﻿1
00:00:56,875 --> 00:00:59,541
‫دنیا فقط از نظر تو قشنگ بود، بابا.

2
00:01:13,791 --> 00:01:15,791
‫«صد سال تنهایی»

3
00:01:15,791 --> 00:01:17,750
‫قسمت ششم: «سرهنگ آئورلیانو بوئندیا»
‫«صد سال تنهایی»

4
00:01:28,375 --> 00:01:32,041
‫اون تا حالا ۶۵ بار دور دنیا گشته.

5
00:01:33,250 --> 00:01:36,625
‫عضو گروهی از دریاداران بی‌سرزمین بوده.

6
00:01:37,625 --> 00:01:38,916
‫حتی یه بار کشتی‌ش غرق شد...

7
00:01:39,625 --> 00:01:43,375
‫و دوهفته توی دریای نزدیک ژاپن سرگردون بود.

8
00:01:44,750 --> 00:01:46,750
‫کشتی رو توی طوفان از دست دادیم.

9
00:01:47,750 --> 00:01:52,041
‫چندین روز من و یه ملوان دیگه...

10
00:01:52,916 --> 00:01:54,666
‫روی یه تیکه چوب شناور بودیم.

11
00:01:56,291 --> 00:01:58,041
‫فقط من زنده موندم.

12
00:01:58,625 --> 00:02:01,875
‫گفتی دو نفر بودین که.
‫اون یکی چی شد؟

13
00:02:02,000 --> 00:02:03,666
‫گرمازده شد و مُرد.

14
00:02:04,166 --> 00:02:05,500
‫ولی جونم رو نجات داد.

15
00:02:06,000 --> 00:02:07,000
‫بهم گوشت داد...

16
00:02:07,625 --> 00:02:08,875
‫نمک هم زده بود.

17
00:02:09,125 --> 00:02:10,250
‫ولی مزه‌ی...

18
00:02:10,833 --> 00:02:11,875
‫شیرینی داشت.

19
00:02:11,916 --> 00:02:13,416
‫«اورسولا» همه‌ش سر میز گریه می‌کرد...

20
00:02:13,500 --> 00:02:16,666
‫انگار داشت نامه‌هایی رو می‌خوند
‫که هیچ‌وقت بهش نرسیده بودن...

21
00:02:17,375 --> 00:02:22,625
‫و توش از ماجراجویی‌های
‫«خوزه آرکادیو» نوشته شده بود.

22
00:02:22,750 --> 00:02:24,875
‫خونه‌ی تو همیشه اینجا بوده، پسرم.

23
00:02:25,625 --> 00:02:27,875
‫تا دلت بخواد، برات غذا هست.

24
00:02:35,125 --> 00:02:37,791
‫وقتی غیبت زد، من دربه‌در دنبالت گشتم.

25
00:02:40,125 --> 00:02:43,500
‫اون‌قدر دنبالت گشتم که دیگه
‫هیچ‌جا برای گشتن نمونده بود.

26
00:02:44,916 --> 00:02:47,125
‫نمی‌دونستم دیگه چی‌کار کنم.

27
00:02:52,750 --> 00:02:53,625
‫شما کی باشی؟

28
00:02:54,125 --> 00:02:55,750
‫سلام.
‫من «پیترو کرسپی» هستم.

29
00:02:55,791 --> 00:02:57,125
‫نامزد «ربکا».

30
00:02:59,416 --> 00:03:00,500
‫و شما؟

31
00:03:01,125 --> 00:03:02,166
‫اون خواهرتـه.

32
00:03:10,750 --> 00:03:11,750
‫داش کوچیکه.

33
00:03:13,916 --> 00:03:14,916
‫«خوزه آرکادیو»

34
00:03:32,875 --> 00:03:34,125
‫تو کجا بودی؟

35
00:03:36,500 --> 00:03:37,375
‫این‌ور اون‌ور.

36
00:03:52,416 --> 00:03:54,875
‫بعداز ازدواج، رفتم طبقه‌ی دوم.

37
00:04:02,750 --> 00:04:05,625
‫و «آرکادیو» تا قبل از رفتنش توی این اتاق بود.

38
00:04:06,666 --> 00:04:07,541
‫«آرکادیو»؟

39
00:04:08,625 --> 00:04:09,416
‫پسرت دیگه.

40
00:04:13,291 --> 00:04:14,416
‫خوب یادمـه...

41
00:04:16,125 --> 00:04:19,041
 یواشکی می‌زدی بیرون
‫و خیلی دیر برمی‌گشتی.

42
00:04:19,125 --> 00:04:21,000
‫بعدش می‌اومدی از ماجراجویی‌هات بهم می‌گفتی.

43
00:04:26,291 --> 00:04:28,375
‫یه روز بالاخره ازت پرسیدم...

44
00:04:30,875 --> 00:04:33,000
‫«این ماجراجویی برات شبیه چی بود؟»

45
00:04:36,750 --> 00:04:37,875
‫و تو گفتی...

46
00:04:39,875 --> 00:04:41,541
‫«مثل یه زلزله بود.»

47
00:04:44,875 --> 00:04:46,625
‫راست می‌گفتی.
‫یادتـه؟

48
00:04:48,791 --> 00:04:50,375
‫اگه تو می‌گی، حتماً همینـه.

49
00:04:54,500 --> 00:04:55,875
‫پس رفتی قاطی مرغا؟

50
00:04:59,791 --> 00:05:00,791
‫ازدواج کردم...

51
00:05:02,000 --> 00:05:03,375
‫و بعد بیوه شدم.

52
00:05:04,250 --> 00:05:05,166
‫خلاصه‌ش همینـه.

