﻿1
00:00:00,667 --> 00:00:03,086
آنچه در تئوگونیا گذشت

2
00:00:03,086 --> 00:00:05,964
کاش میتونستم یه توپ برنجی بخورم‏!‏

3
00:00:06,423 --> 00:00:08,341
توپ برنجی چیه؟

4
00:00:08,883 --> 00:00:12,262
خودمم نمیدونم ولی حس
میکنم مزش خیلی خوبه

5
00:00:12,595 --> 00:00:14,723
بیا بیرون‏،‏ جادوی آتش‏!‏

6
00:00:15,140 --> 00:00:16,349
کار کرد

7
00:00:16,349 --> 00:00:19,686
آدوراکان‏!‏ آدوراکان‏!‏ آدوراکان‏!‏

8
00:00:19,686 --> 00:00:23,982
مقصدمون اون درّه ی نفرت انگیزه‏!‏

9
00:01:52,946 --> 00:01:54,447
کشیش و بازرس

10
00:01:54,489 --> 00:01:56,866
‏"‏کشیش و بازرس‏"‏

11
00:01:58,785 --> 00:02:01,371
نمیدونم اینو میتونم بپزم یا نه

12
00:02:01,371 --> 00:02:07,460
پس فکنم قراره از دستم برای
شکل دادن اون توپ برنجی استفاده کنم

13
00:02:07,460 --> 00:02:09,212
توپ برنجی چیه؟

14
00:02:09,212 --> 00:02:10,505
هان؟ السا؟

15
00:02:10,713 --> 00:02:13,007
توپ برنجی غذاست؟

16
00:02:13,007 --> 00:02:17,011
واقعاً نمیدونم چطور بگم

17
00:02:17,387 --> 00:02:18,888
درهرصورت‏،‏ اونا خوشمزن

18
00:02:18,888 --> 00:02:21,766
کجا توپ برنجی خوردی؟

19
00:02:22,183 --> 00:02:24,519
هیچوقت جایی نخوردمش

20
00:02:24,936 --> 00:02:27,772
ولی دوست دارم یه بار امتحانشون کنم

21
00:02:29,065 --> 00:02:31,526
میخوای اونا رو امتحان کنی؟

22
00:02:32,318 --> 00:02:33,278
چیه‏،‏ السا؟

23
00:02:33,611 --> 00:02:35,446
هیچی

24
00:02:35,446 --> 00:02:36,364
کای

25
00:02:36,864 --> 00:02:38,783
عجله کن اون کیسه رو بیار

26
00:02:39,325 --> 00:02:40,702
پسره ی عوضی

27
00:02:40,702 --> 00:02:43,121
داری از بهارت تنهایی لذت میبری ‏.‏‏.‏‏.‏

28
00:02:43,121 --> 00:02:45,164
درحالیکه ما داریم جون میکنیم

29
00:02:45,164 --> 00:02:47,417
الان میخواستم همینکارو بکنم

30
00:02:49,419 --> 00:02:53,172
این کارو قبل از رسیدن
بازرس تموم کنین‏!‏

31
00:02:53,172 --> 00:02:55,550
واقعاً همه ی اینکارا لازمه؟

32
00:02:55,800 --> 00:02:56,801
اولها

33
00:02:56,801 --> 00:02:59,554
این اگه یه غذای محلی ارزشمند بود اشکالی نداشت

34
00:02:59,554 --> 00:03:03,433
ولی مطمئناً ضرری نداره مقداری
از غلات رو بهشون هدیه بدیم

35
00:03:03,891 --> 00:03:06,185
ذخایر روستاییا کمه

36
00:03:06,185 --> 00:03:08,438
روستاییا هم یکم از سهمشونو از دست میدن

37
00:03:08,438 --> 00:03:12,275
مشکلی براشون پیش
نمیاد‏.‏ به این راحتی نمیمیرن

38
00:03:12,275 --> 00:03:17,947
درهرصورت‏،‏ باید به منطقه ی مرکزی
هدایایی بدیم که نفوذشونو بدست بیاریم

39
00:03:18,614 --> 00:03:21,451
سعی کن بیش از حدِ
لازم همدردیشونو جلب کنی

40
00:03:21,451 --> 00:03:23,745
بعضی از روستاییا دارن
از گرسنگی میمیرن

41
00:03:24,078 --> 00:03:27,957
همونطور که همیشه میگم‏،‏
روستاییا فرزندان مولوک هستن

42
00:03:28,541 --> 00:03:30,418
بیشتر مراقبشون باشین

43
00:03:31,002 --> 00:03:34,422
بارزش داره از پایتخت
در دشت مرکزی میاد‏،‏ درسته؟

