﻿1
00:00:21,229 --> 00:00:23,273
‫دفعه بعد، من لباس‌ها
‫رو انتخاب می‌کنم

2
00:00:23,273 --> 00:00:24,774
‫نسبت به تو ده برابر
‫عزب‌تر به نظر میام

3
00:00:24,816 --> 00:00:26,317
‫ده برابر نسبت به من عزب‌تری...

4
00:00:26,317 --> 00:00:27,485
‫خفه شو!

5
00:00:33,658 --> 00:00:35,201
‫حتما. شما بیا برو جلو، خواهر

6
00:00:36,786 --> 00:00:38,204
‫ممنونم

7
00:00:53,720 --> 00:00:55,722
‫و امروز می‌تونم چه کمکی
‫بهتون بکنم، خواهر؟

8
00:00:56,347 --> 00:00:58,099
‫من...

9
00:01:00,935 --> 00:01:02,228
‫می‌خواستم یه چک رو به حساب بذارم

10
00:01:10,236 --> 00:01:11,821
‫زود باش دیگه، جینی

11
00:01:11,821 --> 00:01:14,324
‫صد باری این کار رو کردیم

12
00:01:17,202 --> 00:01:19,954
‫نه، مال خودت نیست.
‫اونا رو خانم‌ها رو راه نمیدن

13
00:01:19,954 --> 00:01:21,414
‫خب، ما اولین هستیم، خانم، باشه؟

14
00:01:21,414 --> 00:01:23,082
‫پس پول رو بذار توی کیف

15
00:01:23,082 --> 00:01:26,794
‫- یا خدایا، اسلحه!
‫- باشه، مردم، گوش کنین!

16
00:01:26,794 --> 00:01:31,132
‫ما برای ارتش جمهوری‌خواه ایرلند
‫داریم پول جمع می‌کنیم

17
00:01:31,132 --> 00:01:33,301
‫مادر ارشد!

18
00:01:33,301 --> 00:01:36,137
‫همه بخوابین روی زمین! الان!

19
00:01:36,137 --> 00:01:37,972
‫همه، دستها روی سرشون باشه!

20
00:01:39,432 --> 00:01:40,767
‫بخواب روی زمین!

21
00:01:41,851 --> 00:01:43,394
‫زود باش، خانم

22
00:01:43,394 --> 00:01:45,355
‫- بخواب روی زمین، لطفا
‫- نه!

23
00:01:45,355 --> 00:01:46,856
‫این کار توهین به مقدساته

24
00:01:46,856 --> 00:01:48,233
‫حاضر نیستم نقشی درش داشته باشم

25
00:01:48,233 --> 00:01:50,985
‫نه، یه کار کوچیکه، عزیزم

26
00:01:50,985 --> 00:01:52,237
‫حالا زود باش، لطفا بخواب

27
00:01:52,237 --> 00:01:54,113
‫نه!

28
00:01:54,113 --> 00:01:55,949
‫باید از خودتون خجالت بکشین

29
00:02:03,164 --> 00:02:05,166
‫دراز نمی‌کشه.
‫چه خاکی به سرم بریزم؟

30
00:02:07,168 --> 00:02:09,963
‫فکر کنم باید ازش درس عبرتی بسازیم

31
00:02:09,963 --> 00:02:13,883
‫- صد سالشه
‫- آره، کتاب راهنماتو بخون

32
00:02:13,883 --> 00:02:15,802
‫هر کسی که مقاومت کنه
‫به جنبش خیانت کرده

33
00:02:15,802 --> 00:02:17,887
‫- یه کاتولیک کوفتیه
‫- راستی منم کاتولیکم!

34
00:02:19,013 --> 00:02:20,306
‫به پاش شلیک کن!

35
00:02:20,306 --> 00:02:22,100
‫هی، چطور اون اجازه داره وایسته؟

36
00:02:24,018 --> 00:02:25,812
‫- بخواب!
‫- باشه!

37
00:02:25,812 --> 00:02:27,772
‫باشه، باشه، باشه، باشه.
‫پول رو بریز توی کیف

38
00:02:27,772 --> 00:02:29,065
‫بدو، بدو، بدو!

39
00:02:29,065 --> 00:02:32,026
‫باشه، جینی.
‫جینی هستی، نه؟

40
00:02:32,026 --> 00:02:33,820
‫باشه، آروم باش، جینی.
‫چیزی نیست

41
00:02:33,820 --> 00:02:37,323
‫همونقدر که به فکر خونواده خودمم
‫به فکر خونواده تو هم هستم، خب؟

42
00:02:37,323 --> 00:02:40,326
‫می‌خوام بچه‌هامون توی
‫یه ایرلند آزاد بزرگ بشن

43
00:02:40,326 --> 00:02:42,161
‫- باشه، عزیزم؟
‫- باشه

44
00:02:42,161 --> 00:02:43,454
‫چیزی نیست

45
00:02:43,454 --> 00:02:44,914
‫دختر خوب

46
00:02:47,166 --> 00:02:48,835
‫دست رد به سینه‌م نزن، عزیزم

47
00:02:58,261 --> 00:03:00,972
‫مادر ارشد، داریم میریم!

48
00:03:23,953 --> 00:03:25,955
‫[مظنونین خانم هستند]

49
00:03:25,955 --> 00:03:27,957
‫[آخرین بار به شکل راهبه]
‫[لباس پوشیده بودند]

50
00:03:28,958 --> 00:03:30,960
‫«هیچی نگو»

51
00:03:51,439 --> 00:03:55,443
‫خوشحال باش، پنه‌لوپه.
‫شنیدم زمین تنیس هم دارن

52
00:03:58,237 --> 00:04:01,032
‫به پادگان پالاس خوش اومدین، قربان.
‫سفرتون چطور بود؟

53
00:04:02,325 --> 00:04:03,868
‫45 دقیقه

54
00:04:05,203 --> 00:04:07,038
‫درسته. خب...

55
00:04:12,084 --> 00:04:14,086
‫برای همین به بابات نیاز داریم، عزیزم

56
00:04:14,086 --> 00:04:15,546
‫اومده کمک کنه جنگ رو ببریم

57
00:04:15,546 --> 00:04:17,965
‫جنگ نیست، یه شورشه

58
00:04:19,133 --> 00:04:20,468
‫گُل گفتی، پنه‌لوپه

59
00:04:20,468 --> 00:04:23,137
‫یادته چرا اصرار داریم
‫بهش بگیم شورش؟

60
00:04:23,137 --> 00:04:26,849
‫چون اگه بگیم جنگ به
‫تروریست‌ها مشروعیت دادیم؟

61
00:04:26,849 --> 00:04:28,184
‫آفرین

62
00:04:37,443 --> 00:04:39,362
‫خب، این اتاق جنگه...

63
00:04:39,362 --> 00:04:41,155
‫که مشخصه باید اسمش رو عوض کنیم

64
00:04:41,155 --> 00:04:42,573
‫بلافاصله دست به کار میشیم

65
00:04:42,573 --> 00:04:44,575
‫برای اینکه موقعیت شما
‫مشخص بشه، قربان...

66
00:04:47,995 --> 00:04:49,997
‫پروتستان‌ها رو در شرق داریم

67
00:04:49,997 --> 00:04:51,999
‫این نواحی دوستانه هستن

68
00:04:51,999 --> 00:04:55,461
‫و کاتولیک‌ها در غرب
‫اینجا هستن

69
00:04:55,461 --> 00:04:57,588
‫هر دو طرف فرقه‌ها شبه‌نظامی
‫خودشونو دارن

70
00:04:57,588 --> 00:04:59,423
‫هر دو روزانه بمب کار میذارن

71
00:04:59,423 --> 00:05:01,175
‫کمتر نگران پروتستان‌هام

72
00:05:01,175 --> 00:05:02,552
‫در اصل طرف مان

73
00:05:02,552 --> 00:05:06,055
‫درسته. خدا رو شکر بیشتر
‫اسلحه‌ها رو هم اونا دارن

74
00:05:06,055 --> 00:05:08,599
‫و ارتش موقت جمهوری‌خواه ایرلند،
‫شورشیان کاتولیک چی؟

75
00:05:08,599 --> 00:05:10,268
‫چند نفر از افراد ما رو کشتن؟

76
00:05:10,268 --> 00:05:12,228
‫تا حالا 40 نفر رو از دست دادیم...

