﻿1
00:00:01,209 --> 00:00:03,128
آنچه در تئوگونیا گذشت

2
00:00:11,511 --> 00:00:15,014
این یه نشان الهیه؟

3
00:00:16,141 --> 00:00:19,352
نسان یه نگهبان حامل ‏.‏‏.‏‏.‏

4
00:00:20,061 --> 00:00:25,024
من محافظتِ اِیدالِن الهه
زمین روستای اِدا رو دریافت کردم

5
00:00:25,275 --> 00:00:28,194
این باعث میشه من مسئول این زمین باشم

6
00:00:30,613 --> 00:00:32,282
اینجا روستای منه‏!‏

7
00:00:40,832 --> 00:00:42,000
چی؟

8
00:02:10,505 --> 00:02:12,548
الهه داوری

9
00:02:12,590 --> 00:02:14,008
‏"‏الهه داوری‏"‏

10
00:02:18,263 --> 00:02:23,518
بیخودی رفتی جلوی دشمن
و از ترس خشکت زد

11
00:02:23,851 --> 00:02:25,728
چه مسخره

12
00:02:26,020 --> 00:02:28,022
ولی حالا فهمیدی

13
00:02:28,022 --> 00:02:30,817
زنا لازم نیس جنگیدن یاد بگیرن

14
00:02:30,817 --> 00:02:32,235
ولی برادر‏،‏ حتی زنا هم میتونن ‏.‏‏.‏‏.‏

15
00:02:32,235 --> 00:02:35,113
چیزی که مهمه تو در امانی

16
00:02:35,530 --> 00:02:38,199
مهمتر از همه‏،‏ حتماً منطقه رو گشت بزنین

17
00:02:38,199 --> 00:02:42,120
به زودی یه بازرس از دشت مرکزی میاد

18
00:02:42,453 --> 00:02:46,874
میدونم‏.‏ به سربازا میگم

19
00:02:51,212 --> 00:02:54,507
پدر‏،‏ متأسفم

20
00:02:54,507 --> 00:02:55,883
اسمش کای بود؟

21
00:02:56,134 --> 00:02:57,135
چی؟

22
00:02:57,135 --> 00:03:00,972
پس یه استخدامیِ جدید که میتونه
تنهایی یه ماکاک رو بکشه؟

23
00:03:00,972 --> 00:03:03,141
هیجان زدم که ببینم در
آینده چیکار میکنه

24
00:03:12,066 --> 00:03:16,821
هی‏،‏ کای‏،‏ راسته که تو
روستای اِدا یه قهرمان شدی؟

25
00:03:16,821 --> 00:03:20,533
نـ‏-‏نه‏.‏ من فقط از ناچاری و نا امیدی جنگیدم

26
00:03:20,533 --> 00:03:22,493
ما از آکیزا و دیگران شنیدیم

27
00:03:22,493 --> 00:03:26,873
ظاهراً خیلی با بانو جوزه
دوستانه رفتار میکردی

28
00:03:26,873 --> 00:03:27,540
چی؟

29
00:03:27,540 --> 00:03:29,250
هی‏،‏ بانو جوزه باید بوی
خیلی خوبی بده‏،‏ درسته؟

30
00:03:29,333 --> 00:03:30,460
آی‏!‏

31
00:03:31,669 --> 00:03:33,546
نـ‏-‏نمیدونم‏!‏

32
00:03:34,756 --> 00:03:36,299
اونا باز دردسر درست کردن

33
00:03:36,299 --> 00:03:40,052
چرا همه ی مردامون اینطوریَن؟

34
00:03:40,052 --> 00:03:42,472
اینجا وایسادین چیکار میکنین؟

35
00:03:43,055 --> 00:03:44,390
ببخشید

36
00:03:44,390 --> 00:03:48,561
اون پسریه که تمام سنگهای الهی
رو خورد ممکنه تنها امیدمون باشه

