00:15:01,666
پدر نیکانور تصمیم گرفته بمونه

144
00:15:03,958 --> 00:15:07,541
دستاوردی که اینجا در وسط ناکجا آباد
بهش رسیدین خارق‌العاده‌ست، خانم اورسولا

145
00:15:08,041 --> 00:15:09,416
...چیزی که منو غافلگیر می‌کنه

146
00:15:09,916 --> 00:15:12,083
،اینه که
،در طول سی سال پس از تاسیس شهر

147
00:15:12,166 --> 00:15:14,541
.هیچکس به فکر کلیسا ساختن نبوده

148
00:15:15,833 --> 00:15:19,666
حقیقت اینه که، ما هرگز برای
.مذاکره با خداوند نیازی به کلیسا نداشتیم، آقای نیکانور

149
00:15:19,791 --> 00:15:24,416
.خداوند مذاکره نمی‌کنه خانم
کتاب مقدس این رو به وضوح گفته

150
00:15:24,958 --> 00:15:29,791
تا حالا به این فکر کردین که
...طاعون وحشتناکِ چند سال پیش

151
00:15:30,291 --> 00:15:32,666
تنبیه الهی برای زندگی در گناه بوده؟

152
00:15:33,541 --> 00:15:36,291
می‌خواین اورسولا از طرف
کل ماکوندو جواب بده؟

153
00:15:36,416 --> 00:15:39,041
نه، اصلا. البته که نه

154
00:15:39,958 --> 00:15:42,541
دیشب خواب همون پرستشگاه رو دیدم

155
00:15:43,541 --> 00:15:45,708
،بزرگترین پرستشگاه در کشور بود

156
00:15:46,416 --> 00:15:48,083
با پنجره‌های شیشه‌ای
،که از کف تا سقف بودن

157
00:15:49,166 --> 00:15:50,916
،با مجسمه‌ی به اندازه‌ی انسان از افراد مقدس

158
00:15:51,791 --> 00:15:53,291
و یک ارگ

159
00:15:53,333 --> 00:15:55,541
یک ارگ مثل مال کلیسای نوتردام

160
00:15:56,958 --> 00:15:59,083
ما قبلا سهم خودمون رو دادیم

161
00:16:00,041 --> 00:16:02,541
امیدوار باشیم
.که بقیه افراد شهر هم سهمی میدن

162
00:16:05,041 --> 00:16:07,458
،با مرحمت خداوند و کمک همه

163
00:16:07,958 --> 00:16:10,791
احتمالا بتونیم تا سه سال آینده افتتاحش کنیم

164
00:16:11,291 --> 00:16:13,458
ربکا از همه خوش‌شانس‌تره

165
00:16:14,333 --> 00:16:17,083
عروسی تو اولین عروسی‌ای هستش
که در اون کلیسا برگزار میشه

166
00:16:17,166 --> 00:16:18,041
!نه

167
00:16:20,916 --> 00:16:22,166
ببخشید، پدر

168
00:16:22,708 --> 00:16:24,833
،ازدواج در اون کلیسا باعث افتخاره

169
00:16:25,666 --> 00:16:27,958
اما من دلیلی نمی‌بینم
تا اینقدر صبر کنم

170
00:16:28,041 --> 00:16:30,166
چون پیوند شما توسط خداوند تقدیس میشه

171
00:16:30,291 --> 00:16:31,291
همینطوره

172
00:16:32,166 --> 00:16:34,166
اون وقت عروسی رمدیوس و آئورلیانو اینطور نبود؟ -
ربکا -

173
00:16:34,208 --> 00:16:35,833
چرا باید سه سال صبر کنیم؟

174
00:16:35,916 --> 00:16:37,291
آئورلیانو همینجا ازدواج کرد

175
00:16:37,416 --> 00:16:40,458
چون یه شبه تمام افراد این خانواده پیرو سنت قدیم شدن

176
00:16:45,041 --> 00:16:46,291
چی گفتی؟

177
00:16:48,208 --> 00:16:50,791
...گفتم همه -
!همین الان دهنت رو ببند -

178
00:16:55,166 --> 00:16:58,041
اینجا ما همه‌چی رو با هم ساختیم، آقای نیکانور

179
00:16:59,416 --> 00:17:02,833
مطمئنم اون کلیسا هم
در چشم به هم زدن حاضر میشه

180
00:17:04,208 --> 00:17:08,541
و کلی وقت پیدا می‌کنیم تا
.عروسی‌ای که لایقش هستی رو برنامه‌ریزی کنیم