77
00:05:12,228 --> 00:05:14,188
‫بیشتر به خاطر بمبگذاری‌ها و تیراندازی‌ها

78
00:05:14,188 --> 00:05:16,232
‫ادعا می‌کنن که افراد غیرنظامی
‫رو هدف نمی‌گیرن...

79
00:05:16,232 --> 00:05:18,067
‫ولی هر روز تلفات داره بیشتر میشه

80
00:05:18,067 --> 00:05:20,319
‫تعجب نمی‌کنم.
‫بمب یه ابزار کُند...

81
00:05:20,319 --> 00:05:22,697
‫در دستان کسیه که هیچ
‫آموزش یا تحصیلی نکرده

82
00:05:22,697 --> 00:05:24,991
‫بله، قربان

83
00:05:24,991 --> 00:05:29,328
‫و اینا بازیکنان اصلی هستن، ها؟

84
00:05:29,328 --> 00:05:31,539
‫باید بگم برخی از افراد جوانتر...

85
00:05:31,539 --> 00:05:34,125
‫نشون دادن به این راحتی
‫آفتابی نمیشن

86
00:05:35,710 --> 00:05:38,587
‫ولی دیشب یه ذره شانس اوردیم

87
00:05:40,464 --> 00:05:42,383
‫سگ جری آدامزه، قربان

88
00:05:44,760 --> 00:05:46,637
‫اون داستان حقیقت داره

89
00:05:46,637 --> 00:05:49,140
‫انگلیسی‌ها سگ جری
‫رو دزدیده بودن

90
00:05:49,140 --> 00:05:50,683
‫- سگش؟
‫- آره

91
00:05:50,683 --> 00:05:53,185
‫ولی چیزی که باید به یاد داشته باشی...

92
00:05:53,185 --> 00:05:57,189
‫اینه که اون موقع، اطلاعات انگلیس...

93
00:05:57,189 --> 00:05:59,191
‫یه ذره عقب‌مونده بودن

94
00:05:59,191 --> 00:06:00,276
‫از برندن بپرس

95
00:06:00,276 --> 00:06:02,403
‫آره. خیلی هم کندذهن بودن

96
00:06:02,403 --> 00:06:04,155
‫واقعا انگلیسی‌ها وضع‌شون افتضاح بود

97
00:06:05,281 --> 00:06:07,366
‫انگلیسی‌ها به یه خونه
‫در لاور فالز حمله کرده بودن...

98
00:06:07,366 --> 00:06:08,701
‫دنبال من و جری می‌گشتن، خب؟

99
00:06:08,701 --> 00:06:10,619
‫جری آ؟

100
00:06:10,619 --> 00:06:13,164
‫دنبال جری آدامز هستیم!

101
00:06:21,797 --> 00:06:24,175
‫شنیدی، جری؟

102
00:06:24,175 --> 00:06:26,052
‫مشهور شدی

103
00:06:29,472 --> 00:06:31,390
‫لعنت بهش، شین رو گرفتن

104
00:06:31,390 --> 00:06:35,728
‫چیزی که به جاش پیدا کردن یه آدم
‫سیاهپوست خیلی گیج بود

105
00:06:35,728 --> 00:06:37,605
‫می‌دونی، اگه مشخص بشه
‫سگت خبرچین بوده...

106
00:06:37,646 --> 00:06:39,148
‫خودم یه گلوله توی سرش خالی می‌کنم

107
00:06:39,148 --> 00:06:40,775
‫شین هرگز این کار رو نمی‌کنه. وفاداره

108
00:06:40,775 --> 00:06:43,486
‫فقط چون بهش غذا میدی
‫وفاداره، کودن

109
00:06:43,486 --> 00:06:46,989
‫نگاش کن. از همین الان
‫فراموشت کرده

110
00:07:04,465 --> 00:07:07,134
‫من و جری در حال فرار بودیم، خب...

111
00:07:07,134 --> 00:07:08,594
‫این یعنی توی خونه نمی‌خوابیدیم

112
00:07:08,594 --> 00:07:10,638
‫هر جا که می‌رسیدیم می‌خوابیدیم

113
00:07:12,431 --> 00:07:14,016
‫تو همونجا وایستا!

114
00:07:17,978 --> 00:07:19,271
‫هر بار که یه انگلیسی می‌دیدیم...

115
00:07:19,271 --> 00:07:21,649
‫تنها کاری که باید می‌کردیم
‫زدن نزدیکترین در بود

116
00:07:29,865 --> 00:07:31,367
‫لعنت به من

117
00:07:32,785 --> 00:07:35,788
‫چطوری، جرالدین، عزیزم؟ خوبی؟

118
00:07:35,788 --> 00:07:37,790
‫بیا، بیا بهمون یه کوچولو کمک کن

119
00:07:37,790 --> 00:07:40,292
‫بیا. این تفنگ رو بگیر، خب؟

120
00:07:40,292 --> 00:07:42,169
‫من و جری تمام بلفاست غربی رو داشتیم...

121
00:07:42,169 --> 00:07:44,380
‫که مطیع و رام ما بودن

122
00:07:44,380 --> 00:07:46,549
‫و انگلیسی‌ها تنها چیزی که
‫داشتن اون سگ کوفتی بود

123
00:07:49,134 --> 00:07:51,220
‫وقتی جری حواسش نبود
‫به اون سگ لگد می‌زدیم

124
00:07:51,220 --> 00:07:54,348
‫یه سگ پروتستان بود.
‫نوشیدنی می‌خوای؟

125
00:07:54,348 --> 00:07:57,184
‫گفتیم شاید این حیوون بتونه
‫ما رو به خود این فرد برسونه

126
00:07:57,184 --> 00:07:58,602
‫و هنوز چیزی بهتون نگفته؟

127
00:08:02,690 --> 00:08:05,109
‫نمی‌دونین جری آدامز چه شکلیه، درسته؟

128
00:08:05,109 --> 00:08:07,653
‫فعلا همینطوره، قربان

129
00:08:07,653 --> 00:08:10,072
‫خب، از کجا می‌فهمین وقتی
‫سگ اونو شناسایی کنه؟

130
00:08:14,243 --> 00:08:17,454
‫شاید اون فرد جری آدامز باشه.
‫تبریک میگم

131
00:08:19,582 --> 00:08:21,250
‫انگلیسی‌ها یه مشکلی داشتن

132
00:08:21,250 --> 00:08:23,294
‫نمی‌دونستن کی عضو ارتش موقت
‫جمهوری‌خواه ایرلنده

133
00:08:23,294 --> 00:08:25,337
‫تنها عضو گروهان دی که دستگیر شده بود...

134
00:08:25,337 --> 00:08:27,464
‫شریکم، جیمی بود

135
00:08:27,464 --> 00:08:29,508
‫و جیمی حرف نمی‌زد

136
00:08:29,508 --> 00:08:31,677
‫اسمش جیمی دولیـه

137
00:08:31,677 --> 00:08:35,723
‫متوجه شدیم عضو گروهان دی ـه.
‫از نزدیک با دارک ارتباط داره

138
00:08:35,723 --> 00:08:38,183
‫از این یارو که بهش میگن دارک
‫چی می‌دونیم؟

139
00:08:38,183 --> 00:08:39,727
‫زیاد نمی‌دونیم

140
00:08:39,727 --> 00:08:41,437
‫می‌دونیم بی‌رحمه

141
00:08:41,437 --> 00:08:44,440
‫واحدش بیشتر از هر کسی
‫در شمال بمب گذاشته

142
00:08:44,440 --> 00:08:47,151
‫و می‌دونیم طرفدار داره.
‫بیشتر این آدم‌ها، قربان...

