﻿1
00:00:11,250 --> 00:00:13,666
‫چند ماه پس از اعدام آرکادیو،

2
00:00:14,500 --> 00:00:16,791
‫سرهنگ آئورلیانو بوئندیا هنگامی که

3
00:00:16,875 --> 00:00:19,875
‫در آستانه‌ی رسید به مرز غربی بود، اسیر شد

4
00:00:21,375 --> 00:00:25,000
‫از 21 مردی که در میدان جنگ، وی را همراهی
‫می‌کردند، فقط یک نفر جان سالم به در برد،

5
00:00:25,916 --> 00:00:27,541
‫سرهنگ گرینلدو مارکز

6
00:00:41,291 --> 00:00:43,875
‫- دستت چی شده؟
‫- فقط یه سوختگی ساده‌ست

7
00:00:44,500 --> 00:00:46,416
‫پسرت آئورلیانو خوزه حسابی قد کشیده

8
00:00:48,000 --> 00:00:50,125
‫آئورلیانو

9
00:00:52,666 --> 00:00:55,125
‫- پسرمون کجاست؟
‫- اون کجاست؟

10
00:00:56,000 --> 00:00:57,541
‫- آئورلیانو!
‫- برید عقب!

11
00:00:58,875 --> 00:01:00,416
‫برو خونه، مادر!

12
00:01:01,125 --> 00:01:04,916
‫از مقامات اجازه بگیر و بیا زندان ملاقاتم

13
00:01:05,000 --> 00:01:06,000
‫آئورلیانو!

14
00:01:11,375 --> 00:01:12,750
‫زنده باد سرهنگ بوئندیا!

15
00:01:12,791 --> 00:01:14,500
‫زنده باد سرهنگ بوئندیا!

16
00:01:16,916 --> 00:01:18,416
‫آئورلیانو!

17
00:01:18,500 --> 00:01:20,125
‫دیگه این مسخره‌بازی‌ها کافیـه!

18
00:01:24,916 --> 00:01:28,250
‫حکم سرهنگ آئورلیانو بوئندیا
‫در ماکوندو اجرا می‌شود

19
00:01:28,375 --> 00:01:30,000
‫تا درس عبرتی باشد برای اهالی شهر

20
00:01:33,250 --> 00:01:37,125
‫« یکصد سال تنهایی »

21
00:01:38,000 --> 00:01:41,541
‫من باید سرهنگ آئورلیانو بوئندیا رو ببینم.
‫اون پسرمـه. بذارید بیام داخل.

22
00:01:42,250 --> 00:01:46,125
‫- سروان! گفتم بذارید بیام تو
‫- بذار بیاد

23
00:01:57,666 --> 00:01:59,125
‫اومدم پسرم رو ببینم،

24
00:02:00,125 --> 00:02:02,041
‫سرهنگ آئورلیانو بوئندیا

25
00:02:03,041 --> 00:02:03,875
‫خانم،

26
00:02:05,416 --> 00:02:08,791
‫منظورتون «آقای» بوئندیاست؟

27
00:02:10,041 --> 00:02:11,041
‫همون که تو میگی

28
00:02:11,791 --> 00:02:13,291
‫فقط بذار ببینمش

29
00:02:13,916 --> 00:02:17,375
‫منتظریم که حکومت حکم رسمی
‫محکومیتش رو تأیید کنه

30
00:02:22,166 --> 00:02:23,041
‫چه حکمی؟

31
00:02:25,791 --> 00:02:27,000
‫اعدام

32
00:02:29,666 --> 00:02:33,166
‫تا اون موقع،
‫باید توی سلول انفرادی بمونه

33
00:02:36,000 --> 00:02:37,541
‫به هر حال من میرم دیدنش

34
00:02:40,375 --> 00:02:43,250
‫اگه دستوری که بهت دادن اینـه،
‫پس می‌تونی بهم شلیک کنی

35
00:02:47,250 --> 00:02:48,500
‫همراهیش کنی داخل

36
00:03:10,333 --> 00:03:12,375
‫گفته بود اسمش رو بذاریم اورسولا،

37
00:03:13,458 --> 00:03:15,708
‫ولی پشتِ این اسم کوله‌باری از غم و مصیبت هست

38
00:03:20,375 --> 00:03:22,083
‫نه، اصلاً اینا رو بهم نگفته بودی

39
00:03:22,958 --> 00:03:24,250
‫ولی خودم می‌دونستم

40
00:03:27,583 --> 00:03:29,958
‫تو از همون بچگی تیز و بُز بودی...

41
00:03:35,125 --> 00:03:36,458
‫حواست شش‌دُنگ جمع بود...

42
00:03:38,375 --> 00:03:40,583
‫به شدت کنجکاو بودی

43
00:03:42,250 --> 00:03:43,583
‫یادم نرفته

44
00:03:47,250 --> 00:03:49,583
‫همینطور اون غمی که به چهره داشتی...

45
00:03:51,583 --> 00:03:53,708
‫وقتی بدون برادرت برگشتی

46
00:03:56,333 --> 00:03:58,458
‫بعد اینکه تو و آمارانتا رو تنها گذاشتم

47
00:04:04,500 --> 00:04:07,125
‫اون تصویر هنوزم قلبم رو جرحیه‌دار می‌کنه

48
00:04:12,125 --> 00:04:14,250
‫حس می‌کنم انگار همه‌ی اینا رو
‫یه بار زندگی کردم...