37
00:03:51,564 --> 00:03:55,443
میدونستم اون چشمتو گرفته‏،‏ السا

38
00:03:55,443 --> 00:03:56,110
چی؟

39
00:03:56,110 --> 00:03:58,654
پس بهتره زود اونو مال خودت کنی

40
00:03:58,654 --> 00:04:01,699
وگرنه‏،‏ زنای دیگه زودتر اونو میدزدن ازت

41
00:04:02,074 --> 00:04:04,827
ا‏-‏این اینطوری نیس

42
00:04:06,704 --> 00:04:07,455
کای

43
00:04:07,997 --> 00:04:08,873
یه دقیقه میای؟

44
00:04:13,419 --> 00:04:15,421
اون کای نیس؟

45
00:04:15,421 --> 00:04:16,798
با بانو جوزه؟

46
00:04:21,928 --> 00:04:24,722
بـ‏-‏ببخشید‏،‏ درمورد
چی میخواین حرف بزنین؟

47
00:04:28,601 --> 00:04:32,730
ممنون که تو روستای اِدا نجاتم دادی

48
00:04:33,022 --> 00:04:33,981
چی؟

49
00:04:33,981 --> 00:04:36,609
هنوز درست حسابی
ازت تشکر نکردم

50
00:04:36,609 --> 00:04:39,153
پس از صمیم قلب ازت متشکرم

51
00:04:40,988 --> 00:04:42,990
بـ‏-‏باشه ‏.‏‏.‏‏.‏

52
00:04:42,990 --> 00:04:46,869
ولی اونموقع روی صورتت
یه نشان الهی داشتی

53
00:04:49,539 --> 00:04:50,998
پس درست دیدم

54
00:04:52,375 --> 00:04:56,504
وقتی با دشمن روبرو
شدم‏،‏ خشکم زد

55
00:04:56,504 --> 00:04:57,129
چی؟

56
00:04:57,588 --> 00:05:00,466
فهمیدم هنوز بقدر کافی قوی نیستم

57
00:05:01,008 --> 00:05:03,803
باید مهارت و شجاعتمو بیشتر کنم

58
00:05:04,428 --> 00:05:06,013
بانو جوزه ‏.‏‏.‏‏.‏

59
00:05:06,013 --> 00:05:10,142
پس از فردا صبح
هر روز تمرین میکنم

60
00:05:10,142 --> 00:05:13,688
حتی سخت تر از قبل تمرین میکنم
پس تو هم بهم ملحق میشی