44
00:03:34,422 --> 00:03:36,257
معمولاً از اونجا کسی اینجا نمیاد

45
00:03:36,257 --> 00:03:37,717
واقعاً بیخیال‏،‏ مگه نه؟

46
00:03:37,717 --> 00:03:42,346
ما باید غذامونو قایم کنیم
اینطوری همشو نمیگیرن

47
00:03:45,349 --> 00:03:49,103
چی؟ بازرس هم یه نگهبانِ حامله؟

48
00:03:49,103 --> 00:03:50,521
ظاهراً

49
00:03:50,521 --> 00:03:54,442
میگن نشان الهیش از
بارونِ ما قویتره

50
00:03:54,442 --> 00:03:59,113
اونا از این قدرت برای محافظت از پایتخت
پادشاهی متحد دشت مرکزی استفاده میکنن؟

51
00:03:59,489 --> 00:04:01,115
منم مطمئن نیستم

52
00:04:15,588 --> 00:04:21,052
من بارونِ روستای لگ‏،‏ مولوک وِجین
هستم‏،‏ جناب بازرس گاندال

53
00:04:22,220 --> 00:04:25,598
تو این منطقه کلی نیمه انسان‏-‏نیمه شیطان هست

54
00:04:25,598 --> 00:04:28,142
سر راهم به اینجا بهم حمله شد

55
00:04:28,142 --> 00:04:30,895
اینا پیکانهای ماکاکها هستن

56
00:04:30,895 --> 00:04:34,148
باورم نمیشه‏.‏ متأسفم

57
00:04:34,148 --> 00:04:37,193
تقریباً 10تا بودن‏،‏ بارون مولوک

58
00:04:37,193 --> 00:04:40,404
گرچه تونستم باهاشون بجنگم

59
00:04:40,655 --> 00:04:42,657
10تا؟ تحسین برانگیزه

60
00:04:52,792 --> 00:04:57,296
تو بانوی مو نقره ای معروف روستای
لگ هستی که درموردش شنیدم؟

61
00:04:58,422 --> 00:05:00,049
جوزه هستم

62
00:05:01,467 --> 00:05:03,761
پوستت درخشانه و هیچ
ردی از آفتاب سوختگی نداری

63
00:05:03,761 --> 00:05:06,681
پدرت باید لای پر قو بزرگتر کرده باشه

64
00:05:06,931 --> 00:05:10,560
نه‏،‏ ممکنه یه زن باشم ولی یه
نگهبانِ جامل باید آماده ی جنگ باشه

65
00:05:10,560 --> 00:05:13,312
باهوش تر از چیزی هستی که نشون میدی

66
00:05:13,312 --> 00:05:15,940
زنها باید ساکت توی خونه قایم بشن

67
00:05:17,066 --> 00:05:20,069
بجاش باید روی عروس یه
اشراف زاده شدن تمرکز کنی

68
00:05:21,696 --> 00:05:24,073
از وظیفت غافل برای دور کردن
نیمه انسان‏-‏نیمه شیطانها غافل نشو

69
00:05:24,532 --> 00:05:27,076
شخصاً به جستجو ادامه میدم

70
00:05:27,743 --> 00:05:28,661
از اینطرف

71
00:05:33,582 --> 00:05:34,583
هان؟

72
00:05:38,004 --> 00:05:40,840
تو هم با بازرسی؟

73
00:05:41,465 --> 00:05:45,094
نه‏،‏ من تو راهِ خودم بودم که ایشونو دیدم

74
00:05:45,094 --> 00:05:46,846
که اینطور

75
00:05:46,846 --> 00:05:49,807
منو از صومعه ی ماعاس اینجا فرستادن

76
00:05:49,807 --> 00:05:51,350
نادا هستم

77
00:05:51,600 --> 00:05:52,852
از صومعه؟

78
00:05:57,023 --> 00:05:58,566
این زیاد نیست

79
00:05:58,566 --> 00:06:00,276
متأسفانه نه

80
00:06:01,068 --> 00:06:04,822
برداشت محصول به تمرین
ارباب هم مربوط میشه

81
00:06:04,822 --> 00:06:07,783
شاید به قدر کافی تمرین نمیکنی

82
00:06:07,783 --> 00:06:09,243
پدرم ـــ

83
00:06:10,036 --> 00:06:11,787
عذرخواهی میکنم

84
00:06:11,787 --> 00:06:18,502
شنیدم این روزا بعضی از روستاهای
دورافتاده میزان برداشت محصولشونو مخفی میکنن

85
00:06:18,502 --> 00:06:22,423
ولی شما اینکارو نمیکنین‏،‏ نه‏،‏ بارون مولوک؟

86
00:06:23,090 --> 00:06:25,051
خواب همچین کاریم نمی بینم

87
00:06:25,051 --> 00:06:29,263
برداشت ما اخیراً بدلیل
هوای نامساعد ناچیزه

88
00:06:29,638 --> 00:06:34,226
هوای نامساعد؟
این سفر رو مشکل میکنه

89
00:06:34,226 --> 00:06:37,063
شاید یه مدت اینجا بمونم

90
00:06:37,063 --> 00:06:39,815
تو روستای لگ؟

91
00:06:40,107 --> 00:06:43,360
پس در طول اقامتتون صمیمانه
ازتون مهمون نوازی میکنیم