53
00:05:11,791 --> 00:05:13,375
‫پاتوق «کاتارینو» چی شده؟

54
00:05:13,875 --> 00:05:15,000
‫هنوز برقراره؟

55
00:05:18,000 --> 00:05:19,250
‫همون‌طور که مستحضرید...

56
00:05:20,625 --> 00:05:23,791
‫قراره به‌زودی اولین انتخابات‌مون رو
‫توی ماکوندو داشته باشیم.

57
00:05:26,666 --> 00:05:30,041
‫از امروز تا روز رأی‌گیری...

58
00:05:31,000 --> 00:05:34,625
‫از ساعت ۸ شب تا ۶ صبح
‫حکومت‌نظامی اعلام می‌شه.

59
00:05:35,791 --> 00:05:38,125
‫همچنین مواردی که
‫در ادامه گفته می‌شه، ممنوعـه:

60
00:05:38,750 --> 00:05:42,375
‫فروش و مصرف نوشیدنی‌...

61
00:05:43,000 --> 00:05:47,375
‫و دورهمی سه یا بیش از
‫سه‌نفر که از یه خونواده نیستن.

62
00:05:50,958 --> 00:05:53,166
‫«آرکادیو» سراغ کسی رفت که

63
00:05:53,291 --> 00:05:56,541
‫یه‌ زمانی سوءاستفاده‌های
‫حزب محافظه‌کار رو پیش‌بینی کرده بود.

64
00:05:58,041 --> 00:06:00,541
‫- کیـه؟
‫- «آرکادیو»ام، مدیر مدرسه.

65
00:06:02,791 --> 00:06:03,583
‫چطوری؟

66
00:06:04,083 --> 00:06:07,708
‫هرچی گفتی داره به واقعیت تبدیل می‌شه.
‫باید یه کاری بکنیم.

67
00:06:14,041 --> 00:06:17,916
‫دکتر «آلی‌ریو موگوئرا»
‫چندوقت پیش به ماکوندو اومده بود...

68
00:06:18,791 --> 00:06:21,458
‫و با خودش صندوقی پُر از قرص‌های بی‌مزه داشت.

69
00:06:21,541 --> 00:06:24,208
‫و البته یه مدرک پزشکی از دانشگاه لیپزیگ...

70
00:06:24,791 --> 00:06:26,666
‫که خودش جعل کرده بود.

71
00:06:28,166 --> 00:06:31,458
‫پشت نقاب ساده‌لوحانه‌ی این دکتر معصوم...

72
00:06:33,333 --> 00:06:35,041
‫یه تروریست مخفی شده بود.

73
00:06:51,041 --> 00:06:52,416
‫اون اینجا چی‌کار می‌کنه؟

74
00:06:52,458 --> 00:06:54,791
‫- اون از آدمای حاکمـه.
‫- من آدم هیشکی نیستم.

75
00:06:54,916 --> 00:06:56,791
‫خیلی‌خوب. آروم باشین.

76
00:06:58,291 --> 00:06:59,291
‫اون از ماست.

77
00:07:08,166 --> 00:07:12,666
‫این بطری‌های کوچیک نمادی از قیام بودن.

78
00:07:12,708 --> 00:07:14,333
‫به جمع انقلابی‌ها خوش اومدی.

79
00:07:17,041 --> 00:07:18,041
‫ممنون.

80
00:07:25,083 --> 00:07:27,833
‫دوباره ازدواج کن، پسرم.
‫من شیش‌تا دختر دارم.

81
00:07:34,041 --> 00:07:36,166
‫توی پایتخت شایعه شده که

82
00:07:36,208 --> 00:07:38,708
‫لیبرال‌ها می‌خوان جنگ کنن.

83
00:07:39,916 --> 00:07:41,583
‫دلیل‌شون چیـه؟

84
00:07:41,666 --> 00:07:43,666
‫اونا که به دلیل نیاز ندارن، پسرم.

85
00:07:44,208 --> 00:07:46,083
‫لیبرال‌ها ذاتاً آدمای بدی‌ان.

86
00:07:46,583 --> 00:07:48,291
‫هم از کشتن کشیش‌ها حمایت می‌کنن...

87
00:07:48,791 --> 00:07:50,541
‫و هم از ازدواج مدنی و حکم طلاق.

88
00:07:51,291 --> 00:07:54,916
‫حتی برای کوچکترین چیزها هم حق قائل می‌شن.

89
00:07:57,416 --> 00:07:59,541
‫خودتون خوب می‌دونین نظرم در اینباره‌ چیـه.

90
00:07:59,583 --> 00:08:01,125
‫اون قضیه فرق داره.

91
00:08:01,125 --> 00:08:05,000
‫«آئورلیانو خوزه» فامیل
‫«بوئندیا» رو از باباش گرفته...

92
00:08:05,166 --> 00:08:06,916
‫و «موسکوته» رو از مادرش.

93
00:08:06,958 --> 00:08:08,083
‫فرق داره.

94
00:08:09,958 --> 00:08:13,791
‫حقیقتش این بحث‌ها برام جذاب نیست.

95
00:08:13,833 --> 00:08:15,666
‫ولی باید باشن.

96
00:08:16,541 --> 00:08:19,791
‫این ‌روزا باید طرف برنده‌ی ماجرا رو بگیری.

97
00:08:34,291 --> 00:08:37,916
‫آخه ما علیه جنبش منفعت‌گرایی عمل می‌کنیم.

98
00:08:38,041 --> 00:08:41,041
‫«نوگوئرا» با جَوونای توی شهر حرف زد...

99
00:08:41,166 --> 00:08:43,416
‫و اطلاعات سیاسی‌شون رو بیشتر کرد.