61
00:05:13,688 --> 00:05:14,438
چی؟

62
00:05:15,231 --> 00:05:17,483
فهمیدی‏،‏ کای؟

63
00:05:17,483 --> 00:05:19,235
آ‏-‏آره ‏.‏‏.‏‏.‏

64
00:05:19,235 --> 00:05:22,905
چرا بانو جوزه سرکای داد میزنه؟

65
00:05:23,239 --> 00:05:25,157
خیلی حسودیم شد

66
00:05:32,331 --> 00:05:35,293
پس مجبورم از فردا
با بانو جوزه تمرین کنم؟

67
00:05:35,960 --> 00:05:37,295
بگیر

68
00:05:37,628 --> 00:05:40,965
چی؟ این مال منه؟

69
00:05:41,299 --> 00:05:44,010
همه بهم گفتن اینو براتب بیارم

70
00:05:44,010 --> 00:05:47,805
مـ‏-‏ممنون‏.‏ تشنم شده بود

71
00:05:52,977 --> 00:05:54,812
یه جورایی مزش
بهتر از همیشس

72
00:05:54,812 --> 00:05:57,440
و‏-‏واقعاً؟ خوشحالم

73
00:05:59,567 --> 00:06:02,320
السا‏،‏ بیا بهم کمک کن

74
00:06:02,320 --> 00:06:03,612
باشه

75
00:06:04,113 --> 00:06:05,406
خب‏،‏ بعداً میبینمت

76
00:06:05,406 --> 00:06:06,824
باشه

77
00:06:17,334 --> 00:06:18,085
هان‏!‏؟

78
00:06:18,669 --> 00:06:20,755
انگار بهارت اومده‏،‏ نه؟

79
00:06:20,755 --> 00:06:22,757
اینطور نیس‏!‏

80
00:06:24,425 --> 00:06:25,468
یه پرنده؟

81
00:06:31,307 --> 00:06:32,266
کای؟

82
00:06:32,266 --> 00:06:35,227
حس میکنم قبلاً این
صدا رو شنیدم

83
00:06:36,062 --> 00:06:39,648
خودشه‏.‏ توی اون درّه شنیدم

84
00:06:41,108 --> 00:06:44,195
کاش میتونستم برم اونجا

85
00:07:14,892 --> 00:07:16,393
از همین راهه

86
00:07:22,608 --> 00:07:25,611
این چیه؟ خیلی سریعه‏!‏

87
00:07:25,611 --> 00:07:27,363
انگار که باد شدم‏!‏

88
00:07:53,722 --> 00:07:57,851
من این درّه رو دوست دارم

89
00:08:01,647 --> 00:08:04,275
تو اون پرنده ای که
صدا میکرد‏،‏ نه؟

90
00:08:18,706 --> 00:08:22,668
بی‌فایدس‏.‏ نمیتونم مثل
سنگ قبر روستای اِدا بخونمش

91
00:08:22,668 --> 00:08:27,172
من از اون زخم زنده موندم چون
تو  محافظتتو بهم اعطا کردی؟

92
00:08:27,172 --> 00:08:31,343
اگه اینطوره‏،‏ پس هنوز
ازت تشکر نکردم

93
00:08:32,886 --> 00:08:34,096
متشکرم

94
00:08:45,691 --> 00:08:47,860
حالا خوب شد

95
00:09:00,706 --> 00:09:02,207
عجیبه

96
00:09:02,207 --> 00:09:04,710
کاملاً تاریکه ولی میتونم واضح ببینم

97
00:09:04,710 --> 00:09:06,712
اینم قدرت این محافظته؟

98
00:09:17,681 --> 00:09:18,932
خیلی خوشمزس‏!‏

99
00:09:18,932 --> 00:09:23,062
این جنگل پر از آب و غذاس

100
00:09:23,354 --> 00:09:25,731
کاش میتونستم اینجا زندگی کنم

101
00:09:27,941 --> 00:09:30,903
بهتره اینجا یه خونه بسازم

102
00:09:40,829 --> 00:09:43,957
اول باید چندتا درخت قطع کنم

103
00:09:44,166 --> 00:09:46,543
ولی این احتمالاً کار نمیکنه

104
00:09:47,086 --> 00:09:49,171
باید یه راهی با استفاده
از جادو پیدا کنم

105
00:09:50,130 --> 00:09:52,925
اینکارو میکنم‏،‏ و ‏.‏‏.‏‏.‏

106
00:09:59,056 --> 00:10:01,391
نه‏!‏ درخت داره میسوزه‏!‏

107
00:10:04,144 --> 00:10:06,105
واقعاً راهی نیس؟

108
00:10:07,147 --> 00:10:10,275
نه‏،‏ من از هیچی آتیش درست کردم

109
00:10:10,275 --> 00:10:12,152
باید یه راهی باشه

110
00:10:13,487 --> 00:10:15,364
فکر کن

111
00:10:16,406 --> 00:10:23,747
جادو چیزی که تصور
کردمو به واقعیت تبدیل کرد

112
00:10:27,918 --> 00:10:29,294
باید تصورش کنم

113
00:10:29,545 --> 00:10:33,423
برش چیزی به معنای شکستنِ
پیوندهای بین مولکولهاست

114
00:10:33,423 --> 00:10:35,259
صبرکن‏،‏ اونا چی هستن؟

115
00:10:35,717 --> 00:10:38,011
مولکول؟ پیوند؟

116
00:10:38,011 --> 00:10:40,556
این یه خاطره ی عجیب دیگس؟

117
00:10:41,098 --> 00:10:44,476
خب‏،‏ اصلاً هرچی‏.‏ بعبارت دیگه‏،‏
 این کاریه که باید بکنم