49
00:04:19,375 --> 00:04:20,958
‫ولی نمی‌تونم مرگ خودم رو ببینم

50
00:04:22,583 --> 00:04:24,958
‫انگار پیشگوها بهم پشت کردن

51
00:04:30,083 --> 00:04:31,750
‫یه چیزی واست دارم

52
00:04:36,458 --> 00:04:38,708
‫اینا اشعاری هستن که واسه رمدیوس نوشتم

53
00:04:39,458 --> 00:04:40,333
‫بهم قول بده که...

54
00:04:42,333 --> 00:04:43,583
‫اونا رو می‌سوزنی

55
00:04:45,708 --> 00:04:47,458
‫نمی‌خوام هیچکس اینا رو بخونه

56
00:04:55,833 --> 00:04:56,958
‫وقت تمومـه، بریم خانم

57
00:05:09,250 --> 00:05:10,333
‫خداحافظی نکن

58
00:05:13,208 --> 00:05:17,000
‫به کسی التماس نکن یا
‫به خاطر من خودت رو تحقیر نکن

59
00:05:18,208 --> 00:05:19,333
‫ناسلامتی جنگـه

60
00:05:21,583 --> 00:05:25,250
‫به جاش، وانمود کن سال‌ها پیش اعدام شدم

61
00:06:28,166 --> 00:06:29,666
‫ببخشید، سروان

62
00:06:35,541 --> 00:06:36,333
‫به این زودی؟

63
00:06:54,291 --> 00:06:55,541
‫گرینلدو مارکز...

64
00:06:57,666 --> 00:07:00,416
‫تو به 7 سال حبس محکوم شدی

65
00:07:23,291 --> 00:07:25,541
‫انگار من و تو زیاد خوش‌شانس نیستیم

66
00:07:25,666 --> 00:07:28,166
‫به جرم شورش محکوم به اعدام شدی

67
00:07:29,666 --> 00:07:33,708
‫توی تلگراف نوشتن که فوراً باید اعدام شی

68
00:07:34,416 --> 00:07:35,916
‫چه خبر خوبی

69
00:07:38,166 --> 00:07:40,333
‫بالاخره توی ماکوندو تلگراف داریم

70
00:08:22,916 --> 00:08:24,916
‫اون نه می‌ترسید نه حس
‫آشناپنداری بهش دست داده بود،

71
00:08:25,541 --> 00:08:28,083
‫بلکه خشم عمیقی از درونش شعله می‌کشید،

72
00:08:28,166 --> 00:08:32,791
‫از اینکه مرگِ ساختگی‌اش
‫نمیذاره خاتمه‌ی مسائلِ ناتمام رو ببینه

73
00:08:57,875 --> 00:08:59,875
‫حرف آخری داری، سرهنگ بوئندیا؟

74
00:09:01,500 --> 00:09:03,625
‫وقتی در برابر جوخه‌ی اعدام قرار گرفت،

75
00:09:04,375 --> 00:09:06,875
‫سرهنگ آئورلیانو بوئندیا

76
00:09:07,000 --> 00:09:09,125
‫به یاد آن عصر دل‌انگیز قدیمی افتاد

77
00:09:09,250 --> 00:09:11,791
‫وقتی پدرش او را برای یافتن یخ بُرده بود

78
00:09:12,750 --> 00:09:16,250
‫دوباره خودش را در تجسم بچگی‌اش دید،

79
00:09:16,375 --> 00:09:19,166
‫با شلوارک کوتاه،
‫کراواتی که دور گردنش بسته بود

80
00:09:20,416 --> 00:09:22,875
‫همینطور به یاد خوزه آرکادیو بوئندیا افتاد،

81
00:09:22,916 --> 00:09:25,625
‫که از قضا همان لحظه، در آن سپیده‌دم دلگیر،

82
00:09:26,250 --> 00:09:28,625
‫زیر درخت شاه‌بلوط، داشت به سرهنگ فکر می‌کرد

83
00:09:43,250 --> 00:09:44,125
‫سربازها

84
00:09:45,541 --> 00:09:46,500
‫حاضر

85
00:09:57,250 --> 00:09:58,291
‫نشونه بگیرید

86
00:10:46,250 --> 00:10:47,166
‫شلیک نکنید

87
00:10:50,375 --> 00:10:51,166
‫سربازها

88
00:10:51,750 --> 00:10:53,041
‫اسلحه‌هاتون رو بیارید پایین

89
00:10:58,000 --> 00:10:59,916
‫مشیت الهی شما رو فرستاده اینجا

90
00:11:04,750 --> 00:11:05,625
‫آزادش کنید!

91
00:11:09,750 --> 00:11:11,041
‫میگم آزادش کنید!

92
00:11:35,916 --> 00:11:37,791
‫من تحت‌فرمان شمام، سرهنگ بوئندیا

93
00:11:51,250 --> 00:11:53,500
‫به انقلاب خوش اومدی، کارنیسرو

94
00:12:02,625 --> 00:12:05,166
‫پس گمونم تو «مشیت الهی» تشریف داری

95
00:12:09,625 --> 00:12:11,500
‫یکی باید می‌اومد تن لشت رو نجات بده دیگه

96
00:12:14,375 --> 00:12:16,000
‫دوباره خودت رو به کُشتن نده

97
00:12:17,416 --> 00:12:18,750
‫دیگه به دادت نمی‌رسم

98
00:12:22,375 --> 00:12:25,791
‫هیچ‌کس از دخالت او برای
‫متوقف کردن اعدام خبر نداشت

99
00:12:46,041 --> 00:12:50,416
‫سروان روکه کارنیسرو و افرادش
‫با سرهنگ آئورلیانو بوئندیا از شهر خارج شدن

