﻿1
00:00:05,588 --> 00:00:06,673
‫«آنچه گذشت»

2
00:00:06,715 --> 00:00:10,218
‫- میشه اینو برام یه جایی قایم کنی؟
‫- این مشکل من نیست

3
00:00:10,218 --> 00:00:13,096
‫حتماً این پیغامت رو می‌رسونم

4
00:00:13,096 --> 00:00:15,265
‫اگه فکر می‌کنی ما فقط به،
‫درد چایی آوردن می‌خوریم

5
00:00:15,265 --> 00:00:17,517
‫پس شاید دارین شانس‌تون رو
‫برای بردن این جنگ از دست میدین

6
00:00:17,517 --> 00:00:18,810
‫بهتره اینو به رئیس بزرگه بگی

7
00:00:18,810 --> 00:00:20,437
‫که میشه جری آدامز

8
00:00:20,437 --> 00:00:22,772
‫یه چهره جدید تو
‫پادگان پالاس اومده

9
00:00:22,772 --> 00:00:24,190
‫سرتیپ فرانک کیتسون

10
00:00:24,190 --> 00:00:26,484
‫همه چی متوقف میشه تا
‫وقتی که «دارک» رو پیدا کنیم

11
00:00:29,612 --> 00:00:30,905
‫بیا بیرون، برندن!

12
00:00:30,905 --> 00:00:33,032
‫اونا قیافه‌م رو می‌شناختن!
‫اسمم رو می‌دونستن!

13
00:00:33,032 --> 00:00:34,993
‫یکی دهن لقی کرده!

14
00:00:37,829 --> 00:00:40,123
‫ حرف فردا رو می‌زنیم

15
00:00:40,123 --> 00:00:45,211
‫ و پول، علاقه و وقتی
‫که باید خرج می‌کردیم

16
00:00:49,799 --> 00:00:52,260
‫ دوست داشتنش آسون‌تر بود

17
00:00:52,260 --> 00:00:57,849
‫ از هر کاری که
‫تا حالا کرده بودم

18
00:00:57,849 --> 00:01:00,643
‫- این آهنگ رو بلدی ها
‫- شرط می‌بندم اصلاً نمی‌شناسه از کیه

19
00:01:00,643 --> 00:01:02,770
‫- این کیه؟
‫- قبلاً گفتی، جو

20
00:01:02,770 --> 00:01:04,230
‫- گفتم؟
‫- آره گفتی

21
00:01:04,230 --> 00:01:06,357
‫نزدیک سه بار گفتی، جو، خنگ خدا

22
00:01:06,357 --> 00:01:08,651
‫- گوردون لایت‌فوت.
‫- نه!

23
00:01:08,651 --> 00:01:10,445
‫- گوردون لایت‌فوت نیست؟
‫- نه!

24
00:01:10,445 --> 00:01:13,239
‫- کریس کریستوفرسون‌ـه!
‫- آها!

25
00:01:13,239 --> 00:01:14,908
‫درسته. بیاین، کی یه
‫بیسکویت کوچولو می‌خواد؟

26
00:01:14,908 --> 00:01:18,286
‫نه، و بهتره دیگه خرده‌هاش
‫رو تو این ماشین نریزی، جو

27
00:01:22,707 --> 00:01:24,459
‫خب. داریم می‌رسیم

28
00:01:27,837 --> 00:01:29,380
‫یادمه جو همونی بود که

29
00:01:29,380 --> 00:01:31,549
‫منو برای اولین بار برد حمله مرزی

30
00:01:34,719 --> 00:01:36,679
‫ببین، نقشه ساده بود

31
00:01:36,679 --> 00:01:38,806
‫برو جنوب به سمت مناطق مرزی

32
00:01:38,806 --> 00:01:42,852
‫ماشین رو تا جایی که
‫می‌تونی پر از مواد منفجره کن

33
00:01:42,852 --> 00:01:45,104
‫بعد قاچاقی برش گردون بلفاست

34
00:01:45,104 --> 00:01:47,523
‫بدون اینکه گیر
‫بیفتی یا تیر بخوری

35
00:01:51,736 --> 00:01:56,449
‫حالا، وقتی سوییچ رو
‫می‌چرخونم، نمی‌خواد، اوم...

36
00:01:56,449 --> 00:01:59,369
‫گرمای موتور، مشکلی
‫پیش نمیاد، درسته؟

37
00:01:59,369 --> 00:02:00,703
‫نظرت چیه، پیدر؟

38
00:02:00,703 --> 00:02:02,664
‫دخترا زنده از این
‫قضیه در میان یا نه؟

39
00:02:03,873 --> 00:02:05,667
‫از تجربه‌ای که من دارم،

40
00:02:05,667 --> 00:02:07,710
‫مشکلی پیش نمیاد

41
00:02:08,419 --> 00:02:12,257
‫خب، اون روز چقدر مواد
‫منفجره با خودتون حمل می‌کردین؟

42
00:02:12,882 --> 00:02:15,677
‫زیاد نبود. حدود 90 کیلو

43
00:02:15,677 --> 00:02:17,637
‫در حد یه ماشین انفجاری

44
00:02:17,637 --> 00:02:19,889
‫رفته بودیم جنوب
‫تا برندان رو ببینیم

45
00:02:21,808 --> 00:02:23,643
‫داشتیم مسیر اونو تحویل می‌گرفتیم

46
00:02:23,685 --> 00:02:25,853
‫حالا که دیگه از کار خارج شده بود

47
00:02:28,898 --> 00:02:30,566
‫جری

48
00:02:32,568 --> 00:02:34,237
‫قراره این عوضی دهن‌لق رو

49
00:02:34,237 --> 00:02:35,989
‫که منو به انگلیس‌ها
‫لو داد، پیدا کنیم یا نه؟

50
00:02:35,989 --> 00:02:37,073
‫درز اطلاعات رو پیدا می‌کنیم

51
00:02:37,073 --> 00:02:39,575
‫راستش، الان این
‫اولویت اصلی من نیست

52
00:02:39,575 --> 00:02:41,369
‫چی داری بلغور می‌کنی؟

53
00:02:41,369 --> 00:02:43,454
‫سوالی که باید از
‫خودمون بپرسیم اینه که

54
00:02:43,454 --> 00:02:46,666
‫چطور یه ارتش رو اداره کنیم
‫وقتی به افراد خودمون اعتماد نداریم