181
00:17:24,291 --> 00:17:25,791
حق با رمدیوس بود

182
00:17:26,833 --> 00:17:28,291
تو مرد عالمی هستی

183
00:17:30,291 --> 00:17:32,791
کی بهت یاد داده این شکلی وارد یه اتاق بشی؟

184
00:17:32,916 --> 00:17:34,083
بدون دعوت

185
00:17:34,166 --> 00:17:35,791
ما موسکوته‌ها کنجکاو هستیم

186
00:17:40,291 --> 00:17:41,208
چی می‌خوای؟

187
00:17:41,791 --> 00:17:42,666
،آرکادیو

188
00:17:43,208 --> 00:17:46,791
دولت منابعی به ما داده
،تا در ماکوندو مدرسه درست کنیم

189
00:17:47,708 --> 00:17:49,416
...اما هنوز معلمی پیدا نکردم که

190
00:17:49,458 --> 00:17:53,083
بخواد تمام‌وقت باشه
.تا از وسایل مراقبت کنه

191
00:17:54,041 --> 00:17:57,416
ببین، من دنبال کار یا اینکه بخوام
به کسی جواب پس بدم نیستم

192
00:17:58,041 --> 00:18:01,666
من اونقدری سرم شلوغ هست
که وقت نمیشه به این مسائل دخالت کنم

193
00:18:02,791 --> 00:18:03,791
نظرت چیه؟

194
00:18:53,666 --> 00:18:55,666
هنوز منتظر عذرخواهی هستم

195
00:18:57,791 --> 00:18:59,041
کجا داری میری؟

196
00:19:00,916 --> 00:19:02,541
حالا یه اتاق خالی داری

197
00:19:06,666 --> 00:19:08,083
لازم نیست چیزی بگی

198
00:19:10,791 --> 00:19:12,416
خیلی وقت پیش باید می‌رفتم

199
00:19:58,666 --> 00:20:00,291
ببخشید -
دکتر، لطفا -

200
00:20:00,333 --> 00:20:02,333
نمی‌دونم درباره چه مجوزی صحبت می‌کنی

201
00:20:02,416 --> 00:20:04,041
هرکسی می‌تونه ادعا کنه که دکتره

202
00:20:04,083 --> 00:20:06,083
.یکم احترام نشون بده-
.نمی‌دونم داری چی میگی-

203
00:20:06,166 --> 00:20:08,916
مجوز باز کردن این مغازه -
!من چیزی نشون شما نمیدم -

204
00:20:08,958 --> 00:20:10,541
،در کل این کشور

205
00:20:10,583 --> 00:20:14,041
تا حالا کسی برای انجام کارم
از من مجوز دولتی نخواسته

206
00:20:14,166 --> 00:20:20,166
پس مگه اینکه قانونی مدنی دستتون باشه
و قانونی رو نشونم بدین

207
00:20:20,208 --> 00:20:23,791
که منو مجبور کنه چیزی بهتون نشون بدم
،که گواهینامه‌ی من رو تصدیق نمی‌کنه

208
00:20:23,833 --> 00:20:25,958
.ازتون می‌خوام که از اینجا برید

209
00:20:26,791 --> 00:20:29,416
.از محل کسب من برید
دارین مشتری‌های منو می‌ترسونین

210
00:20:31,083 --> 00:20:32,416
ببخشید مزاحم شدیم

211
00:20:39,666 --> 00:20:42,416
خیلی وقت بود کسی حالشون رو نگرفته بود

212
00:20:42,458 --> 00:20:46,291
خب، قطعا لازمه کسی
حقوق‌شون رو یادشون بندازه

213
00:20:48,416 --> 00:20:51,666
من دکتر آلیریو نوگرا هستم، متخصص هومئوپاتی

214
00:20:52,416 --> 00:20:54,166
خوشوفتم -
آرکادیو -

215
00:20:55,041 --> 00:20:56,291
مدیر مدرسه‌م

216
00:20:58,666 --> 00:20:59,541
لعنت بهش

217
00:21:00,833 --> 00:21:03,666
عجب مسئولیتی بابت اون بچه‌ها گردنت هست

218
00:21:06,416 --> 00:21:08,041
اگه یه موقع خواستی صحبت کنی

219
00:21:08,166 --> 00:21:10,291
،یا دارو لازم داشتی

220
00:21:10,333 --> 00:21:11,958
می‌دونی که کجا پیدام کنی

221
00:21:14,916 --> 00:21:16,833
« مدرسه عمومی »