100
00:12:50,500 --> 00:12:54,291
‫تا به نیروهای انقلابی
‫سرهنگ ویکتوریانو مدینا ملحق بشن

101
00:12:57,041 --> 00:13:01,083
‫و یه دوقلو که پنج ماه بعد از
‫اعدام آرکادیو به دنیا اومدن

102
00:13:01,166 --> 00:13:04,083
‫اسماشون رو گذاشتن آئورلیانو سگوندو و
‫خوزه آرکادیو سگوندو

103
00:13:05,166 --> 00:13:06,291
‫«شنبه»

104
00:13:06,333 --> 00:13:07,291
‫«شنبه»

105
00:13:07,833 --> 00:13:09,583
‫- بیا دوباره امتحان کنیم
‫- شـَ...

106
00:13:09,666 --> 00:13:09,708
‫آمارانتا مراقب همه‌شون بود

107
00:13:09,708 --> 00:13:11,541
‫آمارانتا مراقب همه‌شون بود

108
00:13:12,291 --> 00:13:12,333
‫به این گوش کن

109
00:13:12,333 --> 00:13:13,416
‫به این گوش کن

110
00:13:14,416 --> 00:13:16,458
‫«پس از سالها کشمش،

111
00:13:16,541 --> 00:13:20,791
‫دولت برای اولین بار با
‫سیاستمداران لیبرال دیدار خواهد کرد

112
00:13:20,916 --> 00:13:23,916
‫تا شرایط یک آتش‌بس احتمالی را
‫مورد‌ بحث قرار دهند»

113
00:13:30,041 --> 00:13:32,166
‫تو این روزها رو دیده بودی، خوزه آرکادیو

114
00:13:34,041 --> 00:13:37,666
‫نیازی به پیشگو نداشتی که
‫بفهمی سیاست سر و تهش آفتـه

115
00:13:51,958 --> 00:13:52,791
‫بقیه‌ش کو؟

116
00:13:53,458 --> 00:13:56,166
‫پسرهام دارن واسه نیروهای
‫آزادی‌خواه می‌جنگن، جناب

117
00:13:56,208 --> 00:13:58,333
‫با برادرتون، سرهنگ بوئندیا

118
00:13:59,166 --> 00:14:00,291
‫خب که چی؟

119
00:14:01,291 --> 00:14:02,208
‫آخه...

120
00:14:02,791 --> 00:14:05,916
‫ما دست‌تنهاییم و نمی‌تونیم
‫کل این محصولات رو دِرو کنیم

121
00:14:06,416 --> 00:14:08,541
‫لطفاً بیشتر بهم زمان بدید

122
00:14:14,916 --> 00:14:16,291
‫بهشون بگو بیخیال اسلحه‌بازی بشن و

123
00:14:16,791 --> 00:14:18,291
‫بیان بیل بزنن

124
00:14:39,125 --> 00:14:39,916
‫درد داره؟

125
00:14:44,375 --> 00:14:45,375
‫آره

126
00:15:00,250 --> 00:15:01,041
‫خاله

127
00:15:01,625 --> 00:15:03,500
‫میشه امشب پیشت بخوابم؟

128
00:15:07,750 --> 00:15:08,750
‫باشه

129
00:15:55,875 --> 00:15:58,208
‫دوباره، سه سه تا؟

130
00:15:58,250 --> 00:16:00,333
‫سه ضربدر سه میشه...

131
00:16:01,958 --> 00:16:02,958
‫9

132
00:16:38,833 --> 00:16:41,208
‫ربکا اظهار کرد که هیچی ندیده و نمی‌دونه

133
00:16:43,750 --> 00:16:45,708
‫باورش سخت بود،

134
00:16:45,750 --> 00:16:47,708
‫ولی هیچ قصه‌ی منطقی‌تری وجود نداشت،

135
00:16:47,750 --> 00:16:50,041
‫چون هیچکس دلیلی نمی‌دید که ربکا مردی رو که

136
00:16:50,041 --> 00:16:50,708
‫چون هیچکس دلیلی نمی‌دید که ربکا مردی رو که

137
00:16:50,833 --> 00:16:52,500
‫باعث شادیش بود، بکُشه

138
00:16:53,708 --> 00:16:56,791
‫ربکا در و پنجره‌ی خونه‌ش رو بست و
‫خودش رو زنده‌زنده دفن کرد...

139
00:16:58,541 --> 00:17:00,666
‫عمق این حقارت به حدی بود که

140
00:17:00,791 --> 00:17:03,666
‫هیچ وسوسه‌ی زمینی‌ای نمی‌تونست بهش نفوذ کنه

141
00:17:39,333 --> 00:17:41,166
‫سرهنگ، منتظرمون هستن

142
00:17:41,916 --> 00:17:42,916
‫شما خوبید؟

143
00:17:45,333 --> 00:17:47,166
‫داشتم به برادرم فکر می‌کردم

144
00:17:49,708 --> 00:17:52,541
‫دو شب گذشته خوابش رو دیدم و
‫حالا علتش رو فهمیدم

145
00:17:56,416 --> 00:17:59,083
‫ما رهبران منطقه‌ای رو فراخوندیم

146
00:17:59,708 --> 00:18:03,833
‫تا در این برهه‌ی حساس برای کشورمون،
‫از حزب آزادی‌خواه حمایت کنید

147
00:18:05,791 --> 00:18:09,916
‫دولت محافظه‌کار درب مذاکره رو باز کرده،

148
00:18:11,291 --> 00:18:12,916
‫ما هم باید جوابشون رو بدیم

149
00:18:12,958 --> 00:18:14,791
‫باید با تفنگ جوابشون رو بدیم!