55
00:02:49,335 --> 00:02:50,837
‫جری! ما آماده‌ایم

56
00:02:50,837 --> 00:02:53,464
‫فعلاً صداش رو در نیار. باشه؟

57
00:02:55,216 --> 00:02:56,467
‫باشه

58
00:02:56,467 --> 00:02:57,719
‫بیا تو، بچه

59
00:02:58,970 --> 00:03:01,597
‫- جری
‫- همه چی آماده‌ست؟

60
00:03:01,597 --> 00:03:04,267
‫- باید جا تو پای بزرگا بذارین
‫- آره. سایز 41ـه

61
00:03:04,267 --> 00:03:06,853
‫- دختره پررو حاضر جواب!
‫- اوهوم

62
00:03:06,853 --> 00:03:09,355
‫موفق باشی، بچه
‫مواظب جاده‌ها باشین

63
00:03:16,320 --> 00:03:17,655
‫خب، داستان پوششی‌مون چیه؟

64
00:03:17,655 --> 00:03:21,367
‫اوم، خب... ما باید خواهر باشیم

65
00:03:21,367 --> 00:03:27,790
‫و جو می‌تونه دوست مجرد،
‫و همیشه قدرنادیده‌مون باشه

66
00:03:27,790 --> 00:03:30,418
‫که با وجود بدشانسی ،

67
00:03:30,418 --> 00:03:33,588
‫همیشه خودش رو وسط
‫آدم‌های خوشگل پیدا می‌کنه

68
00:03:33,588 --> 00:03:35,798
‫قرار بود داستان
‫ساختگی باشه، دولورس

69
00:03:35,798 --> 00:03:37,842
‫علاوه بر این، ببین، شما،
‫نمی‌تونین خواهر باشین

70
00:03:37,842 --> 00:03:39,844
‫چون امروز از این
‫شناسنامه‌ها استفاده می‌کنیم

71
00:03:44,807 --> 00:03:46,350
‫اینجاست، داریم می‌رسیم

72
00:03:47,810 --> 00:03:50,980
‫- فقط عجیب غریب رفتار نکن، دوتس
‫- می‌دونم دارم چیکار می‌کنم

73
00:03:50,980 --> 00:03:54,567
‫لطفاً آروم باشین، باشه؟ همه
‫چی کاملاً خوب پیش میره

74
00:04:04,702 --> 00:04:05,995
‫حال و احوال؟

75
00:04:11,793 --> 00:04:12,835
‫موهات رو دوست دارم

76
00:04:13,836 --> 00:04:16,714
‫ها؟ نه، کثیفه

77
00:04:16,714 --> 00:04:18,257
‫نیاز به شستن داره

78
00:04:18,966 --> 00:04:20,426
‫به رنگ پوستت میاد

79
00:04:24,388 --> 00:04:25,389
‫منم مال تو رو دوست دارم

80
00:04:27,975 --> 00:04:29,477
‫به نظرت خیلی کوتاه نیستش؟

81
00:04:29,477 --> 00:04:30,811
‫موی کوتاه رو  دوست دارم

82
00:04:33,523 --> 00:04:34,941
‫کجا می‌رین؟

83
00:04:34,941 --> 00:04:37,693
‫اوم، داریم از پیک‌نیک برمی‌گردیم

84
00:04:40,404 --> 00:04:41,822
‫هوای خوبی برای پیک‌نیکه، خانم...

85
00:04:42,865 --> 00:04:43,908
‫رزی

86
00:04:46,369 --> 00:04:48,955
‫اگه یه وقت اومدی
‫بلفاست، منو پیدا کن

87
00:04:48,955 --> 00:04:51,749
‫می‌برمت یه نوشیدنی
‫تو پینک ایگوانا بخوریم

88
00:04:53,459 --> 00:04:55,586
‫نیاز داریم شما سه
‫نفر از ماشین پیاده شین

89
00:04:57,463 --> 00:04:59,507
‫می خواد وزن در رو حس کنه

90
00:05:00,716 --> 00:05:02,677
‫آره، یه لحظه صبر کن رفیق

91
00:05:06,556 --> 00:05:08,182
‫به نظرم این سه تا مشکلی ندارن

92
00:05:23,447 --> 00:05:25,825
‫- امان از دستت، دوتس!
‫- چیه؟

93
00:05:25,825 --> 00:05:27,535
‫اونقدر اذیت کردی

94
00:05:27,535 --> 00:05:29,662
‫که یارو می‌تونست
‫بدبختی‌های آینده‌ت رو ببینه

95
00:05:29,662 --> 00:05:31,414
‫اِ، قابلت رو نداشتش ها!

96
00:05:31,414 --> 00:05:32,623
‫ببین، دفعه بعد،

97
00:05:32,623 --> 00:05:34,166
‫فقط مستقیم تو چشماشون نگاه کن

98
00:05:34,166 --> 00:05:35,418
‫- یا خدا!
‫- تو چشماشون نگاه کن

99
00:05:35,418 --> 00:05:36,836
‫و اونا راحت ردت می‌کنن بری

100
00:05:36,836 --> 00:05:38,087
‫آره

101
00:05:38,796 --> 00:05:41,090
‫- لعنت بهش!
‫- مشکلی نیست

102
00:05:41,090 --> 00:05:44,135
‫«هیچی نگو»

103
00:05:54,979 --> 00:05:59,525
‫ارتش موقت جمهوری‌خواه ایرلند 150
‫تا بمب تو سال 1970 کار گذاشت

104
00:06:00,401 --> 00:06:02,445
‫تا سال 1972،

105
00:06:02,445 --> 00:06:04,739
‫هزار تا بمب کار گذاشته بودن

106
00:06:04,739 --> 00:06:07,783
‫حالا، من هنوز کار گذاشتن
‫بمب رو شروع نکرده بودم