222
00:21:45,416 --> 00:21:47,208
،حتی اگر موقتی هم بود

223
00:21:48,208 --> 00:21:52,416
مدرسه آرکادیو رو از فشار
.خانواده‌ی قدیمیِ تلخ آزاد کرد

224
00:21:54,916 --> 00:21:55,958
...شیمی

225
00:21:57,916 --> 00:22:03,791
شیمی علاقه‌مندیِ
،باهوش‌ترین افراد روی زمین بوده

226
00:22:04,958 --> 00:22:08,833
آن‌ها دنبال کشف
سنگ کیمیایِ افسانه‌ای بودن

227
00:22:09,333 --> 00:22:11,916
...سنگ کیمیا

228
00:22:14,583 --> 00:22:17,666
از صداتون معلومه
هیچ نمی‌دونین که چی هستش

229
00:22:18,666 --> 00:22:21,291
آقا معلم، مسئله اینه که
گونزالس هیچوقت چیزی نمی‌دونه

230
00:22:21,333 --> 00:22:22,541
اصلا چیزی بارش نیست

231
00:22:24,041 --> 00:22:26,791
یالا پس بیا چیزی رو که
روی تخته هست رو توضیح بده روخاس

232
00:22:26,833 --> 00:22:28,416
نه آخه، منم چیزی بارم نیست

233
00:22:34,625 --> 00:22:35,500
مشکل چیه؟

234
00:22:40,291 --> 00:22:41,291
...آئورلیانو

235
00:22:43,250 --> 00:22:45,375
الان چند ماهی هست که ازدواج کردین

236
00:22:46,500 --> 00:22:48,000
خودت فکر می‌کنی چی شده؟

237
00:22:55,375 --> 00:22:57,416
آیا آئورلیانو خوزه خواهر یا برادردار میشه؟

238
00:23:12,458 --> 00:23:14,291
میشه یه سفیدش رو با هم درست کنین؟

239
00:23:14,958 --> 00:23:16,916
،نمی‌دونیم که قراره پسر باشه یا دختر

240
00:23:17,041 --> 00:23:19,666
اما خوب میشه عمه‌هاش
اولین هدیه‌هاش رو درست کنن

241
00:23:23,291 --> 00:23:27,916
این زوج چنان تاثیری روی
...هر دو خانواده گذاشته بودن

242
00:23:27,958 --> 00:23:31,333
،که وقتی رمدیوس گفت که حامله‌ست

243
00:23:31,916 --> 00:23:34,666
حتی ربکا و آمارانتا هم با هم صلح کردن

244
00:23:36,708 --> 00:23:40,916
.اما شما قول داده بودی جناب
بحث خانه‌ی خداست

245
00:23:40,958 --> 00:23:44,958
پدر، اگه پروردگار بدهیش رو
با ما صاف کرده بود، تا الان کارمون تموم میشد

246
00:23:45,041 --> 00:23:48,416
چطور باید درخواست عشریه کنم
تا پول شما رو بدم اگه نتونم کلیسا رو باز کنم؟