150
00:18:14,916 --> 00:18:17,041
‫- درسته!
‫- بیاید به نبرد ادامه بدیم!

151
00:18:17,166 --> 00:18:19,541
‫آقایون!

152
00:18:20,166 --> 00:18:23,291
‫فقط یه راه واسه خاتمه‌ی این جنگ هست

153
00:18:24,416 --> 00:18:27,166
‫- با رسیدن به توافق
‫- اون‌وقت چه توافقی مدنظرتـه؟

154
00:18:27,666 --> 00:18:31,291
‫هر توافقی که لازم باشه.
‫اولیش اینـه که باید بریم پایتخت...

155
00:18:31,416 --> 00:18:32,833
‫برای مثال، واسه شروع،

156
00:18:32,916 --> 00:18:35,958
‫لیبرال‌ها باید توی کنگره جمهوری و
‫سایر مناصب دولتی

157
00:18:36,041 --> 00:18:37,916
‫نماینده داشته باشن

158
00:18:37,958 --> 00:18:40,041
‫این خواسته‌ی شماهاست!

159
00:18:41,666 --> 00:18:44,791
‫پای آینده‌ی کلمبیا وسطـه، آقایون

160
00:18:45,291 --> 00:18:48,583
‫واسه رسیدن به این نوع مذاکرات،
‫باید دست از جنگ برداریم

161
00:18:48,666 --> 00:18:50,791
‫صد سال سیاه، الان دست از جنگ برنمی‌داریم!

162
00:18:52,291 --> 00:18:53,166
‫آره

163
00:18:55,291 --> 00:18:56,666
‫چیزی که الان پاش وسطـه...

164
00:18:59,458 --> 00:19:01,041
‫حیثیت مردم‌مونـه

165
00:19:02,541 --> 00:19:04,041
‫و این قابل مذاکره نیست

166
00:19:07,666 --> 00:19:09,291
‫اگه آتش‌بس رو امضاء کنید،

167
00:19:10,416 --> 00:19:13,041
‫شاید بتونیم درخواست کنیم
‫شما نماینده‌ی منطقه‌مون

168
00:19:14,458 --> 00:19:15,833
‫در انتخابات باشید

169
00:19:16,083 --> 00:19:17,041
‫سرهنگ

170
00:19:22,666 --> 00:19:23,708
‫اینجا رو امضاء کنید

171
00:19:32,166 --> 00:19:33,833
‫موقعی امضاء می‌کنیم که

172
00:19:35,291 --> 00:19:37,666
‫چیز بیشتری برای ارائه به مردم‌مون داشته باشن

173
00:19:39,541 --> 00:19:42,541
‫در این حین،
‫به تلاش‌مون ادامه می‌دیم

174
00:19:42,583 --> 00:19:43,416
‫درسته

175
00:19:47,583 --> 00:19:49,791
‫بابت حمایت‌تون از شورش لیبرال‌ها...

176
00:19:50,291 --> 00:19:51,416
‫خانم، برو عقب

177
00:19:54,083 --> 00:19:57,541
‫دولت ملی شما رو محکوم به مرگ کرده!

178
00:19:58,416 --> 00:19:59,291
‫آماده!

179
00:20:02,041 --> 00:20:02,916
‫نشونه بگیرید!

180
00:20:04,166 --> 00:20:06,166
‫زنده باد حزب آزادی‌خواه!

181
00:20:15,083 --> 00:20:17,833
‫اینگونه بود که افسانه‌ی
‫سرهنگ آئورلیانو بوئندیا شروع شد

182
00:20:17,916 --> 00:20:22,666
‫زنده‌باد سرهنگ بوئندیا!

183
00:20:22,708 --> 00:20:27,166
‫«تالار شهر هویکان»

184
00:20:28,541 --> 00:20:31,916
‫طی سال‌های بعد، سرهنگ موفق شد
‫بیش از هزار مرد را مسلح کند و

185
00:20:32,041 --> 00:20:34,291
‫به حکومت اعلان جنگ کرد

186
00:20:39,166 --> 00:20:40,583
‫زنده باد انقلاب

187
00:21:11,208 --> 00:21:12,041
‫سرهنگ

188
00:21:15,458 --> 00:21:16,666
‫اول زمین خوردم

189
00:21:16,708 --> 00:21:19,583
‫بعدش واکنشش انتقامی بود و خیلی آزارم داد

190
00:21:26,541 --> 00:21:27,416
‫اینطوری هم نیست

191
00:21:27,458 --> 00:21:30,958
‫من فقط با کسایی بودم که
‫واقعاً ازشون خوشم می‌اومده

192
00:21:31,708 --> 00:21:33,208
‫مگه جز این هم داریم؟

193
00:21:35,541 --> 00:21:38,708
‫اینطوری از فداکاری‌هامون
‫توی میدانِ نبرد تجلیل می‌کنن

194
00:21:38,791 --> 00:21:39,916
‫«تحت تعقیب، زنده یا مُرده»
‫«جایزه: 50 هزار دلار»

195
00:21:45,166 --> 00:21:48,916
‫اگه قراره لیبرال‌ها جلوی اون
عوضی‌های محافظه‌کار سر خم کنن...