107
00:06:07,783 --> 00:06:10,244
‫کار من این بود که
‫تجهیزات رو از مرز رد کنم

108
00:06:10,244 --> 00:06:12,204
‫فکر می‌کنی قصدشون
‫زدن مغازه‌دار بود؟

109
00:06:12,204 --> 00:06:14,248
‫نه، فکر می‌کنم قصدشون
‫زدن پادگان بود

110
00:06:15,332 --> 00:06:16,333
‫خب، خطا زدن

111
00:06:20,379 --> 00:06:22,965
‫ممکنه بود سعی کنیم پلیس‌ها
‫رو موقع ناهارشون هدف بگیریم

112
00:06:22,965 --> 00:06:25,134
‫ولی در عوض خانم‌های
‫بینگو باز رو بزنیم

113
00:06:25,176 --> 00:06:28,012
‫[پسری به وسیله گلوله
‫پلاستکی پلیس انگلیسی کشته شد]

114
00:06:28,054 --> 00:06:30,014
‫سال 1972

115
00:06:30,014 --> 00:06:33,434
‫آره، اون خشونت‌آمیزترین سال بود

116
00:06:36,854 --> 00:06:38,230
‫جری همیشه بهمون می‌گفت

117
00:06:38,230 --> 00:06:41,317
‫هر مرگی ما رو به پیروزی
‫در جنگ نزدیک‌تر می‌کنه

118
00:06:41,984 --> 00:06:43,861
‫و من باورش می‌کردم

119
00:06:45,529 --> 00:06:48,949
‫حالا دیگه جری کل بلفاست
‫غربی رو اداره می‌کرد

120
00:06:48,949 --> 00:06:50,326
‫حالت خوبه، پسر؟

121
00:06:50,326 --> 00:06:53,245
‫یعنی تحت تعقیب‌ترین
‫مرد ایرلند بود

122
00:06:54,538 --> 00:06:56,874
‫سر هر گوشه و
‫کناری یه بپا داشت

123
00:06:56,874 --> 00:07:00,920
‫و هیچ‌وقت دو شب پشت
‫سر هم تو یه خونه نمی‌خوابید

124
00:07:00,920 --> 00:07:03,464
‫البته به جز وقتایی
‫که می‌رفت پیش زنش

125
00:07:39,959 --> 00:07:41,502
‫سلام

126
00:07:43,671 --> 00:07:45,673
‫- آقای آدامز
‫- آقای آدامز

127
00:07:45,673 --> 00:07:47,216
‫قبل از اینکه شروع کنیم، متوجه شدیم که

128
00:07:47,216 --> 00:07:49,301
‫خانواده‌تون اوضاع
‫سختی داشتن، درسته؟

129
00:07:49,301 --> 00:07:52,179
‫مادرتون سال پیش موقع ‫بازداشت
جمعی خونه‌ش رو از دست داد

130
00:07:52,179 --> 00:07:53,889
‫- و چند تا بچه؟
‫- 13 تا

131
00:07:53,889 --> 00:07:56,100
‫نه. فکر کنم سه تاشون
‫مرده به دنیا اومدن

132
00:07:56,100 --> 00:07:58,769
‫آه، آره، درسته

133
00:08:04,024 --> 00:08:06,110
‫فکر کردیم شاید
‫علاقه‌مند باشین در مورد

134
00:08:06,110 --> 00:08:08,237
‫یه جور توافق برای
‫آینده صحبت کنیم

135
00:08:08,237 --> 00:08:11,657
‫آره، برای آینده خانواده‌تون

136
00:08:16,870 --> 00:08:18,664
‫من جری آدامز نیستم

137
00:08:24,753 --> 00:08:26,046
‫جانم؟

138
00:08:26,463 --> 00:08:28,674
‫اشتباهی شده. اسم
‫من جو مک‌گویگن‌ـه

139
00:08:28,924 --> 00:08:30,342
‫جو مک‌گویگن؟

140
00:08:30,342 --> 00:08:32,845
‫- جو مک‌گویگن دیگه کدوم خریه؟
‫- منم

141
00:08:33,596 --> 00:08:34,972
‫- جری...
‫- نه

142
00:08:37,641 --> 00:08:38,892
‫جو

143
00:08:39,852 --> 00:08:41,020
‫اسم من جوئه

144
00:08:44,773 --> 00:08:46,859
‫من جری آدامز نیستم

145
00:08:46,859 --> 00:08:48,986
‫ببینید، من جری...
‫من جری آدامز نیستم

146
00:08:52,823 --> 00:08:53,907
‫من جری آدامز نیستم

147
00:08:57,953 --> 00:08:59,705
‫من جری آدامز نیستم

148
00:09:07,838 --> 00:09:09,798
‫من جری آدامز نیستم

149
00:09:12,009 --> 00:09:13,635
‫من جری آدامز نیستم

150
00:09:17,848 --> 00:09:20,809
‫- بلندش کن!
‫- من جری آدامز نیستم

151
00:09:20,809 --> 00:09:22,561
‫و مطمئنیم که خودشه؟

152
00:09:24,897 --> 00:09:27,733
‫- من جری آدامز نیستم
‫- صد در صد خود لعنتی‌شه

153
00:09:31,820 --> 00:09:35,282
‫خب، آقای آدامز، می‌تونیم
‫با اسمتون شروع کنیم لطفاً؟

154
00:09:35,282 --> 00:09:37,242
‫بعد می‌ریم سراغ اعضای رهبری

155
00:09:40,412 --> 00:09:42,331
‫مک‌گویگن

156
00:09:42,331 --> 00:09:44,041
‫این یارو یه دیوونه‌ی
‫به تمام معناست

157
00:09:44,041 --> 00:09:45,918
‫هیچ‌وقت رهبری رو ول نمی‌کنه

158
00:09:45,918 --> 00:09:47,711
‫اصلاً براش مهم نیست
‫چقدر پول بهش بدیم

159
00:09:47,711 --> 00:09:49,713
‫میگی از هویج استفاده
‫کنیم، استفاده کردیم

160
00:09:49,713 --> 00:09:53,759
‫میگی چماق رو امتحان کنیم قربان،
‫چماق لعنتی رو هم امتحان کردیم!