92
00:06:43,360 --> 00:06:45,321
خوبه‏.‏ حالا برو کنار

93
00:06:45,571 --> 00:06:47,281
اینجا میمونه؟

94
00:06:47,281 --> 00:06:50,076
یعنی‏،‏ میخواد براش
بریز بپاش کنیم

95
00:06:50,326 --> 00:06:52,828
و زنها باید تو خونه قایم بشن؟

96
00:06:52,828 --> 00:06:54,872
نگهبانای حامل رو چی فرض میکنه؟

97
00:06:54,872 --> 00:06:56,499
دیگه کافیه

98
00:06:56,499 --> 00:06:58,751
جناب گاندال یه بازرسه

99
00:06:58,751 --> 00:07:02,588
اون نماینده ی پادشاهه هرجا که میره

100
00:07:02,588 --> 00:07:03,464
اما ‏.‏‏.‏‏.‏

101
00:07:03,464 --> 00:07:06,842
روستای لگ به پادشاهی متحد تعلق داره

102
00:07:07,176 --> 00:07:09,595
هیچوقت نباید اینو فراموش کنی

103
00:07:11,388 --> 00:07:12,306
چشم‏،‏ پدر

104
00:07:17,019 --> 00:07:19,522
راستی‏،‏ ازت متشکرم

105
00:07:20,856 --> 00:07:23,108
این وظیفمه

106
00:07:24,276 --> 00:07:28,113
میگم‏،‏ شلنت کثیفه

107
00:07:29,615 --> 00:07:31,867
متوجه این نشده بودم

108
00:07:32,660 --> 00:07:34,745
تمرین خوبی نداشتم

109
00:07:35,120 --> 00:07:40,626
تو پسری هستی که بعداز خوردن
سنگهای الهی زیاد قدرتمند شدی‏،‏ نه؟

110
00:07:40,626 --> 00:07:45,005
آره‏،‏ خودمم‏.‏ اسمم کایه

111
00:07:45,005 --> 00:07:48,509
بنظر میرسه من و تو مثل هم هستیم

112
00:07:48,509 --> 00:07:49,510
چی؟

113
00:07:49,510 --> 00:07:52,012
درواقع من مثل توئم

114
00:07:52,304 --> 00:07:56,475
تو صومعه‏،‏ بعنوان بخشی از تمریناتم
سنگهای الهی زیادی خوردم

115
00:07:56,475 --> 00:07:58,519
این یه میانبر برای دستیابی به قدرته

116
00:07:58,519 --> 00:08:03,023
واقعاً؟ در مقایسه با یه نگهبانِ
حامل چقدر قوی شدی؟

117
00:08:06,527 --> 00:08:09,530
یه نشان الهی؟ تو یه
نگهبان حاملی؟

118
00:08:10,155 --> 00:08:13,659
نه‏،‏ من حمایت هیچ الهه‌ای رو ندارم

119
00:08:13,951 --> 00:08:15,286
پس چطور ‏.‏‏.‏‏.‏؟

120
00:08:15,995 --> 00:08:20,916
یه نشان الهی رو میشه از راه
تمرین و خوردن سنگهای الهی بدست آورد

121
00:08:24,962 --> 00:08:26,672
چه غذاهای خوبی

122
00:08:26,672 --> 00:08:30,884
روستاییا این غذاها رو
فقط توی خوابشون میبینن

123
00:08:30,884 --> 00:08:33,053
پس بازم بیشتر بیارین‏!‏

124
00:08:33,304 --> 00:08:34,430
چی؟

125
00:08:34,430 --> 00:08:35,681
موضوع چیه؟

126
00:08:35,681 --> 00:08:39,351
دریافت این سطح از مهمون نوازی برام عادیه

127
00:08:39,351 --> 00:08:44,440
هرچی نباشه من یه بازرس از دشت مرکزیم

128
00:08:49,445 --> 00:08:51,447
لعنت به اون قورباغه ی لعنتی

129
00:08:52,614 --> 00:08:54,199
بازرسه که باشه

130
00:08:54,533 --> 00:08:56,952
غذامون بخاطر اون کم شده

131
00:08:57,244 --> 00:09:00,831
این ماییم که داریم هزینه ی
تجملات اونو میدیم

132
00:09:00,831 --> 00:09:03,459
امیدوارم زود از اینجا بره

133
00:09:03,667 --> 00:09:05,544
یه گروه از اُرگها؟

134
00:09:05,544 --> 00:09:07,838
بله‏.‏ تو چنین مکان دور افتاده ای

135
00:09:08,464 --> 00:09:12,551
نه فقط این‏،‏ بلکه این گروه
بزرگتر از حد معموله