143
00:08:47,151 --> 00:08:49,320
‫میگن دارن به خاطر مردم می‌جنگن

144
00:08:53,824 --> 00:08:56,577
‫می‌دونی، توی کنیا...

145
00:08:56,577 --> 00:08:59,246
‫یه واحد تروریستی بود...

146
00:08:59,246 --> 00:09:01,373
‫که قبیله‌های محلی عاشقش بودن

147
00:09:01,373 --> 00:09:04,835
‫باور داشتن که نمیشه
‫رهبرشونو کشت

148
00:09:04,835 --> 00:09:06,837
‫بعد از اینکه کشتیمش...

149
00:09:06,837 --> 00:09:10,341
‫شورش مثل یه دستمال کاغذی
‫خیس از هم پاشید

150
00:09:10,341 --> 00:09:13,260
‫همه چی متوقف میشه تا
‫وقتی که دارک رو پیدا کنیم

151
00:09:13,260 --> 00:09:14,803
‫قربان

152
00:09:14,803 --> 00:09:17,681
‫و یه دکتر برای اون بدبخت بیارین.
‫اگه بمیره نمی‌تونه حرف بزنه

153
00:09:22,770 --> 00:09:26,482
‫می‌تونن ما رو کتک بزنن،
‫بهمون شلیک کنن...

154
00:09:26,482 --> 00:09:29,234
‫می‌تونن با تانک‌هاشونو از
‫رومون رد بشن...

155
00:09:29,234 --> 00:09:32,654
‫ولی یه کار که هرگز نتونستن
‫ما رو بهش وادار کنن حرف زدن بود

156
00:09:32,696 --> 00:09:36,366
‫خب؟ سکوت قدرت ما بود

157
00:09:44,917 --> 00:09:48,629
‫زنان جمهوری‌خواه ایرلند معمولا
‫عادت ندارن از بانکها دزدی کنن

158
00:09:48,629 --> 00:09:51,256
‫اینو گوش کن. آرتی‌ایی و رادیو 4

159
00:09:51,256 --> 00:09:53,634
‫و در مورد عادت داشتن درست گفتم

160
00:09:53,634 --> 00:09:56,303
‫می‌دونی که برندن اجازه
‫این کار رو نداده بود، نه؟

161
00:09:56,303 --> 00:09:58,347
‫حق نداره با گلوله زانوهامونو
‫داغون کنه؟

162
00:09:58,347 --> 00:10:00,224
‫فقط اگه پول رو نگه داریم

163
00:10:00,224 --> 00:10:01,600
‫تازه باید ازمون خیلی هم راضی باشه

164
00:10:01,600 --> 00:10:02,726
‫دوتس، 38 پوند دزدیدیم

165
00:10:02,726 --> 00:10:04,353
‫الان همه دارن ازمون حرف می‌زنن

166
00:10:04,353 --> 00:10:05,646
‫و همین یه دنیا ارزش داره

167
00:10:10,692 --> 00:10:12,194
‫توی مرده‌شور خونه کارت دارن

168
00:10:14,696 --> 00:10:15,906
‫کی مُرده؟

169
00:10:20,953 --> 00:10:22,246
‫اتاق تو انتهای راهروست

170
00:10:23,831 --> 00:10:25,707
‫همونی که در مشکی داره

171
00:10:37,970 --> 00:10:39,304
‫بیاین بشینین

172
00:10:53,610 --> 00:10:56,405
‫در مورد پیروی از دستورات باید
‫با هم حرف بزنیم

173
00:10:56,405 --> 00:10:58,448
‫بله

174
00:10:58,448 --> 00:11:00,701
‫ببین، عذر می‌خوایم

175
00:11:00,701 --> 00:11:02,911
‫مسئولیت کاملش رو قبول می‌کنیم

176
00:11:04,413 --> 00:11:07,291
‫و آماده ماموریت بعدی‌مون هستیم

177
00:11:07,291 --> 00:11:09,459
‫می‌دونی اگه از افراد من بودین
‫باهاتون چی کار می‌کردم؟

178
00:11:09,459 --> 00:11:12,421
‫آره، خب، شانس اوردیم که...

179
00:11:12,462 --> 00:11:13,755
‫خیلی متاسفیم

180
00:11:16,466 --> 00:11:17,926
‫حداقل دیدین که به آرتی‌ایی رسیدیم؟

181
00:11:17,926 --> 00:11:19,511
‫راهبه‌ها حرکت قشنگی بود

182
00:11:19,511 --> 00:11:22,472
‫محض رضای خدا، جری،
‫حدود 38 پوند دزدیدن

183
00:11:22,472 --> 00:11:23,974
‫بهت که گفتم

184
00:11:23,974 --> 00:11:27,686
‫خب، همین امروز یه فکری به سرم زد

185
00:11:27,686 --> 00:11:29,521
‫یه چیزی که حتما به رسانه‌های
‫انگلیسی برسه

186
00:11:30,981 --> 00:11:32,858
‫بگو ببینم

187
00:11:32,858 --> 00:11:35,694
‫آدمت، جیمی رو انگلیسی‌ها
‫دستگیر کردن، نه؟

188
00:11:35,694 --> 00:11:38,405
‫بله. چرا؟

189
00:11:38,405 --> 00:11:43,410
‫فکر کردیم شاید بتونیم
‫آزادش کنیم

190
00:11:43,410 --> 00:11:45,579
‫- فرار از زندان؟
‫- به خودت بیا

191
00:11:45,579 --> 00:11:47,414
‫نمی‌تونی به پادگان پالاس حمله کنی

192
00:11:47,414 --> 00:11:49,333
‫قبل از اینکه به زمین رژه برسی مُردی

193
00:11:49,333 --> 00:11:51,001
‫آره، ولی جیمی توی پادگان نیست، مگه نه؟

194
00:11:51,001 --> 00:11:52,544
‫توی بیمارستانه

195
00:11:52,544 --> 00:11:53,795
‫مار، بهش بگو

196
00:11:55,005 --> 00:11:57,758
‫جیمی به جراحی شکم نیاز داره

197
00:11:57,758 --> 00:11:59,635
‫اینقدر بد کتکش زدن که
‫آپاندیسش پاره شده

198
00:11:59,635 --> 00:12:01,595
‫صبح می‌فرستنش بیمارستان

199
00:12:01,595 --> 00:12:03,347
‫مار داوطلب بخش کودکانه

200
00:12:03,347 --> 00:12:05,599
‫- با بچه‌های فلج کار می‌کنم
‫- چقدر مهربون

201
00:12:05,599 --> 00:12:08,560
‫گوش کن، اتاق جیمی رو دیده

202
00:12:08,560 --> 00:12:10,437
‫یه نگهبان و یه جفت دستبند داره

203
00:12:10,437 --> 00:12:11,688
‫از سرقت از بانک آسونتره

204
00:12:11,688 --> 00:12:13,648
‫و فکر کن چقدر ارزش تبلیغاتی داره

205
00:12:13,648 --> 00:12:15,484
‫خب، بین بمبها و بچه‌های مُرده...

206
00:12:15,484 --> 00:12:18,362
‫این جنگ بدجور افسرده‌کننده شده
‫ولی چنین چیزی...

207
00:12:18,362 --> 00:12:19,738
‫اگه موفقیت‌آمیز باشه...

208
00:12:19,738 --> 00:12:21,531
‫اما و اگه بزرگیه، دولورس

209
00:12:21,531 --> 00:12:24,326
‫خب، نمی‌دونم

210
00:12:25,619 --> 00:12:27,579
‫مردم بدشون نمیاد یه کم شاد بشن

211
00:12:27,579 --> 00:12:29,748
‫دقیقا! فکر کنم بتونی بیای، جری

212
00:12:29,748 --> 00:12:31,041
‫چون از قبل لباسها رو گیر اوردم

213
00:12:31,041 --> 00:12:34,503
‫مسخره نشو.
‫جری مشغول اداره جنگه

214
00:12:34,503 --> 00:12:36,505
‫وقت نداره مراقب شما دو تا باشه

215
00:12:36,505 --> 00:12:37,798
‫- البته که نه
‫- به هر حال...