161
00:09:57,763 --> 00:09:59,807
‫خب، امتحان کردین
‫بذارین برنده بشه؟

162
00:10:02,226 --> 00:10:04,144
‫آقای مک‌گویگن، حالتون چطوره؟

163
00:10:04,478 --> 00:10:05,687
‫میشه لطفاً کمکش کنی؟

164
00:10:17,324 --> 00:10:19,159
‫می‌خوام یه شکایت رسمی ثبت کنم

165
00:10:19,159 --> 00:10:21,912
‫بله، به اون هم
‫می‌رسیم، ولی اول...

166
00:10:21,912 --> 00:10:23,997
‫یه سوءتفاهم وحشتناک پیش اومده

167
00:10:23,997 --> 00:10:27,042
‫ما فکر می‌کردیم که،
‫شما، آقای مک‌گویگن

168
00:10:27,042 --> 00:10:29,127
‫همون تروریست
‫معروف جری آدامز هستین

169
00:10:29,127 --> 00:10:31,797
‫صمیمانه بابت این
‫موضوع عذرخواهی می‌کنم

170
00:10:33,131 --> 00:10:36,009
‫مطمئن میشم که شما رو

171
00:10:36,009 --> 00:10:38,428
‫با اسم درستتون، جوزف
‫مک‌گویگن، بازداشت کنن

172
00:10:38,428 --> 00:10:42,224
‫البته هر کدوم از اعضای خانواده
‫مک‌گویگن می‌تونن به ملاقاتتون بیان

173
00:10:42,224 --> 00:10:45,394
‫با این حال، افرادی که،
‫با جری آدامز در ارتباطن

174
00:10:45,394 --> 00:10:48,939
‫مثلاً همسرش، کولت مک‌آردل،

175
00:10:48,939 --> 00:10:50,858
‫هیچ ربطی به آقای مک‌گویگن ندارن

176
00:10:50,858 --> 00:10:52,734
‫و البته اجازه ندارن شما رو

177
00:10:52,734 --> 00:10:55,320
‫در طول مدت بازداشتتون، ببینن، که...

178
00:10:56,488 --> 00:10:59,032
‫میشه مطمئن بود
‫چندین سال طول می‌کشه

179
00:11:12,462 --> 00:11:15,299
‫آقایون، ببخشید مزاحم
‫شدم. یه لحظه صبر کنید

180
00:11:22,889 --> 00:11:24,266
‫این یه شوخی مسخره‌ست؟

181
00:11:24,266 --> 00:11:26,810
‫سه بار تلکس رو چک کردم

182
00:11:26,810 --> 00:11:28,186
‫دوباره پیام رو برام بخون

183
00:11:28,186 --> 00:11:30,897
‫«ساعت 11:43 صبح
‫وزارت کشور بریتانیا

184
00:11:30,897 --> 00:11:33,900
‫زندانی جری آدامز
‫برای مذاکرات آزاد شود»

185
00:12:03,305 --> 00:12:04,348
‫برو، برو، برو!

186
00:12:13,774 --> 00:12:15,567
‫خب، وایت‌لا با کارگر دیدار کرد

187
00:12:15,567 --> 00:12:18,403
‫و اونا گفتن فکر می‌کنن ارتش جمهوری‌خواه
‫ایرلند ممکنه پای میز مذاکره بیاد

188
00:12:18,403 --> 00:12:19,654
‫اگه تو رو آزاد کنن

189
00:12:19,654 --> 00:12:21,531
‫وایت‌لا؟

190
00:12:21,531 --> 00:12:23,200
‫یکم آب میوه بخور

191
00:12:23,200 --> 00:12:25,535
‫جری، مسئله اینه که
‫بریتانیایی‌ها به آخر خط رسیدن

192
00:12:25,535 --> 00:12:27,329
‫و آماده‌ن یه معامله انجام بدن

193
00:12:27,329 --> 00:12:28,705
‫چه جور معامله‌ای؟

194
00:12:28,705 --> 00:12:30,791
‫یه معامله واقعی. می‌خوان
‫با رهبری دیدار کنن

195
00:12:30,791 --> 00:12:33,251
‫و، مار، بهش بگو رهبری چی گفت

196
00:12:33,251 --> 00:12:34,711
‫مشت کوبیدن رو میز

197
00:12:34,711 --> 00:12:36,463
‫مشت کوبیدن رو میز و گفتن،

198
00:12:36,463 --> 00:12:38,673
‫«بدون جری آدامز هیچ
‫مذاکره‌ای در کار نیست»

199
00:12:38,673 --> 00:12:40,550
‫و بریتانیایی‌ها گفتن باشه، جری!

200
00:12:40,592 --> 00:12:43,553
‫فردا پرواز می‌کنی
‫لندن برای مذاکرات صلح

201
00:12:43,553 --> 00:12:46,598
‫اونا می‌خوان مذاکره کنن
‫قراره آتش‌بس اعلام بشه

202
00:12:46,598 --> 00:12:48,225
‫ این یعنی که داریم می‌بریم؟

203
00:13:06,701 --> 00:13:07,744
‫آتش‌بس!

204
00:13:08,161 --> 00:13:10,497
‫آتش‌بس!

205
00:13:11,373 --> 00:13:12,749
‫آتش‌بس!

206
00:13:12,749 --> 00:13:14,251
‫تیراندازی در شهر

207
00:13:14,251 --> 00:13:16,419
‫در طول روز به
‫تدریج کاهش پیدا کرده

208
00:13:16,419 --> 00:13:18,755
‫ارتش جمهوری‌خواه
‫ایرلند قسم خورده به قولش

209
00:13:18,797 --> 00:13:21,007
‫مامان، تیراندازی قطع شده

210
00:13:21,007 --> 00:13:23,176
‫مشخص نیست آتش‌بس،
‫قراره چقدر طول بکشه

211
00:13:23,218 --> 00:13:24,678
‫اما این خبر باید
‫باعث آسودگی خاطر

212
00:13:24,678 --> 00:13:25,887
‫نیروهای امنیتی بریتانیا بشه...