247
00:23:48,458 --> 00:23:51,583
از عشریه پولتون رو میدم -
از چی؟ عشریه؟ -

248
00:23:51,666 --> 00:23:52,666
بله، درسته

249
00:23:52,666 --> 00:23:53,166
بله، درسته

250
00:23:55,916 --> 00:23:58,291
چند وقته اینطوریه؟ -
یه ماه -

251
00:23:59,041 --> 00:24:00,708
انگار پول تموم کردن

252
00:24:01,666 --> 00:24:02,166
خدا با چوب یا شلاق مجازات نمی‌کنه

253
00:24:02,166 --> 00:24:03,708
خدا با چوب یا شلاق مجازات نمی‌کنه

254
00:24:03,791 --> 00:24:05,916
بیا کاشی‌ها رو بذاریم. به آرامی

255
00:24:05,958 --> 00:24:06,000
نمی‌خوام چیزی روم بیفته

256
00:24:06,000 --> 00:24:08,083
نمی‌خوام چیزی روم بیفته

257
00:24:26,666 --> 00:24:27,750
چی شده؟

258
00:24:28,250 --> 00:24:30,291
هیچی. همه‌چی مرتبه، خانم اورسولا

259
00:25:47,208 --> 00:25:53,333
...پروردگارا، رحم کن

260
00:25:56,958 --> 00:25:58,000
،او که هزینه‌ی درها رو جمع نکرده بود

261
00:25:58,000 --> 00:25:59,625
،او که هزینه‌ی درها رو جمع نکرده بود

262
00:26:00,583 --> 00:26:03,458
،نیکانور با یک زنگوله کوچک وارد شهر شد

263
00:26:04,375 --> 00:26:06,375
.و مردم رو به فضای باز فراخواند

264
00:26:06,458 --> 00:26:08,250
...پروردگارا

265
00:26:08,833 --> 00:26:10,708
خیلی‌ها از روی کنجکاوی رفتند

266
00:26:11,583 --> 00:26:13,208
بقیه از روی احساس غربت رفتند

267
00:26:15,208 --> 00:26:16,958
...بقیه هم به این خاطر که خداوند

268
00:26:17,000 --> 00:26:21,083
اهانتِ برای واسطه‌گری رو
.به عنوان توهین شخصی تلقی نکنه

269
00:26:21,125 --> 00:26:23,375
...شما حالا شاهد

270
00:26:24,875 --> 00:26:29,083
.گواه انکارناپذیر قدرت خداوند می‌شوید

271
00:26:30,708 --> 00:26:33,125
پسری که بهش کمک می‌کرد

272
00:26:33,833 --> 00:26:38,208
یک فنجان شکلات داغ براش آورد
که او بدون وقفه برای نفس گرفتن خوردش

273
00:27:19,958 --> 00:27:23,583
...هیچکس به منشا الهی اثبات تجربی شک نکرد

274
00:27:26,166 --> 00:27:28,041
به جز خوزه آرکادیو بوئندیا

275
00:27:30,291 --> 00:27:32,041
خیلی ساده‌ست

276
00:27:34,166 --> 00:27:37,541
اون حالت چهارم ماده رو کشف کرده

277
00:27:41,166 --> 00:27:42,041
من انکارش می‌کنم

278
00:27:43,541 --> 00:27:46,416
این بدون شک وجود خداوند رو اثبات می‌کنه

279
00:27:49,791 --> 00:27:53,666
حقه‌های تو... منو فریب نمیده

280
00:27:56,041 --> 00:27:58,583
،تا وقتی که تصویر واضحی از خدا نبینم

281
00:27:59,541 --> 00:28:02,291
نیرنگ‌های تو رو باور نمی‌کنم

282
00:28:06,291 --> 00:28:07,333
چی گفتش؟

283
00:28:10,041 --> 00:28:11,166
چی داره میگه؟

284
00:28:12,041 --> 00:28:15,416
اون گفت همیشه می‌خواسته که
تصویری از خداوند ببینه

285
00:28:18,583 --> 00:28:21,083
...بنابراین، مشخص شد

286
00:28:21,916 --> 00:28:24,666
.که گفتار نامفهوم شیطانیِ خوزه آرکادیو بوئندیا لاتین بوده

287
00:28:24,791 --> 00:28:27,208
خانم اورسولا، میشه باهاتون صحبت کنم؟ -
بیا -

288
00:28:28,958 --> 00:28:30,916
باید استراحت کنی

289
00:28:31,708 --> 00:28:33,666
فقط خواستم یه مطلبی رو عرض کنم

290
00:28:35,166 --> 00:28:38,041
می‌بینید که من هرکاری
در توانم بود کردم

291
00:28:38,166 --> 00:28:40,166
.تا ایمان رو برای مردم ماکوندو به ارمغان بیارم

292
00:28:42,041 --> 00:28:46,333
،اگه اهدا مردم به این سرعت بخواد پیش بره
.تا سه سال دیگه اون کلیسا تکمیل نمیشه