136
00:09:12,551 --> 00:09:13,594
نکنه که ‏.‏‏.‏‏.‏

137
00:09:13,844 --> 00:09:17,598
این یه حمله ی تمام عیار
به سرزمینهای انسانهاس؟

138
00:09:17,848 --> 00:09:20,059
بنظر نمیاد اینطور باشه

139
00:09:20,059 --> 00:09:26,357
اونا باید از فرستادن چنین
ارتش قوی‌ای هدف خاصی داشته باشن

140
00:09:26,690 --> 00:09:28,734
ماعاس هم اینطور فکر میکنه

141
00:09:29,276 --> 00:09:34,239
و اونا بنظر میرسه برای اینکار
میخوام به مقصد خاصی برن

142
00:09:34,573 --> 00:09:35,741
چی؟

143
00:09:36,241 --> 00:09:40,871
من میخوام اُرگها رو دنبال کنم تا
بفهمم هدفشون چیه

144
00:09:40,871 --> 00:09:44,249
با اینحال‏،‏ با این منطقه ی
دورافتاده آشنایی ندارم

145
00:09:45,918 --> 00:09:49,546
سپاسگزار میشم که بارون مولوک
کمکی به این حقیر بکنه

146
00:09:49,546 --> 00:09:52,382
لطفاً بلند شو‏.‏ لباست کثیف میشه

147
00:09:52,382 --> 00:09:53,342
پس ‏.‏‏.‏‏.‏

148
00:09:53,884 --> 00:09:55,135
وضعیت رو درک میکنم

149
00:09:55,552 --> 00:09:59,306
در اینصورت‏،‏ تعدادی از افراد
رو برای همراهیت میفرستم

150
00:10:00,057 --> 00:10:01,308
خیلی متشکرم

151
00:10:02,101 --> 00:10:05,479
الههی من‏،‏ نمیتونی یه مدت به درّه بیای؟

152
00:10:05,479 --> 00:10:10,692
فکر نکنم زیاد طولانی باشه
ولی این به تحقیقات کشیش بستگی داره

153
00:10:11,485 --> 00:10:12,444
چی شده؟

154
00:10:12,444 --> 00:10:17,199
حس میکنم به درّه برنمیگردی

155
00:10:17,199 --> 00:10:18,992
نگران نباش

156
00:10:19,451 --> 00:10:23,705
نگهبانای حامل توی
این سرزمین یه مسئولیت دارن

157
00:10:24,164 --> 00:10:28,460
پس برمیگردم‏.‏ باید
از این درّه محافظت کنم

158
00:10:30,546 --> 00:10:32,923
تو خیلی باحالی

159
00:10:36,426 --> 00:10:37,678
ارباب

160
00:10:37,678 --> 00:10:38,720
پورِک

161
00:10:38,720 --> 00:10:43,851
گقتی میخوای دنبال
یه گروه اُرگ بری

162
00:10:44,101 --> 00:10:44,852
آره

163
00:10:44,852 --> 00:10:49,690
شاید اونا دنبال

164
00:10:49,690 --> 00:10:52,359
اُرگهایی میگردن که
اینجا کشتیشون

165
00:10:52,818 --> 00:10:54,486
شاید

166
00:10:55,988 --> 00:10:57,739
مشکلی پیش نمیاد

167
00:10:57,739 --> 00:10:59,867
من براشون آمادم

168
00:11:16,550 --> 00:11:19,803
پدر‏،‏ مطمئنی میخوای جوزه رو بغرستی؟

169
00:11:19,803 --> 00:11:22,639
معمولاً این وظیفه ی توئه

170
00:11:22,639 --> 00:11:26,893
ولی تو باید بری دنبال
ماکهایی که به بازرس حمله کردن

171
00:11:26,893 --> 00:11:29,813
و اینکه‏،‏ اونم باهاشون میره

172
00:11:29,813 --> 00:11:31,690
صبرکن‏،‏ کای‏!‏

173
00:11:32,065 --> 00:11:33,066
السا

174
00:11:33,567 --> 00:11:34,693
بگیر

175
00:11:35,068 --> 00:11:36,945
گفتی میخواستی اونا رو بخوری

176
00:11:37,279 --> 00:11:38,238
چی؟

177
00:11:38,655 --> 00:11:40,907
یه مقدار برنج پختم و اونا
رو به شکل توپ دراوردم