100
00:08:43,916 --> 00:08:46,541
‫داره بی‌سروصدا یه کمپین انقلابی راه می‌ندازه.

101
00:08:46,666 --> 00:08:48,791
‫قبلاً اینجا هیچ‌وقت
‫صحبت از سیاست و حزب نمی‌شد.

102
00:08:48,833 --> 00:08:54,791
‫درستـه، ولی والدینت و نسل قبل ‌از اونا
‫با تکیه به لیبرالیسم اینجا رو ساختن.

103
00:09:10,833 --> 00:09:11,666
‫گوش کنین.

104
00:09:14,666 --> 00:09:15,666
‫صدای چیـه؟

105
00:09:19,166 --> 00:09:20,416
‫من از ریوهاچا اومدم.

106
00:09:20,958 --> 00:09:22,541
‫دنبال دکتر «نوگوئرا» می‌گردم.

107
00:09:24,208 --> 00:09:25,541
‫منـم.

108
00:09:27,333 --> 00:09:30,416
‫فرمانده «مدینا» گفتن سفارش‌تون آماده‌ست.

109
00:09:44,541 --> 00:09:45,416
‫بریم.

110
00:09:55,958 --> 00:10:01,083
‫با نزدیک‌شدن به روز انتخابات،
‫تأثیر دکتر «نوگوئرا» روی بقیه کمتر شد.

111
00:10:21,083 --> 00:10:24,666
‫تقریباً همه‌ی پسران مؤسسین شهر
‫توی این کار دست داشتن.

112
00:10:25,708 --> 00:10:29,666
‫و با این‌که هیچ‌کدوم نمی‌دونستن
‫دارن دقیقاً چی‌کار می‌کنن...

113
00:10:30,916 --> 00:10:32,208
‫ولی حداقل مشتاق بودن که...

114
00:10:32,291 --> 00:10:35,041
‫سنت محافظه‌کاران رو ریشه‌کن کنن.

115
00:10:35,166 --> 00:10:37,541
‫«برای رسیدن به ماکوندویی آزاد و امن
‫رأی قرمز بدید.»

116
00:10:44,166 --> 00:10:45,166
‫حتماً رأی می‌دم.

117
00:10:45,291 --> 00:10:48,208
‫نباید بذاریم محافظه‌کارا برنده بشن.

118
00:10:48,291 --> 00:10:50,958
‫هرچی زمان می‌گذشت...

119
00:10:51,041 --> 00:10:52,791
‫«آرکادیو» برای قیام هیجان‌زده‌تر می‌شد.

120
00:10:57,041 --> 00:10:58,458
‫رأی قرمز برای ماکوندو.

121
00:11:02,041 --> 00:11:02,958
‫هم‌وطنان عزیز...

122
00:11:03,041 --> 00:11:05,541
‫صحبت کشتن پدر «نیکانور» هم شده بود...

123
00:11:06,458 --> 00:11:08,541
‫که بعدش کلیسا رو به مدرسه تبدیل کنن...

124
00:11:09,333 --> 00:11:11,416
‫و توش مفهوم «عشق» رو آموزش بدن.

125
00:11:11,458 --> 00:11:14,916
‫«رأی آبی برای ریاست‌جمهوری
‫به حزب محافظه‌کاران رأی بدید»

126
00:11:15,041 --> 00:11:18,541
‫«برای رسیدن به ماکوندویی آزاد و امن
‫رأی قرمز بدید.»

127
00:11:34,083 --> 00:11:37,583
‫«ربکا» متوجه شد که شاید
‫نامزدش در برابر این ابرمرد...

128
00:11:38,750 --> 00:11:39,958
‫زیادی نازک‌نارنجیـه.

129
00:11:40,083 --> 00:11:43,583
‫مَردی که حتی صداش کاملا کل خونه رو پُر کرده.

130
00:11:46,875 --> 00:11:48,625
‫این مسخره‌بازیا چیـه؟

131
00:11:49,125 --> 00:11:51,000
‫حق ندارین چاقوهای منو ببرین.

132
00:11:51,041 --> 00:11:52,875
‫دستور حاکمـه، خانوم.

133
00:11:53,375 --> 00:11:54,666
‫حاکم؟

134
00:11:56,041 --> 00:11:57,791
‫خودم حسابشو می‌رسم.

135
00:11:59,500 --> 00:12:01,041
‫الان چطوری کار کنم؟

136
00:12:01,625 --> 00:12:02,750
‫جواب بده، پسرجان.

137
00:12:02,791 --> 00:12:05,875
‫الان چطوری کار کنم؟
‫دنبال چی‌ای؟

138
00:12:05,916 --> 00:12:07,750
‫چیزی نمونده؛ خیالت راحت!

139
00:12:07,791 --> 00:12:10,416
‫چیزی نمونده.
‫خدایا...

140
00:12:11,000 --> 00:12:13,291
‫- دیگه داری میـ
‫- من مأمورم و معذور.

141
00:12:13,375 --> 00:12:15,541
‫می‌گم دیگه هیچی نمونده.

142
00:12:16,291 --> 00:12:18,791
‫چاقوهام رو پس بده، پسرجان.

143
00:12:19,000 --> 00:12:22,125
‫بعداز انتخابات، بهتون برگردونده می‌شه.

144
00:12:22,166 --> 00:12:24,416
‫الان چطوری آشپزی کنم؟

145
00:12:24,500 --> 00:12:27,541
‫- کی بهت دستور داده؟
‫- کی فرستادت؟

146
00:12:27,625 --> 00:12:30,750
‫- بدون چاقوهام چی‌کار کنم؟
‫- چاقوهام دست کیـه؟

147
00:12:32,041 --> 00:12:34,625
‫با توام، پسر. بیا اینجا.