216
00:12:39,800 --> 00:12:41,843
‫گروهان توئه، برندن. تصمیمش با توست

217
00:12:41,843 --> 00:12:43,929
‫اگه بتونن انجامش بدن...

218
00:12:43,929 --> 00:12:45,806
‫وفادارترین واحد شمال رو خواهی داشت

219
00:12:45,806 --> 00:12:48,683
‫الانم وفادارترین واحد شمال رو دارم

220
00:12:48,683 --> 00:12:50,685
‫به نظرتون افرادتون چی می‌خوان، قربان؟

221
00:13:02,405 --> 00:13:04,533
‫بندازش، چاقولوی کثافت

222
00:13:04,533 --> 00:13:06,660
‫این مرد اسیر جنگی ـه.
‫می‌بریمش خونه

223
00:13:08,703 --> 00:13:11,414
‫- کلیدها رو بده من.
‫- دست من نیست

224
00:13:11,414 --> 00:13:13,166
‫دوباره ازت نمی‌پرسم، بچه زرنگ

225
00:13:13,166 --> 00:13:14,459
‫بهت گفتم...

226
00:13:18,547 --> 00:13:19,673
‫جیب‌هاشو بگردین

227
00:13:32,727 --> 00:13:33,770
‫نگران نباش، رفیق

228
00:13:33,812 --> 00:13:35,188
‫حواسم بهت هست

229
00:13:35,188 --> 00:13:36,773
‫- اینجا نیستن
‫- لعنتی...

230
00:13:40,026 --> 00:13:42,195
‫- لعنتی...
‫- دست منه

231
00:13:45,615 --> 00:13:46,658
‫متاسفم

232
00:13:50,495 --> 00:13:52,122
‫خب، در کوفتی رو باز کن. بدو بریم

233
00:13:52,122 --> 00:13:53,498
‫بریم!
‫بدو، بدو، بدو!

234
00:13:55,041 --> 00:13:56,960
‫آروم باش! آروم باش!
‫داریم آزادت می‌کنیم

235
00:13:56,960 --> 00:13:59,588
‫نمی‌تونستی صبر کنی تا
‫آپاندیسمو دربیارن؟

236
00:13:59,629 --> 00:14:01,798
‫شکمم بدجور درد می‌کنه، برندن

237
00:14:03,049 --> 00:14:03,758
‫برگرد!

238
00:14:04,301 --> 00:14:05,302
‫نگهبان‌ها، نگهبان‌ها!

239
00:14:09,222 --> 00:14:10,557
‫ما رو دیدن؟

240
00:14:11,308 --> 00:14:12,475
‫نمی‌دونم

241
00:14:12,475 --> 00:14:15,270
‫میریم سمت آسانسور.
‫هوای ما رو داشته باش

242
00:14:23,612 --> 00:14:25,530
‫- خوبی؟
‫- لعنتی

243
00:14:36,333 --> 00:14:37,334
‫بندازش!

244
00:14:38,919 --> 00:14:42,255
‫اسلحه رو بنداز!

245
00:14:47,344 --> 00:14:49,471
‫بریم!

246
00:14:54,601 --> 00:14:56,394
‫بذارینش پشت ماشین! پشت ماشین!

247
00:14:59,814 --> 00:15:01,274
‫بدو، بدو!

248
00:15:03,360 --> 00:15:04,736
‫بدو، بدو، بدو!

249
00:15:05,570 --> 00:15:06,988
‫ای لعنتی!

250
00:15:06,988 --> 00:15:08,365
‫تکون نخورین!

251
00:15:12,911 --> 00:15:14,371
‫لعنتی!

252
00:15:16,373 --> 00:15:18,375
‫خوش برگشتی، رفیق

253
00:15:39,604 --> 00:15:40,605
‫خب، دخترها

254
00:15:41,940 --> 00:15:43,733
‫به جری میگم مامورهای خوبی هستین

255
00:15:56,496 --> 00:15:58,415
‫جریان چیه؟ بچه‌هات چطورن؟

256
00:15:58,415 --> 00:15:59,499
‫همه چی خوبه، دارک

257
00:16:01,459 --> 00:16:04,671
‫هر وقت کاری رو تموم می‌کردی
‫می‌رفتی سمت دیویس، خب...

258
00:16:04,671 --> 00:16:07,048
‫لعنتی مثل یه دژ بود

259
00:16:07,048 --> 00:16:08,967
‫می‌دونستی تمام اون مردم
‫هواتو دارن

260
00:16:08,967 --> 00:16:11,261
‫زنها، بچه‌ها...

261
00:16:11,302 --> 00:16:14,973
‫خب، هر کسی رو
‫همسایه خوبی می‌کردن، متوجهی؟

262
00:16:16,474 --> 00:16:17,809
‫یه زنی بود

263
00:16:19,686 --> 00:16:20,979
‫مادر ده تا بچه

264
00:16:23,648 --> 00:16:24,983
‫می‌دونی منظورم کیه؟

265
00:16:26,693 --> 00:16:29,612
‫آره، تو...

266
00:16:29,612 --> 00:16:31,573
‫از جین مک‌کانویل حرف می‌زنی

267
00:16:35,577 --> 00:16:38,288
‫اون روزها اتفاقات بد زیادی افتاد

268
00:16:39,622 --> 00:16:41,583
‫آره، خب...

269
00:16:43,835 --> 00:16:45,336
‫اون یکی...

270
00:16:45,336 --> 00:16:47,338
‫اون یکی خیلی ناجور بود

271
00:16:50,925 --> 00:16:53,595
‫میشه به دیوید بگی اینو ازم دور کنه؟

272
00:16:53,595 --> 00:16:56,514
‫اینجا دیوید نداریم

273
00:16:56,514 --> 00:17:00,727
‫- نیستش؟
‫- نه، این آپارتمان ماست

274
00:17:00,727 --> 00:17:03,855
‫پس میشه یه کاری بکنی، عزیزم؟
‫یه لطف کوچولو بهمون بکنی

275
00:17:03,855 --> 00:17:05,899
‫- چرا؟
‫- چون بخشی از دیویس هستی

276
00:17:05,899 --> 00:17:07,358
‫اینجا مراقب همدیگه‌ایم

277
00:17:07,358 --> 00:17:10,695
‫- بذارش توی آپارتمان خودت
‫- آپارتمان منو می‌گردن

278
00:17:12,405 --> 00:17:13,489
‫مشکل من نیست

279
00:17:14,908 --> 00:17:16,326
‫ببخشید

280
00:17:16,326 --> 00:17:18,328
‫درسته

281
00:17:18,369 --> 00:17:20,872
‫مطمئن میشم که این پیام
‫رو به همه برسونم

282
00:17:23,625 --> 00:17:25,752
‫درگیر نمیشیم

283
00:17:25,752 --> 00:17:27,503
‫اینجا زندگی می‌کنیم

284
00:17:28,421 --> 00:17:29,756
‫درگیر هستیم

285
00:17:31,925 --> 00:17:33,134
‫میشه بهمون بگی...

286
00:17:33,134 --> 00:17:34,928
‫چرا اون بیوه ربوده شد؟

287
00:17:36,971 --> 00:17:39,474
‫گمونم...

288
00:17:39,474 --> 00:17:43,019
‫گمونم همه چی به یه چیز
‫ختم شد

289
00:17:43,019 --> 00:17:44,020
‫وفاداری

290
00:17:46,856 --> 00:17:48,024
‫وفاداری

291
00:18:02,956 --> 00:18:05,124
‫در پادگان پالاس...

