﻿1
00:00:01,126 --> 00:00:03,211
آنچه در تئوگونیا گذشت

2
00:00:03,211 --> 00:00:05,213
دارین چیکار میکنین؟

3
00:00:08,967 --> 00:00:11,803
اسم من پورِکه

4
00:00:11,803 --> 00:00:15,849
من لیدر مردم کورور هستم

5
00:00:15,849 --> 00:00:18,101
الهه‌ی داوریِ باستان

6
00:00:18,810 --> 00:00:19,602
دختره اونجاس‏!‏

7
00:00:30,280 --> 00:00:32,157
میکشمت‏!‏

8
00:00:32,157 --> 00:00:33,742
با خون بهشون یاد بده‏!‏

9
00:00:38,621 --> 00:00:44,252
الهه‌ی عدالت که از عصر
پیشین مراقب جهان بوده

10
00:00:44,252 --> 00:00:48,006
اون در واقع الهه‌ی داوریه‏!‏

11
00:02:17,095 --> 00:02:18,638
یک بهشت کوچک

12
00:02:18,680 --> 00:02:20,098
‏"‏یک بهشت کوچک‏"‏

13
00:02:24,894 --> 00:02:28,106
پس اون سنگ الهیه

14
00:02:28,439 --> 00:02:29,357
هان؟

15
00:02:35,488 --> 00:02:38,241
برای اولین بار یه
نگهبانِ حامل رو کشتم

16
00:02:38,449 --> 00:02:39,742
آتاکا میوبی

17
00:02:39,742 --> 00:02:41,327
رایراو اوساشی

18
00:02:41,911 --> 00:02:42,370
توکتئین

19
00:02:42,370 --> 00:02:45,498
هان؟ دارن چی میگن؟

20
00:02:45,498 --> 00:02:52,255
اونا هیجان زدن که الهه‌ یعنی
تو محافظتِ اون خوک رو ازش گرفتی

21
00:02:52,839 --> 00:02:54,507
منظورت چیه؟

22
00:02:54,507 --> 00:02:57,301
کسایی که سنگ الهیِ
یه حامل نگهبان رو مصرف کنن

23
00:02:57,301 --> 00:03:02,807
قدرت الهه‌ی زمین رو جذب
و محافظتش رو بدست میارن

24
00:03:02,807 --> 00:03:04,517
این ممکنه؟

25
00:03:04,517 --> 00:03:09,522
معمولاً‏،‏ بله ولی یه شخص نمیتونه
همزمان تحت حمایت بیشتر از 1الهه‌ باشه

26
00:03:09,981 --> 00:03:11,524
که اینطور

27
00:03:11,524 --> 00:03:16,529
با اینحال‏،‏ تو هنوز میتونی
قدرت چند الهه‌ رو مصرف کنی

28
00:03:16,821 --> 00:03:22,285
باید از اون برای افزایش
قدرت خودت استفاده کنی

29
00:03:22,285 --> 00:03:25,163
اینطوری میتونی به محافظت
از این درّه ادامه بدی

30
00:03:32,545 --> 00:03:34,297
این سهم توئه

31
00:03:34,756 --> 00:03:37,467
مطمئنی؟

32
00:03:37,467 --> 00:03:39,594
تو هم کمک کردی

33
00:03:43,514 --> 00:03:45,558
متشکرم

34
00:03:50,563 --> 00:03:51,814
پورِک زوو‏!‏

35
00:03:53,483 --> 00:03:55,067
این چیز قویئیه

36
00:04:01,324 --> 00:04:02,700
این چیه؟

37
00:04:03,326 --> 00:04:05,453
الهه‌ی زمین

38
00:04:05,828 --> 00:04:07,455
این الهه‌ی زمینه؟

39
00:04:07,455 --> 00:04:13,711
بله‏.‏ وقتی یه نگهبان حامل میمیره‏،‏
روح الهه‌ش به قبرش برمیگرده