148
00:12:34,666 --> 00:12:37,375
‫- هر کار دلشون بخواد، می‌کنن.
‫- چه خبره؟

149
00:12:37,500 --> 00:12:39,250
‫این چه وضعشـه؟

150
00:12:40,041 --> 00:12:42,875
‫عزیزم، چاقوهای تو رو هم گرفتن؟

151
00:12:45,875 --> 00:12:47,375
‫مردم این شهر دیوونه شدن.

152
00:12:50,791 --> 00:12:54,500
‫«ماتیلده»، چرا با ما
‫مثل خلاف‌کارها برخورد می‌کنن؟

153
00:12:56,750 --> 00:13:00,000
‫شماها فکر کردین کی‌این؟
‫این حق ما نیست!

154
00:13:00,125 --> 00:13:01,625
‫حالا چطوری آشپزی کنیم؟

155
00:13:01,666 --> 00:13:04,541
‫«برای رسیدن به ماکوندویی آزاد و امن
‫رأی قرمز بدید.»

156
00:13:04,625 --> 00:13:06,750
‫چرا می‌بریشون؟ بده من!

157
00:13:06,791 --> 00:13:08,125
‫قانون قانونـه.

158
00:13:11,291 --> 00:13:12,500
‫این دیگه چیـه؟

159
00:13:13,750 --> 00:13:14,541
‫نمی‌دونم والا.

160
00:13:20,166 --> 00:13:21,750
‫اونا چیـه روی دیوار؟

161
00:13:22,500 --> 00:13:24,750
‫- «ماتیلده»، باید یه کاری بکنیم.
‫- اون دیگه چیـه؟

162
00:13:25,250 --> 00:13:26,791
‫حالا چی‌کار کنیم؟

163
00:13:47,750 --> 00:13:49,291
‫مدرسه تعطیلـه!

164
00:13:49,375 --> 00:13:51,000
‫تغییر اجتناب‌ناپذیره.

165
00:13:58,625 --> 00:14:00,375
‫- کی باهاتونـه؟
‫- فقط مایـیم.

166
00:14:08,041 --> 00:14:08,875
‫بیاین.

167
00:14:21,541 --> 00:14:24,416
‫از امشب همه‌تون قراره تاریخ‌ساز بشین!

168
00:14:24,500 --> 00:14:25,875
‫- درستـه!
‫- آره!

169
00:14:26,000 --> 00:14:29,166
‫چون شعله‌ی انقلاب درون همه‌تون روشن شده.

170
00:14:29,250 --> 00:14:30,625
‫آره!

171
00:14:30,750 --> 00:14:32,875
‫تازه ما تنها نیستیم.

172
00:14:32,916 --> 00:14:34,000
‫کسای دیگه‌ای هم هستن!

173
00:14:34,125 --> 00:14:38,875
‫چون خیلی‌ها از زندگی تحت سلطه‌ی
‫حزب محافظه‌کارا خسته شدن!

174
00:14:39,000 --> 00:14:40,416
‫مرگ بر محافظه‌کارها!

175
00:14:40,500 --> 00:14:45,791
‫این شهر با هدف رسیدن
‫به برابری و آزادی تأسیس شد!

176
00:14:45,875 --> 00:14:47,291
‫مرگ بر محافظه‌کارها!

177
00:14:47,375 --> 00:14:50,625
‫واسه همینـه که باید رأی بدیم!

178
00:14:51,791 --> 00:14:54,916
‫یه‌جوری هم رأی می‌دیم که همه متعجب بشن!

179
00:14:55,000 --> 00:14:57,625
‫با شرافت و شجاعت‌مون رأی می‌دیم!

180
00:14:58,125 --> 00:14:59,500
‫- بریم تو کارش!
‫- بله، قربان.

181
00:15:00,041 --> 00:15:02,000
‫قراره به ماکوندو رأی بدیم...

182
00:15:02,125 --> 00:15:05,541
‫چون اینجا یه شهر لیبرالـه، لعنتی!

183
00:15:05,625 --> 00:15:09,500
‫ماکوندوی لیبرال!

184
00:15:09,541 --> 00:15:16,541
‫ماکوندوی لیبرال!

185
00:16:16,541 --> 00:16:21,250
‫اولین انتخابات شهر ماکوندو درحال برگزاریـه.

186
00:17:05,000 --> 00:17:07,000
‫طبق دستور دکتر «نوگوئرا»...

187
00:17:07,125 --> 00:17:09,791
‫مردهایی که برگه‌ی رأی قرمز دارن...

188
00:17:09,875 --> 00:17:13,750
‫کسایی‌ان که بعد از انجام آزمایشات
‫سخت، ثابت کردن که لیبرال هستن.

189
00:18:37,291 --> 00:18:39,625
‫مجموعاً ۲۳۶ رأی.

190
00:18:39,666 --> 00:18:42,916
‫۱۳۲تا قرمز برای لیبرال‌ها...

191
00:18:43,000 --> 00:18:46,250
‫و ۱۰۴تا آبی برای حزب محافظه‌کارها.

192
00:18:48,375 --> 00:18:49,750
‫جابه‌جاشون کن.

193
00:18:56,041 --> 00:18:59,416
‫۱۳۲تا آبی و ۱۰۴تا قرمز.

194
00:19:01,416 --> 00:19:03,875
‫وقتی کارت تموم شد، دَر جعبه رو ببند، سروان.

195
00:19:04,000 --> 00:19:06,500
‫فردا بفرستش پایتخت تا شمارش بشه.

196
00:19:34,416 --> 00:19:37,375
‫اگه من لیبرال بودم، الان خون به پا می‌کردم.