196
00:21:52,916 --> 00:21:54,791
‫پس اونا هم میشن هدفِ مشروع‌مون

197
00:22:05,916 --> 00:22:07,791
‫- ببخشید، سرهنگ
‫- بیا داخل

198
00:22:25,916 --> 00:22:28,041
می‌خوای منو بکشی، آشغال؟

199
00:23:12,666 --> 00:23:14,458
و اینجا بود که یه جنگ دیگه شروع شد

200
00:23:22,208 --> 00:23:23,041
بفرمایید

201
00:23:23,791 --> 00:23:26,416
افراد سرهنگ آئورلیانو بوئندیا، وی را به‌عنوان

202
00:23:26,541 --> 00:23:30,666
فرمانده نیروهای انقلابی کارائیب
با درجه ژنرال اعلام کردند

203
00:23:34,458 --> 00:23:36,541
اون سمت را قبول کرد
ولی ترفیع درجه را نه

204
00:23:36,666 --> 00:23:39,541
،و گفت تا زمانی که رژیم محافظه‌کار سر پاست

205
00:23:39,583 --> 00:23:42,041
ترفیع را قبول نمی‌کند

206
00:24:40,458 --> 00:24:41,500
سرهنگ

207
00:24:47,458 --> 00:24:49,708
سرهنگ آئورلیانو بوئندیا

208
00:24:58,041 --> 00:24:59,833
ژنرال خوزه راکل مونکادا

209
00:25:03,208 --> 00:25:05,916
سیاستمدارها همه‌شون
سر و ته یه کرباسن، مونکادا

210
00:25:07,208 --> 00:25:10,916
تنها فرقشون اینه که
آزادی‌خواه‌ها ساعت 5 میرن شکرگزاری

211
00:25:10,958 --> 00:25:13,291
محافظه‌کارها ساعت 8

212
00:25:15,791 --> 00:25:16,791
درسته

213
00:25:19,166 --> 00:25:22,166
بخاطر همینه که این جنگ... هیچ منطقی نداره

214
00:25:23,166 --> 00:25:26,291
بقیه‌ی رهبران آزادی‌خواه
دارن با دولت مذاکره می‌کنن

215
00:25:26,916 --> 00:25:28,791
و دارن به نتیجه می‌رسن، آئورلیانو

216
00:25:30,083 --> 00:25:31,416
اونا خسته‌ان

217
00:25:31,916 --> 00:25:33,291
بیشتر از ده ساله که درگیرن

218
00:25:33,916 --> 00:25:36,458
،ده سال دیگه هم می‌جنگیم
یا هرچقدر که لازم باشه

219
00:25:36,541 --> 00:25:38,416
تا مردم بتونن سرنوشت خودشون رو تعیین کنن

220
00:25:39,166 --> 00:25:41,791
ما از اینکه بقیه برامون تصمیم بگیرن
خسته شدیم

221
00:25:41,916 --> 00:25:43,916
هر دومون می‌دونیم که تو داری می‌جنگی

222
00:25:43,958 --> 00:25:46,583
تا انتقام بلاهایی که
حزب خودت سرت آورده رو بگیری

223
00:25:50,666 --> 00:25:51,583
این هم هست

224
00:25:52,583 --> 00:25:53,666
انکارش نمی‌کنم

225
00:25:54,958 --> 00:25:59,041
رهبران آزادی‌خواه باید دوباره ما رو
به‌عنوان یه ارتش مشروع به رسمیت بشناسن

226
00:25:59,708 --> 00:26:01,708
ما یه مشت یاغی نیستیم

227
00:26:01,791 --> 00:26:04,666
پس دیگه به مردم بی‌گناه حمله نکن، آئورلیانو

228
00:26:05,208 --> 00:26:07,458
اینجوری داری واسه خودت دشمن می‌تراشی

229
00:26:09,833 --> 00:26:11,416
چرا اینجایی، مونکادا؟

230
00:26:12,541 --> 00:26:15,416
فرستادنت بهم رشوه بدی؟ یا تهدیدم کنی؟

231
00:26:16,708 --> 00:26:18,541
هیچ‌کس منو برای هیچ‌کاری نفرستاده

232
00:26:19,541 --> 00:26:22,291
اومدم خداحافظی کنم
چون دارم از این جبهه میرم

233
00:26:23,041 --> 00:26:25,583
منو رئیس مدنی و نظامی ماکوندو کردن

234
00:26:32,041 --> 00:26:33,791
من از مردمت مراقبت می‌کنم

235
00:26:34,291 --> 00:26:35,458
قول میدم

236
00:26:36,833 --> 00:26:39,958
تو یکی از بامعرفت‌ترین آدم‌هایی هستی
که می‌شناسم، خوزه راکل

237
00:26:42,458 --> 00:26:43,666
...اما جدا از اون

238
00:26:47,166 --> 00:26:48,791
تو هنوزم پیرو محافظه‌کار‌هایی

239
00:26:59,666 --> 00:27:01,166
صبحونه حاضره

240
00:27:03,708 --> 00:27:06,791
!آئورلیانو سگوندو، خوزه آرکادیو سگوندو

241
00:27:07,416 --> 00:27:09,666
دوقلوها اونقدر شبیه و آتیش‌پاره بودن

242
00:27:09,708 --> 00:27:12,666
که حتی خانواده‌شون هم
نمی‌تونستن اونارو از هم تشخیص بدن