40
00:04:16,547 --> 00:04:17,465
الهه‌ی من؟

41
00:04:18,966 --> 00:04:20,426
سنگ الهیِ من ‏.‏‏.‏‏.‏

42
00:04:21,385 --> 00:04:24,222
این باید عارضه ی خوردن
 سنگ نگهبان حامل باشه

43
00:04:24,222 --> 00:04:26,140
کاریش نمیشه کرد

44
00:04:26,140 --> 00:04:28,476
مشکلی نیس
به کمک نیاز ندارم

45
00:04:28,476 --> 00:04:29,477
اما ‏.‏‏.‏‏.‏

46
00:04:34,732 --> 00:04:37,318
به درّه برمیگردم

47
00:04:37,652 --> 00:04:39,237
از اونجا دور بمونین

48
00:04:40,321 --> 00:04:41,239
خدا‌ی من‏!‏

49
00:05:03,594 --> 00:05:04,762
یه رویا؟

50
00:05:04,971 --> 00:05:07,056
صبح بخیر‏،‏ الهه‌ی من

51
00:05:07,390 --> 00:05:10,309
تو اینو روم انداختی؟

52
00:05:10,309 --> 00:05:14,188
که سرما نخوری‏.‏ نگرانت بودم

53
00:05:15,189 --> 00:05:22,154
خودمو بهت پیش کش کردم تا بتونی
دعا و درخواست مردم هاچار رو بشنوی

54
00:05:22,154 --> 00:05:25,408
من باهات میمونم

55
00:05:25,408 --> 00:05:27,201
این وظیفه ی منه

56
00:05:27,952 --> 00:05:31,455
لازم نیس اینکارو بکنی
برگرد پیش مردمت

57
00:05:32,164 --> 00:05:33,624
برنمیگردم

58
00:05:33,916 --> 00:05:39,213
پدربزرگ گفت اگه برگردم
بدبختی به سر مردم میاد

59
00:05:39,672 --> 00:05:41,841
فقط برو خونه

60
00:05:41,841 --> 00:05:43,759
اگه بخوای‏،‏ خودم برت میگردونم

61
00:05:43,759 --> 00:05:44,510
نه‏!‏

62
00:05:44,510 --> 00:05:44,969
هان؟

63
00:05:44,969 --> 00:05:47,972
تو جونمو نجات دادی

64
00:05:47,972 --> 00:05:51,058
بدون تو میمیرم

65
00:05:51,058 --> 00:05:54,603
پس برای همیشه بهت خدمت میکنم

66
00:05:54,603 --> 00:05:57,481
چی؟ فقط برگرد به ــــ

67
00:05:58,649 --> 00:05:59,900
صبح شده

68
00:05:59,900 --> 00:06:02,403
گندش بزنن‏!‏ باید به روستا برگردم‏!‏

69
00:06:02,403 --> 00:06:04,238
تو هم باید عجله کنی و بری خونه

70
00:06:09,994 --> 00:06:11,954
نمیرم‏!‏

71
00:06:14,957 --> 00:06:21,672
الهه‌ی داوری‏،‏ یه بار دیگه
از صمیم قلب ازت متشکریم

72
00:06:21,672 --> 00:06:24,717
که ما رو از دست اون
ظالما نجات دادی

73
00:06:24,717 --> 00:06:28,846
ما مردم کورور‏،‏ خودمونو
وقف الهه‌ی درّه میکنیم

74
00:06:28,846 --> 00:06:32,349
خودتونو وقف میکنین؟
این به من ربطی نداره

75
00:06:32,349 --> 00:06:38,439
زادگاهمون هنوز تحت حمله ی
اُرگهاست که ما رو کوچ نشین کرده

76
00:06:38,981 --> 00:06:40,900
حتی اگه این فقط موقتی باشه

77
00:06:40,900 --> 00:06:47,615
ازت استدعا دارم به ما پناهگاهی توی
این درّه بده که بتونیم توش زندگی کنیم