197
00:19:37,416 --> 00:19:40,875
‫چه دامادم باشی، چه نباشی،
‫اگه واقعاً لیبرال بودی...

198
00:19:40,916 --> 00:19:42,500
‫تا الان زنده نمی‌موندی.

199
00:20:16,083 --> 00:20:18,333
‫به پدرزنت بگو چاقوهامون رو پس بده...

200
00:20:18,375 --> 00:20:20,375
‫هم مال ما و هم مال مردم رو.

201
00:20:20,458 --> 00:20:22,083
‫هیچ وسیله‌ای برای آشپزی نداریم.

202
00:20:49,208 --> 00:20:50,083
‫اینجا چه خبره؟

203
00:20:56,375 --> 00:20:57,708
‫می‌خوام با «ربکا» ازدواج کنم.

204
00:21:00,833 --> 00:21:02,333
‫حرفای احمقانه نزن.

205
00:21:06,000 --> 00:21:07,083
‫شما نمیتونین ازدواج کنین.

206
00:21:09,083 --> 00:21:10,708
‫سه‌روز دیگه عروسی‌مونه.

207
00:21:13,500 --> 00:21:15,083
‫ما اجازه نخواستیم.

208
00:21:16,000 --> 00:21:17,208
‫باورم نمی‌شه.

209
00:21:21,625 --> 00:21:24,333
‫اگه ازدواج کنین،
‫دیگه پاتون رو توی این خونه نمی‌ذارین.

210
00:21:24,958 --> 00:21:25,833
‫چه بهتر.

211
00:21:30,958 --> 00:21:32,458
‫همه به عروسی‌مون دعوتـین.

212
00:21:41,541 --> 00:21:46,208
‫«اورسولا» هیچ‌وقت این بی‌احترامی رو نبخشید.

213
00:21:54,166 --> 00:21:57,791
‫و «آمارانتا» هم بیخیال
‫کینه‌ی شتری‌ش نسبت به «ربکا» نشد.

214
00:22:28,666 --> 00:22:30,666
‫از شماره ۱۴ شروع می‌کنیم.

215
00:22:32,583 --> 00:22:34,708
‫می‌تونی بخونیش؟

216
00:22:34,791 --> 00:22:35,791
‫آفرین.

217
00:22:37,416 --> 00:22:40,041
‫شروع کن، یک، دو، سه، چهار.

218
00:22:40,083 --> 00:22:44,666
‫یک، دو، سه، چهار.

219
00:22:44,708 --> 00:22:47,041
‫آفرین.

220
00:22:47,166 --> 00:22:51,666
‫یک، دو، سه، چهار.

221
00:22:52,666 --> 00:22:54,166
‫ببخشین، الان وسط کلاسـم.

222
00:22:54,666 --> 00:22:55,916
‫می‌خوام با «ربکا» ازدواج کنم.

223
00:22:59,208 --> 00:23:00,208
‫ولی شما نمیتونین ازدواج کنین.

224
00:23:01,708 --> 00:23:02,541
‫مهم نیست.

225
00:23:08,083 --> 00:23:09,083
‫نمی‌تونی این کارو بکنی.

226
00:23:10,208 --> 00:23:11,208
‫این غیرطبیعیـه.

227
00:23:12,416 --> 00:23:13,791
‫غیرقانونی هم هست.

228
00:23:14,333 --> 00:23:16,541
واسم مهم نیست که غیرطبیعیـه.

229
00:23:17,166 --> 00:23:21,541
‫الانم خودم اومدم بهت بگم
‫که دیگه مزاحم «ربکا» نشی.

230
00:23:24,041 --> 00:23:25,041
‫شنیدی؟

231
00:23:53,708 --> 00:23:54,541
‫پدرجان.

232
00:23:55,416 --> 00:23:56,458
‫چطوری پسرم؟

233
00:23:58,166 --> 00:24:00,708
‫- برای دومینو زود نیست؟
‫- بله، زوده.

234
00:24:01,416 --> 00:24:02,916
‫خب چی شده؟

235
00:24:04,208 --> 00:24:05,083
‫چاقوها.

236
00:24:06,916 --> 00:24:09,083
‫همه‌ی زنای ماکوندو، ازجمله مادرم...

237
00:24:09,166 --> 00:24:11,416
‫شاکی‌ان که وسیله‌ی آشپزی ندارن.

238
00:24:12,291 --> 00:24:14,916
‫چاقوها رو فرستادیم پایتخت...

239
00:24:15,041 --> 00:24:17,666
‫در کنار یه‌سری اسلحه‌ی توقیف‌شده‌ی دیگه.

240
00:24:17,708 --> 00:24:21,541
‫می‌خوام نشون بدم که لیبرال‌ها دارن
‫علیه دولت قیام می‌کنن.

241
00:24:35,916 --> 00:24:39,416
‫فرمانده «مدینا» از مانائوره
‫یه پیام فوری فرستادن.

242
00:24:40,083 --> 00:24:41,541
‫خب، اوضاع چطوره؟

243
00:24:41,583 --> 00:24:43,708
‫محافظه‌کارا توی انتخابات تقلب کردن.

244
00:24:43,791 --> 00:24:45,333
‫رسوایی بزرگی شده.

245
00:24:45,416 --> 00:24:48,541
‫بعضی گروه‌های لیبرال دارن اسلحه‌به‌دست می‌شن.

246
00:24:48,583 --> 00:24:50,458
‫ما هم باید همین کارو بکنیم!

247
00:24:50,541 --> 00:24:53,333
‫برای مسلح‌شدن نیاز به اسلحه داریم، «آرکادیو».

248
00:24:53,416 --> 00:24:54,666
‫مراقب باش.