118
00:10:47,145 --> 00:10:49,940
درسته‏.‏ درخت رو قطع نمیکنم

119
00:10:50,274 --> 00:10:52,776
پیوندها رو توی دهانه از هم باز میکنم

120
00:10:53,193 --> 00:10:58,448
باید یه تیغه ی نامریی
رو بین مولکولها بِکِشَم

121
00:11:01,118 --> 00:11:01,952
چی شد؟

122
00:11:02,494 --> 00:11:05,247
یه چیزی داره نزدیک میشه؟

123
00:11:12,880 --> 00:11:14,882
موندم این صدای چی بود

124
00:11:15,215 --> 00:11:16,800
نزدیک درّه نیستیم؟

125
00:11:17,050 --> 00:11:20,721
ساکت باش‏.‏ فقط دنبالم بیا

126
00:11:25,976 --> 00:11:27,436
اونا دارن چیکار میکنن؟

127
00:11:27,436 --> 00:11:30,897
نمیخوان وارد درّه بشن؟

128
00:11:40,866 --> 00:11:42,868
دارین چیکار میکنین؟

129
00:11:44,620 --> 00:11:46,246
وای ‏.‏‏.‏‏.‏

130
00:11:46,246 --> 00:11:47,122
چی؟

131
00:11:47,122 --> 00:11:48,832
نـه‏،‏ لطفاً صبرکن‏!‏

132
00:11:48,832 --> 00:11:50,375
ما رو نکش‏!‏

133
00:11:50,751 --> 00:11:55,505
اینا کی هستن؟
بچه نیستن‏،‏ نه؟

134
00:11:55,505 --> 00:11:56,632
تو کی هستی‏!‏؟

135
00:11:56,882 --> 00:11:58,800
رذلی که به درّه هتک حرمت میکنه!؟

136
00:11:58,800 --> 00:12:00,761
ساتا‏،‏ اینو بذار کنار

137
00:12:01,011 --> 00:12:02,804
اما آقای پورک ‏.‏‏.‏‏.‏

138
00:12:04,139 --> 00:12:06,767
تو زبونمو میفهمی؟

139
00:12:06,975 --> 00:12:09,353
چی؟ اوه‏،‏ آره

140
00:12:09,353 --> 00:12:12,189
اسم من پورکه

141
00:12:12,189 --> 00:12:16,276
رهبر مردم کورور هستم

142
00:12:16,610 --> 00:12:20,655
اینا کورور هستن؟
تا حالا همنوعای شما رو ندیدم

143
00:12:20,655 --> 00:12:24,785
ولی زبان انسانها رو خوب و روان صحبت میکنی

144
00:12:24,785 --> 00:12:28,789
ما با بازرگانای انسان تعامل داشتیم

145
00:12:29,247 --> 00:12:34,044
ظاهراً انسانها کالاهای تجاری
ما رو ارزشمند میدونن

146
00:12:34,544 --> 00:12:41,426
اول‏،‏ بذار از ورود بی اجازه
به منطقه ی ممنوعه عذرخواهی کنم

147
00:12:42,302 --> 00:12:49,059
ما اومدیم اینجا تا از
توافق باستانیِ الهه درّه

148
00:12:50,102 --> 00:12:52,896
الهه‌ای که شبیه انسانه‏،‏ درخواست کنیم

149
00:12:53,271 --> 00:12:53,939
چی؟

150
00:12:55,816 --> 00:12:57,609
هی‏،‏ صبرکن

151
00:12:58,860 --> 00:13:00,946
از زمانهای باستان

152
00:13:00,946 --> 00:13:06,451
کورور بی سر صدا تو جنگلها زندگی
میکرد و الهه زمین رو عبادت میکرد

153
00:13:06,451 --> 00:13:14,960
ولی چند روز قبل‏،‏ سربازای اُرگ برای
گرفتن الهه زمین ما به ما حمله کردن

154
00:13:15,210 --> 00:13:16,586
اُرگها؟

155
00:13:16,586 --> 00:13:22,300
بله‏.‏ ما ضعیفیم و وسیله ای
برای مقابله با اونا نداریم

156
00:13:22,300 --> 00:13:27,097
از زمینی که سالها توش زندگی
میکردیم رونده شدیم و درحال فراریم

157
00:13:27,472 --> 00:13:29,724
ای الهه داوری باستان

158
00:13:29,724 --> 00:13:32,477
چی؟ الهه داوری؟

159
00:13:32,978 --> 00:13:39,192
لطفاً ما رو از این مخمصه نجات بده‏،‏ الهه داوری