178
00:11:40,907 --> 00:11:43,827
گمونم همون توپ برنجاییه که گفتی

179
00:11:44,161 --> 00:11:45,954
نظرت چیه؟ درست متوجه شدم؟

180
00:11:46,163 --> 00:11:48,749
آره‏،‏ کم و بیش

181
00:11:48,749 --> 00:11:51,209
واقعاً؟ عالیه

182
00:11:55,547 --> 00:11:56,840
چی شده؟

183
00:11:56,840 --> 00:11:57,966
موندم چرا

184
00:11:58,634 --> 00:12:04,598
یاد مادرم افتادم با اینکه
سالها بهش فکر نکرده بودم

185
00:12:04,598 --> 00:12:05,807
کای‏!‏

186
00:12:05,807 --> 00:12:06,975
جات میذاریما

187
00:12:06,975 --> 00:12:09,603
ممنون‏.‏ اینا رو دوست دارم

188
00:12:10,103 --> 00:12:11,355
مراقب خودت باش

189
00:12:11,355 --> 00:12:13,899
اینا قرار نبود سفیدتر باشن؟

190
00:12:13,899 --> 00:12:16,860
و انگار هم توی چیزِ
سیاهی پیچیده شده بودن

191
00:12:29,873 --> 00:12:31,124
میگم‏،‏ کای

192
00:12:31,124 --> 00:12:31,875
بله؟

193
00:12:31,875 --> 00:12:34,878
تو هم فکر میکنی زنها باید ‏.‏‏.‏‏.‏

194
00:12:34,878 --> 00:12:35,796
چی؟

195
00:12:36,380 --> 00:12:38,548
فراموشش کن

196
00:12:38,548 --> 00:12:39,508
چی؟

197
00:12:40,967 --> 00:12:42,386
همه نگاه کنین‏!‏

198
00:12:43,136 --> 00:12:44,596
این چیه؟

199
00:12:44,596 --> 00:12:46,264
وحشتناکه‏!‏

200
00:12:47,599 --> 00:12:50,143
چرا اینجا همدیگه رو کشتن؟

201
00:12:50,394 --> 00:12:55,649
اُرگهایی که دنبالشونیم باید اینجا
با یه گروه از ماکها جنگیده باشن

202
00:12:55,649 --> 00:12:59,277
اجساد ماکها از اُرگها بیشتره

203
00:12:59,986 --> 00:13:03,990
پس یه تفاوت قدرت زیادی وجود داشته

204
00:13:03,990 --> 00:13:09,287
اُرگها میتونن  یه ارتش بزرگ
باشن که توسط یه رهبر قوی هدایت میشن

205
00:13:10,497 --> 00:13:14,668
این اُرگها میخواستن چیکار کنن؟

206
00:13:14,668 --> 00:13:16,545
اونا ظاهراً دنبال چیزی بودن

207
00:13:16,795 --> 00:13:21,466
دیشب چیزی رو که جناب نادا
به پدر و برادرم گفت شنیدم

208
00:13:22,008 --> 00:13:25,804
جناب نادا هم دنبال همون چیزه

209
00:13:25,804 --> 00:13:26,721
کشیش؟

210
00:13:26,721 --> 00:13:28,557
یه پیشگویی وجود داشت

211
00:13:28,765 --> 00:13:33,061
این که یه الهه قدرتمند که نباید توی
این سرزمین دورافتاده باشه‏،‏ ظاهر میشه

212
00:13:33,061 --> 00:13:34,187
یه الهه؟

213
00:13:34,479 --> 00:13:39,943
من برای پیدا کردن الهه و
مقبرش دنبال اُرگها میگشتم

214
00:13:40,277 --> 00:13:45,198
هر گونه ای ادعا میکنه اون
الهه از قدرت باورنکردنی برخورداره

215
00:13:45,615 --> 00:13:49,703
باید قبل از اینکه به دست نیمه انسان‏-‏نیمه شیطانها
بیوفته امنیتشو تضمین کنم

216
00:13:49,703 --> 00:13:53,456
مأموریت من اینه که اون الهه رو

217
00:13:53,456 --> 00:13:58,086
قبل از اینکه بتونن ادعا کنن
به زیارتگاهِ پادشاهیِ متحد منتقل کنم

218
00:13:58,086 --> 00:14:00,130
درمورد چجور الهه‌ای حرف میزنی؟

219
00:14:00,130 --> 00:14:04,551
کشیش اعظم ماعاس این
حرف رو درمورد پیشگویی میگفت

220
00:14:04,551 --> 00:14:08,972
‏"‏یه روح وحشی که تسلیم نمیشه‏،‏
در سرزمینهای دورافتاده بیدار شده‏"‏

221
00:14:09,222 --> 00:14:13,685
‏"‏قدرتش مثل پرنده ای که در اوج آسمون اوج میگیره به آسمانها میرسه‏"‏