293
00:28:46,958 --> 00:28:48,791
حداکثر ده سال طول می‌کشه

294
00:28:50,416 --> 00:28:53,166
...پس می‌خواستم بپرسم که می‌تونین

295
00:28:53,208 --> 00:28:54,791
...با صحبت کردن با مردم کمکم کنید یا

296
00:28:54,916 --> 00:28:58,166
این مسئولیت رو نباید به دوش
خانم اورسولا بندازیم، پدر

297
00:28:58,666 --> 00:29:00,958
خداوند می‌دونه که اوضاع هنگامی که باید اتفاق میفته

298
00:29:01,041 --> 00:29:02,458
آمین

299
00:29:02,541 --> 00:29:04,458
و عجله برای چیه؟

300
00:29:17,333 --> 00:29:18,583
بعدا می‌بینمتون، خانم

301
00:29:19,541 --> 00:29:21,291
داری بچه‌ها رو دیوونه می‌کنی

302
00:29:21,333 --> 00:29:23,791
می‌خوام براشون کتاب شیمی بخرم

303
00:29:23,916 --> 00:29:24,708
واقعا؟

304
00:29:24,791 --> 00:29:27,583
بله. تبریک بابت شغلت

305
00:29:27,666 --> 00:29:29,041
ممنون -
بریم -

306
00:29:43,916 --> 00:29:46,458
،بدون دانستن نسب‌شون

307
00:29:47,166 --> 00:29:47,750
.به اندازه پدرش به پیلار ترنرا علاقه پیدا کرد

308
00:29:47,750 --> 00:29:51,041
.به اندازه پدرش به پیلار ترنرا علاقه پیدا کرد

309
00:29:52,166 --> 00:29:53,458
...دنبالش می‌گشت

310
00:29:54,791 --> 00:29:57,791
و از رد بوی دودی‌ش پیداش می‌کرد

311
00:29:58,791 --> 00:30:01,416
.بدون اینکه بدونه چطور باهاش ارتباط بگیره

312
00:30:06,583 --> 00:30:07,416
یکی دیگه؟

313
00:30:13,666 --> 00:30:14,541
ممنون

314
00:30:16,291 --> 00:30:17,166
بفرما

315
00:30:20,166 --> 00:30:20,958
!ماتیلده

316
00:30:28,166 --> 00:30:30,083
دیگه دوست نیستیم یا چی؟

317
00:30:30,166 --> 00:30:31,916
منم توی همین فکر بودم

318
00:30:32,583 --> 00:30:35,083
خیلی وقته که نیومدی خونه

319
00:30:36,458 --> 00:30:39,791
از موقع حادثه‌‌ی خوزه آرکادیو اصلا وقت نداشتم

320
00:30:39,833 --> 00:30:40,916
قابل درکه

321
00:30:41,458 --> 00:30:42,958
دل همه‌مون براش تنگه

322
00:30:45,541 --> 00:30:48,083
باورت میشه با نیکانور شروع به صحبت کرد؟

323
00:30:49,166 --> 00:30:52,416
،اگه اون نبود
نمی‌فهمیدیم که چی میگه

324
00:30:54,333 --> 00:30:56,208
،کل روز مشغول صحبت هستن

325
00:30:56,791 --> 00:30:58,208
همونطور که با تو صحبت می‌کرد

326
00:31:00,666 --> 00:31:02,041
نیکانور مرد خوبیه

327
00:31:02,541 --> 00:31:04,583
اورسولا، منظورت از این حرفا چیه؟

328
00:31:06,666 --> 00:31:08,708
گاهی فکر می‌کنم این ارتباط با خانواده موسکوته‌

329
00:31:08,791 --> 00:31:11,541
باعث شده شهری که با خوزه آرکادیو
.تاسیسش کردیم رو فراموش کنی

330
00:31:17,458 --> 00:31:20,083
،از قضا
خوزه آرکادیو به یک درخت بسته شده

331
00:31:21,416 --> 00:31:23,166
الان من مراقب خانواده هستم

332
00:31:25,541 --> 00:31:27,666
حافظه‌ی من اشتباه نمی‌کنه، گرینلدو

333
00:31:28,583 --> 00:31:32,333
همونطور که می‌دونم شما دوتا
،وسط عروسی آئورلیانو رفتین