160
00:13:39,192 --> 00:13:42,112
لطفاً به دادمون برس

161
00:13:42,112 --> 00:13:47,951
صـ‏-‏صبرکن‏.‏ اول اینکه‏،‏ الهه داوری چیه؟

162
00:13:48,451 --> 00:13:50,620
یه الهه داوری

163
00:13:50,912 --> 00:13:58,628
کسیه که قدرتش از تمام موجودات
سبقت میگیره و از تمام آفرینش محافظت میکنه

164
00:13:59,045 --> 00:14:01,756
و اون ‏.‏‏.‏‏.‏ منم؟

165
00:14:02,132 --> 00:14:05,760
امکان نداره‏.‏ من چیزی درمورد
همچین چیز مهمی نمیدونم

166
00:14:05,760 --> 00:14:11,141
منم سخت باور میکنم که
اون یه الهه داوری واقعی باشه

167
00:14:11,725 --> 00:14:12,642
چی؟

168
00:14:12,642 --> 00:14:17,814
اونا میگن نماد الهه درّه  که
ما مدتها قبل شروع به پرستشش کردیم

169
00:14:17,814 --> 00:14:24,446
جنگجوی بی رحمی بود که
به کافرا مجازات سختی میداد

170
00:14:25,238 --> 00:14:30,201
این انسان کوچولو نمیتونه اون شخصیت
افسانه ای خارق العاده باشه

171
00:14:30,201 --> 00:14:31,536
به کی میگی کوچولو‏!‏؟

172
00:14:31,870 --> 00:14:35,457
نه‏،‏ من باور میکنم

173
00:14:36,416 --> 00:14:41,546
وقتی جَوون بودم‏،‏ بعد از ورود
بی اجازه به درّه‏،‏ خشم خدا  رو گرفتم

174
00:14:41,546 --> 00:14:45,050
این چشمها عواقب اونکار بود

175
00:14:45,342 --> 00:14:48,678
چی؟ پدربزرگ‏،‏ تو
با الهه درّه ملاقات کردی؟

176
00:14:49,304 --> 00:14:54,351
گرچه دیگه نمیتونم نور خورشید رو ببینم
ولی چیزای زیاید هست که هنوز میتونم ببینم

177
00:14:54,351 --> 00:15:00,065
این دنیا پر از نور روحانی ‏"‏معنوی‏"‏ ـــ
نورِ انرژیِ روحانی ‏"‏معنی‏"‏ هست

178
00:15:00,065 --> 00:15:04,819
تو نور روحانی ‏"‏معنوی‏"‏ آبیِ نجیب زیادی داری

179
00:15:04,819 --> 00:15:08,239
با یه نگاه میتونم بگم تو

180
00:15:08,239 --> 00:15:13,995
الهه داوری هستی که از
حمایت الهه درّه برخوردار شدی

181
00:15:14,496 --> 00:15:16,790
من حمایت الهه درّه رو ‏.‏‏.‏‏.‏؟

182
00:15:16,790 --> 00:15:18,833
واقعاً حقیقت داره؟

183
00:15:18,833 --> 00:15:21,086
هیچ شکی نیس

184
00:15:23,213 --> 00:15:28,218
علاوه بر این‏،‏ ما قبلاً
قربانیمونو اهدا کردیم

185
00:15:28,218 --> 00:15:30,720
چی؟ قربانی؟

186
00:15:33,765 --> 00:15:40,313
آرووه‏،‏ نوه ی من یکم قبل
جونشو به درّه پیش کش کرد