78
00:06:48,115 --> 00:06:51,243
میخواین اینجا زندگی کنین؟ اما ‏.‏‏.‏‏.‏

79
00:06:51,827 --> 00:06:53,746
خواهش میکنم

80
00:06:54,747 --> 00:06:58,125
هرکار میخواین بکنین
فقط پایین درّه نرید

81
00:06:59,710 --> 00:07:01,378
بعداً می بینمتون
عجله دارم

82
00:07:01,378 --> 00:07:03,380
صبرکن

83
00:07:03,756 --> 00:07:04,673
هان؟

84
00:07:11,305 --> 00:07:12,890
به موقع رسیدم

85
00:07:12,890 --> 00:07:14,141
دیر کردی

86
00:07:14,391 --> 00:07:15,518
داشتی چیکار میکردی؟

87
00:07:15,518 --> 00:07:19,355
چی؟ اوه‏،‏ ببخشید

88
00:07:19,730 --> 00:07:21,148
خواب موندم

89
00:07:21,148 --> 00:07:24,276
ای تنبل‏.‏ بیا شروع کنیم

90
00:07:25,027 --> 00:07:28,030
از الان هر روز قراره اینطوری باشه؟

91
00:07:30,533 --> 00:07:33,452
این تموم بشو نیس

92
00:07:33,452 --> 00:07:35,538
چقدر دیگه قراره شُخم زنیم؟

93
00:07:35,538 --> 00:07:36,163
هی‏!‏

94
00:07:37,331 --> 00:07:38,165
ارباب وجین‏!‏

95
00:07:38,457 --> 00:07:40,751
اونی که اسمش کایه کجاس؟

96
00:07:41,126 --> 00:07:43,337
چی؟ دنبال کای میگردین؟

97
00:07:43,337 --> 00:07:45,589
امروز تو انبار کار میکنه

98
00:07:45,923 --> 00:07:47,550
باید توی قصر باشه

99
00:07:50,010 --> 00:07:54,640
ظاهراً بارون امروز حریف
مسخره ای برای نبرد انتخاب کرده

100
00:07:54,640 --> 00:07:56,517
واقعاً؟ اون کیه؟

101
00:07:56,517 --> 00:08:00,062
همون پسری که اون روز
از بانو جوزه محافظت کرد

102
00:08:00,062 --> 00:08:03,274
اوه‏،‏ اون؟ اسمش چی بود؟

103
00:08:03,274 --> 00:08:04,483
کایه

104
00:08:04,483 --> 00:08:06,860
چرا داره این اتفاق میوفته؟

105
00:08:06,860 --> 00:08:12,283
اصلاً نمیخواستم جلب توجه کنم
ولی حالا توجه بارون رو جلب کردم

106
00:08:12,533 --> 00:08:13,617
گوش کن

107
00:08:13,617 --> 00:08:16,328
حتی اگه نا امید شدی
حقه های کثیف نزن

108
00:08:16,829 --> 00:08:18,998
بیخودی ناراحتش میکنی

109
00:08:18,998 --> 00:08:19,915
میدونم

110
00:08:20,124 --> 00:08:21,750
درموردت شنیدم

111
00:08:22,167 --> 00:08:25,296
اونا میگن تونستی یه
گروه از ماکاکها رو فراری بدی

112
00:08:25,296 --> 00:08:28,674
نشونم بده چه تواناییئی داری

113
00:08:28,674 --> 00:08:31,427
نگران نباش‏.‏ نمیکشمت

114
00:08:32,219 --> 00:08:37,433
باید یه مدت وضعیتتو بعنوان
یه نگهبان حامل مخفی کنی

115
00:08:37,808 --> 00:08:40,686
زمان زیادی نگذشته که
حمایت الهه‌ رو بدست آوردی

116
00:08:41,061 --> 00:08:47,568
تا وقتی به قدرتت مسلط نشدی
برای الهه‌یان دیگه حریف آسونی هستی