334
00:31:32,833 --> 00:31:34,916
همچنین می‌دونم که خانواده موسکوته

335
00:31:34,958 --> 00:31:38,666
تنها کسانی هستن که بعد از اینکه
.خوزه آرکادیو منو ترک کرد به ملاقاتم میان

336
00:31:39,958 --> 00:31:41,166
از دیدن شما خوشحال شدم

337
00:31:43,791 --> 00:31:44,666
ببخشید

338
00:31:55,291 --> 00:31:56,791
...هیچوقت

339
00:31:58,916 --> 00:32:01,708
نکته‌ی رقابت بین دو دشمن

340
00:32:02,416 --> 00:32:04,541
که معیارهای اخلاقی مشترک دارند
.رو نفهمیدم

341
00:32:14,166 --> 00:32:15,791
...چطور ممکنه

342
00:32:17,708 --> 00:32:18,833
که تو رو به یه درخت بستن؟

343
00:32:21,333 --> 00:32:22,708
خیلی ساده‌ست

344
00:32:25,666 --> 00:32:26,791
چون من دیوونه‌م

345
00:32:35,041 --> 00:32:36,916
،کشیش که نگران ایمان خود بود

346
00:32:37,541 --> 00:32:39,791
.دیگه برای ملاقات برنگشت

347
00:32:57,666 --> 00:32:59,416
حداقل به اندازه یه قاشق، فرزندم

348
00:33:00,208 --> 00:33:02,208
بچه نباید گرسنه باشه

349
00:33:55,458 --> 00:33:56,541
خانم اورسولا

350
00:33:57,291 --> 00:33:59,791
،چه با پنجره با شیشه رنگی یا زنگوله و چه بدونش

351
00:33:59,833 --> 00:34:03,041
ربکا باید قبل از پایان ماه
در محراب قرار بگیره

352
00:34:04,791 --> 00:34:06,166
روشنه، نیکانور؟

353
00:34:24,666 --> 00:34:27,041
عشق من، صبح بخیر

354
00:34:33,083 --> 00:34:37,375
آمارانتا با ترس و لرزش
منتظر اون ساعت بود

355
00:35:13,708 --> 00:35:14,958
با ثبات. بفرما

356
00:35:31,000 --> 00:35:33,083
فکر می‌کنی پسره یا دختر؟

357
00:35:33,833 --> 00:35:37,083
،نمی‌دونم
اما یکی نه بلکه دو تا بچه میشه

358
00:35:38,458 --> 00:35:39,708
از کجا می‌دونی؟

359
00:35:41,333 --> 00:35:43,500
همونطور که می‌دونستم ربکا میادش

360
00:35:43,583 --> 00:35:46,333
قبل اینکه از اون در با چشم‌های
پر از ترس وارد بشه