187
00:15:41,648 --> 00:15:43,066
میتونی اینجا ببینیش

188
00:15:43,066 --> 00:15:46,069
شوخیتون گرفته؟ من اینو نمیخوام‏!‏

189
00:15:46,361 --> 00:15:47,904
با این بردینش پایین؟

190
00:15:49,572 --> 00:15:51,074
یه چیزی افتاد‏!‏

191
00:15:51,074 --> 00:15:53,076
آ‏-‏آرووه ‏.‏‏.‏‏.‏

192
00:15:54,160 --> 00:15:55,203
اونو بِکِش‏!‏

193
00:15:59,582 --> 00:16:04,838
بیخیال‏!‏ مردمو توی این درّه نکشین‏!‏

194
00:16:05,505 --> 00:16:06,381
اونجاس‏!‏

195
00:16:07,841 --> 00:16:10,301
بیدار شو‏!‏ هی‏!‏

196
00:16:13,555 --> 00:16:14,639
با این وضع ‏.‏‏.‏‏.‏

197
00:16:15,140 --> 00:16:17,183
اگه جادو بتونه کمکش کنه ‏.‏‏.‏‏.‏

198
00:16:18,059 --> 00:16:20,186
من زخمای خودمو درمان کردم

199
00:16:20,186 --> 00:16:21,479
مطمئنم میتونم اینکارو بکنم

200
00:16:23,731 --> 00:16:25,984
باید تصور کنم جراحاتش خوب میشه

201
00:16:26,443 --> 00:16:28,736
تمام قسمتهای زخمی رو ترمیم میکنم

202
00:16:29,279 --> 00:16:31,156
تمام سلولهای آسیب دیده رو

203
00:16:33,241 --> 00:16:37,162
سلولها؟ نمیدونم اونا چی هستن‏!‏

204
00:16:37,162 --> 00:16:40,123
ولی اگه بتونم اونا رو احیا کنم ‏.‏‏.‏‏.‏

205
00:16:46,462 --> 00:16:49,382
این کار کرد؟

206
00:16:50,592 --> 00:16:52,427
به مدت استراحت کن

207
00:16:53,970 --> 00:16:57,056
پس جادو زخما رو
هم میتونه درمان کنه

208
00:17:03,229 --> 00:17:04,355
اُرگها؟

209
00:17:14,532 --> 00:17:18,203
اُرگهای لعنتی‏!‏
نمیذارم آقای پورک رو بکشین‏!‏

210
00:17:18,203 --> 00:17:20,788
کِچاک‏،‏ نگران من نباش

211
00:17:23,917 --> 00:17:25,543
نزدیک تر نشو‏!‏

212
00:17:34,677 --> 00:17:36,679
ا‏-‏این الهه‌س‏!‏

213
00:17:36,679 --> 00:17:38,556
اومده ما رو نجات بده‏!‏

214
00:17:45,396 --> 00:17:47,815
چرا اومدین اینجا؟

215
00:17:51,402 --> 00:17:53,112
از سر راه برو کنار

216
00:17:55,448 --> 00:17:56,908
یه نگهبان حامل

217
00:18:02,080 --> 00:18:03,539
اونا رو بکش

218
00:18:04,415 --> 00:18:07,919
اونا رو بکش
خونشونو بریز

219
00:18:08,378 --> 00:18:09,587
اون چیه؟

220
00:18:10,171 --> 00:18:13,299
ترس بنداز به جونشون

221
00:18:14,842 --> 00:18:16,552
صدای الهه درّه؟

222
00:18:21,808 --> 00:18:24,477
ترس بنداز به جونشون

223
00:18:26,437 --> 00:18:29,065
این سرباز پیر کمکت میکنه

224
00:18:29,065 --> 00:18:31,901
همونطور که می بینی‏،‏
من یه نگهبان حامل هستم

225
00:18:31,901 --> 00:18:34,320
جلوی دست و پاتو نمیگیرم

226
00:18:34,570 --> 00:18:40,451
روستای هاچِلِ کورور به
الهه درّه سوگند وفاداری میخوره

227
00:18:41,119 --> 00:18:43,579
به تو

228
00:18:44,205 --> 00:18:47,834
درحال حاضر‏،‏ ما فقط باید
با اونا یه کاری بکنیم

229
00:18:48,042 --> 00:18:50,420
یه نگهبان حامل‏!‏؟

230
00:18:50,420 --> 00:18:52,964
واقعاً یکی تو درّه هست‏!‏؟

231
00:18:52,964 --> 00:18:56,884
اگه با کورورها باشه میکششمش‏!‏

232
00:18:56,884 --> 00:18:57,844
بکششنش‏!‏

233
00:19:17,905 --> 00:19:20,032
خوب میجنگی‏،‏ پدربزرگ

234
00:19:20,032 --> 00:19:24,245
هنرهای رزمی کورور
همش همینقدر بود

235
00:19:24,245 --> 00:19:26,164
بقیش به تو بستگی داره

236
00:19:26,164 --> 00:19:27,248
باشه

237
00:19:33,796 --> 00:19:37,425
به درّه هتک حرمت کردی
نمیذارم زنده از اینجا بری