213
00:13:25,887 --> 00:13:28,140
‫یعنی الان می‌تونیم بریم بیرون؟

214
00:13:48,827 --> 00:13:50,704
‫فکر کنم ازش خوشت بیاد

215
00:13:50,704 --> 00:13:53,415
‫- استرس داری؟
‫- نه

216
00:13:53,415 --> 00:13:55,709
‫فقط تمرکز کن رو خندوندنش، جو

217
00:13:55,709 --> 00:13:57,836
‫لازم نیست تو یه شب
‫دلش رو به دست بیاری

218
00:14:00,130 --> 00:14:02,382
‫- می‌خوای کتم رو بهت بدم؟
‫- نه

219
00:14:02,382 --> 00:14:04,467
‫این تنبیه منه برای اینکه
‫مثل یه دختر احمق رفتار کردم

220
00:14:04,509 --> 00:14:06,136
‫بگیرش دیگه. داری یخ می‌زنی

221
00:14:11,308 --> 00:14:14,060
‫خب، فکر می‌کنی
‫آتش‌بس چقدر طول بکشه؟

222
00:14:14,728 --> 00:14:17,397
‫هیچ ایده‌ای ندارم. چطور؟

223
00:14:17,397 --> 00:14:20,609
‫داشتم فکر می‌کردم، جنگ می‌تونه
‫تا کریسمس تموم بشه، نه؟

224
00:14:23,278 --> 00:14:24,362
‫ممکنه

225
00:14:28,325 --> 00:14:30,660
‫خوب میشد دوباره برگردم اینجا،

226
00:14:30,660 --> 00:14:32,954
‫تو رو ببرم یه نوشیدنی
‫درست و حسابی بخوریم

227
00:14:34,664 --> 00:14:36,541
‫به نظر ترسناک میاد

228
00:14:45,717 --> 00:14:48,219
‫چرا اینجوری نگاهم می‌کنی؟

229
00:14:55,852 --> 00:14:57,270
‫مذاکرات صلح

230
00:14:57,270 --> 00:14:59,898
‫یه راز سر به مهر بود،

231
00:14:59,898 --> 00:15:01,149
‫پس کسی متوجه نشد

232
00:15:01,149 --> 00:15:04,235
‫وقتی شش عضو ژولیده رهبری
‫ارتش موقت جمهوری‌خواه ایرلند

233
00:15:04,235 --> 00:15:07,864
‫از مخفیگاهشون بیرون اومدن
‫و تو مرکز لندن ظاهر شدن

234
00:15:18,041 --> 00:15:20,710
‫شورشیان ایرلندی از سال 1921

235
00:15:20,710 --> 00:15:22,545
‫فرصت نداشتن رو در رو

236
00:15:22,545 --> 00:15:25,548
‫با دشمن قسم خورده‌شون ملاقات کنن

237
00:15:26,716 --> 00:15:28,802
‫انگار اومدیم عروسی

238
00:15:28,802 --> 00:15:30,303
‫آدامز، جات رو با من عوض کن

239
00:15:30,303 --> 00:15:32,097
‫می‌خوام حواسم به در باشه

240
00:15:38,019 --> 00:15:40,939
‫رئیس ستاد ارتش موقت جمهوری‌خواه،
‫ایرلند، شان مک‌استیوفین

241
00:15:40,939 --> 00:15:43,191
‫کاملاً مطمئن بود که
‫کل این قضیه یه تله‌ست

242
00:15:43,191 --> 00:15:44,567
‫به هر حال،

243
00:15:44,567 --> 00:15:48,571
‫این یه فرصت تکرار
‫نشدنی برای جری بود

244
00:15:48,571 --> 00:15:50,865
‫شانسش برای پایان دادن به جنگ بود

245
00:15:50,865 --> 00:15:53,243
‫خیلی خوشحالیم که،
‫به لندن خوش اومدین

246
00:15:53,243 --> 00:15:56,704
‫و امیدوارم سفرتون
‫بدون مشکل بوده باشه

247
00:15:59,082 --> 00:16:01,668
‫و من خیلی خوش‌بینم که می‌تونیم

248
00:16:01,668 --> 00:16:03,670
‫امروز به یه جور توافق برسیم

249
00:16:03,670 --> 00:16:07,006
‫اوم، خب، با چی
‫شروع کنیم، اوم، چی؟

250
00:16:07,006 --> 00:16:10,093
‫وضعیت سیاسی زندانیان

251
00:16:10,093 --> 00:16:11,302
‫در واقع...

252
00:16:12,345 --> 00:16:13,680
‫من یه بیانیه دارم

253
00:16:18,977 --> 00:16:21,271
‫ممنون آقای وزیر کشور،

254
00:16:21,771 --> 00:16:23,273
‫برای خوشامدگوییتون

255
00:16:23,273 --> 00:16:25,233
‫اما می‌خوام واضح بگم

256
00:16:25,233 --> 00:16:27,861
‫ما امروز برای یک چیز اینجاییم:

257
00:16:27,861 --> 00:16:31,614
‫برای درخواست خروج
‫فوری نیروهای بریتانیایی

258
00:16:31,614 --> 00:16:33,783
‫از ایرلند اشغال شده

259
00:16:33,783 --> 00:16:35,702
‫و اصرار بر این

260
00:16:35,702 --> 00:16:38,830
‫که دولت بریتانیا به طور
‫عمومی عذرخواهی کنه

261
00:16:38,830 --> 00:16:43,668
‫تا دوشنبه، 10 ژوئیه 1972

262
00:16:43,668 --> 00:16:45,170
‫که سه روز دیگه‌ست

263
00:16:48,673 --> 00:16:50,008
‫و همین بود

264
00:16:50,008 --> 00:16:54,262
‫دوران جری به عنوان
‫مذاکره‌کننده قبل از شروع تموم شد

265
00:16:59,100 --> 00:17:01,603
‫و کشتار از روز بعد از سر گرفته شد

266
00:17:13,239 --> 00:17:15,200
‫...تعداد کشته‌ها رو
‫به هفت نفر رسونده

267
00:17:15,200 --> 00:17:19,078
‫از زمانی که ارتش جمهوری‌خواه
‫ایرلند پایان آتش‌بس رو اعلام کرد

268
00:17:19,078 --> 00:17:20,705
‫نیروهای امنیتی بریتانیا...