222
00:14:13,685 --> 00:14:17,522
‏"‏طبیعتش هم روشنه هم تاریک
هم خیر و هم شر‏"‏

223
00:14:17,522 --> 00:14:19,983
‏"‏و باید ازش ترسید و بهش احترام گذاشت‏"‏

224
00:14:19,983 --> 00:14:23,486
نکنه این الهه‌ی بیدار
شده الهه‌ی درّه باشه؟

225
00:14:23,486 --> 00:14:25,238
اون داره دنبال من میگرده؟

226
00:14:26,031 --> 00:14:32,245
و این اُرگها واضحه که با
اونایی که تو درّه باهاشون جنگیدم فرق دارن

227
00:14:34,164 --> 00:14:35,248
این چیه؟

228
00:14:35,248 --> 00:14:37,334
بنظر میرسه اونا مورد حمله قرار گرفتن

229
00:14:37,334 --> 00:14:39,002
توسط اُرگها؟

230
00:14:39,252 --> 00:14:40,503
بیاین بریم بررسی کنیم

231
00:14:40,503 --> 00:14:42,380
بانو جوزه‏،‏ اینکار خیلی خطرناکه

232
00:14:42,380 --> 00:14:43,965
نمیتونیم اینو نادیده بگیریم

233
00:14:47,844 --> 00:14:49,888
خونه ها نابود شدن

234
00:14:49,888 --> 00:14:50,889
هی

235
00:14:52,098 --> 00:14:53,516
اونا اوزِل هستن

236
00:14:53,850 --> 00:14:54,809
اُزِل؟

237
00:14:55,310 --> 00:15:00,023
اونا یه نژاد آروم و ساکتن
که با انسانها خصومتی ندارن

238
00:15:00,565 --> 00:15:02,275
شاخ هاشون قطع شدن

239
00:15:04,986 --> 00:15:06,279
این یه تبرِ اُرگه

240
00:15:06,655 --> 00:15:09,240
بانو جوزه‏،‏ باید بریم

241
00:15:09,574 --> 00:15:13,453
بعضیاشون ممکنه از این
حمله فرار کرده باشن و مخفی شده باشن

242
00:15:13,453 --> 00:15:14,621
باید دنبالشون بگردیم

243
00:15:14,621 --> 00:15:15,580
اما ‏.‏‏.‏‏.‏

244
00:15:15,789 --> 00:15:17,165
نباید رهاشون کنیم

245
00:15:17,874 --> 00:15:20,627
میتونم راه خودمو برم؟

246
00:15:20,627 --> 00:15:23,838
میخوام درمورد الهه‌ی این زمین تحقیق کنم

247
00:15:23,838 --> 00:15:26,800
ممکنه سرنخی برای الهه‌ای
که دنبالشم پیدا کنم

248
00:15:27,634 --> 00:15:29,552
پس کای باهات میاد

249
00:15:29,552 --> 00:15:30,303
باشه

250
00:15:30,303 --> 00:15:31,429
متشکرم

251
00:15:34,307 --> 00:15:35,809
خیلی عجیبه

252
00:15:35,809 --> 00:15:38,061
آره‏.‏ روستا خالیه

253
00:15:38,395 --> 00:15:40,814
روستاییا کجا رفتن؟

254
00:15:40,814 --> 00:15:43,566
خونه های این اطراف
هم خراب نشدن

255
00:15:43,566 --> 00:15:48,113
اگه این اُرگها مسبب اینکار بودن
بدتر از این عمل میکردن

256
00:15:51,574 --> 00:15:52,909
این خونه

257
00:15:52,909 --> 00:15:55,161
یکی ممکنه صدمه دیده
باشه و مخفی شده باشه

258
00:16:00,041 --> 00:16:01,418
کسی اونجاس؟

259
00:16:09,843 --> 00:16:11,428
بیا بیرون‏،‏ آتش

260
00:16:12,053 --> 00:16:15,223
مراقب باش‏.‏ ممکنه اُرگها در کمین باشن

261
00:16:15,515 --> 00:16:17,559
تعجب نکردی

262
00:16:17,559 --> 00:16:18,476
چی؟

263
00:16:18,476 --> 00:16:23,231
خیلیا از دیدن تکنیک آتشم متعجب میشن

264
00:16:23,231 --> 00:16:26,401
قبلاً اینو دیده بودی؟

265
00:16:26,401 --> 00:16:29,863
اوه‏،‏ چیزه ‏.‏‏.‏‏.‏ درموردش شنیدم

266
00:16:30,238 --> 00:16:31,364
چی؟

267
00:16:31,614 --> 00:16:33,533
هی‏،‏ نگاه کن

268
00:16:33,533 --> 00:16:35,034
یه سنگ قبر اونجاس

269
00:16:35,827 --> 00:16:38,329
ما دشمنت نیستیم

270
00:16:38,329 --> 00:16:39,998
نترس‏.‏ میتونی بیای بیرون

271
00:16:46,379 --> 00:16:47,338
یه اُرگ؟

272
00:16:48,798 --> 00:16:51,467
این سنگ قبرِ الهه‌ی زمینِ این روستاس

273
00:16:53,303 --> 00:16:54,512
این چیه؟

274
00:16:54,512 --> 00:16:59,934
از اونجایی یه نگهبانِ حامل نیستم‏،‏ نمیتونم
بدون این نوشته ی سنگ قبرها رو بخونم