249
00:24:54,708 --> 00:24:59,208
‫لیبرال‌هایی که توی ریوهاچا
‫علیه دولت قیام کردن، اعدام شدن.

250
00:25:25,333 --> 00:25:28,791
‫«آرکادیو» نمی‌دونست که «خوزه آرکادیو» پدرشـه.

251
00:25:31,416 --> 00:25:32,291
‫چطوری؟

252
00:25:35,083 --> 00:25:36,041
‫«کاتارینو»

253
00:25:37,166 --> 00:25:38,583
‫بهم یه نوشیدنی بده لطفاً.

254
00:25:43,166 --> 00:25:45,291
‫فکر کنین اینجا نیستم. حرف بزنین.

255
00:25:52,208 --> 00:25:53,333
‫می‌گم، «آئورلیانو»...

256
00:25:54,416 --> 00:25:58,791
‫فکر می‌کنی بابات چی می‌گفت
‫اگه می‌دید یه محافظه‌کار شدی؟

257
00:26:03,333 --> 00:26:05,791
‫من نه محافظه‌کارم، نه لیبرال.

258
00:26:09,041 --> 00:26:10,458
‫ولی اگه بخوام انتخاب کنم...

259
00:26:12,291 --> 00:26:13,416
‫می‌رم سمت لیبرال.

260
00:26:15,166 --> 00:26:17,166
‫محافظه‌کارا تقلب می‌کنن.

261
00:26:17,916 --> 00:26:19,166
‫ذات‌شون همینـه.

262
00:26:27,958 --> 00:26:30,041
‫داری جدی می‌گی، «آئورلیانو»؟

263
00:26:33,708 --> 00:26:35,291
‫بعله.

264
00:26:38,458 --> 00:26:39,291
‫«کاتارینو»

265
00:27:12,791 --> 00:27:15,791
‫داریم برای انقلاب برنامه می‌چینیم.

266
00:27:18,208 --> 00:27:19,666
‫چجور انقلابی؟

267
00:27:20,708 --> 00:27:25,041
‫می‌خوایم سراسر کشور
‫یه‌سری حملات گسترده انجام بدیم...

268
00:27:25,083 --> 00:27:28,041
‫تا کار همه‌ی کارمندهای
‫محافظه‌کار رو یکسره کنیم...

269
00:27:28,166 --> 00:27:29,583
‫و البته خونواده‌هاشون رو.

270
00:27:30,458 --> 00:27:32,333
‫برای همین تو رو لازم داریم.

271
00:27:32,416 --> 00:27:34,791
‫باید بهمون کمک کنی تا «آپولینار موسکوته»...

272
00:27:34,916 --> 00:27:36,791
‫زنش و شیش ‌تا دخترش رو بُکشیم.

273
00:27:40,916 --> 00:27:43,291
‫باید محافظه‌کارا رو ریشه‌کن کنیم.

274
00:27:48,541 --> 00:27:50,041
‫می‌دونی چیـه، «نوگوئرا»؟

275
00:27:51,541 --> 00:27:53,416
‫تو نه یه انقلابی هستی...

276
00:27:54,208 --> 00:27:55,166
‫و نه یه لیبرال.

277
00:27:55,916 --> 00:27:57,041
‫تو هیچی نیستی.

278
00:27:58,958 --> 00:28:00,916
‫هیچی به‌جز یه قاتل.

279
00:28:01,541 --> 00:28:02,708
‫تو یه قاتلـی.

280
00:28:05,166 --> 00:28:07,916
‫و می‌دونی خودت چی‌ای، «آئورلیانو بوئندیا»؟

281
00:28:09,208 --> 00:28:11,333
‫یه آدم احساساتی...

282
00:28:12,166 --> 00:28:13,166
‫که هیچ آینده‌ای نداره.

283
00:28:15,166 --> 00:28:16,708
‫بطری رو پس بده.

284
00:28:17,458 --> 00:28:18,583
‫حتماً.

285
00:28:21,083 --> 00:28:21,958
‫ترسو.

286
00:28:23,041 --> 00:28:24,791
‫تو یه ترسویـی.

287
00:28:26,083 --> 00:28:28,041
‫و ترسوها هیچ‌وقت تاریخ رو رقم نزدن.

288
00:28:42,041 --> 00:28:42,833
‫با اجازه.

289
00:28:52,416 --> 00:28:55,791
‫«پیترو کرسپی» هنوزم
‫سه‌شنبه‌ها برای صبحونه می‌اومد...

290
00:28:56,916 --> 00:29:01,291
‫و سعی می‌کرد با این کار
‫شرافت خودش رو حفظ کنه.

291
00:29:03,416 --> 00:29:06,541
‫«آمارانتا» خیلی مراقبش بود و هواش رو داشت.

292
00:29:07,666 --> 00:29:08,791
‫برای «پیترو کرسپی»...

293
00:29:09,583 --> 00:29:12,958
‫این زن، که همیشه باهاش
‫مثل یه بچه رفتار می‌کرد...

294
00:29:14,166 --> 00:29:15,666
‫یه روزنه‌ی امید بود.

295
00:30:29,666 --> 00:30:32,583
‫می‌خواین منم در کنار «موسکوته»ها بُکشین؟

296
00:30:33,541 --> 00:30:35,666
‫چرا چرت‌وپرت می‌گی؟

297
00:30:37,083 --> 00:30:38,541
‫هوی، آروم باش!

298
00:30:40,208 --> 00:30:44,083
‫اون آدمایی که همه‌ش تعقیبم می‌کنن.
‫منظورم اوناست.

299
00:30:45,041 --> 00:30:47,666
‫اونا رو فرستادیم که دنبالت کنن،
‫نه این‌که بُکشنت.