269
00:17:22,874 --> 00:17:24,959
‫تاکر، لطفاً از پنجره فاصله بگیر

270
00:17:27,086 --> 00:17:29,172
‫امشب رو زمین می‌خوابیم

271
00:17:32,634 --> 00:17:36,220
‫اون ملافه رو زیر بالش بذار

272
00:17:36,220 --> 00:17:38,848
‫مامان، می‌تونیم قلعه درست کنیم؟

273
00:17:40,308 --> 00:17:42,060
‫حتماً، ایده خوبیه میک

274
00:17:42,060 --> 00:17:44,729
‫تا وقتی که دور از پنجره‌ها باشه

275
00:17:48,650 --> 00:17:49,776
‫مامان؟

276
00:17:49,776 --> 00:17:51,736
‫اون صدا رو شنیدی؟

277
00:17:52,654 --> 00:17:54,697
‫یه... یه سگه

278
00:17:57,241 --> 00:17:58,660
‫نه

279
00:17:59,160 --> 00:18:02,705
‫- یا شاید یه گربه
‫- ما صداش رو شنیدیم، مامان

280
00:18:02,705 --> 00:18:06,292
‫لطفاً! لطفاً، کسی
‫اونجاست؟ کمکم کنید!

281
00:18:06,459 --> 00:18:08,044
‫آهای!

282
00:18:12,215 --> 00:18:14,300
‫همونجا بمونید

283
00:18:37,865 --> 00:18:40,201
‫- لطفاً ولش کن، مامان!
‫- هلن!

284
00:18:40,201 --> 00:18:42,286
‫- فقط نادیده‌ش بگیر، خواهش می‌کنم.
‫- واقعاً که!

285
00:18:58,761 --> 00:19:00,263
‫اشکالی نداره

286
00:19:00,346 --> 00:19:02,473
‫- لطفاً تنهام نذار
‫- میان

287
00:19:46,976 --> 00:19:51,481
‫[مشتاق انگلیسی]

288
00:20:07,538 --> 00:20:09,248
‫باورم نمیشه دارم اینو میگم،

289
00:20:09,248 --> 00:20:12,210
‫ولی فکر کنم قیافه‌ت حتی
‫از آخرین باری که دیدمت

290
00:20:12,210 --> 00:20:13,502
‫بدتر شده

291
00:20:15,838 --> 00:20:17,882
‫- یه نوشیدنی می‌خوای؟
‫- بریز

292
00:20:22,553 --> 00:20:25,056
‫خب، لندن چطور بود؟

293
00:20:25,973 --> 00:20:27,934
‫- موفقیت بزرگ؟
‫- ببین...

294
00:20:28,809 --> 00:20:32,188
‫راستش می‌خواستم درباره یه
‫چیز خاص باهات حرف بزنم

295
00:20:33,481 --> 00:20:35,149
‫دارم یه واحد جدید تشکیل میدم

296
00:20:35,191 --> 00:20:37,485
‫تازه نفس، آدم‌هایی
‫که بهشون اعتماد داریم

297
00:20:38,861 --> 00:20:40,655
‫لباس مبدل در کار نیست

298
00:20:40,655 --> 00:20:42,448
‫کسی ازت عکس نمی‌گیره

299
00:20:42,448 --> 00:20:43,824
‫برام مهم نیست لباس مبدل داره یا نه

300
00:20:43,824 --> 00:20:45,618
‫- از دستت، جری
‫- خب، خوبه

301
00:20:45,618 --> 00:20:47,453
‫کاملاً ناشناس خواهی بود

302
00:20:47,453 --> 00:20:50,873
‫حتی داخل سازمان. کار‌ها
‫همه غیررسمی خواهد بود

303
00:20:51,916 --> 00:20:54,085
‫پس، حتی بچه‌ها هم نمی‌دونن؟

304
00:20:54,085 --> 00:20:55,419
‫من می‌دونم

305
00:20:56,921 --> 00:21:00,216
‫خب، دقیقاً قراره چیکار کنیم؟

306
00:21:00,216 --> 00:21:02,385
‫آره، می‌تونیم به اون هم برسیم

307
00:21:02,385 --> 00:21:05,471
‫- به کی گزارش میدم؟
‫- خب، یه نفر به اسم پت هست

308
00:21:05,471 --> 00:21:07,932
‫اون فرمانده عملیاتیت میشه

309
00:21:07,932 --> 00:21:09,892
‫ولی تو به پت گزارش
‫میدی. پت به من گزارش میده

310
00:21:09,892 --> 00:21:12,311
‫- این گروه منه.
‫- جری! آقا رو باش!

311
00:21:12,311 --> 00:21:15,147
‫- واقعاً، این گروه منه!
‫- «این گروه منه»

312
00:21:15,147 --> 00:21:16,482
‫چه خبر، دولورس؟

313
00:21:16,524 --> 00:21:19,026
‫- سلام، دارک. خوش برگشتی!
‫- اینجا چه خبره؟

314
00:21:19,026 --> 00:21:22,238
‫رئیس بزرگ داره سعی می‌کنه
‫تو رو به گروه مخفیش دعوت کنه؟

315
00:21:23,406 --> 00:21:24,573
‫به چند نفر گفتی؟

316
00:21:24,573 --> 00:21:26,534
‫لعنتی، دارم خودمو
‫تو دردسر میندازم

317
00:21:28,244 --> 00:21:30,162
‫این گروه، این واحد،

318
00:21:30,162 --> 00:21:31,330
‫اسمی داشت؟

319
00:21:31,330 --> 00:21:32,415
‫آره

320
00:21:34,125 --> 00:21:36,919
‫بهمون می‌گفتن «ناشناس‌ها»

321
00:21:42,550 --> 00:21:44,885
‫- پایه‌ام
‫- خوبه

322
00:21:45,636 --> 00:21:47,513
‫یه شرط داره

323
00:21:47,513 --> 00:21:50,015
‫ماریان چی؟

324
00:21:50,015 --> 00:21:52,226
‫بدون خواهرم این کار رو نمی‌کنم

325
00:21:52,226 --> 00:21:54,103
‫دختر، همین الانشم ازش خواستم

326
00:22:18,502 --> 00:22:20,463
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

327
00:22:22,047 --> 00:22:23,382
‫برمی‌گرده و میگه،

328
00:22:23,382 --> 00:22:26,010
‫«چرا منو نگاه
‫می‌کنی؟ من پروتستانم»

329
00:22:30,931 --> 00:22:32,641
‫الان بهت نیاز دارم
‫همین الان بهت نیاز دارم

330
00:22:32,641 --> 00:22:34,018
‫همین الان آوردیمش

331
00:22:37,146 --> 00:22:38,355
‫لعنتی!