243
00:27:13,666 --> 00:27:15,833
صبح بخیر مامان‌بزرگ -
صبح بخیر مامان‌بزرگ -

244
00:27:15,916 --> 00:27:18,666
صبح بخیر-
اونجا بشین، آئورلیانو سگوندو-

245
00:27:20,958 --> 00:27:22,041
آئورلیانو خوزه

246
00:27:23,333 --> 00:27:24,541
!آئورلیانو خوزه

247
00:27:25,333 --> 00:27:29,333
آئورلیانو خوزه، قدش به پدرش رفته بود و
واسه خودش یه پا مرد بالغی شده بود

248
00:27:33,791 --> 00:27:34,708
بله، مامان‌بزرگ

249
00:27:35,458 --> 00:27:37,416
برو رمدیوس و عمه‌ات آمارانتا رو بیدار کن

250
00:27:37,541 --> 00:27:39,166
غذا داره سرد می‌شه

251
00:28:29,083 --> 00:28:29,875
عصر بخیر

252
00:28:31,458 --> 00:28:33,708
خانم اورسولا ایگوآران د بوئندیا؟

253
00:28:35,583 --> 00:28:37,625
بله -
اجازه بدین خودم رو معرفی کنم -

254
00:28:37,708 --> 00:28:40,458
من ژنرال خوزه راکل مونکادا هستم.‏
در خدمت شمام.‏

255
00:28:41,958 --> 00:28:42,958
چی می‌خوای؟

256
00:28:43,958 --> 00:28:47,333
من رئیس جدید مدنی و نظامی ماکوندو شدم

257
00:28:47,375 --> 00:28:49,458
اگر شما بتونید این اطراف رو

258
00:28:49,500 --> 00:28:53,333
به من نشون بدین، عالی می‌شه

259
00:29:06,583 --> 00:29:10,083
سربازها خسارات زیادی
به ماکوندو وارد، ژنرال

260
00:29:10,125 --> 00:29:12,083
هم محافظه‌کارها و هم آزادی‌خواه‌ها

261
00:29:12,208 --> 00:29:13,000
در جریانم

262
00:29:14,500 --> 00:29:17,875
وظیفه‌ی من اینه که از این شهر محافظت کنم
بدون توجه به حزبشون

263
00:29:17,958 --> 00:29:19,958
به سرهنگ بوئندیا قول دادم

264
00:29:23,958 --> 00:29:25,375
با پسرم حرف زدی؟

265
00:29:26,375 --> 00:29:27,208
بله

266
00:29:28,000 --> 00:29:30,000
قبل از اینکه بیام اینجا دیدمش

267
00:29:31,958 --> 00:29:33,083
دستگیرش کردن؟

268
00:29:33,875 --> 00:29:36,833
نه، با افراد ارتش رو رهبری می‌کنه

269
00:29:39,708 --> 00:29:40,708
اون دشمن منه

270
00:29:41,208 --> 00:29:42,208
دشمنی که خیلی بهم نزدیکه

271
00:29:44,208 --> 00:29:47,000
اما ما یه دشمن مشترک داریم
که قوی‌تره

272
00:29:48,125 --> 00:29:49,208
بی‌عدالتی

273
00:29:49,833 --> 00:29:53,208
بی‌عدالتی بسته به منافع
تغییر چهره میده، ژنرال

274
00:29:53,708 --> 00:29:55,958
الان حرف‌ها بی‌معنی هستن

275
00:29:56,000 --> 00:29:58,625
درست مثل دوران طاعون بی‌خوابی

276
00:29:59,333 --> 00:30:00,333
خانم اورسولا

277
00:30:00,458 --> 00:30:02,083
من برای پسرتون احترام قائلم

278
00:30:02,958 --> 00:30:05,458
و قصد دارم با همون احترام
با شهرتون برخورد کنم

279
00:30:05,500 --> 00:30:07,000
بهتون قول میدم

280
00:30:07,750 --> 00:30:09,250
امیدوارم همین‌طور باشه، ژنرال

281
00:30:11,833 --> 00:30:14,583
ماکوندو نمی‌تونه بیشتر از این
برای این جنگ کشته بده

282
00:30:15,708 --> 00:30:16,750
عصر خوبی داشته باشید

283
00:30:22,625 --> 00:30:24,458
زمانی که سرهنگ آئورلیانو بوئندیا

284
00:30:24,583 --> 00:30:27,958
داشت دزدکی از راه‌های باریک زیرزمینی
عبور می‌کرد

285
00:30:28,083 --> 00:30:32,708
ژنرال مونکادا سربازها رو
با پلیس‌های بی‌سلاح عوض می‌کرد

286
00:30:32,833 --> 00:30:34,625
و جَوّی از اعتماد ساخت

287
00:30:34,708 --> 00:30:38,125
که باعث شد از نظر مردم جنگ مثل
کابوسی مزخرف از گذشته‌شون بشه

288
00:30:39,083 --> 00:30:42,875
هیچ‌چیزی بالاتر از جایگاه انسان نیست

289
00:30:43,500 --> 00:30:46,833
برای همین همه مردم ماکوندو
باید حق و حقوق یکسانی داشته باشند

290
00:30:47,583 --> 00:30:49,083
باید فرصت‌های یکسانی داشته باشند

291
00:30:50,250 --> 00:30:52,500
این چیزیه که بنیان‌گذاران این شهر می‌خواستن

292
00:30:53,625 --> 00:30:57,458
...و قدم اول برای رسیدن بهش

293
00:30:58,583 --> 00:31:01,583
تضمین کردن آموزش عمومیه

294
00:31:03,458 --> 00:31:05,125
،بنابراین، از امروز به بعد

295
00:31:14,500 --> 00:31:17,833
باید اعتراف کنم که
فکر نمی‌کردم سر حرفتون بمونین