292
00:18:05,124 --> 00:18:09,545
‫ماموریت بیمارستان یه انگشت
‫توی چشم‌شون بود

293
00:18:09,545 --> 00:18:11,923
‫مشکل این بود که نمی‌تونستی
‫همچین کاری بکنی...

294
00:18:11,923 --> 00:18:14,050
‫و تا ابد ناشناس بمونی

295
00:18:16,844 --> 00:18:19,430
‫آقایون، فکر کنم برخی زا این
‫زنهای جوون اینجا...

296
00:18:19,430 --> 00:18:22,183
‫طرف اشتباه تخته هستن

297
00:18:22,183 --> 00:18:25,103
‫حداقل جاسوس‌هامون
‫اینو بهمون می‌گفتن

298
00:18:25,103 --> 00:18:27,438
‫یه آدم جدید به پادگان پالاس اومده

299
00:18:27,438 --> 00:18:29,107
‫سرتیپ فرانک کیتسون

300
00:18:29,107 --> 00:18:32,610
‫انگلیسی‌ها بعد از اخراج سرهنگ
‫میچل اونو اوردن

301
00:18:32,652 --> 00:18:34,570
‫خیلی بد شد

302
00:18:34,570 --> 00:18:37,907
‫اون سرهنگ پیر نمی‌تونست
‫هر رو از بر تشخیص بده

303
00:18:37,907 --> 00:18:40,702
‫آره، خب، این آدم جدید
‫داستان کاملا فرق داره، دارک

304
00:18:40,702 --> 00:18:42,453
‫به همه بازجوهای اونجا گفته...

305
00:18:42,453 --> 00:18:43,913
‫برن سراغ گروهان دی

306
00:18:43,913 --> 00:18:45,456
‫گمونم یه خبرچین می‌خواد

307
00:18:45,456 --> 00:18:46,874
‫از افراد من؟

308
00:18:50,002 --> 00:18:52,630
‫نه، افرادم زودتر حاضر میشن
‫خانواده خودشونو بفروشن تا خبرچین بشن

309
00:18:52,630 --> 00:18:54,716
‫اگه ما می‌تونیم جاسوس داشته باشیم،
‫اونا هم می‌تونن

310
00:18:54,716 --> 00:18:56,843
‫محض رضای خدا، جری،
‫کاری می‌کنی قهوه زهر مار آدم بشه

311
00:18:56,843 --> 00:18:58,636
‫- دیگه چی؟
‫- چیز زیادی نیست

312
00:18:58,636 --> 00:19:01,472
‫آخرین اعزامش به یه جایی
‫مثل کنیا بوده

313
00:19:01,472 --> 00:19:03,141
‫همیشه داره اصلاحات نژادی رو می‌خونه

314
00:19:03,141 --> 00:19:04,600
‫چه سالی در کنیا خدمت کرده؟

315
00:19:04,600 --> 00:19:05,852
‫مشکل چیه؟

316
00:19:05,852 --> 00:19:07,603
‫فکر کنم دهه 50 یه انقلاب شده

317
00:19:07,603 --> 00:19:08,729
‫انگلیسی‌ها سرکوبش کردن

318
00:19:09,814 --> 00:19:11,023
‫چی شد؟

319
00:19:11,023 --> 00:19:12,817
‫هیچکس نمی‌دونه.
‫تمام سوابق رو سوزوندن

320
00:19:14,569 --> 00:19:17,071
‫می‌خوای یه ذره بیشتر
‫برامون سرک بکشی...

321
00:19:17,071 --> 00:19:18,906
‫ببینی چی می‌تونی پیدا کنی؟

322
00:19:19,657 --> 00:19:20,908
‫آفرین، رفیق

323
00:19:24,704 --> 00:19:26,497
‫برای چی خودتو خراب کردی؟

324
00:19:26,497 --> 00:19:27,707
‫خودمو خراب کردم...

325
00:19:27,707 --> 00:19:29,500
‫چون این یارو کیتسون
‫تانک و بمب داره...

326
00:19:29,500 --> 00:19:31,252
‫و یه بودجه دفاعی 7 میلیون پوندی

327
00:19:31,252 --> 00:19:33,504
‫- ما چی داریم؟
‫- آدمی که حاضره عمل کنه، جری

328
00:19:33,504 --> 00:19:35,548
‫- آدمی که عمل می‌کنه؟
‫- آدم عملگرا

329
00:19:35,548 --> 00:19:37,258
‫- تو خودت عملگرایی؟
‫- معلومه که هستم

330
00:19:37,258 --> 00:19:39,010
‫حتی یه روز توی زندگیت کار نکردی

331
00:19:39,051 --> 00:19:40,678
‫خفه شو!

332
00:20:04,118 --> 00:20:05,953
‫قربان؟

333
00:20:05,953 --> 00:20:09,207
‫گفتم بهتره این لامپ
‫خراب رو درست کنم، قربان...

334
00:20:09,207 --> 00:20:11,209
‫قبل از اینکه باعث سر درد شما باشه

335
00:20:27,099 --> 00:20:28,142
‫قربان

336
00:20:29,644 --> 00:20:31,938
‫رونوشتی از حرف‌های
‫دولی در بازجویی

337
00:20:38,694 --> 00:20:40,196
‫به نظرم شانس بیشتری داریم...

338
00:20:40,196 --> 00:20:42,240
‫اون سگ رو به حرف بیاریم
‫تا اون آدمها رو

339
00:20:48,746 --> 00:20:50,206
‫محلی هستی، سرجوخه؟

340
00:20:50,206 --> 00:20:53,918
‫اهل لندن‌دری هستم، قربان.
‫در واترساید به دنیا اومدم و بزرگ شدم

341
00:20:53,918 --> 00:20:55,294
‫منطقه پروتستان ـه، نه؟

342
00:20:57,004 --> 00:20:59,006
‫خیلی دوست دارم بدونم دیدگاه تو...

343
00:20:59,006 --> 00:21:00,758
‫در مورد این بازجویی‌ها چیه

344
00:21:00,758 --> 00:21:02,176
‫قربان، بهتر نیست...

345
00:21:02,176 --> 00:21:04,136
‫در یه فضای خصوصی در این
‫مورد حرف بزنیم؟

346
00:21:04,136 --> 00:21:05,262
‫چرا؟

347
00:21:06,973 --> 00:21:08,724
‫به این مرد اعتماد نداری؟

348
00:21:11,185 --> 00:21:12,269
‫من...

349
00:21:15,398 --> 00:21:17,900
‫واقعا ترجیح میدم به طور
‫خصوصی نظرمو اعلام کنم، قربان

350
00:21:17,900 --> 00:21:20,152
‫نه، می‌خوام جلوی اون نظرتو بگی

351
00:21:22,071 --> 00:21:23,656
‫بسیار خب

352
00:21:28,869 --> 00:21:31,205
‫وقتی یه برقکار می‌بینم که
‫یه انگشت نداره...

353
00:21:31,205 --> 00:21:33,874
‫به فکر یه بمبساز ارتش
‫جمهوری‌خواه ایرلند می‌افتم

354
00:21:33,874 --> 00:21:36,043
‫- من... اینکه...
‫- هیس!

355
00:21:38,421 --> 00:21:41,090
‫برقکاری یکی از معدود
‫کارهای شرافتمندانه‌س...

356
00:21:41,090 --> 00:21:43,009
‫که کاتولیک‌ها گیر میارن

357
00:21:43,009 --> 00:21:45,302
‫اغلب توسط دولت آموزش دیدن و...