361
00:35:47,333 --> 00:35:50,208
باورم نمی‌کنی؟
.از مادرم بپرس. اون بهت میگه

362
00:35:55,875 --> 00:35:56,708
!میگوئل

363
00:35:58,333 --> 00:35:59,458
کجا بودی؟

364
00:36:00,833 --> 00:36:01,625
چیه؟

365
00:36:14,958 --> 00:36:16,250
مشکل چیه؟

366
00:36:18,083 --> 00:36:19,125
چی شده؟

367
00:36:19,875 --> 00:36:21,208
می‌خاره -
می‌خاره؟ -

368
00:36:26,083 --> 00:36:27,000
حالت چطوره؟

369
00:36:42,958 --> 00:36:43,750
!پیلار

370
00:36:44,708 --> 00:36:45,500
آقای مدیر

371
00:36:46,083 --> 00:36:47,833
میشه یه لحظه صحبت کنیم؟

372
00:36:47,875 --> 00:36:50,333
پسرم تو دردسر افتاده؟ -
نه، البته که نه -

373
00:36:50,875 --> 00:36:52,250
میشه حواست بهش باشه؟ -
البته -

374
00:36:52,958 --> 00:36:53,750
چی شده؟

375
00:36:55,125 --> 00:36:55,833
بفرما داخل

376
00:36:55,833 --> 00:36:55,958
بفرما داخل

377
00:37:06,916 --> 00:37:08,125
میگوئل! بیا بریم

378
00:37:34,666 --> 00:37:36,166
،اون خیلی منتظرش موند

379
00:37:37,500 --> 00:37:41,291
گوش به صدای جیرجیرک‌ها
،در ساعات طولانی

380
00:37:42,416 --> 00:37:45,541
و بیشتر و بیشتر متقاعد میشد
.که اون فریبش داده

381
00:38:24,000 --> 00:38:25,500
!کمک بیارید

382
00:38:27,500 --> 00:38:29,041
!دکتر صدا کنید

383
00:38:29,125 --> 00:38:29,166
!مامان

384
00:38:29,166 --> 00:38:30,041
!مامان

385
00:38:43,125 --> 00:38:46,375
!رمدیوس، نفس بکش
منو نگاه کن. من همینجام

386
00:38:46,875 --> 00:38:48,750
من اینجام. عشقم

387
00:38:49,291 --> 00:38:49,333
!عشقم

388
00:38:49,333 --> 00:38:50,625
!عشقم

389
00:38:52,375 --> 00:38:54,250
.منو نگاه کن، نخواب

390
00:38:54,375 --> 00:38:56,625
!خوابت نبره

391
00:38:56,666 --> 00:38:58,875
عشقم. عزیزم، نخواب

392
00:38:58,916 --> 00:39:00,166
!خوابت نبره

393
00:39:07,500 --> 00:39:08,666
...رمدیوس

394
00:39:09,875 --> 00:39:12,416
،از مسمومیت خون خودش مرد

395
00:39:13,625 --> 00:39:16,625
با یه دوقلو در بدنش

396
00:39:51,541 --> 00:39:53,291
...امروز، بیشتر از همیشه

397
00:39:55,416 --> 00:39:58,500
با توجه به شرایط مصیبت‌باری که
...ما رو کنار هم آورده

398
00:40:01,166 --> 00:40:02,625
...از خداوند تشکر می‌کنم

399
00:40:04,500 --> 00:40:06,250
...از خردمندی بی‌کرانش

400
00:40:09,250 --> 00:40:12,500
...که به موقع درهای پرستشگاهش رو

401
00:40:14,250 --> 00:40:16,625
،خانه‌ش رو به روی ما باز کرده

402
00:40:18,000 --> 00:40:19,416
...تا درد خود

403
00:40:20,666 --> 00:40:21,625
...و بار این مصیبت رو

404
00:40:22,500 --> 00:40:24,375
.در اینجا رها کنیم

405
00:40:30,916 --> 00:40:35,125
آمارانتا چنان التماس کرده بود
تا اتفاق هراسناکی بیفته

406
00:40:35,250 --> 00:40:37,416
تا مجبور نباشه ربکا رو مسموم کنه

407
00:40:38,000 --> 00:40:40,916
،که برای مرگ رمدیوس احساس گناه می‌کرد

408
00:40:42,000 --> 00:40:46,500
و آئورلیانو خوزه رو به عنوان پسری
.که در تنهایی ابدی همراهش باشه به فرزندی قبول کرده بود

409
00:42:36,875 --> 00:42:40,541
اورسولا دستور دوران سوگواری
،با درها و پنجره‌های بسته داده بود

410
00:42:41,375 --> 00:42:44,250
.و به مدت یک سال صحبت کردن رو ممنوع کرد

411
00:44:32,125 --> 00:44:34,291
هنگامی که سوگواری اونقدری طول کشید

412
00:44:34,375 --> 00:44:37,500
،که نشست‌های گلدوزی دوباره شروع شد

413
00:44:38,500 --> 00:44:42,375
یک باد قوی درِ خانه رو در ساعت دو بعدازظهر
.به سوی خیابان باز کرد

414
00:45:21,125 --> 00:45:22,000
امکان نداره

415
00:45:23,708 --> 00:45:25,000
خوزه آرکادیو بود

416
00:45:25,916 --> 00:45:28,291
،با همان وضعیتی که رفته بود برگشته بود

417
00:45:28,875 --> 00:45:31,875
،و حتی پدرش
،در زیر درخت تنهای شاه بلوط

418
00:45:32,916 --> 00:45:36,875
خیال کرده بود که یک زلزله
خونه رو داره نابود می‌کنه

419
00:46:02,875 --> 00:46:05,291
« بر اساس رمانِ گابریل گارسیا مارکز »