275
00:16:59,934 --> 00:17:01,186
اوه

276
00:17:01,186 --> 00:17:04,314
اسم الهه‌ی زمین نازِلکازیل هست

277
00:17:10,028 --> 00:17:12,447
همش همین سه اُرگ هستن؟

278
00:17:12,447 --> 00:17:15,575
آره‏.‏ همشونو توی این منطقه پیدا کردیم

279
00:17:15,575 --> 00:17:18,286
و چیز زیادی هم تخریب نشده

280
00:17:18,286 --> 00:17:22,081
بنظر میرسه اونا توسط ارتش
بزرگ اُرگها مورد حمله قرار نگرفتن

281
00:17:23,082 --> 00:17:28,588
از روی لباساش بنظر
میرسه اون بارونِ این روستاس

282
00:17:28,588 --> 00:17:31,174
بارون؟ که یعنی ‏.‏‏.‏‏.‏

283
00:17:31,174 --> 00:17:33,217
بله‏.‏ اون یه نگهبانِ حامله

284
00:17:33,843 --> 00:17:36,971
بانو جوزه هم یه نگهبانِ حامله

285
00:17:36,971 --> 00:17:39,098
ولی بارونِ زن مرسوم نیس

286
00:17:39,432 --> 00:17:43,728
این زخم عمیق توسط
یه تبر اُرگ ایجاد شده

287
00:17:44,020 --> 00:17:48,608
حتی با حمایت یه الهه‏،‏ یه زن
نمیتونه یه اُرگ رو شکست بده

288
00:17:49,442 --> 00:17:50,610
هی‏،‏ کالیک

289
00:17:50,610 --> 00:17:51,861
اوخ ‏.‏‏.‏‏.‏

290
00:17:54,447 --> 00:17:55,823
صبرکنین

291
00:17:56,824 --> 00:17:58,117
موضوع چیه؟

292
00:18:01,454 --> 00:18:02,997
این تطابق داره

293
00:18:03,456 --> 00:18:06,084
فهمیدم‏.‏ هیچ شکی نیس

294
00:18:06,501 --> 00:18:11,005
زخمهای مرگبار روی اُرگها
توسط سلاح این فرد ایجاد شدن

295
00:18:11,464 --> 00:18:12,757
منظورتون اینه که ‏.‏‏.‏‏.‏

296
00:18:13,091 --> 00:18:17,261
بله‏.‏ اون زنِ نگهبانِ حامل
این اُرگها رو کشته

297
00:18:17,804 --> 00:18:20,640
اون با سه اُرگ جنگیده ‏.‏‏.‏‏.‏

298
00:18:22,141 --> 00:18:24,852
و تونسته اونا رو بکشه

299
00:18:25,144 --> 00:18:26,270
می بینین؟ کاملاً مطابقت داره

300
00:18:26,270 --> 00:18:29,732
چی؟ یه زن تنهایی سه اُرگ رو کشته؟

301
00:18:31,484 --> 00:18:34,445
شاخهای اُزِلها قیمت بالایی دارن

302
00:18:35,863 --> 00:18:38,282
اول اونا مورد حمله قرار گرفتن

303
00:18:38,658 --> 00:18:41,160
اون فریادشونو شنیده و
برای کمک اومده

304
00:18:45,164 --> 00:18:48,710
نمیتونسته بذاره خونِ
روستاییای بیشتری ریخته بشه

305
00:18:49,127 --> 00:18:53,297
پس خودشو سپر اونا کرده
تا اونا بتونن فرار کنن

306
00:18:53,548 --> 00:18:56,342
بهمین دلیل روستاییا اینجا نیستن

307
00:18:56,342 --> 00:18:57,927
اون خیلی بی پروا بود

308
00:18:57,927 --> 00:19:02,432
تفاوت جسمی و قدرت نبرد
بین اُرگها و اُزِلها خیلی زیاده

309
00:19:02,432 --> 00:19:08,938
اون باید میدونسته هیچ شانسی برای
ایستادگی مقابل این دشمنای قوی رو نداره

310
00:19:09,272 --> 00:19:12,233
ولی به این تفاوت غلبه کرد

311
00:19:12,692 --> 00:19:14,444
فکر میکنین چرا؟

312
00:19:14,444 --> 00:19:15,403
چی؟

313
00:19:15,778 --> 00:19:17,947
احتمالاً چون ‏.‏‏.‏‏.‏

314
00:19:18,281 --> 00:19:23,953
این عشقش به مردمش بود که
کمکش کرد به این ترس بزرگ غلبه کنه