117
00:08:48,277 --> 00:08:51,822
اینو از روی نگرانی بهت میگم

118
00:08:51,822 --> 00:08:57,828
حق با تونه‏.‏ قدرتمو سرکوب
میکنم تا نشان الهیم ظاهر نشه

119
00:09:01,081 --> 00:09:01,832
شروع کن‏!‏

120
00:09:05,461 --> 00:09:06,503
کای کون ‏.‏‏.‏‏.‏

121
00:09:08,422 --> 00:09:09,423
این ‏.‏‏.‏‏.‏

122
00:09:15,429 --> 00:09:16,847
نشان الهیم‏!‏

123
00:09:17,139 --> 00:09:20,184
انگار خیلی دست بالا گرفتمت

124
00:09:21,894 --> 00:09:22,978
کای‏!‏

125
00:09:23,520 --> 00:09:24,646
رفت؟

126
00:09:25,773 --> 00:09:27,483
نگاه توی چشماتو دوست دارم

127
00:09:27,483 --> 00:09:30,027
سعی کن بیشتر سرگرمم کنی‏!‏

128
00:09:43,457 --> 00:09:44,416
داره چیکار میکنه؟

129
00:09:44,416 --> 00:09:46,001
دست خالی به پدرم حمله میکنه؟

130
00:09:51,215 --> 00:09:53,509
کافیه‏!‏

131
00:10:01,350 --> 00:10:02,726
همش همین؟

132
00:10:17,783 --> 00:10:19,243
ازت خوشم اومد

133
00:10:19,243 --> 00:10:22,079
از فردا‏،‏ خودم آموزشت میدم

134
00:10:22,079 --> 00:10:24,206
چی؟ از فردا؟

135
00:10:24,206 --> 00:10:25,791
خودتو آماده کن

136
00:10:25,791 --> 00:10:27,459
چشم

137
00:10:31,338 --> 00:10:35,217
باورم نمیشه جلوی
پدر خوب عمل کرد

138
00:10:35,217 --> 00:10:37,344
اون هنوز فقط یه روستاییه

139
00:10:37,803 --> 00:10:40,597
از فردا باهاش سختگیرانه تر رفتار میکنم

140
00:10:41,348 --> 00:10:42,891
شوخی میکنی‏،‏ درسته؟

141
00:10:43,392 --> 00:10:45,477
حالا واقعاً تو مخمصه افتادی

142
00:10:46,728 --> 00:10:49,398
شماها به چی میخندین؟

143
00:10:49,398 --> 00:10:51,817
تشییع جنازتو حتماً
باشکوه برگزار میکنیم

144
00:10:51,817 --> 00:10:52,484
ساکت شو‏!‏

145
00:10:55,320 --> 00:10:57,239
قویتر میشم‏!‏

146
00:10:59,449 --> 00:11:02,119
چرا داره این اتفاق میوفته؟

147
00:11:14,464 --> 00:11:15,549
هی‏،‏ کای‏!‏

148
00:11:17,134 --> 00:11:18,969
نصف غذاتو بده من

149