332
00:22:38,355 --> 00:22:40,316
‫مواظب باش. گلوله هنوز تو شکمشه

333
00:22:42,693 --> 00:22:44,695
‫مواظب باش، رفیق!
‫گلوله هنوز تو شکمشه

334
00:22:44,695 --> 00:22:46,614
‫باشه. حالت خوبه. خوبی

335
00:22:46,614 --> 00:22:48,449
‫تیرانداز جلوی در
‫خونه‌ش منتظر بود

336
00:22:48,449 --> 00:22:50,451
‫فقط در رو باز می‌کنه
‫فقط در رو باز می‌کنه

337
00:22:50,451 --> 00:22:53,120
‫- و بنگ!
‫- بچه‌م بغلم بود

338
00:22:53,120 --> 00:22:55,247
‫می‌دونیم کی بود؟
‫باز کار کیتسون بود؟

339
00:22:55,247 --> 00:22:57,124
‫میگه یکی از خودمون بود

340
00:23:13,724 --> 00:23:17,561
‫- ببخشید ترسوندمت
‫- اشکالی نداره

341
00:23:17,561 --> 00:23:20,439
‫- من پتم. جری منو فرستاده
‫- سلام، پت

342
00:23:24,735 --> 00:23:27,279
‫اولین مأموریتت رو دارم

343
00:23:27,279 --> 00:23:29,448
‫درباره اون یارویی که
‫کشیدنش تو قهوه‌خونه شنیدی؟

344
00:23:29,448 --> 00:23:31,158
‫همونی که تیر خورد تو شکمش

345
00:23:31,158 --> 00:23:33,494
‫آره، اونجا بودم. چرا، چی شده؟

346
00:23:33,494 --> 00:23:35,704
‫برندن پیگیریش کرد

347
00:23:35,704 --> 00:23:37,748
‫معلوم شد یکی از افراد
‫خودمون بهش شلیک کرده

348
00:23:37,748 --> 00:23:39,416
‫ظاهراً با زن یارو دستش تو یه کاسه بوده

349
00:23:39,416 --> 00:23:40,793
‫می‌خواسته شوهرش
‫رو از سر راه برداره

350
00:23:40,793 --> 00:23:42,711
‫پس به یکی از زیردست‌هاش
‫دستور داده بهش شلیک کنه

351
00:23:43,379 --> 00:23:44,755
‫خب، این رقت انگیزه

352
00:23:44,755 --> 00:23:46,715
‫آره، خب، باید ببرنش
‫جنوب و اعدامش کنن

353
00:23:47,633 --> 00:23:49,468
‫و جری می‌خواد من...؟

354
00:23:49,677 --> 00:23:50,761
‫نه

355
00:23:52,388 --> 00:23:53,555
‫تو فقط راننده‌ای

356
00:23:54,390 --> 00:23:55,474
‫عه

357
00:23:58,269 --> 00:23:59,812
‫ببین...

358
00:23:59,812 --> 00:24:01,689
‫وقتی جری از عملیات مخفی حرف زد،

359
00:24:01,689 --> 00:24:04,233
‫این دقیقاً چیزی نبود که، می‌دونی،
‫فکر می‌کردم منظورش باشه

360
00:24:04,233 --> 00:24:07,319
‫خب، کل این قضیه یه کم آبروریزیه

361
00:24:07,319 --> 00:24:09,029
‫جری میگه باید
‫خونه‌مون رو مرتب کنیم

362
00:24:13,367 --> 00:24:15,744
‫پس، این یارو رو سوار
‫می‌کنی، می‌بریش جنوب

363
00:24:15,744 --> 00:24:18,205
‫- میدونه داره کجا میره؟
‫- فقط سرش رو گرم کن

364
00:24:18,247 --> 00:24:19,748
‫یکم موسیقی، یکم گپ و گفت

365
00:24:20,666 --> 00:24:22,292
‫بهترین لبخندم رو هم بهش می‌ز‌نم

366
00:24:22,292 --> 00:24:23,335
‫آره

367
00:24:24,795 --> 00:24:26,088
‫دولورس...

368
00:24:27,297 --> 00:24:29,091
‫باید بهت هشدار بدم

369
00:24:29,842 --> 00:24:31,468
‫یارو رو می‌شناسی

370
00:24:44,148 --> 00:24:45,524
‫سلام، دولورس

371
00:24:47,192 --> 00:24:48,527
‫خیلی خوشحالم که می‌بینمت

372
00:24:51,905 --> 00:24:53,407
‫جو...

373
00:24:53,407 --> 00:24:56,326
‫- کیه؟
‫- دوستمه، مامان

374
00:24:56,952 --> 00:25:00,581
‫درباره قضیه جو لینسکی بهم بگو

375
00:25:00,581 --> 00:25:02,833
‫جو آدم ملایمی بود

376
00:25:04,043 --> 00:25:06,378
‫فکر می‌کردم آدم ملایمیه

377
00:25:09,131 --> 00:25:10,382
‫می‌دونی، اشتباه کرده بود

378
00:25:10,382 --> 00:25:13,260
‫و عاشق همسر یکی دیگه
‫از داوطلب‌ها شده بود

379
00:25:13,260 --> 00:25:14,845
‫ریچل

380
00:25:16,597 --> 00:25:18,390
‫و بعد آدم اجیر کرده بود
‫که شوهرش رو بکشن

381
00:25:24,104 --> 00:25:27,775
‫وقتی معلوم شد چیکار کرده،

382
00:25:28,192 --> 00:25:31,570
‫خب، جو، محاکمه نظامی می‌شد و...