296
00:31:19,375 --> 00:31:23,083
یا اینکه من اونقدر زنده باشم تا دوباره
ماکوندو رو مثل زمان خوزه آرکادیو ببینم

297
00:31:23,708 --> 00:31:25,083
اون زمان اینجا چه شکلی بود؟

298
00:31:26,208 --> 00:31:27,208
هیچ حزبی نبود

299
00:31:28,125 --> 00:31:29,083
یا هیچ سربازی

300
00:31:31,958 --> 00:31:33,708
ما نمی‌دونستیم ترس چیه

301
00:31:35,208 --> 00:31:38,375
و مردم خونه‌هاشون رو
به هر رنگی که دلشون می‌خواست رنگ می‌کردن

302
00:31:40,458 --> 00:31:43,333
خوبه که داریم درست پیش می‌ریم

303
00:31:43,833 --> 00:31:44,625
درسته

304
00:31:50,708 --> 00:31:52,250
خبری از آئورلیانو نشد؟

305
00:31:55,958 --> 00:31:56,750
نه

306
00:31:59,583 --> 00:32:02,333
فقط امیدوارم که
قصد داشته باشه سلاح‌هاشو زمین بذاره

307
00:32:04,458 --> 00:32:06,708
مردم به جنگ عادت می‌کنن

308
00:32:08,875 --> 00:32:11,083
و دیگه نمی‌تونن ازش خلاص بشن

309
00:34:09,833 --> 00:34:11,291
پدربزرگت کجاست؟

310
00:34:12,458 --> 00:34:13,666
اون پشته

311
00:34:14,291 --> 00:34:15,916
کل صبح رو اونجوری بوده

312
00:34:31,416 --> 00:34:32,916
همین الان یه نامه گرفتیم

313
00:34:33,916 --> 00:34:35,166
از طرف آئورلیانو

314
00:34:49,541 --> 00:34:51,416
دوباره داره پیش‌بینی می‌کنه

315
00:34:53,083 --> 00:34:58,208
،اورسولا، مامان
مراقب بابا باش

316
00:34:58,291 --> 00:35:03,166
چون قراره بمیره
آئورلیانو

317
00:35:04,416 --> 00:35:06,500
خوزه آرکادیو بوئندیا هنوز هم
قدرتش کم نشده بود

318
00:35:07,416 --> 00:35:10,375
اما در شرایطی نبود که بخواد مقاومت کنه

319
00:35:11,375 --> 00:35:14,250
پیرمرد عظیم‌الجثه‌ی
آفتاب‌دیده و بارون‌چشیده‌ای که

320
00:35:15,375 --> 00:35:17,125
نسبت به همه‌چیز بی‌تفاوت بود

321
00:35:41,583 --> 00:35:42,750
باید ببینی که سرنوشتشون هم

322
00:35:44,083 --> 00:35:46,208
به هم گره خورده

323
00:36:02,625 --> 00:36:03,833
صبر کن، عزیزم

324
00:36:05,458 --> 00:36:07,208
من خوابم نمیاد

325
00:36:08,208 --> 00:36:12,583
خوزه آرکادیو بوئندیا خودش رو
با رویای اتاق‌های بی‌انتها تسلی می‌داد

326
00:36:13,250 --> 00:36:15,750
خواب می‌دید که از اتاق بیرون می‌ره

327
00:36:16,833 --> 00:36:20,125
در رو باز می‌کنه و
وارد اتاق دیگه‌ای می‌شه

328
00:36:36,708 --> 00:36:37,750
پسرم

329
00:37:12,458 --> 00:37:13,458
ملکیادس

330
00:37:15,208 --> 00:37:16,333
دوست عزیز و قدیمی من

331
00:37:29,083 --> 00:37:30,500
و اتاق بعدی

332
00:37:31,375 --> 00:37:33,125
سالنی از آینه‌ها بود

333
00:37:33,958 --> 00:37:36,708
تا اینکه در یکی از اون‌ها
یکی از نوادگانش را پیدا کرد

334
00:37:37,583 --> 00:37:39,208
آئورلیانو بابیلونیا

335
00:37:39,250 --> 00:37:41,375
درحال خوندن نوشته‌های ملکیادس

336
00:37:41,458 --> 00:37:43,208
چندین سال بعد

337
00:37:44,833 --> 00:37:47,208
در همون لحظه‌ای که داشت زندگی می‌کرد

338
00:37:52,583 --> 00:37:53,833
پرودنسیو

339
00:38:34,625 --> 00:38:37,458
بارون ملایمی از گل‌های زرد ریز

340
00:38:37,500 --> 00:38:40,375
تمام شب روی شهر بارید
مثل یه طوفان بی‌صدا

341
00:38:50,083 --> 00:38:52,750
سقف‌ها رو پوشوندن و جلوی درها رو گرفتن

342
00:38:57,875 --> 00:39:01,375
اونقدر گل ریخته بود که مجبور شدن
با بیل خیابون‌ها رو تمیز کنن