358
00:21:45,302 --> 00:21:48,723
‫با پیوستن به شورش لطف
‫کارفرماشونو جبران می‌کنن

359
00:21:49,306 --> 00:21:50,349
‫چقدر جالب

360
00:21:51,976 --> 00:21:53,644
‫سابقه من هیچ مشکلی نداره

361
00:21:53,644 --> 00:21:55,813
‫و مردی که چیزی برای
‫قایم کردن نداره نمی‌ترسه

362
00:21:56,355 --> 00:21:58,357
‫- گروهبان!
‫- قربان

363
00:21:58,357 --> 00:22:00,276
‫این آقای محترم رو به بخش بی راهنمایی کن

364
00:22:01,402 --> 00:22:02,945
‫کثافت عوضی

365
00:22:05,239 --> 00:22:06,782
‫باشه، پس...

366
00:22:09,744 --> 00:22:11,787
‫دارم واحد خودمو تشکیل میدم

367
00:22:11,787 --> 00:22:14,123
‫به آدم‌های محلی و هوشیار نیاز دارم

368
00:22:14,123 --> 00:22:16,876
‫پس اگه علاقه وافری به...

369
00:22:16,876 --> 00:22:18,335
‫دروغ‌سنجی نداری...

370
00:22:18,335 --> 00:22:20,838
‫نه، قربان

371
00:22:20,838 --> 00:22:24,675
‫و اگه امکانش هست
‫میشه بپرسم ماموریت دقیقا چیه؟

372
00:22:24,675 --> 00:22:25,801
‫گروهان دی

373
00:22:33,392 --> 00:22:37,438
‫بعد از کار بیمارستان
‫چشم روی هم نذاشتم

374
00:22:37,438 --> 00:22:42,109
‫پلیس‌ها منو دیده بودن.
‫می‌دونستم شناخته شدم

375
00:22:42,151 --> 00:22:44,111
‫پس، تنها کاری رو کردم که
‫به ذهنم می‌رسید

376
00:22:46,322 --> 00:22:49,450
‫می‌دونی، نمی‌خوام پز بدم...

377
00:22:49,450 --> 00:22:52,203
‫ولی بهترین تصمیم کوفتی بود که گرفتم

378
00:22:59,126 --> 00:23:01,712
‫می‌دونی، اون روز به طرف
‫یه مراسم یادبود می‌رفتیم

379
00:23:01,712 --> 00:23:03,964
‫با آدم‌هایی از گروهان دی ملاقات داشتیم

380
00:23:03,964 --> 00:23:07,718
‫و خب، زیاد اونا رو بین مردم نمی‌دیدی

381
00:23:08,469 --> 00:23:10,137
‫نه تا وقتی که یکی می‌مرد

382
00:23:12,014 --> 00:23:13,265
‫یادبودها و خاکسپاری‌ها

383
00:23:13,265 --> 00:23:16,685
‫فقط در اون مواقع دور هم جمع می‌شدیم

384
00:23:16,685 --> 00:23:20,231
‫واقعیتی که اطلاعات انگلیس
‫خیلی خوب اینو می‌دونست

385
00:23:26,904 --> 00:23:28,364
‫اینو دیدی؟

386
00:23:30,157 --> 00:23:32,326
‫شاید خوشگلترین عضو گروهان دی باشه

387
00:23:33,285 --> 00:23:35,829
‫خوشگله

388
00:23:35,829 --> 00:23:39,333
‫افسر پلیسی که باهاش حرف زدم
‫گفت قد بلند...

389
00:23:39,333 --> 00:23:40,793
‫و موی قرمزی داشته

390
00:23:40,834 --> 00:23:43,170
‫پس گمونم بتونیم خواهران
‫برونته رو خط بزنیم

391
00:23:43,170 --> 00:23:45,172
‫اصلا نباید اون کلاه‌گیس
‫مسخره رو درمی‌اوردم!

392
00:23:45,172 --> 00:23:46,423
‫آروم باش

393
00:23:46,423 --> 00:23:48,133
‫خوشگل شدی

394
00:23:48,133 --> 00:23:49,218
‫خوبی، شیموس؟

395
00:23:58,394 --> 00:23:59,895
‫لهجه بلفاست غربی‌ت چطوره؟

396
00:23:59,895 --> 00:24:02,564
‫به زودی می‌فهمیم

397
00:24:02,564 --> 00:24:04,733
‫فقط زیاد حرف نزن

398
00:24:06,777 --> 00:24:08,237
‫خدای من!

399
00:24:08,237 --> 00:24:11,323
‫فرانسیس سعی داره
‫باهام حرف بزنه، نه؟

400
00:24:11,323 --> 00:24:12,741
‫اگه نمی‌خوای با فرانسیس حرف بزنی...

401
00:24:12,741 --> 00:24:14,827
‫نباید همون یه بار
‫مادربزرگهاتو بهش نشون می‌دادی

402
00:24:14,827 --> 00:24:18,372
‫اول از همه یه
‫مادربزرگ بود، و 12 سالمون بود، پس...

403
00:24:20,958 --> 00:24:23,377
‫می‌خوای بری طبقه بالا و
‫با برندن حرف بزنی؟

404
00:24:23,377 --> 00:24:24,878
‫آره، ولی صبر می‌کنیم

405
00:24:24,878 --> 00:24:27,881
‫خونسرد باش، صبر کن تا برندن خودش بخواد

406
00:24:27,881 --> 00:24:29,675
‫از کجا مطمئنی اینو می‌خواد؟

407
00:24:30,759 --> 00:24:31,760
‫می‌خواد

408
00:24:33,303 --> 00:24:34,847
‫زود باش

409
00:24:55,743 --> 00:24:58,620
‫خدای من. عاشق اون مدل مو هستم

410
00:24:58,620 --> 00:24:59,830
‫خیلی شیکه

411
00:24:59,830 --> 00:25:01,498
‫مرسی

412
00:25:01,498 --> 00:25:03,584
‫سالها تهدید کردم کوتاهش کنم

413
00:25:06,003 --> 00:25:07,671
‫خب، آیفی ما رو از کجا می‌شناسی؟

414
00:25:07,671 --> 00:25:09,757
‫راستش نمی‌شناسم

415
00:25:09,757 --> 00:25:11,592
‫ولی با دخترعموش، شیبون رفتم راهپیمایی

416
00:25:13,969 --> 00:25:15,095
‫از اون کرم خوشم اومد

417
00:25:15,095 --> 00:25:17,931
‫بیا. اگه دوست داری یه کم بزن

418
00:25:19,266 --> 00:25:20,517
‫می‌دونی چیه؟

419
00:25:20,517 --> 00:25:22,978
‫فکر نکنم به من بیاد

420
00:25:22,978 --> 00:25:24,813
‫ولی به تو خیلی میاد

421
00:25:24,813 --> 00:25:26,482
‫- مرسی
‫- زود باش، مار

422
00:25:29,777 --> 00:25:30,819
‫لعنتی

423
00:25:32,029 --> 00:25:33,947
‫در آخرین راهپیمایی با شیبون بودم...

424
00:25:33,947 --> 00:25:35,908
‫و اونجا ندیدمش

425
00:25:35,908 --> 00:25:37,367
‫زود باشین، با هر دوتونم

426
00:25:37,409 --> 00:25:38,786
‫با دوستش، شیموس رایت

427
00:25:38,786 --> 00:25:41,789
‫من و شیموس خیلی صمیمی بودیم

428
00:25:41,789 --> 00:25:43,540
‫تابستون‌های قبل از جنگ رو...

429
00:25:43,540 --> 00:25:46,251
‫جو یه آدم عجیب و غریب بود،
‫ولی خیلی زبر و زرنگ بود

430
00:25:46,251 --> 00:25:48,170
‫فکر کنم یه زمانی می‌خواست راهب بشه

431
00:25:48,170 --> 00:25:51,632
‫می‌دونی، یادمه برندن اون
‫شب یه جوک تعریف کرد

432
00:25:51,632 --> 00:25:53,175
‫فقط جوک رو یادمه

433
00:25:53,175 --> 00:25:55,677
‫برای چی به من نگاه می‌کنین؟
‫من پروتستانم!

434
00:25:55,677 --> 00:25:57,596
‫- خفه شو!
‫- به خدا قسم!