383
00:25:32,613 --> 00:25:34,907
‫حکمش مرگ می‌بود

384
00:25:36,492 --> 00:25:38,744
‫- نیاز به وقت داری؟
‫- نه، نه، من...

385
00:25:39,286 --> 00:25:41,163
‫نه، خوبم

386
00:25:41,163 --> 00:25:42,998
‫ادامه بده

387
00:25:46,251 --> 00:25:48,921
‫جو می‌دونست اون روز

388
00:25:48,921 --> 00:25:51,173
‫اون طرف مرز چی
‫انتظارش رو می‌کشه؟

389
00:25:59,932 --> 00:26:01,475
‫می‌خوای یه آهنگی بذارم؟

390
00:26:02,392 --> 00:26:04,311
‫آره، هر چی دوست داری

391
00:26:10,651 --> 00:26:11,902
‫- بی جیز؟
‫- هی!

392
00:26:11,902 --> 00:26:13,195
‫شناختی‌شون ها!

393
00:26:16,490 --> 00:26:18,075
‫آخ، این درست نیست، نه؟

394
00:26:18,075 --> 00:26:20,160
‫نه. نه

395
00:26:23,413 --> 00:26:24,998
‫- این پنجره خرابه
‫- چی؟

396
00:26:24,998 --> 00:26:26,625
‫میگم، این پنجره خرابه

397
00:26:26,625 --> 00:26:29,044
‫آه، آره، خرابه. باید یه
‫ضربه کوچولو بهش بزنی

398
00:26:29,670 --> 00:26:31,964
‫- اینجوری؟
‫- آره

399
00:26:32,005 --> 00:26:33,048
‫صحیح

400
00:26:41,014 --> 00:26:42,683
‫- حداقل الان می‌تونم صدات رو بشنوم
‫- اوهوم

401
00:26:45,644 --> 00:26:47,396
‫راستش می‌خواستم ازت عذرخواهی کنم

402
00:26:47,396 --> 00:26:48,564
‫- جو...،
‫- اون شب

403
00:26:48,564 --> 00:26:50,232
‫می‌دونی، وقتی دیدمت،

404
00:26:50,232 --> 00:26:52,359
‫نباید اونجوری باهات حرف می‌زدم

405
00:26:52,359 --> 00:26:54,111
‫اشکالی نداره، جو. لازم نیست

406
00:27:00,575 --> 00:27:03,078
‫تو آدم خوبی هستی، دولورس پرایس

407
00:27:08,542 --> 00:27:10,294
‫قلب مهربونی داری

408
00:27:26,727 --> 00:27:28,687
‫خب، ایناهش، داریم می‌رسیم

409
00:27:28,687 --> 00:27:30,022
‫فقط یادت باشه،

410
00:27:30,022 --> 00:27:32,274
‫مستقیم تو چشماشون نگاه کن

411
00:27:45,203 --> 00:27:46,705
‫دیدی؟

412
00:27:52,461 --> 00:27:54,046
‫حالا از مرز رد شدیم

413
00:28:06,516 --> 00:28:08,310
‫من میرم دستشویی

414
00:28:08,310 --> 00:28:09,436
‫باشه

415
00:28:19,696 --> 00:28:22,032
‫- الو؟
‫- مار، منم

416
00:28:22,991 --> 00:28:24,409
‫چرا به من زنگ زدی؟

417
00:28:24,409 --> 00:28:25,952
‫نمی‌دونم می‌تونم
‫این کار رو بکنم یا نه

418
00:28:25,952 --> 00:28:27,829
‫- دوتس، بس کن
‫- مار...

419
00:28:27,829 --> 00:28:29,539
‫الان کجایی؟

420
00:28:29,539 --> 00:28:31,541
‫تو یه کافه

421
00:28:31,541 --> 00:28:33,543
‫- و اون کجاست؟
‫- تو ماشینه

422
00:28:33,585 --> 00:28:35,879
‫- تنها ولش کردی؟
‫- آخه، می‌دونم، دارم خرابش می‌کنم

423
00:28:35,879 --> 00:28:37,422
‫دولورس، به خدا قسم...

424
00:28:37,422 --> 00:28:39,424
‫فقط رانندگی کن، باشه؟

425
00:28:40,759 --> 00:28:42,385
‫تنها کاری که باید بکنی رانندگیه

426
00:28:52,604 --> 00:28:53,897
‫آماده‌ای بریم؟

427
00:29:19,005 --> 00:29:20,215
‫دولورس...

428
00:29:26,263 --> 00:29:29,307
‫نباید اون کار رو می‌کردم،
‫ولی می‌خوام بدونی

429
00:29:29,307 --> 00:29:30,809
‫جو... نه!

430
00:29:30,809 --> 00:29:32,227
‫اونا میگن من یه،
‫پیرمرد احمق بودم

431
00:29:32,227 --> 00:29:33,353
‫ولی می‌خوام باور کنی

432
00:29:33,353 --> 00:29:34,813
‫لطفاً، نمی‌خوام بدونم

433
00:29:34,813 --> 00:29:36,314
‫توی ذهنم نبود

434
00:29:37,899 --> 00:29:41,695
‫چیزی که بین ما بود،
‫ریچل و من، واقعی بود

435
00:29:41,736 --> 00:29:46,032
‫و من اینو می‌دونستم
‫و... و اون هم می‌دونست

436
00:29:46,741 --> 00:29:49,786
‫می‌تونی خیلی چیزای بد
‫درباره من بگی، ولی این...

437
00:29:51,288 --> 00:29:53,081
‫من دیوونه نبودم که فکر کنم...

438
00:29:54,958 --> 00:29:56,626
‫توی ذهنم نبود

439
00:30:14,936 --> 00:30:16,730
‫خب، ممنون که منو رسوندی

440
00:30:19,190 --> 00:30:20,817
‫می‌بینمت، جو

441
00:30:27,824 --> 00:30:29,159
‫صحیح

442
00:31:10,867 --> 00:31:13,745
‫حالتون چطوره امشب،
‫خانم؟ کجا میرین؟