00:11:27,686 --> 00:11:29,313
بالاخره

150
00:11:29,313 --> 00:11:32,649
بانو جوزه و بارون هر
روز وقتمو میگرفتن

151
00:11:33,150 --> 00:11:34,776
ولی بالاخره میتونم به درّه برم

152
00:11:42,743 --> 00:11:45,203
من برگشتم‏،‏ الهه‌ی درّه

153
00:11:50,500 --> 00:11:51,627
این چیه؟

154
00:11:52,961 --> 00:11:56,548
اون کورورها بدون اجازه ی
من وارد درّم شدن؟

155
00:11:58,675 --> 00:12:01,428
الهه‌ی من‏،‏ بالاخره برگشتی

156
00:12:01,762 --> 00:12:05,432
تو؟ هنوز اینجایی؟

157
00:12:05,432 --> 00:12:08,143
اینجا رو برات آماده کردم

158
00:12:08,143 --> 00:12:11,063
تو گذاشتی کورورها وارد درّه بشن؟

159
00:12:11,063 --> 00:12:16,318
نه‏.‏ اصلاً‏.‏ هیچکی نیومده

160
00:12:18,320 --> 00:12:21,573
پس اینکارو خودت تنهایی کردی؟

161
00:12:21,573 --> 00:12:25,160
نه‏،‏ صبرکن‏،‏ من بهت گفتم برگرد به ـــ

162
00:12:25,160 --> 00:12:26,661
الهه‌ی من‏،‏ غذا‏!‏

163
00:12:26,661 --> 00:12:27,579
هان؟

164
00:12:31,708 --> 00:12:33,752
خـ‏-‏خوشمزه بنظر میاد ‏.‏‏.‏‏.‏

165
00:12:36,171 --> 00:12:38,465
الهه‌ی من‏،‏ غذا بخور

166
00:12:44,721 --> 00:12:46,598
الهه‌ی من‏،‏ بازم میخوای؟

167
00:12:46,598 --> 00:12:47,474
بده

168
00:12:52,020 --> 00:12:53,855
مزش خوبه‏،‏ الهه‌ی من؟

169
00:12:54,272 --> 00:12:55,107
آره

170
00:12:56,983 --> 00:13:01,988
طعمش به کنار‏،‏ هیچوقت توی
روستا این همه نخورده بودم

171
00:13:07,452 --> 00:13:08,495
هان؟

172
00:13:08,829 --> 00:13:10,747
بهت اضافه تر دادم

173
00:13:10,747 --> 00:13:12,624
مـ‏-‏ممنون ‏.‏‏.‏‏.‏

174
00:13:12,624 --> 00:13:14,626
چرا فقط تو؟

175
00:13:14,626 --> 00:13:16,545
ما همش همینقدر گرفتیم

176
00:13:16,545 --> 00:13:18,505
این انصاف نیس

177
00:13:18,505 --> 00:13:22,259
ساکت شین‏!‏ چند روز قبل
موقع کار تو مزرعه تنبلی کردین‏!‏

178
00:13:22,259 --> 00:13:26,012
اگه غذا میخواین‏،‏ پس کار
کنین‏،‏ تنبلای بی عرضه‏!‏