300
00:30:48,416 --> 00:30:51,041
‫منتظریـم ببینیم کِی قراره ما رو لو بدی.

301
00:30:51,833 --> 00:30:52,791
‫ولش کن، پسر.

302
00:30:53,791 --> 00:30:54,666
‫ولش کن.

303
00:30:59,583 --> 00:31:00,416
‫بیخیال شین.

304
00:31:01,916 --> 00:31:03,666
‫اگه می‌خواستم شما رو لو بدم...

305
00:31:04,541 --> 00:31:05,916
‫تا الان داده بودم.

306
00:31:07,041 --> 00:31:08,333
‫من خائن نیستم.

307
00:31:13,166 --> 00:31:14,166
‫حقیقت همینـه.

308
00:31:15,041 --> 00:31:16,958
‫ولی اگه یه روز
‫قصد کشتن پدرزنم رو داشته باشین...

309
00:31:19,208 --> 00:31:22,208
‫اولین نفری که جلوتون وایمیسه، منـم.

310
00:32:04,208 --> 00:32:05,583
‫نکن! با توام!

311
00:32:05,708 --> 00:32:07,458
‫ولش کن! دست نزن!

312
00:32:07,583 --> 00:32:09,583
‫نکن!

313
00:32:12,000 --> 00:32:14,458
‫ولش کنین.

314
00:32:38,500 --> 00:32:39,500
‫ولم کنین.

315
00:32:40,000 --> 00:32:42,125
‫- کـمـک!
‫- خفه!

316
00:32:42,208 --> 00:32:44,333
‫حق ندارین این کارو بکنین!

317
00:32:44,375 --> 00:32:46,250
‫مجرمین از حقوق محرومـن! خفه شو!

318
00:32:46,333 --> 00:32:48,750
‫خداوندا، لطف خود را شامل حال این مرد بیـ

319
00:32:52,500 --> 00:32:54,000
‫دارن بهم حمله می‌کنن!

320
00:32:54,083 --> 00:32:56,333
‫شما حق ندارین این کارو بکنین!

321
00:32:56,375 --> 00:32:58,250
‫- دارن بهم حمله می‌کنن!
‫- شما حق نـ

322
00:32:58,333 --> 00:32:59,208
‫بیا ببینم.

323
00:33:00,000 --> 00:33:02,208
‫- کمک!
‫- ادای قهرمانا رو درنیار، «آرکادیو».

324
00:33:02,708 --> 00:33:06,083
‫- اینا می‌تونن بُکشنت.
‫- اگه کاری نکنیم هم می‌میریم.

325
00:33:07,375 --> 00:33:11,583
‫- بدون حکم نمی‌تونین منو بُکشین!
‫- تصمیم بگیر طرف کی‌ای، «آئورلیانو».

326
00:33:13,208 --> 00:33:14,083
‫ممنون.

327
00:33:16,958 --> 00:33:19,125
‫نباید «آلی‌ریو نوگوئرو» رو
‫اون‌طوری اعدام کنین.

328
00:33:20,083 --> 00:33:22,458
‫به سربازا بگین دست نگه دارن.

329
00:33:23,125 --> 00:33:24,833
‫دیگه دست من نیست، پسرم.

330
00:33:25,958 --> 00:33:27,958
‫فرمانده «گومز» الان شهر رو تحت‌کنترل داره.

331
00:33:29,000 --> 00:33:30,250
‫منظورتون چیـه؟

332
00:33:33,625 --> 00:33:37,333
‫وقتی شرایط اضطراری پیش میاد،
‫ارتش کنترل اوضاع رو به دست می‌گیره.

333
00:33:41,208 --> 00:33:42,125
‫آماده!

334
00:33:46,000 --> 00:33:46,875
‫هدف بگیرین!

335
00:33:56,708 --> 00:34:00,583
‫زنده باد انقلابیون!

336
00:34:01,458 --> 00:34:02,333
‫آتش!

337
00:35:18,375 --> 00:35:19,375
‫خوب بگردش.

338
00:35:19,458 --> 00:35:21,208
‫- توی جیبت چیـه؟
‫- هیچی به خدا.

339
00:35:21,250 --> 00:35:22,375
‫دروغ میگی.

340
00:35:22,458 --> 00:35:24,083
‫ولم کنین!

341
00:35:24,208 --> 00:35:26,333
‫- حرف حرف ماست!
‫- من هیچی ندارم!

342
00:35:32,458 --> 00:35:36,333
‫ولش کنین! بذارین پسرم بره!

343
00:35:45,333 --> 00:35:47,333
‫کمک!

344
00:35:51,708 --> 00:35:55,583
‫ببرینش اون طرف! نه!

345
00:35:55,625 --> 00:35:58,083
‫نـه!

346
00:36:01,833 --> 00:36:04,333
‫فرمانده، این سگ بیماری هاری داشت.

347
00:36:08,250 --> 00:36:09,125
‫یه دکتر خبر کنین.

348
00:36:09,833 --> 00:36:10,833
‫یه دکتر بگین!

349
00:37:47,708 --> 00:37:49,333
‫«آئورلیانو»، احمق نشو!

350
00:37:49,375 --> 00:37:51,708
‫تو اهل جنگ نیستی.
‫می‌کُشنت!

351
00:37:58,875 --> 00:38:00,583
‫«آئورلیانو»، بهم گوش کن، پسرم.

352
00:38:07,750 --> 00:38:10,250
‫من مسئولـم.

353
00:38:14,083 --> 00:38:15,333
‫«آئورلیانو»، تو رو خدا...

354
00:38:17,083 --> 00:38:19,250
‫فکر کن بچه‌ی خودتـه و هواشو داشته باش.

355
00:38:22,333 --> 00:38:23,708
‫مراقب خودت هم باش.