315
00:19:23,953 --> 00:19:26,205
عشقش به مردمش؟

316
00:19:26,539 --> 00:19:29,459
و بنظر من

317
00:19:29,459 --> 00:19:34,213
این صِفَتیه که تمام نگهبانان حامل باید داشته باشنش

318
00:19:34,547 --> 00:19:37,550
فرار نمیکنن هر قدر که دشمن قوی باشه

319
00:19:38,176 --> 00:19:40,470
یه نگهبان واقعی حامل اینطوریه

320
00:19:41,596 --> 00:19:44,724
باشه‏.‏ اعتراف میکنم اشتباه کردم

321
00:19:55,276 --> 00:19:57,737
این یکی یه سنگ قبر نداشت

322
00:19:58,404 --> 00:20:02,116
حمایتشون احتمالاً به
یکی دیگه منتقل شده

323
00:20:02,116 --> 00:20:07,246
راستی‏،‏ الهه‌ی زمین این شخص
به کسی که دنبالشین وصل شده؟

324
00:20:07,496 --> 00:20:12,877
نه‏.‏ اون فقط تنها الهه‌ی این زمینه

325
00:20:12,877 --> 00:20:16,589
به هر حال‏،‏ با اومدن به
اینجا چیزی رو فهمیدم

326
00:20:17,256 --> 00:20:20,009
گروه اُرگهای بزرگ  جای دیگه ای هستن

327
00:20:21,928 --> 00:20:26,390
از میدون نبرد بین ماکاکها و اُرگها
دو مسیر مجزا میشه

328
00:20:26,807 --> 00:20:31,270
یکیش به این روستا میرسه
جایی که اُرگهای سرکش ظاهر شدن

329
00:20:31,270 --> 00:20:32,730
که یعنی ‏.‏‏.‏‏.‏

330
00:20:34,065 --> 00:20:36,442
ارتش بزرگ به اون یکی مسیر رفته

331
00:20:36,442 --> 00:20:38,736
که به داخل جنگل منتهی میشه

332
00:20:38,736 --> 00:20:41,530
قبر اون الهه هم باید اونجا باشه

333
00:20:43,241 --> 00:20:45,159
این درّه ی منه

334
00:20:45,493 --> 00:20:47,161
من میرم سر و گوش آب بدم

335
00:20:47,161 --> 00:20:47,870
کای؟

336
00:20:47,870 --> 00:20:53,584
میخوام با چشم خودم
ببینم اشتباه میکنی یا نه

337
00:20:53,584 --> 00:20:55,419
من به سرعتم اطمینان دارم

338
00:20:55,962 --> 00:20:58,297
تو آدم خیلی جالبی هستی

339
00:21:00,549 --> 00:21:03,052
پس اینکارو به تو میسپرم

340
00:21:03,052 --> 00:21:04,011
باشه

341
00:21:05,012 --> 00:21:07,807
اُرگها دارن میان اینجا؟

342
00:21:08,099 --> 00:21:09,058
آره

343
00:21:09,058 --> 00:21:10,017
دارن میان اینجا؟

344
00:21:10,017 --> 00:21:11,018
من میترسم

345
00:21:11,018 --> 00:21:12,561
واقعاً دارن میان اینجا؟

346
00:21:12,561 --> 00:21:14,814
اونا رو مضطرب نکن

347
00:21:14,814 --> 00:21:17,566
به زبان انسانها حرف بزن
اینطوری متوجه نمیشن

348
00:21:17,566 --> 00:21:18,567
باشه

349
00:21:18,567 --> 00:21:23,823
چیزی که ازش میترسیدی شد
اُرگها مستقیم دارن به این درّه میان

350
00:21:25,783 --> 00:21:28,327
کِچاک‏،‏ یه عده ی کمی رو جمع کن

351
00:21:28,327 --> 00:21:31,038
خودم میرم یه گَشتی میزنم

352
00:21:32,081 --> 00:21:36,752
این کورور پیر کار بیشتری نمیتونه بکنه

353
00:21:36,752 --> 00:21:39,588
ولی نمیتونم بشینم و کاری نکنم

354
00:23:13,098 --> 00:23:14,767
قسمت بعدی

355
00:23:14,808 --> 00:23:20,356
کای که در قدرت عظیمی غرق شده
خاطرات عجیبی رو بیاد میاره

356
00:23:21,357 --> 00:23:22,858
قسمت بعدی‏:‏ ‏"‏ریگداروس‏"‏

357
00:23:24,235 --> 00:23:26,362
دنیای ما داره به لرزه در میاد