179
00:13:26,221 --> 00:13:28,140
ـ‏-‏باشه ‏.‏‏.‏‏.‏

180
00:13:28,140 --> 00:13:30,142
چرا فقط کای؟

181
00:13:30,142 --> 00:13:31,768
از من نپرسین‏!‏

182
00:13:31,768 --> 00:13:34,479
پس بهار واقعاً اومده سراغت؟

183
00:13:34,479 --> 00:13:36,773
بهت که گفتم‏،‏ اینطور نیس‏!‏

184
00:13:38,692 --> 00:13:39,901
خواهر؟

185
00:13:39,901 --> 00:13:41,778
هان؟ اوه‏!‏

186
00:13:43,530 --> 00:13:46,408
السا‏،‏ تا اینحد بهم احساس داری؟

187
00:13:46,408 --> 00:13:49,035
چی؟ نـ‏-‏نه‏،‏ اینطور نیس‏!‏

188
00:13:49,286 --> 00:13:51,288
چرا‏.‏ دوباره داری سرخ میشی

189
00:13:51,288 --> 00:13:52,414
نه‏،‏ نشدم‏!‏

190
00:13:52,414 --> 00:13:53,790
مطمئنی؟

191
00:13:53,790 --> 00:13:57,002
من فقط یه اشتباه کردم‏!‏ پسش بده‏!‏

192
00:13:57,002 --> 00:13:59,296
نمیتونم اینکارو بکنم‏!‏

193
00:14:38,376 --> 00:14:40,420
ما از کار برگشتیم‏!‏

194
00:14:40,420 --> 00:14:42,547
خب‏،‏ چاره ای نیس انگار

195
00:14:43,340 --> 00:14:44,424
بیاین‏،‏ بیاین‏،‏ بیاین

196
00:14:44,424 --> 00:14:45,467
چی‏!‏؟

197
00:14:45,467 --> 00:14:47,927
فقط 1 دونه اضافه؟

198
00:14:52,599 --> 00:14:54,434
خدای من‏!‏

199
00:14:58,271 --> 00:15:01,441
بی‌فایدس‏.‏ هیچوقت
نمیتونیم اینو بلند کنیم

200
00:15:10,867 --> 00:15:14,245
حتی ارباب وجین هم
نتونست بلندش کنه

201
00:15:14,245 --> 00:15:15,830
هی‏،‏ نگاه کن‏!‏

202
00:15:30,345 --> 00:15:33,473
حیرت آوره‏!‏ بارون حرف نداره‏!‏

203
00:15:34,766 --> 00:15:38,853
حالا برداشت روستاییا حتی بیشتر میشه

204
00:15:56,746 --> 00:15:58,248
فایده نداره

205
00:16:00,750 --> 00:16:04,379
هنوز باید بعنوان یه نگهبان
حامل چیزای زیادی یاد بگیرم

206
00:16:04,379 --> 00:16:06,881
درسته‏،‏ الهه‌ی درّه؟

207
00:16:19,436 --> 00:16:21,312
چیکار میکنی‏،‏ السا؟

208
00:16:25,525 --> 00:16:27,902
چیز غیرعادی پیدا کردی؟

209
00:16:27,902 --> 00:16:32,407
نه‏،‏ فقط داشتم فکر میکردم اونا امسال
 دوباره دارن خیلی زیبا شکوفه میدن

210
00:16:35,410 --> 00:16:40,498
قشنگ؟ هیچوقت به
این فکر نکرده بودم

211
00:16:40,498 --> 00:16:46,045
این گلُها در اصل از بذرهایی که
از روستامون آوردیم پرورش داده شدن

212
00:16:46,045 --> 00:16:47,046
چی؟

213
00:16:50,300 --> 00:16:54,262
وقتی روستامون سوخت‏،‏ ما میخواستیم
حداقل گُلها رو نجات بدیم

214
00:16:54,596 --> 00:16:59,058
روستامون از بین رفت ولی
حالا گُلهای خیلی زیادی وجود داره

215
00:16:59,058 --> 00:17:00,768
اونا خیلی سرسختن

216
00:17:02,729 --> 00:17:07,567
اوه‏،‏ درسته‏.‏ ما هر
دو از روستای لگ اومدیم

217
00:17:07,901 --> 00:17:08,651
چی؟

218
00:17:09,277 --> 00:17:11,821
فراموش کردی؟

219
00:17:11,821 --> 00:17:16,993
خب‏،‏ میدونی ‏.‏‏.‏‏.‏ من هنوز وقتی
روستامون سوخت کوچیک بودم

220
00:17:25,209 --> 00:17:27,420
به هر حال‏،‏ تو شگفت آور بودی ‏،‏ کای کون

221
00:17:27,420 --> 00:17:29,964
توجه بارون رو جلب کردی

222
00:17:30,590 --> 00:17:32,550
من شگفت آور نیستم

223
00:17:32,550 --> 00:17:36,679
در مقایسه با بارون و بانو جوزه
هنوز باید کلی چیز یاد بگیرم

224
00:17:36,679 --> 00:17:38,556
باید قویتر بشم

225
00:17:38,556 --> 00:17:39,974
قویتر؟

226
00:17:39,974 --> 00:17:40,850
آره

227
00:17:41,309 --> 00:17:47,482
برای کسی مثل من که بدون خانواده
زنده مونده‏،‏ باید قویتر بشم