343
00:39:01,458 --> 00:39:04,708
که مردم عزادار بتونن رد بشن

344
00:40:44,333 --> 00:40:46,500
،چندین سال بعد از مرگ پدرش

345
00:40:47,625 --> 00:40:48,708
در اول اکتبر

346
00:40:49,958 --> 00:40:51,375
سرهنگ آئورلیانو بوئندیا

347
00:40:51,458 --> 00:40:54,125
با هزاران مرد مسلح به ماکوندو برگشت

348
00:40:55,125 --> 00:40:58,375
و نگهبان‌ها
دستور گرفتن که تا آخر مقاومت کنن

349
00:40:58,458 --> 00:41:01,750
،خانم‌ها و آقایون
!برگردین به خونه‌هاتون

350
00:41:09,458 --> 00:41:12,125
!از خودتون دفاع کنید
!اونا رسیدن، زود باشین

351
00:41:12,208 --> 00:41:15,583
بریم، برو جلو
!توپو ببر جلو

352
00:41:17,625 --> 00:41:18,458
خیلی خوبه

353
00:41:19,708 --> 00:41:20,708
!خوزه راکل

354
00:41:21,583 --> 00:41:23,083
خوزه راکل، چه اتفاقی افتاده؟

355
00:41:23,583 --> 00:41:24,625
آئورلیانو

356
00:41:25,208 --> 00:41:27,083
اون و ارتشش صبح رسیدن اینجا

357
00:41:31,708 --> 00:41:32,708
چیکار می‌خوای بکنی؟

358
00:41:33,375 --> 00:41:34,458
،اگه بهمون حمله کنن‌

359
00:41:34,958 --> 00:41:36,000
ما هم می‌جنگیم

360
00:41:36,500 --> 00:41:39,208
!مسلسل رو بیار اینجا
اونم ببر جلو

361
00:41:40,333 --> 00:41:43,208
همه‌چی آمادس؟ -
نمی‌دونم کدومتون احمق‌تره -

362
00:42:11,708 --> 00:42:14,500
اورسولا احساس می‌کرد پسرش یه غریبه‌ست

363
00:42:16,833 --> 00:42:19,250
چهره‌اش در هم رفته بود

364
00:42:19,958 --> 00:42:23,625
و این اولین نشونه‌ی مقاومت
در برابر حس آشناپنداری بود

365
00:42:29,083 --> 00:42:29,875
آئورلیانو

366
00:42:30,958 --> 00:42:31,833
مادر

367
00:42:35,208 --> 00:42:36,958
می‌خوای به ماکوندو حمله کنی؟

368
00:42:38,125 --> 00:42:39,375
مسخره‌ست

369
00:42:40,000 --> 00:42:41,333
راه دیگه‌ای نیست

370
00:42:41,875 --> 00:42:43,833
باید دولت رو سرنگون کنیم

371
00:42:44,833 --> 00:42:46,125
آئورلیانو، وای خدا

372
00:42:48,583 --> 00:42:51,208
ما خیلی وقت بود همچین آرامشی نداشتیم

373
00:42:53,250 --> 00:42:56,208
هیچکس اینجا از سیاست حرف نمی‌زد

374
00:42:58,833 --> 00:42:59,958
این کارو نکن پسرم

375
00:43:12,333 --> 00:43:14,833
به مونکادا گزینه تسلیم شدن رو هم میدم

376
00:43:15,583 --> 00:43:16,958
همین هم زیاده

377
00:43:17,708 --> 00:43:20,208
تو رهبر این یاغی‌هایی

378
00:43:20,250 --> 00:43:23,208
اینکه ماکوندو به کام جنگ
کشیده بشه یا نه، دستِ توئـه!‏

379
00:43:23,833 --> 00:43:26,583
می‌دونی من چند سال منتظر بودم

380
00:43:26,625 --> 00:43:28,958
تا ماکوندو رو پس بگیرم؟

381
00:43:32,208 --> 00:43:33,250
نمی‌دونم

382
00:43:37,208 --> 00:43:38,708
اما چیزی که می‌دونم

383
00:43:40,125 --> 00:43:42,625
اینه که تو هنوزم می‌تونی کار درست رو
انجام بدی

384
00:43:54,250 --> 00:43:57,750
«ما مسلحیم و به پیروزی می‌رسیم»

385
00:43:59,833 --> 00:44:00,833
مرحوم با ایمان،‏

386
00:44:01,625 --> 00:44:05,375
خداوند پسر، نجات‌دهنده جهان،‏
بر روح درگذشتگان رحمت کن

387
00:44:07,833 --> 00:44:11,708
خداوند پسر، نجات‌دهنده جهان،‏
بر روح درگذشتگان رحمت کن

388
00:44:13,833 --> 00:44:16,833
تویی که کلید مرگ و جهنم را در دست داری

389
00:44:17,833 --> 00:44:18,958
...ما از تو خواهش می‌کنیم

390
00:44:20,583 --> 00:44:21,750
ای نجات‌دهنده جهان

391
00:44:22,458 --> 00:44:25,208
به ارواح مومنان درگذشته رحم کن

392
00:44:28,708 --> 00:44:31,375
خدای سه‌گانه، خدای یکتا

393
00:44:31,458 --> 00:44:32,875
خدایا، مالک بهشت

394
00:44:32,958 --> 00:44:35,333
به روح درگذشتگان رحم کن

395
00:44:36,458 --> 00:44:39,625
...تویی که کلید مرگ و جهنم را در دست داری

396
00:44:41,458 --> 00:44:42,583
از تو خواهش می‌کنیم

397
00:45:02,708 --> 00:45:05,833
ما ازش فرار نکردیم، خوزه آرکادیو بوئندیا

398
00:45:09,833 --> 00:45:11,875
ما یه ازش هیولا ساختیم

399
00:45:11,958 --> 00:45:14,958
!حمله

400
00:45:20,083 --> 00:45:23,083
‏«بر اساس رمان صد سال تنهایی،‏
اثر گابریل گارسیا مارکز»‏