238
00:19:37,425 --> 00:19:38,968
صـ‏-‏صبرکن‏!‏

239
00:19:39,594 --> 00:19:41,387
این به انسانها مربوط نیس‏!‏

240
00:19:41,387 --> 00:19:44,932
این بین کورورها و اُرگهاس‏!‏

241
00:19:44,932 --> 00:19:46,309
تو دخالت نکن‏!‏

242
00:19:47,185 --> 00:19:48,686
این به من مربوطه

243
00:19:49,270 --> 00:19:50,062
چی؟

244
00:19:50,438 --> 00:19:53,733
تو بدون اجازه وارد این درّه شدی

245
00:19:54,275 --> 00:19:55,943
پس به من ربط پیدا میکنه

246
00:19:55,943 --> 00:19:58,988
صآ‏-‏صبرکن‏!‏ من میرم

247
00:19:58,988 --> 00:20:02,450
لطفاً ببخش‏.‏ منو ببخش

248
00:20:04,452 --> 00:20:08,456
بخاطر آرامش درّه
الان تو رو میکشم

249
00:20:08,956 --> 00:20:10,458
چی؟

250
00:20:11,751 --> 00:20:14,670
اینجا درّه ی منه

251
00:20:17,673 --> 00:20:19,091
الهه درّه‏!‏

252
00:20:19,717 --> 00:20:22,970
خواهش میکنم‏!‏ خواهش میکنم‏!‏

253
00:20:22,970 --> 00:20:24,805
التماس میکنم‏!‏

254
00:20:27,475 --> 00:20:30,811
پس میکشمت‏!‏

255
00:20:31,020 --> 00:20:32,104
خدای من‏!‏

256
00:20:40,488 --> 00:20:42,990
دستم‏!‏

257
00:20:46,118 --> 00:20:47,745
چه اتفاقی افتاد؟

258
00:20:48,412 --> 00:20:50,081
با خون بهشون یاد بده‏!‏

259
00:20:52,458 --> 00:20:54,710
ترس به جونشون بنداز‏!‏

260
00:20:55,419 --> 00:20:58,089
تمومش ‏.‏‏.‏‏.‏ کن ‏.‏‏.‏‏.‏

261
00:20:59,507 --> 00:21:00,841
فهمیدم

262
00:21:03,844 --> 00:21:09,475
ا‏-‏این اون الهه درّه‏،‏ ارباب پورِکه؟

263
00:21:11,018 --> 00:21:15,773
از شعله های آبی که همه جای
چشمامو میسوزوند فهمیدم

264
00:21:15,773 --> 00:21:18,985
اون الهه رحم نمیکنه

265
00:21:21,362 --> 00:21:24,448
و همینطور رحمت رو اعطا میکنه

266
00:21:24,782 --> 00:21:26,742
این عوض نشده

267
00:21:27,118 --> 00:21:30,121
الهه بزرگی که تعادلِ
زندگی رو حفظ میکنه

268
00:21:32,873 --> 00:21:38,546
الهه عدالت که از عصر الهه‌ها
سراسر جهان رو تماشا کرده

269
00:21:38,546 --> 00:21:42,758
اون واقعاً الهه داوریه‏!‏

270
00:23:09,887 --> 00:23:14,683
قسمت بعدی

271
00:23:14,725 --> 00:23:15,601
نشان های الهی

272
00:23:16,185 --> 00:23:21,524
اونا بلیطی به بهشتن
با بلیط یه طرفه به جهنم؟

273
00:23:22,149 --> 00:23:24,109
قسمت بعدی‏:‏ ‏"‏بهشتی کوچک‏"‏

274
00:23:24,485 --> 00:23:25,819
چرخ دنده های سرنوشت
شروع به چرخیدن میکنن

275
00:23:25,861 --> 00:23:28,572
بهشتی کوچک