228
00:17:47,899 --> 00:17:50,526
دوستایی مثل مانسو و دیگران دارم

229
00:17:50,526 --> 00:17:56,115
ولی همیشه حس میکردم باید
از هر کسی دیگه قویتر بشم

230
00:17:59,535 --> 00:18:00,578
اما ‏.‏‏.‏‏.‏

231
00:18:05,375 --> 00:18:07,752
تو اونموقع هم همینو گفتی

232
00:18:07,752 --> 00:18:08,878
اونموقع؟

233
00:18:09,128 --> 00:18:14,092
آره‏،‏ اونموقع‏،‏ تنهایی
داشتی گریه میکردی

234
00:18:29,023 --> 00:18:31,567
اینجا قلمروی ماست‏!‏

235
00:18:53,548 --> 00:18:55,675
فکر میکردم کارمون تمومه

236
00:18:56,384 --> 00:19:00,346
ولی ارباب وجین رسید و
اون ماکاک ها رو کُشت

237
00:19:23,619 --> 00:19:24,829
قسم میخورم ‏.‏‏.‏‏.‏

238
00:19:26,622 --> 00:19:28,875
قویتر بشم‏!‏

239
00:19:29,292 --> 00:19:33,129
اونموقع نا امید بودم

240
00:19:33,379 --> 00:19:35,047
نا امید؟

241
00:19:35,590 --> 00:19:41,137
مردم زیادی مُرده بودن‏.‏ روستاییا
نمیتونستن از خودشون دفاع کنن

242
00:19:41,137 --> 00:19:44,891
و من از خودم که نتونسته بودم
کاری کنم‏،‏ دلخور بودم

243
00:19:47,643 --> 00:19:52,273
پس با خودم عهد کردم که قویتر بشم

244
00:19:56,652 --> 00:20:01,407
من چی دارم میگم؟
تا الان اینو فراموش کرده بودم

245
00:20:01,407 --> 00:20:04,368
اینجور قسم خوردن هیچ فایده ای نداره

246
00:20:06,495 --> 00:20:08,039
من یادمه

247
00:20:08,372 --> 00:20:09,415
هان؟

248
00:20:09,707 --> 00:20:14,212
کای کون‏،‏ اونموقع تو
از ما محافظت کردی

249
00:20:16,255 --> 00:20:18,925
تو یه ذره هم عوض نشدی

250
00:20:38,945 --> 00:20:41,447
ای لعنت بهت‏!‏

251
00:20:58,673 --> 00:21:03,970
آدوراکان‏!‏ آدوراکان‏!‏ آدوراکان‏!‏

252
00:21:07,431 --> 00:21:12,061
مقصدمون اون درّه ی نفرت انگیزه‏!‏

253
00:21:12,061 --> 00:21:15,815
آدوراکان‏!‏ آدوراکان‏!‏ آدوراکان‏!‏

254
00:21:17,650 --> 00:21:19,819
نظرت چیه‏،‏ الهه‌ی من؟

255
00:21:20,695 --> 00:21:22,697
بنظر من که خوبه

256
00:21:22,697 --> 00:21:23,823
متشکرم

257
00:21:33,749 --> 00:21:36,043
چیزای بیشتری درست میکنم

258
00:21:36,377 --> 00:21:38,295
هر جور راحتی

259
00:23:09,094 --> 00:23:10,471
قسمت بعدی

260
00:23:10,554 --> 00:23:15,184
مسافرا از دشت مرکزی مسیرِ
سرنوشتِ کای رو تغییر میدن

261
00:23:15,851 --> 00:23:18,729
قسمت بعدی‏:‏ ‏"‏کشیش و بازرس‏"‏

262
00:23:19,605 --> 00:23:23,025
سرنوشت کای رو به کجا میبره؟