435
00:25:57,596 --> 00:26:01,058
‫چیزی که باید یادت باشه اینه که
‫هنوز در حال فرار بودم

436
00:26:01,058 --> 00:26:03,685
‫می‌دونی، یعنی توی خونه نمی‌خوابیدم

437
00:26:03,685 --> 00:26:06,063
‫هیچوقت پدرمو ندیدم،
‫هیچوقت برادرهامو ندیدم...

438
00:26:06,063 --> 00:26:07,231
‫خواهرهامو

439
00:26:07,231 --> 00:26:08,649
‫راه سختی برای زندگی کردنه

440
00:26:09,316 --> 00:26:11,235
‫آره، ولی...

441
00:26:11,235 --> 00:26:13,237
‫به جاش رفقا رو داشتم، می‌دونی؟

442
00:26:13,237 --> 00:26:15,572
‫- به خدا قسم
‫- اینطور نیست!

443
00:26:15,572 --> 00:26:17,366
‫آقایون...

444
00:26:17,366 --> 00:26:19,952
‫- ایناهاش!
‫- بزن بریم!

445
00:26:19,952 --> 00:26:22,287
‫رفقا، می‌خوام همه‌تون اسم...

446
00:26:22,287 --> 00:26:23,956
‫دولورس پرایس رو به یاد داشته باشین

447
00:26:23,956 --> 00:26:26,041
‫جیمبوی ما رو از بیمارستان فراری داده، خب؟

448
00:26:26,041 --> 00:26:27,543
‫به محض اینکه پلیس‌ها پیداشون میشه...

449
00:26:27,543 --> 00:26:29,336
‫از زیر بارونی مسلسل آرمالیت
‫رو بیرون می‌کشه...

450
00:26:29,336 --> 00:26:30,837
‫اونا رو زیر رگبار می‌گیره!

451
00:26:30,837 --> 00:26:32,714
‫آره، کار من نبود

452
00:26:32,714 --> 00:26:34,550
‫خواهرم این کار رو کرد

453
00:26:34,550 --> 00:26:35,842
‫تو؟ شوخی می‌کنی!

454
00:26:35,842 --> 00:26:37,052
‫همیشه اونیه که صدا ازش درنمیاد

455
00:26:37,052 --> 00:26:38,011
‫همیشه همینه، فرانسی

456
00:26:48,188 --> 00:26:50,023
‫خفه شدنم رو دیدی، نه؟

457
00:26:50,023 --> 00:26:52,484
‫به اونایی که تردید می‌کنن اعتماد دارم

458
00:26:53,902 --> 00:26:56,113
‫می‌دونی، باید روش کار کنی

459
00:26:57,572 --> 00:27:00,367
‫ولی اگه از اول تردید نداشته باشی...

460
00:27:00,367 --> 00:27:02,411
‫اونوقت نگران میشم

461
00:27:08,250 --> 00:27:10,043
‫تا حالا تردید کردی؟

462
00:27:10,043 --> 00:27:12,045
‫چه دختر پررویی هستی

463
00:27:12,045 --> 00:27:15,173
‫یه بار به یه سرباز شلیک کردم،
‫به پاش تیر زدم

464
00:27:15,173 --> 00:27:16,758
‫بالای سرش وایستادم...

465
00:27:16,758 --> 00:27:19,052
‫اسلحه کوفتی رو گذاشتم پشت سرش

466
00:27:19,052 --> 00:27:21,888
‫کثافت برگشت و
‫درست مثل برادرم نگاه‌م کرد

467
00:27:23,265 --> 00:27:26,601
‫دستهام شروع کرد به لرزیدن
‫و نتونستم انجامش بدم

468
00:27:29,771 --> 00:27:32,232
‫گمونم همه‌شون پسر یه مادری هستن

469
00:27:36,320 --> 00:27:38,071
‫اون نگهبان چی؟

470
00:27:38,071 --> 00:27:39,698
‫فقط داشت کارشو انجام می‌داد

471
00:27:39,698 --> 00:27:42,242
‫گاهی آدم‌ها میان سر راه آدم

472
00:27:44,077 --> 00:27:46,246
‫نمیشه جلوشو گرفت

473
00:27:46,246 --> 00:27:48,457
‫از دولورس پرایس چی داری بهمون بگی؟

474
00:27:50,751 --> 00:27:52,461
‫خب...

475
00:27:52,502 --> 00:27:54,963
‫مسئله دولورس...

476
00:27:54,963 --> 00:27:58,300
‫اینه که دولورس می‌تونست هر
‫چیزی می‌خواست بشه

477
00:27:58,300 --> 00:28:02,345
‫می‌تونست بره نیویورک، می‌تونست
‫بره پاریس...

478
00:28:02,345 --> 00:28:05,348
‫ولی به جاش، توی سنگرها پیش ما بود

479
00:28:05,348 --> 00:28:08,560
‫و یه معنایی داشت

480
00:28:08,560 --> 00:28:11,354
‫تازه فکر کنم نصف گردان دوسش داشتن

481
00:28:11,354 --> 00:28:13,065
‫یعنی نمی‌شد باهاش حرف نزد

482
00:28:13,065 --> 00:28:15,358
‫هیچوقت حرف نزدم.
‫قوانین علیه این کار وجود داشت

483
00:28:15,358 --> 00:28:18,278
‫راه و رسم ارتش جمهوری‌خواه ایرلند این نبود

484
00:28:18,278 --> 00:28:20,363
‫یه دختر ممکن بود به خاطر
‫حرف زدن زانوهاش خورد بشه

485
00:28:31,458 --> 00:28:34,086
‫ای عوضی کثافت!

486
00:28:34,086 --> 00:28:35,921
‫باشه، یا عیسی مسیح!

487
00:28:38,840 --> 00:28:41,384
‫بچه‌های کثافت آشغال!

488
00:28:48,558 --> 00:28:49,935
‫شیمی؟

489
00:28:59,611 --> 00:29:01,988
‫خب، مراسم یادبود چطور بود؟

490
00:29:01,988 --> 00:29:03,782
‫آره، خوب چیزی بود

491
00:29:06,034 --> 00:29:08,161
‫مار رفته طبقه بالا بخوابه

492
00:29:12,999 --> 00:29:16,461
‫می‌دونی امروز چند تا از
‫دوستانت سر از روزنامه دراوردن؟

493
00:29:16,461 --> 00:29:18,505
‫واقعا؟

494
00:29:25,554 --> 00:29:27,973
‫به برندن گفتی سیبیلش رو بتراشه؟

495
00:29:30,600 --> 00:29:32,686
‫آره، مامان. بهش گفتم

496
00:29:34,604 --> 00:29:35,814
‫خوبه

497
00:29:46,116 --> 00:29:48,076
‫می‌تونی تمومش کنی...

498
00:29:48,076 --> 00:29:50,495
‫هر وقت که بخوای

499
00:29:53,081 --> 00:29:55,083
‫برندن کجاست، شیموس؟

500
00:29:56,084 --> 00:29:57,669
‫زود باش دیگه

501
00:30:10,098 --> 00:30:12,183
‫اون یکی خیلی حرف زد

502
00:30:12,183 --> 00:30:13,727
‫می‌خوای از یه زاویه دیگه امتحان کنی؟

503
00:30:15,770 --> 00:30:17,522
‫توی خونه زن و بچه داره

504
00:30:17,522 --> 00:30:19,524
‫یه تابستون، مدتها پیش...

505
00:30:19,524 --> 00:30:21,818
‫از یه اسب پرت شدم پایین

506
00:30:21,818 --> 00:30:24,779
‫یه اسب عربی، یه حیوون خیلی
‫خوشگل بود

507
00:30:24,779 --> 00:30:27,782
‫بهار اون سال وحشی شده بود.
‫خیلی شوکه شدم

508
00:30:27,782 --> 00:30:29,784
‫فکر کردم بدشانسی اوردم

509
00:30:30,785 --> 00:30:32,245
‫کاشف به عمل اومد...