356
00:38:24,708 --> 00:38:25,583
‫شنیدی چی گفتم؟

357
00:38:30,833 --> 00:38:33,625
‫منو تنها نذار، پسرم. به حرفم گوش کن.

358
00:39:17,833 --> 00:39:18,958
‫التماست می‌کنم.

359
00:40:07,291 --> 00:40:08,666
‫چی شده، «آئورلیانو»؟

360
00:40:10,000 --> 00:40:11,375
‫بگو همه آماده شن.

361
00:40:15,750 --> 00:40:17,041
‫داریم می‌ریم جنگ.

362
00:40:18,250 --> 00:40:19,500
‫با کدوم اسلحه؟

363
00:40:20,875 --> 00:40:21,916
‫با اسلحه‌ی اونا.

364
00:40:51,500 --> 00:40:52,291
‫کیـه؟

365
00:40:53,500 --> 00:40:54,375
‫«آئورلیانو»ام.

366
00:40:57,416 --> 00:40:58,250
‫«آئورلیانو»؟

367
00:41:00,291 --> 00:41:01,375
‫چی شده؟

368
00:41:01,416 --> 00:41:04,000
‫می‌خوایم محافظه‌کارا رو از شهر بندازیم بیرون.

369
00:41:05,000 --> 00:41:07,541
‫«گرینلدو»، «مگنفیکو» و بقیه بهمون ملحق شدن.

370
00:41:08,625 --> 00:41:09,416
‫خب؟

371
00:41:12,916 --> 00:41:13,916
‫با ما بیا.

372
00:41:14,666 --> 00:41:14,708
‫می‌خوایم به ارتش لیبرال
‫فرمانده «مدینا» ملحق شیم.

373
00:41:14,708 --> 00:41:17,750
‫می‌خوایم به ارتش لیبرال
‫فرمانده «مدینا» ملحق شیم.

374
00:41:20,250 --> 00:41:22,875
‫من دیگه همه‌چیِ این دنیا رو دیدم.

375
00:41:25,416 --> 00:41:26,666
‫جام همین‌جاست.

376
00:41:27,625 --> 00:41:28,500
‫کنار اون.

377
00:41:30,375 --> 00:41:31,250
‫موفق باشی.

378
00:41:41,250 --> 00:41:42,125
‫«آئورلیانو»

379
00:41:49,041 --> 00:41:50,500
‫فکر کردی یادم نیست...؟

380
00:41:52,375 --> 00:41:53,375
‫اون شبی که...

381
00:41:55,666 --> 00:41:56,541
‫بهت گفتم...

382
00:41:57,375 --> 00:41:59,041
‫«مثل یه زلزله بود.»

383
00:42:03,125 --> 00:42:05,625
‫برای همینـه که امثال ما از مرگ ترس دارن.

384
00:42:10,916 --> 00:42:12,500
‫امیدوارم زنده برگردی.

385
00:43:31,125 --> 00:43:31,916
‫«آئورلیانو»

386
00:44:04,375 --> 00:44:06,250
‫ببرش بیرون! بریم!

387
00:44:10,875 --> 00:44:15,250
‫بدون حکم نمی‌تونین منو بُکشین!

388
00:44:45,000 --> 00:44:47,625
‫به نام شرف و افتخار!

389
00:44:49,875 --> 00:44:51,041
‫بُکشینشون!

390
00:45:42,541 --> 00:45:43,625
‫خب «آئورلیانو»...

391
00:45:46,541 --> 00:45:47,500
‫خب چی؟

392
00:45:48,500 --> 00:45:50,041
‫قراره به فرمانده «مدینا» ملحق شیم؟

393
00:45:51,000 --> 00:45:51,875
‫تو نه.

394
00:45:56,750 --> 00:46:00,125
‫می‌خوام تو مسئول شهر بشی.

395
00:46:04,875 --> 00:46:06,041
‫این شهر دیگه مال توئـه.

396
00:46:07,666 --> 00:46:09,625
‫مراقبش باش. فهمیدی؟

397
00:46:10,875 --> 00:46:12,000
‫بله... چَشم.

398
00:46:12,666 --> 00:46:14,625
‫حالا برو به بقیه کمک کن.

399
00:46:19,291 --> 00:46:20,125
‫باشه.

400
00:47:00,000 --> 00:47:03,291
‫منو نکُشین! منو نکُشین...

401
00:47:03,375 --> 00:47:06,166
‫تو رو خدا نکُشین!

402
00:47:06,250 --> 00:47:07,500
‫کافیـه، «موسکوته».

403
00:47:09,791 --> 00:47:12,166
‫پَر محافظه‌کارا باز شد...

404
00:47:12,750 --> 00:47:15,041
‫ولی به تو و خونواده‌ت کاری نداریم.

405
00:47:15,791 --> 00:47:17,250
‫بهت قول می‌دم.

406
00:47:17,375 --> 00:47:19,166
‫این دیوونه‌بازیا چیـه، پسرم؟

407
00:47:19,250 --> 00:47:20,541
‫خُل شدی؟

408
00:47:21,916 --> 00:47:23,250
‫این دیوونگی نیست!

409
00:47:26,375 --> 00:47:27,375
‫جنگـه.

410
00:47:33,041 --> 00:47:35,375
‫و دیگه بهم نگو «پسرم».

411
00:47:39,250 --> 00:47:40,625
‫از این لحظه به بعد...

412
00:47:42,500 --> 00:47:46,416
‫من سرهنگ «آئورلیانو بوئندیا»م.

413
00:49:14,250 --> 00:49:16,666
‫اقتباسی از رمان «صد سال تنهایی»، نوشته‌ی «گابریل گارسیا مارکز»