510
00:30:32,245 --> 00:30:35,123
‫مربی اون اسب رو از اول
‫به شکل اشتباهی رام کرده

511
00:30:36,833 --> 00:30:39,711
‫هر بار که حیوون لجبازی می‌کرده،
‫شلاق می‌خورده

512
00:30:40,754 --> 00:30:43,590
‫در نهایت وفادار بود، ولی...

513
00:30:43,590 --> 00:30:45,216
‫فقط از روی ترس

514
00:30:48,178 --> 00:30:50,180
‫نکته اسبها همینه

515
00:30:52,265 --> 00:30:54,684
‫بهتره حیوون بهت اعتماد کنه...

516
00:30:55,810 --> 00:30:57,562
‫قبل از اینکه افسار رو بذاری دهنش

517
00:31:08,198 --> 00:31:09,616
‫صبح‌بخیر، شیموس

518
00:31:11,117 --> 00:31:12,952
‫اسم من فرانکه

519
00:31:31,137 --> 00:31:34,641
‫می‌خوام باهات در مورد یه یارویی
‫به اسم دارک حرف بزنم

520
00:31:57,664 --> 00:31:59,707
‫میشه اونو زیاد کنی، رفیق؟

521
00:31:59,707 --> 00:32:01,876
‫دوست دارم لاکی لوند برنده بشه

522
00:32:03,753 --> 00:32:06,131
‫همه به دور آخرشون رسیدن...

523
00:32:06,131 --> 00:32:08,091
‫زود باش، لاکی، آره کثافت

524
00:32:13,555 --> 00:32:15,056
‫برو جلو، لاکی

525
00:32:20,061 --> 00:32:22,438
‫سر دیوی چی اومد؟

526
00:32:23,773 --> 00:32:26,568
‫حتما یه آدم جدید رو استخدام کردن

527
00:32:26,568 --> 00:32:28,653
‫حتی نمی‌دونم دارن چی کار می‌کنن

528
00:32:28,653 --> 00:32:30,363
‫امروز هوا خیلی مثل شمال شده

529
00:32:30,363 --> 00:32:32,490
‫آره، خیلی سرد شده

530
00:32:44,711 --> 00:32:45,753
‫هی، بچه

531
00:32:48,715 --> 00:32:50,049
‫یه تفنگ برامون بیار

532
00:33:24,459 --> 00:33:25,960
‫زود باش! زود باش!

533
00:33:31,841 --> 00:33:32,884
‫پدر الان اوردش

534
00:33:32,884 --> 00:33:36,012
‫یکی از آدم‌های پولدار

535
00:34:10,755 --> 00:34:12,090
‫بیا بیرون، برندن!

536
00:34:12,090 --> 00:34:13,966
‫می‌دونیم کی هستی، عوضی!

537
00:34:17,637 --> 00:34:18,971
‫کثافت...

538
00:34:21,933 --> 00:34:23,017
‫کثافت...

539
00:34:33,152 --> 00:34:34,612
‫لعنتی!

540
00:34:38,199 --> 00:34:40,618
‫سوار ون شو، بدو!

541
00:34:40,618 --> 00:34:41,744
‫برو، برو، برو!

542
00:34:44,956 --> 00:34:46,124
‫برو، برو، برو!

543
00:35:05,184 --> 00:35:06,769
‫لعنتی

544
00:35:19,699 --> 00:35:21,742
‫به مرده شورخونه زنگ بزن

545
00:35:21,742 --> 00:35:23,202
‫اینقدر بدبین نباش

546
00:35:29,584 --> 00:35:31,919
‫- الو؟
‫- منم

547
00:35:34,255 --> 00:35:37,592
‫اینجا یه کم توی دردسر افتادم

548
00:35:37,592 --> 00:35:39,176
‫- خب؟
‫- بهم شبیخون زدن

549
00:35:39,176 --> 00:35:41,262
‫توی خونه تماسم،
‫ولی مچم رو موقع...

550
00:35:41,262 --> 00:35:42,346
‫پریدن توی پنجره بریدم

551
00:35:42,346 --> 00:35:44,932
‫درسته. چقدر خون از دست دادی؟

552
00:35:44,932 --> 00:35:46,976
‫خیلی زیاد

553
00:35:46,976 --> 00:35:49,770
‫پس، به دکتر نیاز داریم؟

554
00:35:49,770 --> 00:35:50,855
‫برو پیش جیمی

555
00:35:52,607 --> 00:35:55,568
‫بهش بگو به دیویس بره
‫و دکتر جک رو بیاره

556
00:35:55,568 --> 00:35:59,572
‫مطمئنی نمی‌خوای بیام اونجا؟

557
00:35:59,572 --> 00:36:02,700
‫تمام اینجا خیلی...
‫خیلی خطرناکه، رفیق

558
00:36:02,700 --> 00:36:05,077
‫- پر از انگلیسی شده
‫- درسته

559
00:36:06,037 --> 00:36:07,747
‫ببین، برندن...

560
00:36:07,747 --> 00:36:10,124
‫نمی‌تونم با بچه‌ها تماس بگیرم...

561
00:36:10,124 --> 00:36:11,959
‫مطمئنی می‌تونی امشب رو سر کنی؟

562
00:36:12,627 --> 00:36:14,170
‫آره!

563
00:36:14,170 --> 00:36:16,714
‫اصلا نگران من نباش، رفیق.
‫خیلی خوبم

564
00:36:22,261 --> 00:36:23,304
‫لعنتی

565
00:36:56,420 --> 00:36:58,089
‫اومدی

566
00:36:58,089 --> 00:36:59,298
‫درست از در جلویی اومدم

567
00:36:59,298 --> 00:37:01,967
‫- باید دفعه بعد امتحانش کنی
‫- گم شو

568
00:37:03,094 --> 00:37:05,721
‫- لعنتی!
‫- آروم! آروم، پسر

569
00:37:07,848 --> 00:37:09,266
‫- لعنتی.
‫- ببین، رفیق

570
00:37:09,266 --> 00:37:11,185
‫- این خوبه
‫- شاهرگ اصلی پاره شده

571
00:37:11,185 --> 00:37:13,354
‫باید با انبر بگیرمش
‫و یه کم بخیه‌ش بزنم

572
00:37:13,354 --> 00:37:14,897
‫ازت می‌خوام ساکت نگهش داری

573
00:37:17,441 --> 00:37:19,151
‫این پسرها توی ون بستنی‌فروشی بودن...

574
00:37:19,151 --> 00:37:22,071
‫- نگران اونا نباش
‫- اینا پروتستان نبودن

575
00:37:22,071 --> 00:37:24,990
‫گفتی کفش بیسبال پوشیده بودن؟
‫لباس ورزشی تنشون بود؟

576
00:37:24,990 --> 00:37:26,992
‫داره خون از دست میده. زود باش

577
00:37:26,992 --> 00:37:31,163
‫با یه لندرور رفتن.
‫عضو ارتش بریتانیا بودن

578
00:37:31,956 --> 00:37:34,083
‫کیتسون...

579
00:37:34,083 --> 00:37:36,794
‫بچه‌ها، باید دست به کار بشیم!
‫با شماره سه

580
00:37:36,794 --> 00:37:38,796
‫- قیافه‌مو می‌شناختن
‫- یک...

581
00:37:38,796 --> 00:37:41,090
‫اسمم رو می‌دونستن

582
00:37:41,090 --> 00:37:43,175
‫- دو...
‫- چطوری دیگه توضیحش میدی؟

583
00:37:43,175 --> 00:37:44,885
‫- یکی دهن لقی کرده!
‫- سه!

584
00:37:51,851 --> 00:37:54,854
‫[جری آدامز همیشه عضویت در ارتش]
‫[جمهوری‌خواه ایرلند یا...]

585
00:37:54,854 --> 00:37:58,858
‫[در هر گونه خشونت مربوط به این]
‫[ارتش را انکار کرده]
